لطفاً نسخه pdf این متن را با 12 عکس تطبیقی از اینجا دریافت کنید .
فریومد / فرومد چه چیز نیست ؟! (3 )
گفته شد که نگارنده ضمن تحقیق در باره فریومد / فرومد به این نکته پی بُرد که بعضی مطالبِ نوشته شده در باره فریومد / فرومد ، نادرست و بی اعتبار است ، مطالبی که بعضاً در کُتُبِ منبع ( مثل ؛ لغتنامه ها ) یا کتبِ درسی و دانشگاهی آمده ، علّتِ آن هم عواملِ مختلف بوده ، در جایی که تحقیقِ میدانی لازم بوده ، کتابخانه ای عمل شده و به جایِ مراجعه حضوری به مکان ، به کتاب بَسَنده شده ، گاهی احساس ، غلبه کرده ، گاهی هر دو دخیل بوده ، گاهی بی دقّتی بوده است و ... .
در مقاله شماره 29 « فریومد / فرومد چه چیز نیست ؟! (1 ) » به تاریخ سه شنبه 14/6/1391 گفته شد که « فرومد » بین راه سبزوار و نیشابور نیست !
و در مقاله شماره 44 « فریومد / فرومد چه چیز نیست ؟! (2 ) » به تاریخ سه شنبه 28/9/1391 گفته شد که « بحرآباد » در « سمنان » نیست ، در سمت شمال فریومد و از توابع جوین است . اکنون به این نکته پرداخته میشود که ؛
« فریومد » ، « فارمد » نیست .
« ابوعلی فارمدی » هم « فریومدی » نیست .
« سرو فریومد » هم در « فارمد » نبوده است .
فرومد در لغتنامه دهخدا
فَرومَد . ( اِ خ ) نام قریه ای است از قُرای طوس که به فارمد مشهور است . ( برهان ) . فرموهد . فرموند . فریومد . فارمد . فرمد . رجوع به این کلمات شود .
فَرومَد . ( اِ خ ) نام یکی از دهستانهای بخش میامی شهرستان شاهرود است . این دهستان در قسمت شمال خاوری میامی در یک منطقه کوهستانی واقع و هوای آن معتدل است . از قنوات مشروب می شود . محصولاتش غلّه ، میوه و لبنیّات است . مرکز دهستان قصبه فرومد می باشد . این دهستان از شش آبادی تشکیل شده و در حدود 6 هزار تن سکنه دارد . قُرای مهمّ آن به شرح زیر است : فیروزآباد ، عبّاس آباد و استربند . معادن مس ، زغال و نفت در ارتفاعات آن مشاهده شده و فعلاً مس آن استخراج می گردد . ( از فرهنگ جغرافیایی ایران جلد 3 ) .
فَرومَد . ( اِ خ ) قصبه مرکزی دهستان فرومد از بخش میامی شهرستان شاهرود ، واقع در 105 هزارگزی شمال خاوری میامی و 2 هزارگزی شمال باختری داورزن ، سر راه شوسه شاهرود به سبزوار . راه نیم شوسه به عبّاسآباد دارد . ناحیه ای است واقع در جُلگه ، معتدل و دارای 3600 تن سکنه ؛ از سه رشته قنات مشروب می شود ؛ محصولاتش غلّه و میوه است . اهالی به کشاورزی و گلّه داری و زنان به کرباسبافی گذران می کنند . این قصبه در سالهای قدیم بسیار آباد و پرجمعیّت بوده و در حمله مغول ویران شده است . از آثار قدیمی یکی مقبره ابن یمین و دیگری مسجدجامع است که در قرن چهارم هجری بنا گردید و کاشی های بسیار زیبایی دارد . ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ، ج 3 ) .
فَریومَد . ( اِ خ ) جوین ولایتی است پیش از این داخل تومان بیهق بوده و اکنون مفرد است . قصبه فریومد شهرستان آنجاست . ( نزهة القلوب ، چ لیدن ، ص 150 ) اکنون به فرومد معروف است . رجوع به فرومد شود .
فَریومَدی . (ص نسبی ) منسوب به قصبه فریومد . رجوع به فریومد شود .
فَریومَدی . ( اِ خ ) ابن یمین . رجوع به ابن یمین شود .
فَرموهَد . مُصحَف فريومد است . ( حاشيه برهان چ معين ) . نام قريه اي است از قُراي طوس مشهور به فارمد . گويند زردشت دو درخت سرو به طالع سعد کاشته بود ، يکي در کاشمر و ديگري در همين قريه . ( برهان ) . رجوع به فارمد ، فرمد ، فرموند و فريومد شود .
فَرمُوَند . (اِخ ) دهی است از طوس که گفته اند زردشت دو درخت سرو به طالع سعد نشانده بود ، یکی در این ده و یکی درکشمر . ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) نام درست این ده فرمد یا فارمد است . رجوع به فرمد و فارمد و فروند شود .
فَرمَد . ( اِخ ) نام قریه ای است از قُرای طوس و انگور خوب در آن به دست آید که مشهور به انگور پرمی است . در این زمان به فارمَد اشتهار دارد . گویند زردشت دو درخت سرو به طالع سعد نشانده بود ، یکی را در همین قریه و دیگری را در قریه کاشمر ... ( برهان ) . رجوع به فارمد شود .
فارمَذی . ( ص نسبی ) منسوب به فارمذ که از قُرای طوس است . (سمعانی ) . رجوع به فارمَد شود .
فارمَد . (اِخ ) دهی از دهستان تبادکان بخش حومه شهرستان مشهد که در 33 هزارگزی شمال خاوری مشهد و چهارهزارگزی شمال باختری تبادکان در دامنه ای واقع است . جایی معتدل و دارای 37 تن سکنه است . آب آنجا از چشمه تأمین می شود و محصول عمده آن غلّات و شغل اهالی زراعت و مالداری است . راه مالرو دارد . ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ) آن را فارمَذ (با ذال نقطه دار) نیز گفته اند . رجوع به « معجم البُلدان » شود .
فرومد در فرهنگ فارسی معین
1 ـ فارومد farumad [ = فارمد = فرمد = پرمد ] دهی است در یک فرسنگی دهکده فاز و پنج فرسنگی شمال مشهد ، و آب آن از نهری که از کوه شمال میآید مشروب میشود . امروز این نام را مخفّف کرده « فارمد » یا « فرمد » و « پرمد » گویند و انگور آن مشهور است .
2 ـ فارومد farumad [ = فریومد ] ـ فریومد
1 ـ فرومد farumad [ = فارمذ = فارمد ] ـ فارمد .
2 ـ فرومد farumad
1 ـ دهستانی است در بخش میامی شهرستان شاهـرود ، و آن در قسمت شمال شرقی میامی واقع است . کوهستانی و معتدل ؛ آب از قنوات ؛ محصول عمده غلّات ، میوه و لبنیّات . این دهستان از شش آبادی تشکیل شده و جمعیّت آن حدود 6000 تن است . معادن مس ، زغال و نفت در ارتفاعات این دهستان دیده شده و فعلاً مس آن استخراج می گردد .
2 ـ قصبه مرکز دهستان مذکور [ فرومد ] در 105 کیلومتری شمال شرقی میامی و 22 کیلومتری شمال غربی داورزن که سر راه شوسه شاهرود به سبزوار و 63 کیلومتری عبّاس آباد واقع است .
جُلگه و معتدل ؛ 3600 تن سَکَنه ؛ آب از سه رشته قنات ؛ محصول غلّات و میوه ؛ زراعت ، گلّه داری ، کرباس بافی .
فریومد faryumad 1 ـ بخشی است از سبزوار . 2 ـ قصبه مرکز بخش [ فریومد ] واقع در 16 فرسنگی شمال غربی سبزوار ، میان صدرآباد و مزینان .
سرو فریومد
سرو فریومد . سروی بود کُهَن در فریومد و مسلّماً پیش از اسلام کاشته شده بود ، و تا سال 537 هجری قمری ( یعنی 291 سال پس از سرو کشمر ـ کاشمر ) باقی ماند . زردتشتیان معتقد بودند که آن هم به دست زرتشت پیامبر کاشته شده بوده و مدّت عمر آن را 1691 سال نوشته اند . امیر اسفهسالار ینالتکین بن خوارزمشاه فرمود تا آن را سوختند و ضرری به وی و حشمش نرسید ( دلیل آن را چنین نوشته اند که به واسطه آتش در آن تصرّف کردند . ) ( تاریخ بیهق . علی بن زید بیهقی ، ص 281 ؛ مزدیسنا ، به قلم م . معین 341 ) .
فَرومَد . ( اِ خ ) نام قریه ای است از قُرای طوس که به فارمد مشهور است . ( برهان ) . فرموهد . فرموند . فریومد . فارمد . فرمد . رجوع به این کلمات شود .
فریومد در تاریخ قومس
عبدالرّفیع حقیقت ( رفیع ) هم در « تاریخ قومس » نوشته است :
در بُرهان قاطع راجع به فرومد چُنین آمده است : « فریومد یا فارمد نام قریه ای است از قُرای طوس و انگور خوب در آن می شود مشهور به انگور برمی ، و در این زمان به فارمَد اشتهار دارد . گویند زردتشت دو درخت سَرو به طالع سَعد نشانده بود ، یکی را در همین قریه و دیگری را در کاشمر که از قُرای تُرشیز است از ولایت خُراسان . و مجوس گویند که : زردشت این دو درخت را از بهشت آورده بود و در این دو قریه کاشت . »
[ تاریخ قومس ، عبدالرّفیع حقیقت ( رفیع ) ، انتشارات آفتاب ، چاپ دوم ، بهمن 1362 ، ص 203 ]
فریومد در تعلیقات تاریخ بیهق
مرحوم احمد بهمنیار که با تصحیح و تعلیقات او « تاريخ بيهق » منتشر شده ، نوشته است :
( فريومد ) چون برگويد نام بخشى از سبزوار است كه مركز آن نيز همين نام دارد ، و قصبه فريومد در شانزده فرسخى شمال غربى سبزوار ميان صدرآباد و مزينان واقع است ، اين نام را در فرهنگها به چندين وجه ضبط كردهاند ، و از آن جمله است فرمد و فرهومد و فرومد و فرماد چون سرمد و سرگوبد و نگويد و فرهاد ، و در محاوره امروز فرومد و فريمد گويند ، ابن يمين شاعر معروف از اين قصبه بوده است .
[ تاريخ بيهق ، ملحقّات مصحّح ، ص 341 ]
فریومد در مقاله ای از فرهنگ قومس
آقای محمّد متّحدی هم در مقاله ای با عنوان « پیشینه تاریخی فریومد در زمان گذشته و حال » همان اشتباه دیگران را دچار شده است . « در برهان قاطع چُنین آمده است : فریومد یا فارمد نام قریه ای است از قُرای طوس و انگور خوب در آن می شود مشهور به انگور برمی ، و در این زمان به فارمَد اشتهار دارد . [ ص 7 ]
بزرگان فریومد
روستای فریومد بنابر ویژگی خاصّی که از نظر تاریخی ، سیاسی و اجتماعی داشته است ، شخصیّتهایی با درجات عالی علمی ، عرفانی و مذهبی را در دامان خود پرورانده اند که می توان از ابوعلی فضل بن محمّد فارمدی نام برد که طبق مطالبی که در نامه دانشوران آمده است ، وی از عرفا و فضلای بزرگ است و معاصر القادر بالله خلیفه عبّاسی بوده است و در عصر خویش به فنون و فضایل ظاهر و باطن مسلّم و بر امثال و اقران خویش از هر جهت مقدّم بوده است ، یک فصل از کتاب « نامه دانشوران ناصری » به شرح حال این عارف واصل اختصاص دارد . » [ ص11 ]
[ فرهنگ قومس ، فصلنامه تحقیقاتی فرهنگی هنری استان سمنان ، شماره 2 و 3 ، سال اوّل ، تابستان و پاییز 1376 ]
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ابوعلی فارمدی در ریحانه الادب
ابوعلی فارمدی
فضل بن محمّد طوسی ـ از اَکابر عرفای قرن پنجم هجرت می باشد که سکونتش در دیهی فارمد نام از اراضی طوس ، شیخ الشیوخ بلاد خراسان ، کمالات صوری و معنوی مسلّم و بر اَمثال خود مقدّم ، نزد عالِم و عامّی مکرّم ، محلّ رجوع علمای شریعت و طریقت و سلسله فرقه فارمدیّه از سلاسل صوفیّه و خودش از مریدان امام قشیری و شیخ ابوسعید ابوالخیر و شیخ ابوالحسن خرقانی بود . در سال چهار صد و چهل و هفتم و یا به قول صحیح هفتاد و هفتم هجرت درگذشت و هر یک از دو کلمه : عزّت = 477 و عبادت = 477 مادّه تاریخ وفات او بوده و خواجه یوسف همدانی را خلیفه خود گردانید .
[ریحانة الادب ، جلد 7 ، محمّدعلی مدرّس تبریزی ، انتشارات خیّام ، چاپ چهارم ، 1374 ؛ ص 209 ]
فريومد در تاریخ بیهق
در کتاب « تاریخ بیهق » که در قرن ششم نوشته شده ، آمده است :
دهم ربع مزينان
و اين مزينان بود ، و مايان ، و كموزد ، و داورزن ، و صدخرو ، و طزر ، و بهمن آباد ، و مهر ـ كه آنجا مزارع اقلام بحرى باشد ـ و ماشدان ، و سويز ، و غير آن .
يازدهم ربع فريومد
و اين فريومد ، و اسحاق آباد ، و فيروزآباد ، و نهاردان ، و غير آن بود . [ تاريخ بيهق ، ص 39 ]
و در همین کتاب ؛ واژه « فریومذ »1 بار ، « فریومد »31 بار ، « فریومدی » 3 بار به کار بُرده شده و در صفحه 281 تا 283 قصّه « سرو فریومد » را آورده امّا در این کتاب هیچ مطلبی در باره « فارمد » نیامده چون فریومد از قُرای « بیهق » بوده است و « فارمد » از قُرای « طوس » .
فارمذ در « مُعجم البُلدان » و « مراصد الاطلاع »
و در کتاب « مُعجم البُلدان ، ج4 ، ص 229 » که « یاقوت حموی بغدادی » در قرن 7 نوشته ، آمده است : « فارمذ : ... من قرى طوس »
و در کتاب « مراصد الاطلاع على اسماء الامكنة و البقاع ، ج3 ، ص 1013 » هم که « صفى الدّين عبدالمؤمن بن عبدالحقّ بغدادی » در قرن 8 نوشته ، آمده است : « فارمذ : ... من قرى طوس » .
نحوه ثبت واژه « فریومد » در چند کتاب قدیمی و تاریخی
در کتابهای تاریخی هم فقط « فَریُومد ، فَریوَند ، فَرومد ، فُرومد » ثبت شده ، « فَریوَند » که تصحیف « فَریُومد » است و مقاله مستقلّی را می طلبد ، می ماند « فَریُومد ، فَرومد ، فُرومد » مستند هم منابع و مدارک زیر است . در هیچ مورد برای « فریومد » واژه های نامأنوس « فَرمَد و فرهومد و فرموهد و فرماد و فرمُوَند و فروند و ... » نیامده است .
فَریُومد ، فَریوَند ، فَرومد ، فُرومد
نویسنده | قرن | سال فوت یا کتابت | کتاب | صفحه | |
ثعالبی(به نقل از تاریخ بیهق) | 5 | ۴۲۹ فوت | ثِمارالقلوب فی المضافوالمنسوب | | فریومد |
علیّ بن زید بیهقی(ابن فُندُق) | 6 | 565 ق | تاریخ بیهق | 277 | فریومد |
سیّد بن طاووس | 7 | 664 فوت | فرحة الغری | 131 | فریومد |
حافظ شيخ بن محمّد بن محمّد نسائي | 8 | 715 | التلخيص في التّفسير | مؤخّره | فریومد |
ابن یمین | 8 | 741 | دیوان اشعار | 576 | فریومد |
حمدالله مستوفی | 8 | | نزهة القلوب | 150 | فریومد |
محمّدبن علی النّاموس | 8 | | تحفة جلالیّه | | فریوند |
محمّدبن علی النّاموس | 8 | | حدائق الوثایق | | فریوند |
محمّدبن علی النّاموس | 8 | | الحکمة للادعیّة | | فریوند |
غیاث الدّین بن علی فریومدی | 8 | | ذیل مجمع الانساب | 309 / 340 | فَریومد |
دولتشاه سمرقندی | 9 | | تذکرة الشّعراء | 206 | فریومد |
یوسف اهل | 9 | | فرائد غیاثی | | فَریومد |
کربلایی حسین ده ملّایی | 13 | 1296 | کتابچه شاهرود و بسطام | | فُرومد |
شیخ عبّاس قمّی | 14 | 1319 | الانوار البَهیّه | | فریوند |
ناصرالدّین شاه قاجار | 14 | 1300ق | سفربه خراسان | 185 | فُرومد |
محمّدعلی مدرّس تبریزی | 14 | 1333 | ریحانة الادب ، ج 8 | 284 | فَریومد |
محمّدعلی مدرّس تبریزی | 14 | 1333 | ریحانة الادب ، ج 8 | 284 | فَرومد |
محمّدعلی مدرّس تبریزی | 14 | 1333 | ریحانة الادب ، ج 8 | 284 | فَریوَند |
به استناد دیوان اشعار ابن یمین فریومدی ، این روستا فَریومَد تلفّظ شده است .
... محرّر این کلمات ... محمود ابن یمین المستوفی الفریومدی ... ـ مقدّمه
این مکتوب صادر شد تا نُوّاب و متصرّفان فریومد اَحسَنَ اللهُ اَحوالَهم ... ـ ص 713
عنان خاطر به صوب قصبه فریومد اَحسَنَ اللهُ اَحوالَهم ... ـ ص 715
به ظاهر گر چه محرومم زِ عـــزّ پایبوس تو ..... ولی ابن یمین هستت زِ جان داعیّ پنهانی
نمی گردد زِ بخت بد،دمی غایب زِ فریومد ..... به معنی گنج آباد است اندر کُنج ویرانی ـ ص165
مخـور « ابن یمین » غم چو وفــاتت برسد
به حضور عمّ و خال و پدر و مادر نیست
هر وفــاتی که به « سلطانیه » واقع گردد
تو یقین دان که به « فریومد » از آن خوشتر نیست ـ ص355
به اهــــل خطّه فریومد از طـــــریق رضــــا .......... مگر به عین عنایت نظر فکند خدا ـ ص314
فریومد آن مقــام که از این پیش خسروان .......... بودند با هم از پی آن در مطاعنه ـ ص516
زِ بهـر خــــاطـــرش بردار گــــــــــــــــامی .......... به فریومد رسان از من پیـــــامی ـ ص 576
نشــــــــان خطّـــــه فـریـــومــــد آن است .......... که پنداری بهشت جاودان است ـ ص 576
زِ من خــــدمت رســـــان و راه برگیــــــــر .......... به فریومد خُـــــرام ای باد شبگیر ـ ص580
سلامـم چــون به آن یـــــــــاران رســانی .......... به فریومد رسـان این ارمغـــــانی ـ ص581
به فریومد چــو پـــــــای انـــــدر نهـــــادی .......... درِ خُلـدِ بـــــرین بر خـود گُشـادی ـ ص581
سفر به فارمد
در تاریخ یازدهم دی ماه 1390 ( 11 / 10 / 1390 ) دو نفر از فرومدیها ( آقایان سیّد ابراهیم هاشمی فرزند سیّد حسن و سیّد رضا هاشمی فرزند مرحوم حاجی عابدین ) برای رفتن به « فارمد » مرا همراهی کردند .



چند عکس تطبیقی از ( فرومد ـ فارمد )

فریومد ـ فرومد | فارمد ـ پرمی |
از قُرای جوین و بیهق در قدیم | از قُرای طوس در قدیم |
در سال 1390 خورشیدی جزو استان سمنان | در سال 1390 خورشیدی جزو استان خراسان رضوی |
فاصله تا مشهد : حدوداً 320 کیلومتر | فاصله تا مشهد : حدوداً 20 کیلومتر |
محلّ دفن ابن یمین فریومدی | محلّ دفن ابوعلی فارمدی |
مسجد جامع ؛ آثار باستانی | مسجد جامع ؛ معمولی |
نتیجه گیری :
1 ـ نام قدیمی روستا « فریومد » است .
2 ـ صورت تغییر یافته و مختصر « فریومد » که اکنون به کار می رود « فرومد » است .
3ـ « فَرمَد و فرهومد و فرموهد و فرماد و فرمُوَند و فروند و ... » در متون تاریخی برای فرومد به کار نرفته است .
4ـ « فارمد / پارمد ، برمی / پرمی و ... » نام روستایی در حدود 20 کیلومتری مشهد است .
5 ـ « ابوعلی فارمدی » هم فریومدی نیست . بلکه « فارمدی » است .
6ـ قصّه « درخت سرو » هم مربوط به « فریومد » است نه « فارمد » .
7ـ مطالبی هم که در لغتنامه مرحوم علی اکبر دهخدا و فرهنگ فارسی مرحوم محمّد معین و کتاب لغت برهان قاطع مرحوم محمّدحسین خلف تبریزی یا ... در این زمینه آمده فاقد اعتبار است .
8 ـ کسانی هم که از آن کتابها در این زمینه نقلِ قول کرده اند همان اشتباه نویسندگان را بیان کرده اند .
نه « سرو فریومد » را به « فارمد » بدهید نه « ابوعلی فارمدی » را به « فرومد » !
« انگورهای پرمی / برمی » برای « فارمد » !
« انگورهای دیوانه و شصت عروس و کوهی و سنگَک و سیاه و ... » هم برای « فرومد » !
« و امير خراسان عبداللّه بن طاهر رحمه الله - كه به فضل حقّ تعالى عمارت نيشابور و نواحى آن بر دست وى ميسّر شد- چُنين گفت كه : خَيرُ قُرى بِيهَقٍ جُلين وَ اَطيَبُها فَريُومَد وَ لا بَأسَ بِالسَّديرِ وَ الحارثاباد ... و هواى فريومد خوشتر بود ، ازيرا كه فريومد هم سهلى است و هم جبلى .
در ديه ششتمد آبى [ گُلابی ] باشد شيرين گرانسنگ كه مدّتى بتوان نهاد كه خلل نپذيرد ، و انجيرى باشد زرد لطيف چُنانكه از لطافت خشك نتوان كرد ، و انجير سفيد و زرد فريومد خشك توان كرد . در ديه فريومد انجير سرخ و انجير زرد خيزد چُنانكه خشك كنند ، ... و آنجا كاريزهاى آب بسيار است ، و هواى سهلى و جبلى دارد ، ميوه آن به غايت موافق بود ، و از تناول آن امراض كمتر تولّد كند . در فريومد و حدود آن خليه منج انگبين [ کندوی زنبور عسل ] باشد و عسلى به غايت كمال چُنانكه در ديگر نواحى نيشابور مثل آن نيست . » ، [ تاريخ بيهق ، ص34 و 36 و 278 و 280 ]
حُسن ختامِ این مقاله را هم یادکردی از دو دانشمند « فریومدی » و « فارمدی » قرار می دهیم .
مولانا مَلِك الاَفاضل حكيم الدّين ناموس فریومدی در « تحفه جلالیّه » نوشته است :
« و شيخ بزرگوار ابوعلى فارمدى ( قَدَّسَ اللهُ روحَهُ العَزيز ) در بعضى از تصانيف خود نسخه عهدنامه كه به اشارت مبارك رسول ( صَلّى اللهُ عَلَيهِ وَ سَلَّمَ ) ، اميرالمؤمنين على ( كَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ ) جهت أقارب و أنساب سلمان فارسى ( رَضِىَ اللهُ عَنهُ ) نوشته است و به فارس فرستاده ذكر كرده است ابتداء عهدنامه بر اين موجب است .
بسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
هذا كتابٌ مِن مُحَمَّدٍ رَسولُ اللهِ ( صَلّى اللهُ عَلَيهِ وَ سَلَّمَ ) الى آخِرِه ِ. و در آخر عهدنامه نوشته :
كتب على بن ابى طالب بامر رسول الله ( صَلّى اللهُ عَلَيهِ وَ سَلَّمَ ) فى رجب سنة تسع من الهجرة بمحضر من ابى بكر الصّديق و عثمان و أنس و المقداد و جماعة من المؤمنين ( رَضِىَ اللهُ عَنهُم ) .
و اين ضعيف كى مصنّف اين كتاب است نسخه آن عهدنامه را مطالعه كرده است و همچُنين عهدنامه كى به اشارت شريف مصطفى ( صَلّى اللهُ عَلَيهِ وَ سَلَّمَ ) اميرالمؤمنين على ( رَضِىَ اللهُ عَنهُ ) جهت حَىّّ بن اخطب كى والى خيبر بود نوشته بر همين اسلوب است كى در عهدنامه سلمان ذكر رفت و نسخه اصل آن عهدنامه را به خطّ اميرالمؤمنين على ( رَضِىَ اللهُ عَنهُ ) اين ضعيف ديده است و از آنجا نسخه نقل كرده و ذكر اين دو عهدنامه از مُعظَمات مَفاخر كتّاب است كى مثل اميرالمؤمنين على ( كَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ ) كى امام المتّقين و سيّدالاصفياء و المؤمنين است متصدّى كتابت بوده ، اگرچه عروج او در مَعارج شرف و بزرگى و مصاعد ولايت و كرامت زيادت از آن است كى او را به كتابت صفت كنند امّا مقصود ، مدحِ مرتبه كتاب و كتابت است به وجود شريف او . » ، [ دستور الكاتب في تعيين المراتب ، ج 1 ، ص 70 ـ 72 ]
فهرست منابع
ـ ابوالحسن علیّ بن زید بیهقی ( ابن فُندُق ) ، تاریخ بیهق ، کتابفروشی فروغی/ چاپخانه اسلامیه ، چاپ دوم .
ـ ابن یمین فریومدی ، دیوان اشعار ، به تصحیح حسینعلی باستانی راد ، تهران : سنایی ، 1344 .
ـ حافظ شيخ بن محمّد بن محمّد نسائي ، نسخه خطّی التّلخيص في التّفسير/ 1 ، مركز احياء ميراث اسلامي ، كد دستيابي كتاب : 84 .
ـ حدائق الوثائق ، نسخه خطی ، مورَّخ 856 ، مجموعه علی اصغر حکمت ، دانشگاه تهران ، 194 .
ـ حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، تصحیح عبدالحسین نوایی ، تهران : امیرکبیر ، چ 2 ، 1362 .
ـ حمدالله مستوفی قزوینی ، نزهة القلوب ، تصحیح ؛ گای لیسترانج ، اساطیر ، چاپ اوّل ، 1389 ، تهران .
ـ خواری ، محمّد بن علی ، تحفة جلالیه ، نسخةخطّی ، مورَّخ 741 ، توبینگن ، Or.Oct. 2556 .
ـ خواندمیر ، غیاث الدّین بن همام الدّین ، حبیب السّیر فی اخبار افراد بشر ، زیر نظر محمّد دبیرسیاقی ، تهران: کتابفروشی خیام، چ 2، 1353.
ـ دولتشاه بن علاءالدّوله بختیشاه الغازی السمرقندی ، تذکرة الشّعراء ، به همّت ؛ محمّد رمضانی ، چاپخانه خاور ، تهران ، 1338 شمسی .
ـ سیّد بن طاووس ، فرحة الغری ، منشورات الرّضی ، قم . بیتا .
ـ شبانکاره ای ، محمّد بن علی بن محمّد ، مجمع الانساب ، تصحیح میرهاشم محدّث ، تهران : امیرکبیر ، 1363 .
ـ شیخ عبّاس قمی ، الانوارالبهیّه فی تواریخ الحُجج الالهیّه ، مؤسّسه منشورات دینی مشهد .
ـ صفى الدّين عبدالمؤمن بن عبدالحقّ بغدادی ، مراصد الاطلاع على اسماء الامكنة و البقاع ، ج3 ، ص 1013، چاپ بیروت ، دارالجیل ، چاپ اوّل ، 1412 ق .
ـ عبدالرّفیع حقیقت ( رفیع ) ، تاریخ قومس ، انتشارات آفتاب ، چاپ دوم ، بهمن 1362 ، ص 203
ـ علی اکبر دهخدا ، لغتنامه دهخدا ، مؤسّسه انتشارات دانشگاه تهران با همکاری انتشارات روزنه ، چاپ دوم از دوره جدید ، سال 1377 .
ـ فریومدی ، غیاث الدّین بن علی ، ذیل مجمع الانساب شبانکاره ای ، تصحیح میرهاشم محدّث شبانکاره ای ، مجمع الانساب .
ـ محمّدبن هندوشاه نخجوانى ، دُستور الكاتِب في تَعيين المَراتب ، مُجلّد اوّل ، قرن 8 ق ، محقّق / مصحّح : عبدالكريم على اوغلى على زاده ، انتشارات دانش ، مسکو ، 1964 .
ـ محمّدعلی مدرّس تبریزی ، ریحانة الادب ، جلد 4 ، ص 60 ، انتشارات خیّام ، چاپ چهارم ، 1374 ؛ به نقل از مجالس المؤمنین ، ص 252 و قاموس الاعلام ، جلد 4 ، ص3014
ـ محمّد متّحدی ، پیشینه تاریخی فریومد در زمان گذشته و حال ، فرهنگ قومس ، فصلنامه تحقیقاتی فرهنگی هنری استان سمنان ، شماره 2 و 3 ، سال اوّل ، تابستان و پاییز 1376 .
ـ محمّد معین ، فرهنگ فارسی ( دوره 6 مجلّدی ) ، انتشارات امیرکبیر ، چاپ هشتم ، سال 1371 .
ـ ناصرالدّین شاه قاجار ، سفر نامه دوم خراسان ، انتشارات کاوش و شب تاب ، چاپ اوّل ، 1363 .
ـ یاقوت حموی بغدادی،مُعجم البُلدان ، ج4 ، ص 229 ، سازمان میراث فرهنگی کشور ، چاپ اوّل ، 1383 .
ـ یوسف اهل ؛ جلال الدّین ، فرائد غیاثی ، مجلّد دوم ، به کوشش دکتر حشمت مؤیّد ، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران .
* در ديه ششتمد آبى [ گلابی ] باشد ... [ از مرحوم عبدالحمید مولوی ، آثار باستانی خراسان ، ص 494 ]