نشست تخصّصی مرمّت تزئینات مسجد جامع فَریُومَد

نشست تخصّصی مرمّت تزئینات مسجد جامع فَریُومَد در « مکتب بافت » برگزار شد .

🔸در ادامه سلسله نشست‌های تخصّصی حوزه میراث فرهنگی مکتب بافت با عنوان در جستجوی هویت گُمشده خُراسان، نشست 46ام با موضوع «بررسی مرمت تزئینات معماری مسجد جامع فَریُومَد» روز دوشنبه ۲۶ شهریور ماه ١٤٠٤** برگُزار شد.

🔸سخنران ویژه این نشست، خانم مهندس خضری، مرمّت‌کار و اُستاد دانشگاه بودند که به ارائه توضیحات مفصّلی در مورد این اثر تاریخی ارزشمند و روند مرمّت آن پرداختند.

🔸ایشان در آغاز با اشاره به پیشینه تاریخی مسجد جامع فریومد، این بنا را یکی از شاهکارهای معماری دوران سلجوقی تا ایلخانی و از قدیمی‌ترین مساجد منطقه دانستند که تزئینات آن شامل عناصر ارزشمندی مانند گچبُری‌ها، آجُرکاری‌ها و کَتیبه‌های نفیس می‌شود.

🔸مهندس خضری در بخش اصلی سُخنان خود، به تشریح چالش‌ها و آسیب‌های وارد شده به تزئینات این مسجد پرداختند. عوامل طبیعی مانند رطوبت، فرسایش ناشی از باد و باران، و همچُنین گُذر زمان، اصلی‌ترین تهدیدات برای بقای این آثار هنری برشمرده شد.

در انتها پژوهشگر فَرومَدی « مهدی یاقوتیان » سُخنانی در بارۀ فَرومَد و مسجد جامع و کتابهایش برای حاضران بیان کرد .

مسجد جامع فریومد ( شماره ثبت 345 ـ 20 / 3 / 1321 )

دو حدیث در مسجد جامع فَریُومَد

خانم سَعیده حسینی در مَقالۀ « بازشناسی مسجد جامِع فَریُومَد بر اَساسِ مُستَند نِگاریهایِ جَدید » نوشته است :

در مجموعۀ اَحادیثِ مَکتوب بر دیوارۀ بَنا ، حَدیثی از امام جَعفر صادق با مَضمون « مَن بَنى لِلّه مَسجِداً ، بَنَى اللهُ لَه بَيتاً فِي الجَنّةِ » موجود است که نِشانه­ ای از شیعی­ مَذهَب بودنِ بانیِ بَنا است و اَلبتّه این نُکته سَلجوقی بودنِ ساختارِ مُتَأخِّر را نَفی می­ کند ( تَصویر شماره ۱۱ ) در جایِ دیگری به حَدیثی از حضرت علی (ع) برخورد می ­کنیم که با تَوَجُّه به اینکه کُلّیّۀ کَتیبِه ­های موجود در بَنا بازخوانی شده و حَدیثی از دیگر خُلَفا در این مجموعه مَکتوب نشده است . این نُکته خود تَأییدی بر اِستِنتاجِ فوق محسوب می­ شود . ( تَصویر شماره ۱۲ )

مجموعه مقالات سومین کُنگرۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران ، مجلّد 4 ، فروردین 1385 ، سازمان گردشگری و میراث فرهنگی ، مقالۀ « بازشناسی مسجد جامع فَریُومَد بر اساسِ مُستَند نِگاریهای جَدید » سعیدۀ حسینی ، ص 63 و 64

حدیث از حضرت اَمیرالمُؤمنین ، مَأخذ شمارۀ 10352 ، کاظم مُدیر شانه­ چی ، الحِکَم مِن کَلامِ الامام اَمیرالمُؤمنین ، جلد 1 ، صفحه 457 .

....................................

ـ در مَنابعِ حَدیثی هر دو حَدیث از پیامبرِ گِرامی نَقل شده است . هر یک از امامانِ شیعه مُمکِن است حَدیثِ پیامبر را نَقل کنند ، آن گونه که آیۀ قُرآن را نَقل می­کنند .

اگر نویسندۀ مُحتَرم به کتابهایِ حَدیث آشنا نبوده با تَوَجُّه به اینکه ساکِن مشهد بوده ، می­ توانسته از ایوانِ شَرقی مسجدِ گوهَرشاد کُمَک بگیرد که در آنجا نوشته شده است :

قالَ النَّبِیُّ ( عَلَیه­ السَّلام ) : « مَن بَنَی لِلّهِ مَسجِداً ، بَنَی اللهُ لَهُ بَیتاً فِی الجَنَّةِ »

همچُنین در ایوانِ مَقصوره نوشته است :

و قالَ النّبی ( عَلَیه ­السَّلام ) : « مَن بَنَی لِلّهِ مَسجِداً لِیذکر اللهَ فیه ، بَنَی اللهُ لَهُ بَیتاً فِی الجَنَّةِ »

ـ آیا نویسندۀ مُحتَرم در « جَوامعِ حَدیثی اَهلِ سُنَّت » یا در « مَساجدی که اَهلِ سُنَّت ساخته ­اند » حَدیثی از خُلَفا دیده است ؟

ـ اَحادیثِ مُعتَبر نَزدِ شیعیان آن چیزی است که به اصطلاح از 14 معصوم رَوایَت شود ولی اَهلِ سُنَّت فَقَط حَدیثِ پیامبَر برایشان مُعتَبَر است و به سُخَنِ هیچ کَسی غیر از پیامبر ، اِعتبارِ حَدیث نمی­ دهند ، سُخنِ خُلَفا برای آنها به عُنوانِ حَدیث وقتی مُعتَبَر است که آنها راویِ حَدیثِ پیامبر باشند . مثلِ ؛ عَن عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ ( رَضِی اللَّهُ عَنْهُ ِ ) قَالَ : سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ( صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ ) یَقُولُ : « إِنَّمَا الأعْمَالُ بِالنِّیَّاتِ ... » در اینجا خلیفۀ دوم راویِ حَدیثی از پیامبر است . پس وقتی سُخنِ خُلَفا و صَحابه برای اَهلِ سُنَّت « حَدیث » نیست ، نمی ­توان نتیجه ­گیری کرد که چون حَدیثی از خُلَفا در مسجد وجود ندارد ، مسجد را اَهلِ سُنَّت نَساخته ­اند !

حَدیث دو بَخش دارد : « مَتن » و « سَنَد » که در کَتیبِه­ ها معمولاً سِلسِلۀ سَنَد را نمی ­نویسند یا بخشی کوتاهی از آن را می نویسند که گویندۀ اصلی است .

مِحرابِ فَرعی مسجد جامع فَریُومَد

خانم آزاده شَریفی نوغانی ( عُضو هیئت عِلمی دانشگاه بجنورد ) و آقای حَسَن رَهنما ( عُضو هیئت عِلمی دانشگاه آزادِ اسلامی واحدِ شیروان ) در مَقالۀ « کَتیبه­ های خَطّی در مَسجد جامِعِ فُرومَد » نوشته ­اند :

ـ وقتی آندره گُدار مسجد جامِع فَریُومَد را دیده است ، دَرگاهی موردِ نَظَرِ پایۀ شَرقی ایوانِ جُنوبی پُر بوده و گُدار مِحرابِ فَرعی مسجد را ندیده که بخواهد در بارۀ آن نَظَر بدهد . پِلانی هم که از ایوانِ جُنوبی مَسجِدِ جامِعِ فَریُومَد کشیده این است :

ـ اینکه سورۀ توحید / اخلاص در بالایِ مِحراب فَرعی بِدونِ « بِسمِ الله الرَّحمن الرَّحیم » نوشته شده است یعنی ؛ بَنا یا تَزیینِ آن را اَهلِ سُنَّت عُهدِه ­دار بوده ­اند چون آنها « بِسمِلَه » را جُزو سوره­ هایِ قُرآن نمی­ دانند .

« ... اَهلِ تَسَنُّن آن را جُزء هیچ سوره­ ای نمی­ دانند و شُروعِ هر سوره را با بِسم الله از قَبیل شُروعِ هر کارِ دیگر با بِسم الله می­ شُمارند که بِسم الله جُزء آن کار نیست بلکه در عمَل گاهی سوره ­ها را بِدونِ بسم الله آغاز می­ کنند . در نَماز ، حَمد و یا هر سوره ­ای را که اِحیاناً بخواهند بخوانند بِدونِ بِسم الله می ­خوانند . »

آشنایی با قرآن ( جلد 1 و 2 ) ، شهید مُرتضی مطهّری ، انتشارات صَدرا ، چاپ نهم ، 1374 ، ص 76

مسجد جامع فریومد از نگاه تخصّصی

آیات و روایاتِ مسجد جامع فَریُومَد

قالیچه

این قالیچه بر مینای نقش و نگاره های مسجد جامع فَریُومَد بافته شده است . نقشِ وسط هم طرح آرامگاه یمین الدّین طُغرایی و ابن یَمین فَریُومَدی است .

این طرح را مهندس حمید ابوالفضلی ارائه کرده و دخترانِ هُنرمَندِ فُرومَدی بافته اند .

مهندس حمید ابوالفضلی

مسجد جامع فَریُومَد ( فرومد )

مسجد جامع فَریُومَد ( فرومد )

مسجد فَریُومَد از مساجدِ دو ایوانی فاقدِ کتیبۀ تاریخ­دار است امّا با توجّه به ویژگیهایش برخی آن را خوارَزمشاهی ( خوارزمی و دیگران ، 1391 : 16 ) و برخی مُغولی ( ویلبر ، 1346 : 169 ) دانسته ­اند . گُدار این بنا را بر اساسِ نوعِ پِلان از نوعِ خُراسانی دو ایوانی دانسته­ است . ( گُدار ، 1371 ، ج 2 : 259 ) ( شکل 16 ـ 1 )

قدیمی ­ترین قسمتِ مسجد به دورۀ سَلجوقی مربوط است و سپس در دورۀ مُغول تعمیر شده و تغییراتی در آن راه یافته ، برخی آجُرچینی سَبَدشکلِ دیوارِ شَرقی را سَلجوقی دانسته­ اند ( زارعی ، 1390 : 105 ) . بر صفحه­ های جُلو و دو طرفِ ایوان طرحهای پُرکار تَسمه­ ای و سُفالکاری دیده می ­شود . این بنا از داخل با گَچبُری و از خارج با آجُر پوشیده و مُزَیَّن شده است . دو ایوانِ مسجد در ضلعِ شُمالی و جُنوبی هستند و در دو ضلعِ دیگر شبستان بوده که آسیب دیده و تخریب شده است .

ورودی مسجد در ضلعِ شُمالی با تزیینات آجُری ، گَچی و کَتیبه مُزَیَّن است . دیوارهای داخلیِ سَردَر ، با گَچبُری و مُقَرنَس تزیین شده است ( خوارزمی و دیگران ، 1391 : 16 ـ 17 ) . در اِزارۀ ورودی ، اِزاره ­های داخلی و زیر طاقهای جبهه­ های شرقی و غربی از شیوۀ شِبهِ آجُری ( آجُر دروغین ) استفاده شده است . برخی از این نُقوشِ کُلوکبَند که بر زمینۀ مُرَبَّع شکل گرفته ­اند بی ­شباهت به رِباط شَرَف نیستند . همچُنین نُقوشِ چلیپاییِ بنا ( شکفته ، 1398 : 110 ) در مَساجدِ جامعِ اصفهان ، بِرسیان و اُشتُرجان نیز وجود دارد . نمایِ ایوان آجُری ، مُنَقَّش به نُقوشِ هِندسی ، گیاهی و طَرحهای تَسمه ­ای است . بر پیشانیِ دو ایوانچۀ طَرَفَینِ ایوان ، تزییناتِ آجُرکاری شش ­وَجهی است که در وَسَطِ آنها کاشی قرار دارد ( تقوی و دیگران ، 1395 : 6 ) . در بالای چهارطاقِ کوچک ، در کنارِ ایوان ، دو طاقِ کور ( طاق ­نَما ) است ( شکل 16 ـ 1 ، 4 و 5 ) . طاق ­نَمای سَمتِ قِبله دارای قوسهای سه­ تایی ( کولی ­دار ) است ( شکل 16 ـ 4 ) در حالی که جبهۀ رو به رویی دارای قوسِ مُثَلَّثی است ( شکل 16 ـ 6 ) . تقریباً کُلِّ بنا با تزییناتِ گَچبُری ، آجُری و گاه لُعابدار مُزَیّن است ( شکل 16 ـ 2 ) . تزییناتِ نَوارهای تزیینی ، آجُرهای مستطیلی پیش ـ ­شکلی با اُلگوی هِندسی ، همراه با طرحِ گُلِ بَرجَسته در قسمتهای فرورفتۀ نِگینی است ( شکل 16 ـ 6 و 7 ) . و آجُرهای ستاره­ ای دَه پَر با نقشِ بَرجَستۀ گُلدار ، اُلگوی ایجادشده را تزیین می­ کند ( شکل 16 ـ 3 ) . آجُرهای پیش ـ شکل مُدَوَّل مُثَلَّثی ، حاوی نُقوشِ هِندسی و نُقوشِ گُل ­بَرجَسته ، لَچَکیهای هر دو ایوان و طاقهای کور را تزیین می­ کنند . آجُرهای بادبادکی­ شکلِ مُهری ( شکل 16 ـ 8 ) در حاشیه ­ها در نَمای شُمالِ شَرقی استفاده شده امّا آجُرهای قالبدار با همان اُلگو در نَمایِ ایوانِ قِبله بر آجُرهای مُرَبَّع اِجرا شده است ( شکل 16 ـ 8 ) . آجُرهای مُدَوَّل « پیش شکل » به شکلِ مُرَبَّع ، مُستَطیل ، مُثَلَّث و ستاره ­ای هستند . قسمتهای لُعابدارِ پیروزه ­ای آجُرهای قالب ­زده در بالای پیلکِ ایوانِ غربی که بر اَثَرِ زلزله فرو رفته ، در موقعیّتهای اشتباه نَصب شده ­اند ( شکل 16 ـ 10 ) . اکثرِ این تزییناتِ لُعابدار از عَناصِرِ کوچک پیروزه ­ای بُرِش­ خورده هستند امّا برخی از تزییناتِ رنگی تَک رنگ ، لُعابِ بَرّاق و زیر لُعاب وجود دارد . آجُرکاریهای مسجد فُرومَد کاملاً متفاوت از زوزن و گُناباد است امّا مُشابه با آن را می ­توان در تَختِ سُلیمان ( کیانی ، 1362 : 139 ) ، مسجد خُسروشیر ( مولوی ، 1354 ) ، مجموعۀ بَسطام و نَطَنز ، دید ( 30 ـ 21 : 2014 ، Sayyadshahri ) .

خراسان نامک ( مقالات باستانشناسی ، تاریخ و معماری خراسان در نکوداشت مقام علمی استاد رجبعلی لباف­ خانیکی ) گردآوری و تدوین : میثم لباف­خانیکی ، با همکاری : محمّدمهدی امینی قمی ، چاپ اوّل ، 1400 ، ناشر ؛ خانه اندیشمندان علوم انسانی . ص 542 ـ 543

منابع

خوارزمی . م ، م . طاووسی ، ح . پورمند ، ج . نیستانی ، ( 1391 ) ، « مطالعه­ ای در نقوش هندسی تزئینات معماری در مساجد گُناباد ، مَلِک زوزن و فریومد » ، هنرهای زیبا ـ هنرهای تجسّمی 17 ، ( 3 ) : 13 ـ 22 .

ویلبر . د . ، ( 1346 ) ، معماری اسلامی ایران ، دورۀ ایلخانیان ، ترجمۀ عبدالله فریار ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب

گُدار . آ ، ی . گُدار ، م . سیرو و دیگران . ( 1371 ) آثار ایران ، ترجمۀ ابوالحسن سَروقَد مقدّم ، ج سوم ، بنیاد پژوهشهای اسلامی .

زارعی . م ، ( 1390 ) ، فریومد و مسجد جامع آن ، مطالعات باستانشناسی ، 3 ( 2 ) : 93 ـ 128 .

شکفته . ع ، ( 1398 ) ، « مطالعۀ تطبیقی آرایه­های گچی در دو بنای شاخص از خُراسانِ بزرگ : رباط شرف و مسجد فریومد ، ( خوارزمشاهی و ایلخانی ) » نگرۀ 52 : 101 ـ 121 .

تقوی . ع ، ا . حمیدی ، ا . جودکی ، ( 1395 ) ، « تحلیل و بررسی نقوش تزئینی در معماری مساجد دورۀ خوارزمشاهیان در خُراسان بر اساسِ رویکردِ سُنّت­ گرایی » ، نگارینه هنر اسلامی 12 : 4 ـ 19 .

کیانی . م ، کریمی . ف ، ( 1362 ) ، مقدّمه ­ای بر هنر کاشیکاری ایران ، موزه رضا عبّاسی .

مولوی . ع ، ( 1354 ) آثار باستانی ایران ( خُراسان ) ، انجمنِ آثار ملّی مشهد .

پیشنهاد ششم

از وقتی سنگ سر سنگ را بُرده اند ، گاه گاهی در فضای مجازی یا حقیقی سخن از آن به میان می آید که دزدیدند و بُردند و عجب سنگی بود و ... به هر حال روضه ای برای آن سنگ خوانده می شود . سنگ « دهان شیر » را هم در کلاتۀ امجدیّۀ فرومد با مواد منفجرۀ تکّه تکّه کرده اند ولی چون در دید مردم نیست از آن خبر ندارند یا نمی بینند که برایش روضه بخوانند ، مطالب زیر را بخوانید :

* * * * * * * *

1ـ ظاهر احوال این طور حُکم می کند که وجودِ این سنگهای غیرمتناسب نسبت به سنگهای دیگر در آن بیابان ، موجبِ عُجب مردمِ روزگاران پیش بوده . شاید به مناسبتِ نوعی تقدّس که برای سنگها قایل بوده اند نقوشِ انسان و بُزِکوهی و بعضی علایمِ متخیّلۀ خود را بر آنها نَقر و نَقش کرده اند . افسوس که مردمِ نادان به تصوّر اینکه در میانِ این سنگها گنجی نهفته است چند تایی را با پُتک شکسته اند .

گُلگشت در وطن ، دکتر ایرج افشار ، نشرِ اختران ، چاپ اوّل ، 1384 ، ص 82

* * * * * * * *

2ـ از ساختمانهای دیرینه سال و دیدنی جاجرم بقایای قلعۀ ویرانۀ آبادی است نزدیک به مسجد جامع ... از روی تپّه به سمتِ جنوب و غرب دو بنای بلند دیده می شود که از میانِ خانه ها سر برافراخته اند . نامِ آنها کوشک است و خانه های خانی و اَعیانی بوده است .

نام یکی ؛ کوشک محلّۀ سر سنگ است

و نام دیگری ؛ کوشک محلّۀ بازار .

اصطلاح « سر سنگ » که در بسیاری از شهرها بوده هنوز برایم مفهوم درستی ندارد . نمی دانم در سر سنگ چه می کرده اند که همه جا مرکزیّت داشته است . شاید آنجا آب تقسیم می کرده اند . شاید سنگ گازری در آنجا بوده است .

 گُلگشت در وطن ، دکتر ایرج افشار ، نشرِ اختران ، چاپ اوّل ، 1384 ، ص 210

* * * * * * * *

3ـ تفریحِ جوانان سر سنگ است ابرقو

بعد از همه جا شوخ و قشنگ است ابرقو

گُلگشت در وطن ، دکتر ایرج افشار ، نشرِ اختران ، چاپ اوّل ، 1384 ، ص 391

* * * * * * * *

4ـ در کتاب سبزوار شهر سربدار ، صفحه 73 در بارۀ حسین خسروجردی نوشته شده است :

حسین خسروجردی : کوچه ­ای که من در آن به دنیا آمده ­ام ، جایی است که اکنون آن را خیابانِ رضوی می ­نامند که با کوچۀ حمّامِ قدیم و نقابشک و کوچۀ سر سنگ که به آن می ­پیوسته محدودۀ زادگاه و دورانِ کودکی من را می ­ساختند .

در این کتاب در صفحه 327 در بارۀ « محلّات و گذرهای قدیمی » نوشته شده است :

محلّۀ گود انبار ، محلّۀ غربتها ( غرشمارها ) [ قریشمال ـ قریه شمار ]

محلّۀ سبریز ، محلّۀ دروازه عراق ،

محلّۀ سرسنگ : این محلّه ، محلّ دهانه یا مظهرِ قنات سر سنگ بوده و به لحاظِ اینکه تخته سنگ بزرگی بر دهانه قرار داشته ، نامِ سرِ سنگ به خود گرفته است . ص 327

محلّۀ دروازۀ نیشابور ، محلّۀ سروستان ، محلّۀ پادرخت ، محلّۀ حمّام حکیم ، محلّۀ سردیه ، کوچۀ قنبر سیاه

سبزوار شهر سربدار ، رضا مطیعی ، انتشارات کامیاب ، مشهد ، چاپ اوّل ، 1395

* * * * * * * *

5ـ در هشت ذیحجه سال 317 ه قرمطیان به صورتِ ناگهانی به مکّه حمله کردند و ضمنِ تصرّف شهرِ مکّه و غارتِ آن چندین هزار نفر از زوّار و ساکنانِ شهر را کُشته و یا برای بَردگی با خود بُردند .
همچُنین حجرالاسود را از دیوارِ کعبه کَنده و به دونیم شکستند و با خود به لَحسا بردند .
که بیست سال بعد ، با وساطتِ خلیفۀ فاطمی حجرالاسود را به مکّه باز گرداندند .
ابن اثیر ، کامل ، در صفحه 65 و آثار باقیه صفحه 277 و سیوطی تاریخ الخلافا صفحه 383 می ­نویسند : در سال 317 هجری قمری (930 میلادی ) ، در زمانِ خلافتِ « مقتدر » خلیفۀ عبّاسی ، ابوطاهر قرمطی که در فارس ، بحرین و یمامه حکومت می­ کرد ، به شهرِ مکّه حمله بُرد و حُجّاجی را که مشغولِ برگزاری مراسمِ حجّ بودند به قتل رساند و 11روز در مکّه ماند و حجرالاسود را با گُرز شکست و چند پاره آن را به انضمامِ اشیاء گرانبهای درونِ خانۀ کعبه با خود به بحرین بُرد .

درسالِ 339 هجری قمری ( 951میلادی ) پس از 22 سال ، مطیع لله فضل بن جعفر بن مقتدر عبّاسی ) بیست و سومین خلیفۀ عبّاسی ، آن قسمتهایی از حجرالاسود را که قرمطیان با خود به بحرین بُرده بودند به مبلغِ پنجاه هزار زرِ سُرخ بازخرید کرد و به مکّه بازگردانید . [ اخبارالطّوال/ ترجمه ، ص66 ]

* * * * * * * *

6ـ می بینید که حجر الاسود را هم دزدیده اند تا چه رسد به سنگ سر سنگ ، ما تا چیزی را داریم قدرش را نمی دانیم ، بعد که از بین می رود تازه متوجّه می شویم ! مثل افرادی که تا زنده اند قدرشان را نمی دانیم وقتی می میرند تازه بیدار می شویم که کار از کار گذشته است !

* * * * * * * *

7ـ به شورای اسلامی و دهیاری محترم پیشنهاد می شود اگر امکان دارد آن سنگ را هر چند سارقان شکسته اند دوباره به جای اوّلش برگردانند و اگر نمی شود سنگ دیگری که بشود طرحی از مسجد جامع رویش حکّ کرد جایگزین آن سنگ نمایند .

هر چه باشد قدمت و دیرینگی آن سنگ به گونه ای بود که آن محلّ با وجود مسجد جامع و مظهر قنات بازار ، سر سنگ خوانده می شد .

پیشنهاد سوم

از چهار راه مسیرمان را مستقیم ادامه می­ دهیم تا به کنارِ آرامگاه ابن یمین بر­سیم ، در اینجا باید یک تابلوی نصب شود با عنوان « آرامگاه یمین الدّین طُغرایی و ابن­ یمین فریومدی » آن طرف­ تر مسجد جامع خودنمایی می ­کند باید کنار آن تابلوی نصب شود با عنوان « مسجد جامع و مدرسۀ علمیّۀ عمادیّۀ فریومد » بیشتر از یک سال است که پیگیر آنیم ، آهای شورای محترم اسلامی و دهیار محترم ، دو تا تابلو می­ خواهیم ! دستتان درد نکند شما که برای این دو تابلو زحمت می ­کشید ، یک تابلو هم با عنوان « کتابخانۀ ابن یمین » بنویسید و پشت بام کتابخانه به گونه­ ای نصب کنید که از طرف آرامگاه ابن یمین هم خوانده شود و معلوم شود آنجا کتابخانه است .

نماز جمعه در فريومد

به گزارش تاريخ بيهق ، سابقه برگزاري نماز جمعه در فريومد حدّاقل به قرنِ ششم هجري مي ­رسد .

در اين ناحيت در پانزده موضع نماز جمعه رفتي و خطبه : ديه جُلين ، قصبه سبزوار ، خسروجرد ، كسكن ، سدير ، كراب ، باشتين ، نامن ، ديوره ، جشم ، خسروآباد ، مزينان ، بهمن ­آباد . فريومد ، ده بيشين ، اكنون در هشت موضع مي‏ رود .

[ تاریخ بیهق ، ابوالحسن علیّ بن زید بیهقی ( ابن فُندُق ) ، کتابفروشی فروغی / چاپخانه اسلامیه ، چاپ دوم ،ص 277]

مسجد جامع فريومد

بر سردربِ ورودي مسجد جامع فريومد آيه­ مربوط به نماز جمعه حكّ شده است :

سردرب ورودي 

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ! إِذَا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ ؛ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ، ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلاةُ ؛ فَانْتَشِرُوا فِي الأرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ ، وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا ، لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ . » ، ( جمعه ، 62 / 9 ـ 10 ) 

آيه نماز جمعه

ابن يمين در باره مسجد جامع سبزوار سروده است :

   جمعه گر حجّ مساکین است در هر جامعی .......... اندرین جامع زِ راه رُتبه ، حجّ اکبر است

دیوان ابن يمين فريومدي ، ص 30

« الجُمعَةُ حَجُّ المَساکِینَ » ، [ میزان الحکمة ، ص 427 ]

مسجد جامع سبزوار

در مقاله « سيّد رضا ضيايي ، سبز مثل چنار » ، گفته شد : كتابِ نماز جمعه ايشان نشر خواهد يافت ، اكنون آن وعده محقّق شده است .

احكام و آداب نمازجمعه

كتابِ « احكام و آدابِ نماز جمعه » ويژه استادان ( پاسخگويي به سؤالاتِ شرعي ) نوشته آيت الله سيّد رضا ضيايي از طرف « انتشارات آستان قدس رضوي » منتشر شد .

فرومد در نگاه کربلایی حسین ده ملّایی در سال 1296

بلوك سرحد كه در وسط بلوك مزينان و جوين است .
( در خواندنِ كلماتِ قرمز از روي نسخه خطّي ، اطمينان حاصل نشد . )

قریه فُرومد

مسافت از این قریه تا مزینان چهار فرسخ و تا شاهرود سی و یک فرسخ می­ شود . تا قریه صدرآباد که در میانه منزل عبّاس ­آباد و مزینان است دو فرسخ [و ]نیم می ­شود . وقوعیّت قریه تا کوه که در سمتِ شمالِ قریه است ، نیم فرسخ است و کوهی است که در سمتِ جنوب است و در وسطِ بلوکِ مزینان و اینجا می ­باشد . راه میان کوه از درّه که داخل می ­شوی و بعد خارج می­ شوی یک فرسخ ، چشمه آبی آن طرف دارد که دم کوه است و آب آن جاری است و چشمه دیگر این سمت که به فرومد می ­آید می ­باشد و هنوز از کدوک [گدار ، معبر ، گردنه کوه ]پایین نیامده به جلگه داخل نشده در درّه و کوه است و آب باریک بسیار کمی دارد . از سر کدوک تا فرومد دو فرسخ است که صحراست و جُلگه و دهاتِ بلوکِ مزینان چند پارچه ­ای که در طرفِ شرقی قریه فرومد است . و در دامنه کوه واقع است ، ظاهر و هویداست . در وقت آمدن و به سمتِ دستِ راست است .بنای این كه در این روزگار در گودی اتّفاق افتاده و خیلی بزرگ قریه ­ای است که از دور شهری به نظر می­ آید . و در حقیقت هم چُنین است . وجه تسمیه فرومد آنچه از تواریخ و نیز استنباط شده ، این که عرض می ­شود .

قریة فُرومد از بناهای فرامرز پسر رُستم می ­باشد و اینجا شهری بنا کرده بوده که همه این جُلگه و صحرا راههایی داشته ، بعضی از علامات و اثر آنها باقی است بروجهای بسیاری دارد که بعضی خراب شده و برخی ریخته است و نشانه­ های دیگر هست که از عمارات و بیوتات باقی است بعضی جاها را می ­کَنَند که خاک آن را به اراضی ببرند علامت خانه و تنور و دیوار ظاهر می ­شود و خانه­ های رستمی در السُنة خَلق مشهور است که آنجا را می ­کاوَند و بعضی چیزها پیدا می ­کنند الآنه که مشاهده می­ کنی خیلی بنا بوده است و ­قلعه ­ای در وسطِ قریه از آن بناها هنوز باقی است که در ایّام ناامنی خَلق به آنجا می­ روند و بسیار استحکام دارد ، اطرافِ قریه هم از این قبیل علامات بسیار است . مُختصراً در افواه خَلق کم کم فرامرز فُرومد شده است  .

باغاتِ بسیار دارد که سه سمتِ قریه را احاطه دارد و سوای طرف شمالی ، محصولات از توت و سیب و زردآلو و انگور و گردو و انجیر دارد ، اشجارِ توتِ کرم پیله ابریشم بسیار است . در میانِ کوچه­ ها و محلّات اشجارِ چنار و گردو و توت در لبِ نهرها غَرس است . دو دروازه دارد ، یکی به سمتِ شرقی و یکی به طرفِ غربی . دیوار بست دارد لکن نه به قاعده .مساجد و تکایا و حمّامات دارد ولی مسجدِ جامعی دارد در طرفِ غروبِ قریه که از بناهای قدیم است و نزدیک به امامزاده سلطان سیّد احمد است که عرض خواهد شد . الحقّ این مسجدِ جامع خیلی جامعیّت دارد و نقل او خیلی است تا به چشم ملاحظه نشود به تعریف و توصیف درشت نمی­ آید ، اختصاراً چند کلمه عرض می ­شود .   

مسجد جامع قریه فُرومد

از بناهای قدیم است که این عمل تازگی دارد ، داخل مسجد می ­شوی ، دربِ آن از طرف شمال است . دو شبستان دارد که یکی به جانبِ شمال و یکی به جانبِ جنوب است که از آن بنا و آثار قدیم هنوز باقی است ولی کاری و معماری که در اینجا شده در هیچ جا نشده ، دیدنی است ! مسجدِ سمنان بنایی است و این بنایی ! در وقتی که تمام شده بود و از کار بنایی پرداخته گردیده بود چه قدر صفا و چه قدر روحانیّت تامّ داشته ؟! اگر چه بنای مسجد کوچک است لکن عملِ معماری آن بزرگ حکایتی است . تمام آجر مسجد قرمز و سُرخ که یک آجر سفید ندارد . از دیوارهای آن و بناهای سر آن یک یک که ملاحظه می­ شود به قدر حلوای باقلوا و به همان جور و به اندازه­ ای قرص [ ترس و لرز ] و از ... حلواهای دیگر از آجُر کارکرده و تمام منبّت­ است که عقل در این کار حیران می ­ماند . هر کس از اَکابر و اَعیان در اینجا آمده و دیده است می ­داند خیلی نقل دارد .  

از آجُر کج به خطّ ثُلث ، رسم همان پادشاه که در عهد او برقرار گردیده  و اسم بانی را کَنده بودند الآنه مفقُود شده به طور درست نمی ­شود خواند . و اسم معمار در بالا سرِ محراب باقی است « علی محمّد ابن محمود » لکن از اهل کجا باشد لَک شده است و سر شبستان ریخته است و بُنیانها از هم گسیخته است تخصیصاً نقوش و خطوط و آجرکاری این بنا دیدنی است امّا چه فایده که به این قاعده است .

آرامگاه سلطان سيّد احمد

[ امامزاده سلطان سیّد احمد ]

دیگر آنکه در بالا سر قریه در سمتِ شمالی امامزاده [ ای ] که عرض گردید سلطان احمد ( خَلَفُ الصّدق باب الحوائج امام هفتم امام موسی کاظم ) است و بُقعه شریف بر بالای قبر مُنَوَّر اطهَر در عهدِ جلوس شاه طهماسب اوّل [930ـ 974 ق ] پسر شاه اسماعیل ساخته ­اند . بانی این تربت و بُقعه « محمود ابن فخرالدّین احمد » است .

دربِ روضه طرفِ قبله است و صندوق بر بالای قبر اطهر این بزرگوار نهاده ­اند .

 

حیف از این بزرگــوار که در این قریه و این بلوک ، مانند برادرِ خود ضـامن الغُـربـا غـریب است و هیچ زینتِ ظاهری ندارد . سهل است که اهلِ اینجا به هیچ وجه قدرِ این بزرگوار را نمی ­دانند و بعضی هم که نمی ­شناسند . اگر هم بشناسند چه فایده دارد.« یا عَلیُّ لا تَسکُن الرَّساتیقَ !»

حیف صد حیف چه عرض کنم ؟! چه گویم که ناگفتنم بهتر است ؟!

[ معصوم زاده ]

دیگر آنکه در طرفِ شرقی معصوم زاده ­ای ­است که در بالای قبر گنبدی افراشته­ کرده­ اند ، دربِ آن سمتِ شمال باز می ­شود و معلوم نیست که از کدام سلسله بوده باشد و اسم این بزرگوار هم معلوم نیست .

فیروز آباد

بُعد مسافت از اینجا تا قریه فُرومد دو فرسخ می ­شود و تا عبّاس ­آباد چهار فرسخ و تا مزینان پنج فرسخ و تا قریه شفیع ­آباد که اوّل خاک جُوِین است چهار فرسخ است .

سه قلعه است متّصل به یکدیگر ، چندان فاصله ­ای ندارند . قلعه اوّلی که قریه فیـــــــروزآباد بوده باشد و از  قدیم الایّام همین قلعه بوده که از اینجا به جهتِ زرع و مهمّاتِ دیگرِ خود به آنجا رفته ، از اهـــالی و سکنه اینجا ، آن دو قلعه را ساخته ­اند و نشیمن دارند وقوعیّتِ قلعه در گودی اتّفاق افتاده .  

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

در حاشيه صفحه ، مطلب ذيل نوشته شده است .

بنده درگاه محمّدعلی آشتیانی منشی حکومتِ بسطام به دقّت مسجدِ مزبور را دیده و تاریخــــی که در بالای محـــراب است معلــوم است و این مقــــدار خوانده می­ شود . « عمل علی محمّد ابن محمود جامع سمنانی »

بعضی­ می­ گویند : از بناهای خلیفه ثانی است و لکن دور نیست که از بناهای عمرولیث صفّار باشد . زیرا که وضعِ معماریش خیلی شباهتِ مسجدِ جامعِ شیراز دارد که از بنای عمرولیث باشد .

در واقع خوب مسجدی بوده و بنایی محکم است و یقین است که از بناهای خُلفای سابق است به جهتِ آنکه اسم مبارکِ حضرتِ امیر علیه­ السّلام در کتیبه­ های آنجا نوشته نشده . العِلمُ عِندَ اللهِ .

حَرَّرَهُ محمّدعلی آشتیانی منشی حکومتِ بسطام

[ کتابچه شاهرود و بسطام ، کربلایی حسین ده ­ملّایی در سال 1296 ]

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

در متن نوشته شده بود : « یا عَلیُّ لا تَسکُن الرَّساتیقَ ! » چهار حديث با همين مضمون و محتوا در ذيل مي آيد :

روستا و نادانى

رسولُ اللّه‏ِ صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : يا عَلِيُّ ، لا تَسكُنِ الرُّسْتاقَ ، فإنَّ شُيُوخَهُم جَهَلَةٌ ، و شُبّانَهُم عَرَمَةٌ ، و نِسوانَهُم كَشَفَةٌ ، و العالِمُ بَينَهُم كالجِيفَةِ بينَ الكِلابِ .

پيامبر خدا صلّى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : اى على ! در روستا سكونت مكن ؛ زيرا كه پيرانِ روستا نادانند و جوانانش شَرور و زنانش بى ‏پرده و حجاب و عالِم در ميانِ آنها چونان لاشه مُردارى است در ميانِ سگان .

عنه صلّى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : مَن لَم يَتَوَرَّعْ في دِينِ اللّه‏ِ ابْتَلاهُ اللّه‏ُ بثلاثِ خِصالٍ : إمّا أن يُمِيتَهُ شابّا ، أو يُوقِعَهُ في خِدمَةِ السلطانِ ، أو يُسْكِنَهُ في الرَّساتِيقِ .

پيامبر خدا صلّى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : هركه در دينِ خدا ورع و پارسايى نداشته باشد ، خداوند او را به سه چيز گرفتار سازد : يا جوان مرگش كند ، يا به خدمتگزارى سلطان درآوردش ، يا در روستاها ساكنش گرداند .

عنه صلّى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : سِتّةٌ يَدخُلُونَ النارَ قبلَ الحِسابِ بسِتّةٍ ... و أهلُ الرَّساتِيقِ بِالجَهالَةِ .

پيامبر خدا صلّى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : شش گروهند كه به سببِ شش خصلت ، بى ‏حساب به دوزخ روند : ... و روستاييان به سببِ جهل و نادانى .

عنه صلّى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : الرُّسْتاقُ حَظيرَةٌ مِن حَظائرِ جَهَنَّمَ ليسَ فيها حَدٌّ و لا جُمُعَةٌ و لا جَماعةٌ ، صَبِيُّهُم عارِمٌ ، و شُبّانُهم شَياطينُ ، و شُيُوخُهم جُهّالٌ ، المؤمنُ أنتَنُ فيهِم مِنَ الجِيفَةِ .

پيامبر خدا صلّى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : روستا آغلى است از آغلهاى دوزخ نه حدّى در آن اجرا مى ‏شود ، نه نماز جمعه ‏اى و نه جماعتى . كودكانشان شَرور و موذى ‏اند ، جوانانشان شيطان صفتند و پيرانشان نادانند ، مؤمن در ميانِ آن‏ها گَنديده‏ تر از لاشه مردار است .

دِه مَــرو ده مــــرد را احمــــق کُنَـد .......... عقــل را بی نــور و بی رونــق کُنَـد

قـولِ پیغـامبـر شنـــــو ای مجتبـی .......... گــورِ عقــل آمـد ، وطـن در روستــا

هر که را در رُستا بود روزی و شام .......... تـا بـه مـاهــی عقـل او نَبـوَد تمـام

تـا بـه مـاهـی ، احمقـی بـا او بُـوَد .......... از حشیـش دِه جُــز اینهـا چـه درَوَد

وانکِ مـاهـی باشـد انـدر روستــــا .......... روزگــاری باشـدش جَهــل و عمـی

دِه چه باشد شیـخِ واصـــل ناشده .......... دسـت در تقلیـــــد و حجّـت در زده

مولوي ، مثنوی معنوي ، دفتر سوم ، ابیات 517 ـ 522

فرومد در آثار دكتر علي شريعتي

فرومد

فرومد یا فریومد بر سر راهِ ابریشمِ معروف ، که شاهراهِ تجارتی بزرگِ تاریخ بوده است قرار داشته و پُلِ ابریشم که بر روی رودخانه شور بسته شده بود ، اکنون در چهل کیلومتری آن واقع شده است . ( جادّه ابریشم از شمالِ ایران می­­ گذشته و چین را به اروپا متّصل می­ کرده است . در برابر جادّه ادویه که از جنوبِ ایران می گذشته و آسیا و اروپا را به هم پیوند می­ داده است . ) وجودِ آثارِ رباطهای شاه عبّاسی در نزدیکی فرومد نشان می ­دهد که تا آن زمان فرومد در مسیرِ شاهراه بزرگِ خراسان قرار داشته است . اکنون فرومد قریبِ چهار هزار نفر جمعیّت دارد .

مسجد فرومد

در فرومد مسجدی بسیار بزرگ و با شکوه وجود دارد که متأسّفانه به سرعت رو به ویـرانی است ، معروف است که در زیرِ این مسجد گَنجی نهفته است و همین اعتقاد موجب شده که در جستجوی آن بر ویرانی مسجد بیفزایند . آنچه مسلّم است ؛ آلات و آثارِ باستانی بسیاری از آن کشف شده است و مردمِ فرومد از طلاها و جواهراتی که از این مسجد یافته­ اند بسیـار سخن می ­گویند . افرادی بارها به صورتِ درویش و غیره به عنوانِ بیتوته در مسجد شبها در آن به حفّاری پرداخته­ اند و هر چه داشته بُرده­ اند . چُنین به نظر می ­­­­رسد که این مسجد در آغاز معبدی زرتشتی بوده و بعدها به صورت مسجد تغییر شکل یافته است . ایوانهای بلنـد و فضای کوچک داخل آن به آتشکده بیش­تر می­­­ نماید تا به مسجد . این فکر از دیر باز در میانِ مردم رواج یافته است که این مسجد نماز ندارد زیرا بسیار مزیّن و منقّش است و این می ­رساند که تزیینات و آثار هنری بسیار در مسجد بوده که متأسّفانه روزگار و نادانی مردم روزگار ، همه را به باد داده است . مسجد دارای گُنبدی بزرگ بوده که قریب صد سال پیش فرو ریخته است .

این مسجد در قرن ششم قَمَری ساخته شده است . آثار گچبُری­ها ، تزیینات ، محراب و خطوط بسیار ممتازی که در آن است حکایت از زیباییها و تزیینهای اوّلیه آن می ­کند .

[ راهنمای خراسان ، دکتر علی شریعتی ، انتشارات الفبا ، چاپ دوم ، زمستان 1362 ، صص 165 ـ 166 ]

[ مجموعه آثار 36 / آثار جوانی ، دکتر علی شریعتی ، بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی با همکاری انتشارات چاپخش ، چاپ اوّل ، 1385 ، صص 372 ـ 373 ]  


[ بيمارستان فرومد ]

مسجدالنّبی یک پایگاه برای همه کارهای اجتماعی است . هر گوشه ­اش یک انسیتوسیون اجتماعی جا دارد . یک گوشه ­اش خیمه رُفَیـده است . رُفَیده زنی است که به دستور خود پیغمبر و در مسجد خود پیغمبر ، که معبد اسلام است ، یک خیمه رسمی زده و آنجا برای مداوا و بستری کردن بیماران و مداوای مجروحین جنگ مسئول می­ شود . سَعد بن مُعاذ که در جنگِ خندق نیزه خورده بود تا مدّتها در همانجا بِستری بود تا وقتی که مُرد . رُفَیده همراه چند زن مَدنی به دستور پیغمبر در خودِ مسجد یک مؤسّسه برای درمان و پرستاری بیماران داشت و این سنّت تا قرنهـا در اسلام ادامه داشت . من در دیوان ابن ­یمین فریومدی ، مدّاح حاکم سبزوار ، دیدم که در مدحی که از علاءالدّین ـ حاکم سبزوار ـ می ­کند ، می ­گوید : در « فـرومـد » ( قصبه بزرگی است که الآن هم هست ) بـاغ تو ( علاءالـدّین در « فرومد » که یک ده ییلاقی در نزدیک سبزوار است ، باغی و بیمارستانی داشته ) مثل بهشت است ، مثل خُلد است و آنجا بیمارستانی داری . بعد شروع می­ کند به تعریف از بیمارستان و می ­گوید : دختران دوشیزه را ، آنها که چون فرشتگانند ، در پرستاری بیماران گُماشته ­ای . 

وقتی که یک ده کوچک دور افتاده نزدیک سبزوار در قرن 7 و 8 ، بیمارستان نرسینگ رسمی داشته باشد ، مسلّم است که در ری ، طوس ، بَلخ ، بُخارا و بغداد بیمارستانها به چه صورت بوده است . آن وقت ایرانی روشنفکر است که می ­بینیم اینجا با تَنبور و بوق و کرنا ، فلان زن آمریکایی را در جنگ بین ­الملل اوّل به آسمان می ­رساند ، و او چشمش را می ­گیرد ، که پرستاری را اوّل بار در دنیا ایجاد کرده است . خوب به تو چه ؟! و آن وقت آن فرد دیگر را ، که از نظر بینش اجتماعی سنّتی است ، می ­بینیم که با این عمل ؛ یعنی پرستاری زن از بُنیاد و ریشه به هر شکلی مخالفت می ­کند و اسمش را هم دین می­ گذارد . بعد این روشنفکر هم که داستان را این گونه می ­بینید ، او هم به اسم دین به آن حمله می ­کند و دین را به این صورت تلقی می ­کند .

می ­بینیم که چگونه همه مسایل در هم و برهم می­ شود و بعد در این بین چه چیزها پایمال می ­شود و چه استعدادهای بزرگ با تعصّبهای سنّتی که نامش دین است قربانی می ­شود و چه ارزشهای بزرگ مذهبی و اسلامی به نام روشنفکری و مبارزه با سنّت قربانی می ­شود .

[ مجموعه آثار 21 / زن ، دکتر علی شریعتی ، انتشارات چاپخش ، چاپ پنجم ، ص 228 ] 

[ بيمارستان فرومد ]

بیگانگی با خود [ باعث می ­شود ] که ما خودمان عُرضه تحقیق نداشته باشیم و ببینیم اروپایی چه تحقیق کرده و نتیجه کار آنها را ترجمه کنیم و این ، نمونه بدبختی ماست .

در تمام ایران برای بُنیانگذاری پرستاری ، [ حَرَکت ] مادام نایتینگِل را جشن می ­گیرند و او را به عنوان بُنیانگذار پرستاری می ­شناسند ، در صورتی که اگر محقّـق باشیم و کتاب دیوان ابن ­یمین را در زمانی که علاءالدّین حاکم سبزوار بوده و ابن­ یمین او را مدح می­ کرده ، بررسی کنیم ، می­ بینیم ابن ­یمین از بیمارستانی در « فرومد » که منطقه خوش آب و هوایی از قُراء و قَصَبات سبزوار است ، بحث می­ کند و از دختران دوشیزه را که برای پرستاری بیماران و تیمار مریضان استخدام و به کار مشغول شده ­اند ، سخن می­ گوید . در این دیوان چُنین چیزی به این سادگی نوشته شده و معلوم می ­شود که سیستم پرستاری به وسیله دختران رایج بوده و در این قصبه ، هم بیمارستان و هم پرستار بوده است . امّا چون اروپایی است که نهادهای فنّی را ، تاریخ را ، علوم را و رشته­ های فنّی را به ما می­ شناسد ، تمام علوم از فرانسه ـ و گاهی از ایتالیا ـ شروع می ­شود و به یونان ختم می­ شود و ما هم اینجا مشغول شعر گفتن هستیم . این است طرز معرّفی شدن ما به اروپایی . چرا این طور معرّفی می شود ؟ چون اروپایی کار می­ کند و می­ خواهد سوار شود ، غارت کند و ارباب شود .

[ مجموعه آثار 28 / روش شناخت اسلام ، دکتر علی شریعتی ، انتشارات چاپخش ، چاپ سوم ، سال 1370 ، ص 538 ]  

مجموعه آرامگاه تربت شیخ جام ، تربت جام

تربت ‌جام

تربت ‌‌جام در 165 كيومتري جنوب‌ شرقي مشهد كنار مرز افغانستان است . شهرستان تربت‌ جام 99 هزار نفر جمعيّت دارد . اين شهر نيز مانند تربت ‌حيدريه به نام شيخ بزرگي كه در آن مدفون است شُهرت يافته و آن شيخ احمد جام ملقّب به « ژنده پيل » است كه از عُرفاي بسيار نامي قرن پنجم هجري است . نام تاريخي تربت‌ جام ، زام يا سام بوده است كه به جام تغيير يافته است .

شيخ احمد جامي در 441 متولّد شده . در بيست و دو سالگي ، انقلابي روحي در وي پديد مي‌آيد و او را به كوهستان‌هاي جام مي ‌كشاند و هيجده سال در آنجا به انزوا و رياضت مي‌ پردازد و به مقامات بلند عرفاني مي‌ رسد و خرقه از دست « شيخ ابوطاهر » فرزند « شيخ ابوسعيد ابی ‌الخير » مي‌ پوشد و به ارشاد خلق مأمور مي‌ شود .

شيخ جام ، معاصر شيخ « احمد غزالي » و خواجه « يوسف همداني » و « شيخ نجيب ‌الدّين سهروردي » و بسياري از عرفاي معروف تاريخ ايران است . وفات او به سال 536 رخ داد و مادّه تاريخ مرگش « احمد جامي قدّس سره » شده است .

بُقعه ‌‌اي كه اكنون بر مزار شيح احمد است به دستور « خواجه علاء‌الدّين محمّد » عمارت شده ، در فرهنگ جغرافيايي بناي مزار را به « سلطان سنجر » نسبت داده ‌اند و اين هر دو ممكن است . وصل به مقبره ، مدرسه و مسجدي ( كه شايد خانقاه باشد ) هست كه به خصوص گچبُري محراب مسجد بسيار ديدني و زيباست . قرآن بزرگي هم در آنجا نگهداري مي ‌شود . در ايوان آب انباري كه در اين بنا موجود است ، كتيبه‌ اي به خطّ « علي رضا عبّاسي » ديده مي ‌شود كه به نستعليق نوشته شده و از اين جهت در ميان آثار وي بسيار جالب است .

 [ راهنمای خراسان ، دکتر علی شریعتی ، انتشارات الفبا ، چاپ دوم ، زمستان 1362 ، صص 192 ـ 193 ]

[ مجموعه آثار 36 / آثار جوانی ، دکتر علی شریعتی ، بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی با همکاری انتشارات چاپخش ، چاپ اوّل ، 1385 ، صص 401 ـ 402 ]  


مسجد فریومد / فرومد

لطفاً نسخه pdf این متن را با بیش از 40 عکس از اینجا دریافت کنید .

مسجد فریومد / فرومد

آندره گُدار ( به فرانسوی : André Godard )

فرومد یا فریومد باستان در حدود دوازده کیلومتری جادّه شاهرود به سبزوار ، شمال ­شرقی عبّاس ­آباد و شمال ­غربی مزینـان قرار گرفته است . این محلّ که در حال حاضر جز یک ده بزرگ چیز دیگـری نیست . ( تصویر 64 )

تصویر 64 ـ نمای کلّی فرومد

 در سابق ایّام بنا به قول صریح حمدالله­ مستوفی حاکم­ نشین منطقه جوین بوده است . [ نزهة القلوب ، ترجمه لیسترنج ، ص 148 ]

یاقـوت ذکری از فرومد نمی­ کند زیرا شهر اصلی جوین در زمان او آزادور بوده ، پس نتیجه می ­گیریم که فرومد در اثر مغول کسب اهمّیّت و اعتبار کرده است . لیسترنج ( lestrange ) می­ نویسد : « به استناد گفته مستوفی مرکز بخش جـوین در قرن هشتم هجری ( چهاردهم میلادی ) به فریومد تغییر کرد » . [ ر ک : فرهنگ جغرافیایی ، تاریخی و ادبی ایران ، ص 180 ، نوشتهC. Barbier de Maynard  ] مع ­ذلک باید بگویم که مستوفی چنین حرفی نزده و نیز شهر آزادور که یاقوت آن را شهری پر جمعیّت با مساجدی زیبا معرفی کرده از طرف مستوفی به عنوان قریه­ ای واقع در جادّه جاجرم به نیشابور معرفی شده است . [ ر ک : نزهة القلوب ، ترجمه لیسترنج ، ص 169 ]  از طرف دیگر مستوفی از « نقاط وسیع دیگر » این منطقه نظیر « بحرآباد ، اروکازری ، دلبند و خراشاه » [ ایضاً ، ص 149 ] نیز یاد کرده ، ولی اسمی از آزادور نبرده است ، بنا بر این احتمال دارد بین تاریخ متروک افتادن آزادور به سود فریومد و سال 740 هجری (1340 م ) یعنی تاریخ ختم کتاب نُزهة القلوب زمانی طولانی سپری شده باشد . مسجد بزرگ و مجلّل فریومد که ظاهراً هنگـامی ساخته شده که این شهـر حاکم­ نشین منطقه بـوده می­ توانسته در این باره اطّلاعات کافی در اختیار ما بگذارد ولی در حال حاضر هیچ تاریخی در آن مشاهده نمی­ شود و نام هیـچ شخصیّت مشهـوری در کتیبه­ های آن نیامده است . با این همه ، همان طور که در آینده­ ای نزدیک خواهیم دید سبک معماری خراسانی آن ما را متقاعد می ­سازد که این مسجـد را در ردیف مسـاجدی که متعلّق به قـرن ششم هجری ( دوازدهم میلادی ) هستند قرار دهیم . بنا بر آنچه گذشت می ­توانیم چُنین تصوّر کنیم که تاریخ احداث فرومد و هم زمان با آن تغییر محلّ مرکز جوین از آزادور به فرومد آنقدر­ها مؤخّر از دوران تدوین کتاب مُعجم البُلدان نبوده و با قید احتیاط به قرن هفتم هجری ( سیزدهم میلادی ) تعلّق داشته است .

مسجد فرومد در حال حاضر ویرانه­ ای است که نقشه آن دیگر به طور کامل قابل درک نیست ، ( تصویر 65 )           تصویر 65 ـ نقشه مسجد فرومد

از چگونگی بیوتات فرعی آن بی ­اطّلاعیم ولی قسمت­های اصلی و چهارچوب­های مسجد به دست ما رسیده است که عبارت است از : دو ایوان رفیع رودررو با صحنی در میانه که طاق­هایی ( غرفه­ هایی ) با ارتفاع کم آن را احاطه می­ کرده است . ( تصویر 66 )    تصویر 66 ـ نمای کلّی مسجد فرومد

در گذشته این غرفه­­ ها مدخل رواق­های جانبی مسجد بوده ، رواق­هایی که پهنای آن­ها حدّ فاصل دیوار شرقی صحن و دیواری بوده که در امتداد نوعی آبراهه ساخته شده است . قسمت پایین دیوار اخیر هنوز وجود دارد . ( تصویر 67 )      تصویر 67 ـ ایوان اصلی مسجد فرومد

ما از این مسجد چیز دیگری نمی ­دانیم . نیمی از یک گنبد ساخته شده با خشت خام ـ که روی نقشه توسط دایره­ ای نقطه چین نمایش داده شده ـ در شرق راهرو ورودی برجای مانده که باید بعداً ساخته شده باشد . شبستان دراز و گُنبدی دیگری که با توجّه به ایوان شمالی قرینه راهرو ورودی بوده ، وجود داشته که فقط دو دیوار از دیوارهای آن هنوز برپا هستند . به طور کلّی ما از منضّمات و بیوتات تابعه این بنا تقریباً اطّلاعی در دست نداریم ولی برای ما مسلّم است که این مسجد از نوع « دو ایوانه » و به سبک خراسانی بوده است . در بنای این مسجد دقّت کافی به کار  نرفته ، چرا که به دلیلی که بر ما پوشیده است و شاید هم بدون هیچ دلیلی محور دو ایوان در امتداد یک دیگر نیستند . در نتیجه پهنای غرفه­ های دو طرف ایوان­ها نیز یکسان نمی ­باشد . دیوارهای جانبی ایوانِ قبله که چهار درگاهی عریض در آنها تعبیه شده دیوارهایی بسیار ضعیف و کم استقامت بوده ­اند . و این حتّی از روی نقشه بنا نیز مشهود است . از این روی حوادث ناگواری برای آنها پیش آمده که سعی شده با مسدود کردن درگاهی ­های مقدّم آنها را مرتفع­ تر سازند . وضع کنونی مسجد نشان می ­دهد که شکاف­هایی عریض ، ریزش­ها و حتّی جابه­ جایی­هایی چشمگیر به همین سبب اتّفاق افتاده است . ( تصویر 68 ) تصویر 68 ـ قسمتی از ایوان اصلی مسجد فرومد

بدون آنکه لازم باشد دشمن جانی بناهای تاریخی ایران یعنی زلزله را مقصّر بدانیم . بین طاق­های سردر و طاق­های حدّ فاصل ایوان­ها که حتّی به استحکام طاق­های دور صحن هم نیستند ـ طاقهایی که مضاعفند و گرچه فشاری هم تحمّل نمی ­کنند ـ  اجزای سازنده سقف­ها آزاد بوده و هیچ گونه اتّصالی با تکیه ­گاه طبیعی خود یعنی طاق­ها ندارند . ( تصویر 69 ) تصویر 69 ـ طاق سر در ایوان اصلی مسجد فرومد

در نتیجه طاق­ها برجای مانده ­اند و سقف آنها ریخته است و این می­ رساند که سازنده بنا همسنگ کسی که آن را تزئین کرده نبوده است یا به احتمال قوی ­تر معمار بنا بیشتر دکوراتور بوده تا معمار . همین مطلب را می ­توان درباره سازنده مسجد گوهرشـاد مشهد یعنی قـوام ­الدّین شیرازی گفت . وانگهی در تقریباً تمـام بنا­های ایران و حتّی تمام بناهای جهان اسلام این گفته مصداق دارد . قبلاّ هم در جای دیگر گفته ­ام که ایده­آل یک تکنسین واقعی که عبارت است از ساختن چیزی که برای ابد باقی بماند در مذهب اسلام همیشه بیگانه بوده است . او نه تنها به بقای آثار خود علاقه ­ای نداشته بلکه حتّی می ­توان گفت از تصوّر دوام و بقا نفرتی داشته که ریشه­ های آن را بایستی در مذهب جستجو کرد : « دلیل وجود خدا این است که همه چیز جز او از بین رفتنی است » . [ ... لا إِلَهَ إِلا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلا وَجْهَهُ ... . ( قَصَص ، 28 / ٨٨ )

معماری بناهای اسلامی در ایران یک معماری تزئینی است ، با روشهایی ابتکاری ، دقیق ، با عظمت و جذّاب ، حتّی در حقیرترین دهات کشور ، ولی در غم دوام و بقا نمی­ باشد . در عصر مغول گنبدهای با عظمتِ آجری ، ( مقبره حسن بن کیخسرو ، تصویر 42 )  تصویر 42 ـ مقبره حسن بن کیخسرو

حتّی گاهی گنبدهایی دو پوش ( تصویر 70 ) و مناره­ هایی رفیع بر پایه­ هایی از گِل خام بنا گردید . ( مناره مسجد جامع ابرقو ، تصویر 38 ) ، تصویر 70 ـ خانقاه علاء الدّولة سمنانی  ، تصویر 38 ـ مناره و ایوان شرقی مسجد جامع ابرقو

پی ­کَنی به ندرت به اندازه کافی انجام می­ شده ­است . زیربنای مناره ­ها را با این فرمول ساده : پیرامون پایه مساوی است با ارتفاع بنا [ پیرامون پایه = با ارتفاع بنا ] ، می­ ساخته­ اند گـویی مقاومت زمین همیشه و همه­ جا یکسان بوده است . بناهای عصـر صفـوی پوشیده از کاشـی­هایی بوده که به وسیله ملاط گچ سوار می­ شده و دیـری نمی­ گذشته که از محلّ خود جدا شده و ریزش می­ کرده است . امامزاده یحیی در ورامین اکنون جز توده ­ای خاک که از قطعات نازک آجرِ پخته پوشیده شده ، چیز دیگری نیست . در نتیجه نشست این توده خاک و جدا شدن تزئینات پوششی آن و نفوذ آب باران ، بنا ترکیب و منظر خود را از دست داده و گرچه سعی شده با اصلاحاتی به آن سر و صورتی بخشند ولی بالاخره روزی به توده­ ای از گِل بدل خواهد شد . امّا تزئینات گـچ­بری داخل بنا ، آنجا که بین شکاف­ها و ریزش خاک قسمت­هایی از آن باقی مانده بسیار زیباست . وقتی کاشیکاری­های عصر صفوی مرمّت می­ شوند زیبایی آنها پدیدار می­ شود . منار عالم همانطور که از اسمش پیداست مناری شکیل و زیبا بوده ولی بعد از آنکه شهرداری اصفهان جوی کوچکی در مجاورت آن حفر کرد منار فرو ریخت . ایـرانیـان در تولید اَشکال اصیل و تزئینات پرشکوه نابغه بوده ­اند و اگر به مسئله استحکام توجّه بیشتری می ­کردند ایـران می­ توانست موزه ­ای باشد برای هنر معماری در جهان . بدیهی است که معنای ژرف تصوّف اسلامی را هر مسلمانی درک نمی ­کند و در باب مسجد مورد بحث یعنی مسجد فرومد نیز احتمالاً معمار و سازنده آن اِشرافی بر این معنی نداشته ولی شعر که با خون همه ایرانیان عجین شده خود صورت دیگری از این باور است که ریشه در مذهب دارد :

« زمانه ، شمشیری است دو دم » ( سعدی )

باز هم سعدی می ­گوید : « هر­چه نپاید ، دلبستگی را نشاید »

 خیّام می­ سراید :

از آمدنم نبود گردون را سود

وَز رفتن من جاه و جلالش نفزود

و معمار این بنا نتیجه ­­گیری کرده که : « دنیا به چه کار آید ؟ »

ولی مسئله آذین کردن بنا چیز دیگری است . کاری است که ثواب دارد . تزئین یک مسجد یعنی عبادت خداوند و در واقع در کار تزئین مسجد فرومد ذوق و استعداد بیشتری به کار بُرده ­اند تا در ساختمان خود  مسجد . این بنا از داخل به وسیله گچ­بری و از خارج با آجر آذین و کاملاً پوشیده شده است . تزئینات آجری آن در زمره زیباترین آثار هنرهای تزئینی ایران است .

نمای هر یک از دو ایوان ، در گذشته شامل طاقی بوده است رفیع دارای سرطاق و بر بالای سرطاق کتیبه ­ای افقی که مجموع آنها داخل حاشیه­ ای به شکل نوار با تزئینات بسیار غنی قرار داشته است . برفراز ستون­های کنـاری ایـوان قبله ( تصویر 71 ) سرطاق با کتیبه ­ای گچ­بُری آذین شده است . تصویر 71 ـ ایوان اصلی مسجد فرومد

لـوحه تزئینی آن ( تصویر 72 ) از آجـرهای معرّق شش­ گوشی ساخته شده که آ­نها را به صـورت تصویر72 ـ قسمتی از نمای ایوان اصلی مسجد فرومد

بخش­های مجزا در کارگاه ساخته ­اند و در بنا سوار کرده ­اند . اطراف این لوحه را حاشیه زینتی باریکی از جنس گِل پختة قالب ­ریزی شده فرا گرفته است و بعد از آن نواری پهن­ تر قرار دارد که تزئینات گچ­بُری آن از میان رفته است . از قسمت­های بالایی این تزئینات درخشان چیزی برجای نمانده ولی چون قسمت عمودی نوار سردر بالاتر رفته چُنین­ بر می آید که کتیبه ­ای بربالای این لوحه تزئینی ـ نظیر آنچه که در رباط­ شرف ( تصویر 46 ) وجود دارد ـ قرار داشته است و بعد از این کتیبه ، نوار سردر به تصویر 46 ـ رباط شرف . قسمتی از پیشانی ایوان انتهایی

صورت افقی در می ­آمده است . خود نوار متشکّل از چهار نوار مـوازی است که با آجـر­های معـرّق و گِل ­پخته قالب ریزی شده ( تصویر73 ) ساخته شده­ است . نوار اصلی متشکّل از یک ردیف شش گوشه  تصویر73 ـ فرومد . بخشی از نمای ایوان اصلی

است که در قسمت­های جدا از هم در کارگاه ساخته شده و در محلّ نصب شده است . [ هر شش گوشه 42 سانتی­متر پهنا دارد و متشکّل از چهار بخش مربّع شکل است . ] بر زمینه این شش­ گوشـه­ ها تزئینـاتی از گِـل­ پخته قـالب ­ریزی­شده قرار دارد . در وسط هر شش گوشه احتمالاً کلوکی به شکل نیمکره وجود داشته نظیر همانها که در پهلوی داخلی طاق­های سردر ایوان­ها دیده می ­شود ( تصاویر68 و 89 ) و یا به احتمال بیشتر نقـوش ستـاره ­ای شکلی بوده از جنس گِل ­پخته قـالب ­ریزی­شده ، نظیر آنهایی که وسط شش­گوشه­ های نوار حاشیه ایـوان شمالی وجود دارد . ( تصویر 74 ) . تصویر74 ـ فرومد . بخشی از نمای ایوان شمالی

دو نوار مجاور از اجزاء مستطیل شکلی تشکیل شده­ اند که به کمک قالب ­ریزی ساخته­ شده ­است . [ ابعاد هر مستطیل 5 / 9 × 5 / 18 سانتی­متر است . ] نوار چهارم به شکل برودری است ، یادگیری از زمینه کتیبه­ های کوفی دوره قبل ، دوره­ ای که در آن رباط­ شرف ( تصویر 45 ) ساخته شد . تصویر 45 ـ رباط شرف . ایوان انتهایی

این نوار از اجزاء مستطیل شکل قالب ­ریزی­شده ، ساخته شده ­است . [ ابعاد هر یک 5 / 26 × 37 سانتی­متر است . ] در این چهارنوار هیچ گونه رنگ ­آمیزی وجود ندارد .

حاشیه سردر ایوان شمالی ، از نظر غنای تزیینات شبیه این ایوان ولی از لحاظ اندازه کوچک­تر است و از دو نوار تشکیل شده که آنها را رشته ­هایی تزیینی محصور کرده است ( تصویر 74 ) نوار اصلی که پهن ­تر از نوار اصلی ایوان قبله است ، نیز از شش­ گوشه­ هایی ترتیب یافته است که به صورت بخش­های مجزّا و به کمک آجرهای معرّق در کارگاه ساخته شده­ اند . [ هر شش گوشه از 6 قسمت تشکیل است . ] در زمینه این شش گوشه ­ها و نیز در وسط هر یک از آن­ها زینتی از جنس گِل­ پخته قالب­ ریزی­شده وجود دارد . نوار دیگر نیز از شش­ گوشه­ ها یا دقیق­ تر بگوییم از تعدادی مربع که هر یک شش گوشه ­ای را در خود دارند تشکیل شده است ولی اندازه آنها به مراتب کوچک تر از نوار اصلی است . این مربّع­ ها ، همچُنین چهار ­رشته تزیینی همگی از گِل ­پخته قالب ­ریزی­شده ساخته­ شده اند . در دو طرف ایوان­ها دیوارهایی وجود دارد که به بلندی ایوان­ها نیستند ولی بر نماهای جانبی صحن تسلّط دارند . این دیوارها ظاهراً نوعی تکیه­ گاه برای طاق­های بزرگ به شمار می ­روند ولی در واقع جنبه تزیینی داشته و تأثیری در استحکام آنها ندارند . ( تصاویر66 و 75 ) تصویر75 ـ فرومد . بخشی از نمای سمت شمال

این دیوارها در سمت شمال ، نظیر نمای ایوان­ها ( تصاویر75 و 76 ) ، دارای تزییناتی هستند و تنهـا در تصویر76 ـ فرومد . بخشی از نمای سمت شمال

این قسمت است ـ همانطور که در تصـویر 76 می ­بینیم ـ که کاشـی­هایی به رنگ فیروزه وجود دارد که هنوز بر جای مانده ­اند . در بالای طاقنماها در گذشته بدون شکّ کتیبه ­هایی و در بالای کتیبه ­ها حاشیه­ ای تزیینی ـ نظیـر آنچه که در حـاشیه ­های عمـودی دیده می­ شود ـ وجود داشته است . در سمت جنوب و در طرف راست ایوان هیچ گونه تزییناتی به چشم نمی­ خورد ( تصویر 72 ) . در سمت چپ روکارِ بنا را با گچ و به شکل بدی تزیین کرده ­اند . احتمال دارد در این قسمت اصولاً نمای ساخته شده از گِل ­پخته وجود نداشته و به احتمال بیشتر این نما ریخته و گچ­بُری موجود را جانشین آن کرده ­اند .

پایه­ های جانبی ایـوان­ ها بخشی از پوشش خود را که از جنس گِل ­پخته قالب ­ریزی­ شده ­است حفظ کرده ­اند . ( تصویر 77 ) تصویر77 ـ تزیینات یکی از پایه­ های مسجد فرومد ، تصویر78 ـ فرومد . دیوار جانبی ایوان اصلی

قسمت تحتانی اَضلاع جانبی ایوان قبله به شکل دیوارهای رباط­ شرف ( تصویر 78 ) آذین شده­ اند .

همان صنعت آجرچینی و همان تزیینات حکّ شده در کوربندهای [ فواصل بین آجرها ، م ] عمودی در اینجا نیز دیده می­ شود . سرطاق درگاه­ هایی که پُرنشده اند دارای کتیبه هایی هستند به خطّ کوفی . در آنجا دو کتیبه که روی هم قرار گرفته ­اند و توسّط اندودی از گِـل از هم جدا شده­ اند ملاحظه می ­شود ( تصویر 79 ) . تصویر79 ـ فرومد . ایوان اصلی . انحنای یک سرطاق

کتیبه دوم بدون شکّ متعلّق به زمانی است که تعمیراتی در جهت استحکام بنا انجام شده و در جریان آن دو درگاهی مقدّم مسدود شده است . کتیبه اوّل همزمان با احداث بناست . با مقایسه حروف این دو کتیبه درمی ­یابیم که تاریخ احداث بنا و تاریخ انجام تعمیرات بسیار به هم نزدیک بوده ­اند . در زیر طاق سردر و بر سه جانب ایوان کتیبه باشکوهی به خطّ ریحان ( تصویر 80 ) نقش شده­ است . تصویر80 ـ فرومد . کتیبه بزرگ ایوان اصلی

به فاصله کمی در بالای این کتیبه ، بین طاق سردر و طاقی که قسمت مُقَرنَس ­کاری را محدود می ­کند کتیبه دیگری دیده می شود که به خطّ کوفی است . بعد از آن تزیینات سقف گُنبد که به وسیله گچ انجام شده و اهمّ آنها در اینجا نیز نقوش شش گوشه است شروع می­ شود ( تصویر 81 ) . تصویر81 ـ فرومد . زیربنای طاق ایوان اصلی

در تَهِ ایوان محرابی وجود دارد بسیار عالی و نفیس که در اینجا نمای کلی ( تصویر 82 ) و گوشه­ هایی تصویر82 ـ محراب مسجد فرومد

از آن را ( تصاویر83 تا 87 ) ارائه می ­دهیم . تصویر83  تا 87 ـ قسمتی از محراب مسجد فرومد

همچُنین انبوهی از مُقَرنَس­ها که در وسط آنها کتیبه ­ای است که نام یکی از سازندگان بنا و احتمالاً  کسی که گچ­بُری­ها را انجام داده به ما می ­شناساند ( تصویر 88 ) . در این قسمت دیده می­ شود : 

« عمل علی »

تصویر88 ـ فرومد . قسمتی از انتهای ایوان اصلی

کتیبه ­های دیگر شامل متون مذهبی است . مع ­ذلک در قسمت پایانی کتیبه دور محراب تاریخی وجود داشته است که از آن فقط این چند کلمه باقی مانده است « ... در ماه­های ... » [ فی شهور ، م ] و بقیه از میان رفته است . گودی ایـوان شمالی خیلی کم­تر از ایـوان قبله است . حاشیه ­ای حـاوی کتیبه ، دیواره­ های آن را در قسمت زیر طاق­ها آذین کرده ­است . یک طاق واسطه ­ای ، بخش­ مُقَرنَس کاری شده را محدود می ­سازد . سطح داخلی طاق سردر دارای تزییناتی به زیبایی و غنای ایوان قبله است . با این همه ، نمای سقف گُنبدِ آن به گونه ­ای دیگر است . بین طاق سردر و طاق حدّ فاصل که خیلی به هم نزدیک­ اند فضا به اندازه کافی برای یک کتیبه وجـود داشته است ولی اسپری مسطّـح ساخته شده که آن را کتیبه ­ای در خود گرفته است ( تصویر 89 ) . در بالای این اسپر سقف گنبد با گچ­بُری­هایی به شکل آجرچینی آذین شده­ است . تصویر89 ـ فرومد . طاق ایوان شمالی

نمای جانبی صحن و تزیینات داخلی غُرفه ­ها در گذشته از گچ­بُری­هایی تشکیل می­ شده ­است ولی در ضلع عقبی چُنین چیزی دیده نمی ­شود . شکّ نیست که اصولاً هیچ تزییناتی نداشته و این مؤیّد همان چیزی است که از نقشه بنا برمی ­آید ، بدین معنی که این غرفه­ ها فقط برای محصـور کردن صحن نبوده­ اند بلکه راه ورود به دالان­هایی بوده اند که پوششی از تیرهای چوبی و بام مسطّح داشته­ اند . از تزیینات رو به صحن­ غرفه­ ها جز مختصری باقی نمانده است و همین مختصر به اندازه کافی دلالت دارد بر اینکه این غرفه­ ها مثل بقیه دارای کتیبه­ هایی بوده­ اند که گرداگرد آنها را فرا می ­گرفته و توسّط پایه­ هایی چهارگوش و یا نوارهای حاشیه ­ای عمودی که احتمالاً به یک نوار افقی بالاسر می ­پیوسته از یکدیگر جدا می­ شده­ اند . این پایه­ های چهارگوش مزیّن به نمایی بوده ­اند مشابه حاشیه دور ایوان­های بزرگ با این تفاوت که از گچ بوده ­اند . بالای طاق­ها و در قسمت محصور بین پایه­ های چهارگوش و حاشیه بالاسر هنوز هم لوحه های بلند بالایی که نقوش آنها در همه جا و به طور کامل از میان ­رفته دیده­ می­ شود ( تصویر 90 ) . تصویر90 ـ فرومد . طاقک های گوشه صحن

از تزیینات داخلی غرفه­ ها تصاویر 90 و 91 تصوّری کافی به­ دست می دهند . تصویر 92 نمایشگر ضخامت یکی از درگاهی­ های باز ایوان قبله است . تصویر91 ـ فرومد . قسمتی از طاقک های گوشه صحن  ، تصویر92 ـ فرومد . قسمتی از یکی از طاقک های ایوان اصلی مسجد فرومد

راهرو ورودی کاملاً بی ­پیرایه است . خواه به این علّت که اصولاً تزییناتی نداشته و خواه آنکه امروزه نقش و نگاری ندارد . نمای قسمت پشت نیز از غنای فراوانی برخوردار است ( تصویر 93 ) . تصویر93 ـ نمای پشت مسجد فرومد

جلـو خـان ترکیبی نظیـر ایـوان­ها ( تصویر 94 ) دارد ولی نمـای دو طرف آن به ظرافت ایـوان­ها نیست . ( تصویر 95 )  تصویر94 ـ فرومد . ایوان ورودی ، تصویر95 ـ بخشی از نمای پشتی مسجد فرومد

حالا سعی کنیم تاریخ تقریبی اِحداث بنا را به­­ دست آوریم . مبنا و اساس کار تزیینات نماها را که عبارت است از پوششی از قطعات قالب­ ریزی­ شده گِلِ­ پخته یا بریده ­شده در کارگاه و نیز تزیینات اطراف درگاهی­ها که کتیبه ­هایی است گچ­بُری ­شده ، به­ خوبی می ­شناسیم . در قسمت­های دیگر بنا سقف گنبدهایی را دیده­ ایم که پوشیده از نقوش به اَشکال هندسی و مزیّن به تُرنج­ها و گُل­هایی گچ­بُری ­شده بوده ­اند و نیز کتیبه­ هایی به خط ریحان ( مدوّر ) با خطوط کشیده­ ای که دهانه باز دارند ، و اینها همه نظیر همانهایی است که در سال 549 هجری  ( 5 - 1154 م ) در رباط­ شرف پدیدار گشته­ است . نیز در همین سال در رباط­ شرف و دیگر بناهای این دوران همان شبه آجرهایی که به وسیله گچ­بُری در فضاهای کوچک مزیّن به نقوش گُل­ها و برگ­ها ساخته­شده­ و سقف گنبد ایوان شمالی و بدنه ایوان قبله فرومد را آذین کرده می­ توان مشاهده کرد . همچُنین تزیینات سطح داخلی طاق­های بزرگ ، نیز ویژگی توده­ های مُقَرنَس که انتهای ایوان­های فرومد و غیر آن را اشغال کرده همه را می­ توان در بناهای دارای تاریخ ترکستان ـ جایی که سرچشمه الهام و روشنی بوده است ـ و خراسان ، یا بناهایی در این خُطط که می ­توان تاریخ آنها را تعیین کرد بازیافت .     

مقایسه کنید

شماره تصویر

تصاویر کتاب حاضر

شماره تابلو  (کتاب «توران» اثر کوهن وینه Wiener Cohn )

73 ، 74

72 ، 74 ، 90 ، 94

81

80

89 ، 91 ، 92 ، 94 ، 95

72 ، 89

 

 

 

48 ، 49

5 ، 32

9

XVI a

XII ,     XV , XIII

XIV , XIII

XIV b , XII , XIII c

XVI b , XIII a-d-c

XIII

 × نظر به این­که بناهایی که آنها را با مسجد فرومد مقایسه کردیم یعنی « مقبره جلال­ الدّین­حسین در اوسگن  (usgen  ) ، مقبره سلطان ­سنجر در مرو ، مقبره ناشناس در اوسگن و رباط ­شرف » هر یک تاریخ مشخّص خود را که عبارت است از سال 547 هجری ( 1152 م ) و سال­های بعد از مرگ سلطـان­سنجـر یعنی حـدود 552 هجـری ( 1157 م ) ، 582 هجـری ( 7 - 1186 م ) و 549 هجـری ( 5 - 1154 م ) ـ تاریخ تعمیر و مرمّت رباط­ شرف ـ را دارند ، نتیجه می ­گیریم که مسجد فرومد نیز درطول قرن ششم هجری ( 12 میلادی ) ساخته­ شده ­است . وجود نماهای اصیل و مشابه در زیر نماهایی که در تعمیرات بعدی ساخته­ شده ( تصویر 5 و 78 ) هم در بنای رباط­ شرف و هم در مسجد فرومد مؤیّد این ادعاست . در رباط­ شرف این دو نما روی هم قرار گرفته ­اند ( تصاویر 5 و 31 ) . در فرومد آن که همزمان با کتیبه اوّل دور درگاهی­های باز است بر بدنه چپ ایوان قبله ( تصویر 78 ) و آن ­که همزمان با کتیبه دوم است هنوز بدنه راست همین ایوان را زیر پوشش خود دارد . در عین حال اظهار نظر یاقوت که در اوّل این مقاله به آن اشاره کردیم نیز می ­رساند که این مسجد ممکن است در قرن هفتم هجری (13 میلادی) ساخته­ شده­ باشد .

عکسها و توضیحات از مهدی یاقوتیان

عکسهای مقاله « سیاه و سفید » بود ، به جای آنها « عکس رنگی » گذاشته شد ، سعی شد عکسها از همان زاویه عکسهای سیاه و سفید گرفته شود .               

عکسهای مقاله ، قبل از بازسازی و عکسهای رنگی بعد از بازسازی مسجد است .

عکسهای رنگی مسجد در تاریخ 21  / 8 / 1390 گرفته شده است . طبق مقدمه کتابِ آثار ایران ، آندره گدار از سال 1307 هجری شمسی به مدّت 32 سال یعنی حدوداً تا سال 1339 در ایران بوده است ، اگر عکسهای مسجد جامع فرومد در آخرین سال اقامت او در ایران گرفته شده باشد ، فاصله عکسهای سیاه و سفید با عکسهای رنگی بیش از 50 سال است . در این سالها بسیاری از  نوشته ­ها و تزئینات کتیبه­ ها دگرگون شده یا از بین رفته است و ... .

4 ـ چند عکس سیاه و سفید که تفاوت زیادی با عکسهای رنگی داشت کنار عکسهای رنگی باقی ماند .

نشانی  ( این مقاله قبلاً در منابع زیر منتشر شده است . )

1 ـ « نامه آستان قدس »  سال ۱۳۴۷ ـ شماره ۳۷  ، شبزوار پایگاه تشیّع : ( مسجد فرومد سبزوار ) از کتاب آثار ایران ، نویسنده : آندره گُدار ـ  مترجم : بینش ، تقی  ( 37  صفحه ـ  از 93 تا 129 )

2 ـ فرهنگ قومس ، شماره 2 و 3 ، 1376 ، ص 85 تا 97  ، مسجد جامع فرومد برگرفته از کتاب « آثار ایران » نوشته آندره گدار ، ترجمه ابوالحسن سرو مقدّم ، چاپ 1366

3 ـ آیین مردم هنری « ابن­یمین » شاعر مردم­مدار ، سیّد علی اصغر شریعت­ زاده ، پازینه ، 1379 ، ص 145 تا 158 ، مسجد جامع فرومد برگرفته از کتاب « آثار ایران » نوشته آندره گدار ، ترجمه ابوالحسن سرو مقدّم ، چاپ 1366

4 ـ آثار ایران ، آندره گدار [ و دیگران ] ، ترجمه ابوالحسن سرو مقدّم ، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی ، چاپ سوم ، 1375 ، مجلّد 1ـ 2 ، صص 256 ـ 287

توضیح

ـ در متن آمده بود : « قبلاّ هم در جای دیگر گفته­ ام که ایده ­آل یک تکنسین واقعی که عبارت است از ساختن چیزی که برای ابد باقی بماند در مذهب اسلام همیشه بیگانه بوده است . او نه تنها به بقای آثار خود علاقه ای نداشته بلکه حتّی می­ توان گفت از تصوّر دوام و بقا نفرتی داشته که ریشه­ های آن را بایستی در مذهب جستجو کرد : « دلیل وجود خدا این است که همه چیز جز او از بین رفتنی است » . [ ... لا إِلَهَ إِلا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلا وَجْهَهُ ... . ( قصص ، 28 / ٨٨ ) ] »

کلمه « وجه » به معنای « جهت » است ، یعنی هر چیزی که در جهت خدا نباشد ، از بین رفتنی است .

در روایات مواردی با عنوان « باقیات الصّالحات » نامبرده شده که یکی از آنها ، ساختن مسجد برای خداست . یعنی « بانی » آن دوست دارد مسجدی که می ­سازد به عنوان یک « عمل صالح » ماندگار باشد و باقی بماند نه آنکه ناپایدار باشد و زود از بین برود .

وانگهی در باره مسجدی که علی ­رَغم نامهربانی­ها ، از پسِ قرنها ، هنوز نَفَس می­ کشد این چه برداشتی است ؟! همین طور مساجد دیگر ، اگر سازنده از تصوّر دوام و بقا ، نفرت داشته است ، پس چرا این همه مساجد که مسلمانان ساخته ­اند با دوام ساخته شده است و از پسِ سالها و قرنها همچُنان پابرجایند ؟!

احادیث

ـ جامع الأخبار (للشعيري) / 105 / الفصل الثاني و الستون في الأولاد

وَ قَالَ ع فِي كِتَابٍ رَوَى صَاحِبُ جُمَلِ الْغَرَائِبِ فِي كِتَابِهِ بِإِسْنَادٍ لَهُ ‏عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ‏ : خَمْسَةٌ فِي قُبُورِهِمْ وَ ثَوَابُهُمْ يَجْرِي إِلَى دِيوَانِهِمْ مَنْ غَرَسَ نَخْلًا وَ مَنْ حَفَرَ بِئْراً وَ مَنْ‏ بَنَى‏ لِلَّهِ‏ مَسْجِداً وَ مَنْ كَتَبَ مُصْحَفاً وَ مَنْ خَلَّفَ ابْناً صَالِحاً .

 ـ بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏101 / 97 / باب 2 فضل الأولاد و ثواب تربيتهم و كيفيتها ..... ص : 89

59 ـ وَ رَوَى صَاحِبُ جُمَلِ الْغَرَائِبِ فِي كِتَابِهِ بِإِسْنَادٍ لَهُ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ : خَمْسَةٌ فِي قُبُورِهِمْ وَ ثَوَابُهُمْ يَجْرِي إِلَى دِيوَانِهِمْ مَنْ غَرَسَ نَخْلًا وَ مَنْ حَفَرَ بِئْراً وَ مَنْ‏ بَنَى‏ لِلَّهِ‏ مَسْجِداً وَ مَنْ كَتَبَ مُصْحَفاً وَ مَنْ خَلَّفَ ابْناً صَالِحاً .

ـ كشف الأسرار في شرح الإستبصار / ج‏1 / 236 / 55 - هدية المؤمنين ..... ص : 234

« خمسة في قبورهم و ثوابهم يجري الى ديوانهم : من غرس نخلاً، و من حفر بئراً ، و من‏ بنى‏ للّه‏ مسجداً ، و من كتب مصحفاً ، و من خَلَفَ اِبناً صالحاً » .

ـ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل / ج‏12 / 229 / 15 باب استحباب إقامة السنن الحسنة و إجراء عادات الخير و الأمر بها و تعليمها و تحريم إجراء عادات الشر ..... ص : 228

13959- جَامِعُ الْأَخْبَارِ ، عَنْ كِتَابِ جُمَلِ الْغَرَائِبِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ : خَمْسَةٌ فِي قُبُورِهِمْ وَ ثَوَابُهُمْ يَجْرِي إِلَى دِيوَانِهِمْ مَنْ غَرَسَ نَخْلًا وَ مَنْ حَفَرَ بِئْراً وَ مَنْ‏ بَنَى‏ لِلَّهِ‏ مَسْجِداً وَ مَنْ كَتَبَ مُصْحَفاً وَ مَنْ خَلَّفَ‏ .

فیلم ـ مسجد جامع فریومد

لطفاً فیلم ـ مسجد جامع فریومد / فرومد را از اینجا دریافت کنید .

این فیلم از لوح فشرده­ای که « اداره کلّ میراث فرهنگی و گردشگری استان سمنان » تهیّه کرده گرفته شده است و با نرم افزار Media  Player یا KMPlayer باز  می­شود .

 

به پیشنهاد یکی از دوستان  ،

امکان قطع کردن صدای موزیک متن 

در انتهای صفحه وب فراهم شده است .