چند مَقاله برای فَصلنامۀ « فَرهَنگ قومِس » که از طَرَفِ اداره کُلِّ فَرهنگ و اِرشاد اسلامی اُستان سِمنان مُنتَشر می­ شود فرستادم .

ـ از « خانقاه فَریُومَد » تا « خانقاه سُلطانیّه »

ـ ذیلِ از خانقاه فَریُومَد تا خانقاه سُلطانیّه

ـ آیا فُرومَد ، فارمَد است ؟

ـ فَریُومَد چه چیز نیست ؟

ـ بَحرآباد در نَزدیکی سِمنان نیست .

ـ عَلاءُ الدّین مُحَمَّد ؟

ـ فُرومَد در آثارِ دکتر شَریعتی [ بخشی از آن را در کتابِ « اَحوالِ ابن ­یَمین » آوردم . ]

ـ از فُریَومَد تا خَرَقان [ در کتابِ « اَحوالِ ابن ­یَمین » آوردم . ]

ـ قُرآنیان فَریُومَدی [ در کتابِ « مُکاتِبات و مُراسِلاتِ ابن­ یَمین فَریُومَدی » آوردم . ]

این مَقالات هم به صورَتِ word و هم به صورَتِ pdf برای مَجَلِّه فرستاده شد .

از این میان فَقَط مَقالۀ « از خانقاه فَریُومَد » تا « خانقاه سُلطانیّه » در شُمارۀ 50 ـ 53 در صَفحۀ 107 تا 124 این فَصلنامه منتشر شد .

مَقالاتِ دیگَر یا مُنتَشِر نشد یا به من خَبَر ندادند که مُنتَشِر شده است .

در جَرَیان هم قَرار نگرفتم که آیا این مَجَلَّه به نویسندگانَش حَقِّ تَحریر هم می ­دهد یا نه ؟

من چند بار به صورَتِ تِلفُنی به آنها گفتم که : شما می ­توانید مَتنِ نوشتاری ( word ) مَقاله را به هر نوع فونتی / خَطّی و به هر اَندازه ­ای که می ­خواهید تَغییر دهید و نیازی به دوباره ­نویسی نیست ، اَصلاً نیازی به تایپِ مُجَدَّد نیست ، من خودم ویراستارم ، این مَقاله ویراستاری شده ، چِرا دوباره تایپ کنید ولی پاسُخ این بود که : نه ؛ ما اینجا خودمان دوباره تایپ می ­کنیم !

نَهایتاً مَقاله چاپ شد و من آن را خواندم ، دیدم فَقَط 40 غَلَط تایپی دارد !

چِرا ؟ می ­خواستید مثلِ آن کسی که آیۀ : « ... شَغَلَتْنَا اَمْوَالُنَا ... . » ، ( فَتح ، 48 / ١١ ) را « شَدُرُسنا » خواند ، اِصلاح کنید ؟!

...................................

آقای بَهاءالدّین خُرَّمشاهی در بارۀ یکی از دانشجویانِ هَمدوره­ ای ­اش نوشته است : دوستی داشتم بسیار باصَفا و پاکدِل ... که برایِ سُهولَتِ کار ، نامش را عِجالَتاً « قَصیدِه­ سَرا » می ­گُذاریم ... یک روز رفتم به مُؤسِّسۀ تایپ ، دیدم در آن گُوشِه موشِه­ ها ، جایی به او داده ­اند و آب و جارو و در بازکَردَنِ صُبحگاهی را به عُهدِۀ او گُذاشته ­اند . چون شَبها هم در مُؤَسِّسِۀ تایپ می ­خوابید و گُمان می ­کنم خودش تایپ­ کردن یاد گرفته بود و آن تِزِ چند هزار صَفحِه ­ای را تَک ­اَنگُشتی تایپ کرده بود ... سِپَس که تِزِ کَلان به پایان رسیده بود ، برای آن اَنواعِ فَهارِسِ لازم و غیرِلازم ساخته بود اَمّا دیده بود که این تِز ، بر خِلافِ بسیاری از کتابهایِ عادی ، غَلَط ­نامه ندارد . لِذا شُروع کرده بود به اینکه بسیاری از صَفَحات را بردارد و از نو تایپ کند و دَستی ­دَستی در آن غَلَط بِگُذارد و سپس از آن غَلَطها ، « غَلَط­ نامه » بِسازد که دَه پانزدَه صَفحِه ­ای بود و در آخِرِ جِلدِ آخِر آورده بود .

فَرار از َفلسفه ( زندگی خودنوشت فَرهَنگی بَهاءُالدّین خُرَّمشاهی ) ، تهران ، نشر جامی ، 1377 ، ص 137 ـ 139

...................................

یا می ­خواستید بَعدها بتوانید کتابِ « غَلَط­ نامه / دُرُستنامه » هم بنویسید ؟! حالا من این کار را در اینجا برایتان آسان می ­کنم :

مَنَقَّحِ این مَطالب در کتابِ « حَدائِق الوَثائِق » ، حَکیمُ الدّین فَریُومَدی ، به کوششِ مهدی یاقوتیان ، نَشر صالح ، چاپ اَوّل ، 1396 آمده است .

فِکر می ­کنید چون در اِداره کُلّ هستید هر کاری که دِلِتان می ­خواهد باید اَنجام دهید ؟! یا مَطلبِ عِلمی دیگران بازیچۀ دَستِ شماست ؟! اگر هم می ­خواهید بابتِ تایپ به دیگَران کُمک کنید راهِ بهتری بیابید .