دورنمای فرومد از کموج ـ کهموج

 

دور نمای فرومد از کموج ـ کهموج

دورنمای فرومد ، نصرتیّه ، فیروزآباد از کموج / کهموج

کموج قبلاً قلعه و اکنون فقط کلاته یا مزرعه ای خالی از سکنه در شمال شرقی فرومد است .

تاریخ عکس ۲۶ / ۴ / ۱۳۹۱ 

عید نوروز مبارک باد

هفت سین مرتبط با فریومد / فرومد

1 ـ سرو فریومد ( که به استناد « تاریخ بیهق » هنگام سوزانده شدن  1691 سال عُمر داشته است . )

2 ـ سلطان ­آباد ( کلاته ای در شمال شرقی فریومد / فرومد ، پایین تر از اُلنگ میرطاهری )

3 ـ سررور / سررود ( کلاته آقا ) ، ( اکنون تفریحگاهی است ، نزدیک معدن قدیمی در شمال فرومد )

4 ـ سرسنگ ( محوطه باز ضلع شرقی مسجد جامع )

5 ـ سرپلی ( مکانی در کوچه تَه در محلّه پشند ، کنار مسجدی به همین نام )  

6 ـ سرآسیا ( مکانی در صحرای رودبار ، قبلاً جلو عمارت خان منوچهری آسیاب آبی بود اکنون آسیاب و عمارت خراب و مزرعه شده است . )

7 ـ سیدآباد / سیّدآباد ( کلاته ای در طرف غرب فریومد / فرومد بعد از نصرتیّه )  

هفت سین منتخب از دیوان ابن یمین فریومدی

سرو تا بنده بالای تو شد از دلِ پاک .......... بر زبان همه آزادی سرو چمن است

دیوان ، ص 210

سر به پای تو در افکندم و عقلم می ­گفت : ..... مور با پای ملخ پیش سلیمان برخاست

دیوان ، ص 215

سلطان غمت دست چو بگشاد به بیداد .......... عقلم که رئیس دِه دل بود زِ دِه شد

دیوان ، ص 223

سلسله­ ای است زُلف تو که از هوس وصال او ..... جوهر پاک عقل را ، دل همه پُر جنون شود

دیوان ، ص 227

سنبل زلف تو چـون از گُـل تـر بردارند .......... بُرقع شام زِ رُخسار سحـر بردارند

دیوان ، ص 229

سحــرگاهان زِ بُستان سوی مستان .......... صبــا می ­آرد از گُــل ارمغــانـی

دیوان ، ص 296

سیلاب چشم ابن­ یمین در هوای تو .......... افکند در بلای صبــوری تـزلـزلـی

دیوان ، ص 294

نانهای رنگارنگ فرومد

 

 شعله های فروزان آتش      شعله های فرو کش کرده تنور

نان پنجه کش      نان حویجی

 ز آتـش آرزو نتــــافتـــه دل ......... چون تنور از پی فطیر کَسان

دیوان ابن­یمین ، ص 489

 نانهای رنگارنگی که در فرومد پخته می شود :

نان پنجه کش ، کلوچه ، تافتون ، فطیر ، نان علفی ، نان حویجی ، نان شون جوز / گردو ، نان روغنی ، نان پیازی ، کُماج ، روغن جوشی ، ...

جهان تنور و در آن نانهای رنگارنگ .......... تنور و نان چه کند آن که دید خبّازش

دیوان شمس مولوی ، غزلیّات

لواش و پنجه کش های برشته .......... سفید و پاک چون هوش فرشته

 دیوان قائم مقام فراهانی ، جلایرنامه ، ۸

مرا دارد زبان چرب سیر از نعمت اَلوان .......... نخواهد نان خورش هر کس که نان روغنی دارد

 دیوان صائب ، غزلیّات ، قسمت ۴ ، شماره ۵۶۲

نانی که در تنور دیده می شود نان پنجه کش و نان حویجی است .

خداوند ؛ دست و پنجه مادرانی را که برای قرار دادن نان گرم بر سفره ، سر در تنور داغ می برند و هُرمای آتش را به جان می خرند از آتش جهنّم در امان نگه دارد ! 

نظر شما چیست ؟

آقای حسینی یکی از خوانندگان محترم ( خطّه فریومد / فرومد ) نقد ذیل را فرستاده است . نظر شما چیست ؟

نگاهی به ارزیابی اول شما به پایان نامه خانم شوریده یزدی:

1- در مورد وجه تسمیه آنچه خانم یزدی نقل قول مستقیم از کتاب سه سفرنامه کرده ، پس از جانب ایشان خطایی رخ نداده و فقط نظر مولف کتاب فوق را بیان کرده است.

2- اقا معلم از کی تذکره سمرقندی و دیوان فرومدی جز متون تاریخی شده است؟

3- کربلایی حسین دهملایی نظرش در مورد وجه تسمیه فرمود بیان کرده گفته اینجا را فرامرز نامی بنیان کرده بعد به اسم این آقا خوانده شده بعدها شکل کلمه در بیان مردم به فرومد تبدیل شده است حالا درست یا غلط؟ بعد شما اومدی به کلمه « افواه خلق » گیر دادی که این یعنی متون تاریخی ؟ بعد کل کتاب گذاشتی کنار که این جز متون تاریخی نسیت. این معلوم که متوجه منظور مولف نشدی ...

4- گزارش ناصر الدین شاه چه نکته در مورد وجه تسمیه فرومد آورده که شما نقل کردی؟

5- شما متوجه منظور مولف سه سفرنامه هم نشدی ایشان هم گفته: گویند علت وجه تسیمه فرومد به این دلیل می باشد، ولی اومده آن نظر را تصحیح کرده گفته اما در منابع متقدم این چنین ثبت نشده بلکه به صورت فریومد ضبط شده است.

6- بعد خوشکل پسر ، چطور کسی که در تاریخ 429ق فوت کرده از کتابی که در تاریخ 565 ق تالیف شده نقل کرده؟
7- اینکه در کدوم منابع فرومد فرامرز ذکر شده رو از کربلایی حسین باید سوال کرد نه از خانم یزدی و مولف سه سفرنامه هم از او نقل کرده است؟

8- در پایان بهتون پیشنهاد می کنم ابتدا متن رو قشنگ بخونید بعدا ارزیابی نمایید.

یک هفته از درج نظر و پرسشهای آقای حسینی گذشت

اکنون توضیحات و پاسخ مرا در پیش رو دارید . 

1 ـ نقد و ارزیابی متن ( نگاهی به ارزیابی ) از نظر نوشتاری

نگاهی به ارزیابی اول شما به [ از ] پایان نامه خانم شوریده یزدی:

1- در مورد وجه تسمیه ، آنچه [ چون ] خانم یزدی نقل قول مستقیم از کتاب سه سفرنامه کرده ، پس از جانب ایشان خطایی رخ نداده و فقط نظر مولف کتاب فوق را بیان کرده است.

2- اقا [ آقا ] معلم از کی تذکره سمرقندی و دیوان فرومدی [ فریومدی ] جز [ جزء / جزو ] متون تاریخی شده است؟

3- کربلایی حسین دهملایی نظرش [ را ] در مورد وجه تسمیه فرمود [ فرومد ] بیان کرده گفته اینجا را فرامرز نامی بنیان کرده بعد به اسم این آقا خوانده شده بعدها شکل کلمه در بیان مردم به فرومد تبدیل شده است حالا درست یا غلط؟ بعد شما اومدی به کلمه « افواه خلق » گیر دادی که این یعنی متون تاریخی ؟ بعد کل کتاب [ را ] گذاشتی کنار که این جز [ جزء / جزومتون تاریخی نسیت [ نیست ] . [ از ] این معلوم [ است ] که متوجه منظور مولف نشدی ...

4- گزارش ناصر الدین شاه چه نکته [ نکته ای ] در مورد وجه تسمیه فرومد آورده که شما نقل کردی؟

5- شما متوجه منظور مولف سه سفرنامه هم نشدی ایشان هم گفته: گویند علت وجه تسیمه فرومد به این دلیل می باشد، ولی اومده آن نظر را تصحیح کرده گفته اما در منابع متقدم این چنین ثبت نشده بلکه به صورت فریومد ضبط شده است.

6- بعد خوشکل [ خوشگل ] پسر ، چطور کسی که در تاریخ 429ق فوت کرده از کتابی که در تاریخ 565 ق تالیف شده نقل کرده؟

7- اینکه در کدوم منابع فرومد فرامرز ذکر شده رو از کربلایی حسین باید سوال کرد نه از خانم یزدی و مولف سه سفرنامه هم از او نقل کرده است؟

8- در پایان بهتون پیشنهاد می کنم ابتدا متن رو قشنگ [ دقیق ، عمیق ] بخونید بعدا ارزیابی نمایید .

توضیح

دیوان فرومدی [ فریومدی ] : نام روستا در زمان ابن ­یمین فریومد  بوده است نه فرومد ـ همانطور که باید گفت : « تاریخ بیهقی » را « ابوالفضل بیهقی » نوشته نه « ابوالفضل سبزواری » ! یا « تاریخ بیهق » را « علی بن زید بیهقی » نوشته نه « علی بن زید سبزواری » . مورّخان هم وقتی در مورد مدینه قبل از هجرت پیامبر گرامی سخن می ­گویند کلمه « یثرب » به کار می ­برند . تا هارمونی و تناسب آن حفظ شود .

جز [ جزء / جزو ] : اصل این کلمه در عربی با همزه پایانی و به صورت جزء است لیکن فارسی زبانان از قدیم آن را با « و » پایانی و به صورت « جزو » نیز به کار بُرده­اند ... بنا بر این « جزو چیزی بودن » یا « جزء چیزی بودن » هر دو صحیح است . « این خانه جزو ( یا جزء ) بناهای تاریخی است . » [ غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، ص 134 ]

جز : از اَدات استثاء می­باشد .

که یکی هست و هیچ نیست جز او ..... وَحـــــــدَه لا الـــــــه الّـا هـــــــــو

دیوان هاتف اصفهانی ، ترجیع بند

سه سفر نامه : « کتاب حاضر مجموعه­ای است از سه سفرنامه ، که هر سه مربوط به اوضاع و احوال دوران سلطنت ناصرالدّین­شاه قاجار است . دو سفرنامه از این میان اثر دو مأمور ایران است که یکی به هرات و دیگری به مرو رفته و گزارش و شرح مأموریّت خود را نوشته­اند . سفرنامه سوم ترجمه است از شرح سفر هوتوم شیندلر مأمور ایجاد تلگراف از طرف دولت در خطّ طهران به مشهد که به زبان انگلیسی نوشته بوده و در ادارة دارالتّرجمة ناصری به فارسی نقل شده ... . » [ از مقدّمه کتاب ؛ یازدهم آذرماه 1347 ، ایرج افشار ]  

بنا بر این به کار بُردن « مؤلّف سه سفرنامه » درست نیست .

علت / دلیل : [ گویند : علت وجه تسیمه فرومد به این دلیل می­باشد : ] علّتِ دلیل یعنی چه ؟ وجه تسیمه فرومد به این علّت یا دلیل می­باشد . [ البتّه از نظر معنا علّت و دلیل مترادف نیست . ]

یک بار دیگر متن را مرور می­کنیم : [ در همان کتاب « سه سفرنامه » آمده است : « ... گویند که قلعه قدیم از بنای فرامرز بن رستم بوده است و به این دلیل اسم مربوط به این ده باید فرامرز باشد ، ولی در تاریخِ قدیم اسم این ده فریومد نوشته است ... » . ] 

ـ من ننوشته­ام « مؤلّف سه سفر نامه » ، بلکه نوشته­ام : در همان کتاب « سه سفرنامه » چون چند مؤلّف دارد .

ـ در این متن کلمه « علّت » به کار نرفته است .

خوشکل [ خوشگِل ] : برایِ انسانها خوشگِل و بدگِل به کار می­برند ، ( نه خوشکِل و بدکِل ! ) که اشاره به طین / گِل دارد . « إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ . » ، ( ص ، 38 / ٧١ )

البتّه این نوع گفتمان [ خوشگِل پسر ، بهتون ، ... ] در نقد علمی مورد استفاده قرار نمی­گیرد .

قشنگ [ دقیق ، عمیق ] : قَشَنگ به معنای جَمیل ، زیبا ، خوب صورت ، ظریف ، خوشگل و ... است . [ لغتنامه دهخدا و فرهنگ فارسی معین ] در صورتی که مراد پیشنهاددهنده دقیق و عمیق خواندن است نه خوشگِل خواندن !

نتیجه می ­گیریم : در یک متن که حدود 17 سطر دارد به همان مقدار هم اشتباه دارد .

کلمه ­های ذیل از نظر املایی غلط نوشته شده است : اقا [ آقا ] ، جز [ جزء / جزو ] ، فرمود [ فرومد ] ، جز [ جزء / جزو ] ، نسیت [ نیست ] ، نکته [ نکته ای ] ، خوشکل [ خوشگل ]

کلمه­ های ذیل نوشته نشده و از قلم افتاده است : نظرش [ را ] ، کتاب [ را ] ، [ از ] این معلوم [ است ]

کلمه­های ذیل نا به جا و نابجا به کار رفته است : به [ از ] ، آنچه [ چون ] ، فرومدی [ فریومدی ] ، قشنگ [ دقیق ، عمیق ] ، مؤلّف ، علّت

2 ـ نقد و ارزیابی متن ( نگاهی به ارزیابی ) از نظر محتوا  

1- در مورد وجه تسمیه آنچه خانم یزدی نقل قول مستقیم از کتاب سه سفرنامه کرده ، پس از جانب ایشان خطایی رخ نداده و فقط نظر مولف کتاب فوق را بیان کرده است.

خانم شوریده یزدی آن مطلب را ذیل « وجه تسمیه » آورده و آن را پذیرفته است . چرا آن مطلب را نقل کرده است ؟ آیا آن را قبول دارد یا قبول ندارد ؟ اگر قبول ندارد چرا نقل کرده است ؟ اگر هم قبول دارد که ؛ پذیرش یک مطلب غیرعلمی اشکال دارد .

وقتی در نوشته خود مطلبی را مورد استناد قرار دادیم ، یعنی آن را پذیرفته ­ایم .

2- اقا معلم از کی تذکره سمرقندی و دیوان فرومدی جز [ جزو ] متون تاریخی شده است ؟

« متونی که به عنوان منبع تاریخی با آن مواجهیم گونه ­های مختلفی از ساختار را دارند .

گاهی اساساً ساختار تاریخی است ؛ [ اَمثال کتابهای تاریخ طبری ، الغارات ثقفی ، مروج الذّهب مسعودی ، ناسخ التواریخ سپهر ؛ به هر حال متن یک متن تاریخی است و نویسنده فکر می­کرده در حال نوشتن تاریخ است . با راست و دروغ آن کار نداریم بلکه سَبک پرداخت مهمّ است . ]

و گاهی غیرتاریخی ؛ منظور از اینکه بعضی از منابعی که استفاده تاریخی می­ شوند ساختار غیرتاریخی دارند یعنی ؛ اصلاً متن از نظر ماهیّت ، ماهیّت تاریخی ندارد . مثلاً کسی با اِستناد به این شعر سعدی که « در آن گاهی که ما را روز خوش بود ..... زِ هجرت 656 بود » نتیجه بگیرد در سال 656 هجری ، شیراز دستخوش تغییرات ناشی از حمله مغول نشده بود و مردم داشتند با صلح و صفا زندگی می­ کردند . بله این یک منبع تاریخی است و می ­شود چُنین مطلبی را از آن استنباط کرد . امّا ساختار کلّیّات سعدی ، ساختار تاریخی نیست بلکه غیرتاریخی است . »

[ نقد متن ، دکتر احمد پاکتچی ، انجمن علمی دانشجویی الهیّات دانشگاه امام صادق علیه السّلام ، چاپ اوّل ، پاییز 1388 ، صفحه 185 و 187 ]

در آن مدّت که ما را وقت خوش بود ...... زِ هجرت ششصد و پنجاه و شش بود

مقدّمه گلستان سعدی

ـ برای همین هم در بالای جدول نوشته ­ام : « ثبتِ نام روستا در متون تاریخی و قدیمی ذیل » می ­بینید ؛ علاوه بر واژه تاریخی ، واژه قدیمی را هم نوشتم که این مطلبی که شما گفته ­ای  ، رُخ ندهد . یعنی ؛ آیا در نوشته­ های پیشینیان [ با ساختار تاریخی یا غیرتاریخی ] نام روستا چه چیزی ثبت شده است ؟ استفاده من هم از آن منابع با هر ماهیّتی که دارند [ تاریخی ، تفسیری ، حدیثی ، ادبی و ... ] استفاده تاریخی بوده است .

ـ در بعضی فرهنگ لُغت­ ها هم ، دو معنا برای واژه « تاریخی » نوشته شده است :

1- قدیمی ، بسیار قدیمی . 2 - سزاوار ثبت شدن در تاریخ .

3- کربلایی حسین دهملایی نظرش در مورد وجه تسمیه فرمود [ فرومد ] بیان کرده گفته اینجا را فرامرز نامی بنیان کرده بعد به اسم این آقا خوانده شده بعدها شکل کلمه در بیان مردم به فرومد تبدیل شده است حالا درست یا غلط؟ بعد شما اومدی به کلمه « افواه خلق » گیر دادی که این یعنی متون تاریخی ؟ بعد کل کتاب گذاشتی کنار که این جز متون تاریخی نسیت. این معلوم که متوجه منظور مولف نشدی ...

وقتی در کتاب « تاریخ بیهق » یعنی ؛ در « قرن ششم » نام این روستا « فریومد » ثبت شده ، اینکه « کربلایی حسین دهملایی » در سال 1296 بدون ارائه سند بگوید : نام این روستا به جهت بانی روستا « فرامرز » بوده ، بعد « فرومد » شده است چه جایگاه علمی دارد ؟ در صورتی که « فرومد » مختصر « فریومد » است نه « فرامرز » .

ـ ایشان استنادشان « افواه خلق » است و سندی ارائه نداده است !

ـ این قسمت نوشته « کربلایی حسین دهملایی » فاقد وجاهت علمی است .

ـ به جهت یک جزء ( آن هم در این مورد ) به کلّ کتاب خدشه وارد نمی ­شود . در متن هم چُنین چیزی گفته نشده است .

4- گزارش ناصر الدین شاه چه نکته [ ای ] در مورد وجه تسمیه فرومد آورده که شما نقل کردی؟

من گفته ­ام : نام این روستا « فریومد » و بعد « فرومد » ثبت شده است ، دو « شاهد مثال » آورده ­ام و گفته­ ام : در تذکره دولتشاه سمرقندی « فریومد » و در گزارش ناصرالدّین شاه « فرومد » ثبت شده است . یعنی از نویسنده محترم پرسیده ­ام : در کجا نام این روستا « فرامرز » ثبت شده است ؟ یک شاهد مثال بیاورید .

5- شما متوجه منظور مولف سه سفرنامه هم نشدی ایشان هم گفته: گویند علت وجه تسیمه فرومد به این دلیل می باشد، ولی اومده آن نظر را تصحیح کرده گفته اما در منابع متقدم این چنین ثبت نشده بلکه به صورت فریومد ضبط شده است.

مؤلّف سه سفرنامه نه ، چون هر سفرنامه ­اش را یک نفر نوشته ، این قسمت مدّ نظر ما را « ا . هوتوم شیندلر » نوشته است .

ـ مگر من غیر از اینکه شما گفته­ ای نوشته­ ام : [ در همان کتاب « سه سفرنامه » آمده است : « ... گویند که قلعه قدیم از بنای فرامرز بن رستم بوده است و به این دلیل اسم مربوط به این ده باید فرامرز باشد ، ولی در تاریخِ قدیم اسم این ده فریومد نوشته است ... » . 

« گویند » یا « می ­گویند » یعنی ؛ « اَفواه خَلق » و چون به جایی بند نبوده گفته : « ولی در تاریخِ قدیم اسم این ده فریومد نوشته است . » ]

 6- بعد خوشکل پسر ، چطور کسی که در تاریخ 429 ق فوت کرده از کتابی که در تاریخ 565 ق تالیف شده نقل کرده؟

در کتاب تاریخ بیهق ؛ واژه « فریومذ »1 بار ، « فریومد »31 بار ، « فریومدی » 3 بار به کار بُرده شده و در صفحه 281 تا 283 قصّه « سرو فریومد » را به نقل از کتاب « ثِمار القلوب ­فی ­المضاف ­و المنسوب » ثعالبی آورده است .

یعنی بیهقی ( قرن 6 ) که نام روستا را « فریومد » نوشته ، از قول ثعالبی ( قرن 5 ) هم گفته « سرو فریومد » .

من باید این مطلب را در 18 سطر و 6 ستون در کنار کتابهای دیگر می ­آوردم .

اگر می ­نوشتم : علیّ بن زید بیهقی ( به نقل از ثعالبی ) بعد در ستون سال فوت یا کتابت این اِشکال پیش می ­آمد که در تاریخ 429 ق چه کسی فوت کرده است ؛ بیهقی یا ثعالبی ؟

این گونه هم که نوشته­ ام : ثعالبی ( به نقل از تاریخ بیهق ) فضای خانه­ های جدول این اجازه را نمی­ داد که بنویسم : « مطلب جناب ثعالبی را من به نقل از تاریخ بیهق نوشته ­ام . » در واقع من می­ خواستم با خواننده صداقت داشته باشم و بگویم : کتاب « ثِمار القلوب ­فی ­المضاف ­و المنسوب » ثعالبی را ندارم بلکه به نقل از تاریخ بیهق می­ نویسم .

اینکه برداشت شود ثعالبی (429 ق ) آن را از بیهقی (565 ق ) نقل کرده است ، چون بدون فاصله ، تاریخ درگذشت هر دو نوشته شده ، منتفی است .

7- اینکه در کدوم منابع فرومد فرامرز ذکر شده رو از کربلایی حسین باید سوال کرد نه از خانم یزدی و مولف سه سفرنامه هم از او نقل کرده است؟

اگر بنا بر نقد نوشته « کربلایی حسین دهملایی » باشد ، باید از او پرسیده شود .

اگر هم کسی از « کربلایی حسین دهملایی » نقلِ قول کند و دلیلی ارائه نکند باید از او پرسید . نمی­ شود که اگر نقلِ قول درست باشد ، با نقلِ از او و به پشتوانه او ، سخن بگویی و اگر اشتباه باشد ، تاوانش را نپردازی ! مگر اینکه قید کنی : من فقط نقلِ قول می ­کنم و به صحّت و سُقم آن کار ندارم و از نردبان او بالا نروی ! البتّه خانم شوریده یزدی از « کربلایی حسین دهملایی » نقل نکرده ، بلکه از کتاب « سه سفرنامه » نقل کرده است . « ا . هوتوم شیندلر » هم در کتاب « سه سفرنامه » نگفته که این مطلب را از « کربلایی حسین دهملایی » نقل کرده است که ما این مطلب را از « کربلایی حسین دهملایی » بپرسیم .

من پرسش شماره 2 را با استناد به سخن دکتر احمد پاکتچی ، استاد محترم دانشگاه امام صادق (ع) پاسخ داده­ ام . اگر کسی سخن ایشان را با دلیل نقد کرد و از حجّیّت و اعتبار انداخت ، معنایش این است که سخن من هم اعتبار خودش را از دست داده چون سخن من هم بی­ پشتوانه و بی­ حجّت شده است . آیا من می ­توانم در آن صورت بگویم : این را باید دکتر پاکتچی پاسخ بدهد ، چون من از کتاب ایشان نقلِ قول کرده ­ام . 

خانم شوریده یزدی برای « وجه تسمیه فریومد » فقط از کتابِ « سه سفر نامه » نقلِ قول کرده و هیچ مطلب دیگری در باره « وجه تسمیه فریومد » ننوشته است ! 

8- در پایان بهتون پیشنهاد می­ کنم ابتدا متن رو قشنگ بخونید بعدا ارزیابی نمایید.

در شماره 3 هم نوشته ­­ای : ... این معلوم که متوجه منظور مولف نشدی ...

در شماره 5 هم نوشته ­­ای : شما متوجه منظور مولف سه سفرنامه هم نشدی .  [ شما متوجّه منظور « شیندلر » نشده ­ای . ( چون کتاب سه مؤلّف دارد . ) ]

واقعاً چه کسی باید متن را دقیق و عمیق بخواند تا متوجّه منظور مؤلّف شود ؟!

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ . » 

( صفّ ، 61 / 2 ـ ٣ )

ای کسانی که ایمان آورده­اید ، چرا چیزی را می گویید که انجام نمی دهید ؟ نزد خدا سخت مبغوض است که چیزی را بگویید که انجام نمی دهید .

 آقای حسینی آیا این گونه سخن گفتن شایسته شما به عنوان « کارشناس ارشد تاریخ و تمدّن ملل اسلامی » است ؟ آیا در این نوع سخن گفتن حُرمت علم پاس داشته ­شده است ؟

قال علیٌّ ( عَلَیهِ­السَّلامُ ) : رَسولُکَ تَرجُمانُ عَقلِکَ وَ کِتابُکَ اَبلَغُ ما یَنطِقُ عَنکَ .

فرستاده تو میزان خِـرَد تو را رساند و نوشته­ ات رساتر چیزی است که از سوی تو سخن رانَد .

( نهج البلاغه ، کلمات قصار 301 )

جمعی از دانش آموزان و معلّمان فرومد ( 1360 و 1361 )

عکسهای اهدایی به خطّه فریومد / فرومد 

از : آقای محمّد یوسف شهنما ـ مدیر و معلّم مدرسه راهنمایی حکمت

جمعی از دانش آموزان مدرسه راهنمایی حکمت فرومد در سال تحصیلی 1359 ـ 1360

 ایستاده از راست : محمّدرضا مشتاقی ، سیّد محمّد هاشمی ، رضا ولیان ، علی ­اوسط رحمانیان ، عبّاس شریعتی ، علی­ اکبر عبادی ، شهید عبّاس محمّدپور ، غلامرضا قانعی ، مرحوم رضا اسلامی ، علی شریعتی

نشسته وسط : حسن حاجی ­سلیمی ، عبّاس لطفیان ، علی ­اکبر معینی ، علی ذهبی ، مرحوم مصطفی برزگر ( معلّم ) ، شهید سیّد محمّد هاشمی ، علی ­اصغر یارمحمّدی ( معلّم ) ، رمضان­ علی پهلوان ( معلّم )

نشسته جلو : حسین یاوری ( خدمتگزار ) ، محسن شبیهی ، مقداد مرادی ، حسن نهضتی ، محمّد یوسف شهنما ( معلّم ) ، سیّد احمد هاشمیانپور

فرومد ـ سال تحصیلی 1359 ـ 1360

جمعی از معلّمان فرومد ـ بهار 1361

سیّدمحمّد حسنی ، مرحوم مصطفی برزگر ، مرحوم سیّدجواد حسنی ، محمّداسماعیل جلال

محمّد ذوالفقاری ، محمّدیوسف شهنما ، ابوالفضل آفاقی

فرومد ـ بهار 1361

 از دوست خوبم آقای علی شهنما که عکسها را فرستاده است ، سپاسگزارم .

ابتدای جادّه فرومد ـ کاهک ( از سَمت کاهک )

مجتمع رفاهی امام رضا (ع) واحد شماره 6 ـ ساخته شده در سال 1384

 مجتمع رفاهی امام رضا ( علیه السّلام ) واحد شماره ۶ ( ساخته شده در سال ۱۳۸۴ )

نمازخانه مجتمع رفاهی کاهک

 نمازخانه مجتمع رفاهی امام رضا ( علیه السّلام ) واحد شماره ۶ ( کاهک )

جاده فرومد ـ کاهک ( از سمت کاهک )

این جادّه که از کنار مجتمع رفاهی کاهک به سمت شمال ( کوه ) منشعب می شود

پس از ۱۸ کیلومتر مسافران و رهگذران را به فریومد / فرومد می رساند .

تاریخ عکس جادّه ۲۱ / ۸ / ۱۳۹۰ ـ تاریخ عکس مجتمع رفاهی ۲۳ / ۸ / ۱۳۹۰

از باغهای علی عینو / علائیّه ـ فرومد

از باغ های علی عینو / علائیّه فرومد

بــــاغ­ هـا را گـرچـه دیـــــــــوار و دَر است .......... از هــواشـان راه با یکــــدیگــــــــــر است

شاخه­ ها را از جُــــــدایـــی گر غَم است .......... ریشه ­هاشان دست در دست هم است

هوشنگ ابتهاج

تاریخ عکس ـ ۱ / ۲ / ۱۳۹۱

یک سال گذشت .

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

خوانندگان محترم و دوستان گرامی سلام بر شما

دوم اسفند 1390 وبلاگ ( خطّه فریومد / فرومد ) راه اندازی شد . از آن روز تا امروز یک سال گذشت ، یعنی 52 هفته ، هر هفته روزهای سه­ شنبه یک مطلب درباره یا پیرامون فریومد / فرومد .  

تهیّه کتابها و مقالات و مطالعه و نوشتن / تایپ و ویراستاری آنها و گاهی سفر برای تهیّه گزارش و گرفتن عکس وقت زیادی می طلبید . شاید اگر شناسنامه­ ای برای هر مقاله و مطلبی نوشته شود خودش باز 52 مطلب شود .

اگر این 52 مطلبی که در وبلاگ قرار گرفته هر کدام به اندازه یک فانوس به فریومد / فرومد روشنایی بخشیده باشد موجب خُرسندی است . یعنی ؛ خدا را شاکرم .

ـ خدایا شُکر و سپاس تو را که توفیق دادی 52 فانوس برای فرومد روشن کنم .  

ـ خیلی از دوستان در این زمینه به من کمک کردند ( از همراهی در سفرها تا تهیّه عکس و گزارش و کتاب و مقاله و لوح فشرده و پیوند وبلاگ خطّه فریومد / فرومد ) ، از همه­ شان سپاسگزارم . ان شاء الله بتوانم از همه آنها با نام و نشان قدردانی کنم .

ـ برای همه کسانی که در قسمت نظریّات مطلب نوشتند یا به صندوق پُستی من چیزی فرستادند آرزوی شادکامی و دعای خیر دارم . خداوند مرا و آنها را عاقبت به خیر نماید .   

بعد از یک سال فعّالیّت نیاز به استراحت دارم تا بیندیشم ؛ چه باید کرد ؟

دوستانی که می ­خواهند مطالبشان را با ( خطّه فریومد / فرومد ) در میان بگذارند در قسمت نظریّات یا به نشانی ایمیل / صندوق پستی بفرستند .

پیشاپیش سال با بَرَکت و پُر نعمتی را برایتان آرزو می­ کنم .

با نام او آغاز کردیم و با حمد او به پایان می ­بریم .

وَ الحَمدُ لِلّهِ ربِّ العالَمینَ