خانم سَعیده حسینی در مَقالۀ « بازشناسی مسجد جامِع فَریُومَد بر اَساسِ مُستَند نِگاریهایِ جَدید » نوشته است :

در مجموعۀ اَحادیثِ مَکتوب بر دیوارۀ بَنا ، حَدیثی از امام جَعفر صادق با مَضمون « مَن بَنى لِلّه مَسجِداً ، بَنَى اللهُ لَه بَيتاً فِي الجَنّةِ » موجود است که نِشانه­ ای از شیعی­ مَذهَب بودنِ بانیِ بَنا است و اَلبتّه این نُکته سَلجوقی بودنِ ساختارِ مُتَأخِّر را نَفی می­ کند ( تَصویر شماره ۱۱ ) در جایِ دیگری به حَدیثی از حضرت علی (ع) برخورد می ­کنیم که با تَوَجُّه به اینکه کُلّیّۀ کَتیبِه ­های موجود در بَنا بازخوانی شده و حَدیثی از دیگر خُلَفا در این مجموعه مَکتوب نشده است . این نُکته خود تَأییدی بر اِستِنتاجِ فوق محسوب می­ شود . ( تَصویر شماره ۱۲ )

مجموعه مقالات سومین کُنگرۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران ، مجلّد 4 ، فروردین 1385 ، سازمان گردشگری و میراث فرهنگی ، مقالۀ « بازشناسی مسجد جامع فَریُومَد بر اساسِ مُستَند نِگاریهای جَدید » سعیدۀ حسینی ، ص 63 و 64

حدیث از حضرت اَمیرالمُؤمنین ، مَأخذ شمارۀ 10352 ، کاظم مُدیر شانه­ چی ، الحِکَم مِن کَلامِ الامام اَمیرالمُؤمنین ، جلد 1 ، صفحه 457 .

....................................

ـ در مَنابعِ حَدیثی هر دو حَدیث از پیامبرِ گِرامی نَقل شده است . هر یک از امامانِ شیعه مُمکِن است حَدیثِ پیامبر را نَقل کنند ، آن گونه که آیۀ قُرآن را نَقل می­کنند .

اگر نویسندۀ مُحتَرم به کتابهایِ حَدیث آشنا نبوده با تَوَجُّه به اینکه ساکِن مشهد بوده ، می­ توانسته از ایوانِ شَرقی مسجدِ گوهَرشاد کُمَک بگیرد که در آنجا نوشته شده است :

قالَ النَّبِیُّ ( عَلَیه­ السَّلام ) : « مَن بَنَی لِلّهِ مَسجِداً ، بَنَی اللهُ لَهُ بَیتاً فِی الجَنَّةِ »

همچُنین در ایوانِ مَقصوره نوشته است :

و قالَ النّبی ( عَلَیه ­السَّلام ) : « مَن بَنَی لِلّهِ مَسجِداً لِیذکر اللهَ فیه ، بَنَی اللهُ لَهُ بَیتاً فِی الجَنَّةِ »

ـ آیا نویسندۀ مُحتَرم در « جَوامعِ حَدیثی اَهلِ سُنَّت » یا در « مَساجدی که اَهلِ سُنَّت ساخته ­اند » حَدیثی از خُلَفا دیده است ؟

ـ اَحادیثِ مُعتَبر نَزدِ شیعیان آن چیزی است که به اصطلاح از 14 معصوم رَوایَت شود ولی اَهلِ سُنَّت فَقَط حَدیثِ پیامبَر برایشان مُعتَبَر است و به سُخَنِ هیچ کَسی غیر از پیامبر ، اِعتبارِ حَدیث نمی­ دهند ، سُخنِ خُلَفا برای آنها به عُنوانِ حَدیث وقتی مُعتَبَر است که آنها راویِ حَدیثِ پیامبر باشند . مثلِ ؛ عَن عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ ( رَضِی اللَّهُ عَنْهُ ِ ) قَالَ : سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ( صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ ) یَقُولُ : « إِنَّمَا الأعْمَالُ بِالنِّیَّاتِ ... » در اینجا خلیفۀ دوم راویِ حَدیثی از پیامبر است . پس وقتی سُخنِ خُلَفا و صَحابه برای اَهلِ سُنَّت « حَدیث » نیست ، نمی ­توان نتیجه ­گیری کرد که چون حَدیثی از خُلَفا در مسجد وجود ندارد ، مسجد را اَهلِ سُنَّت نَساخته ­اند !

حَدیث دو بَخش دارد : « مَتن » و « سَنَد » که در کَتیبِه­ ها معمولاً سِلسِلۀ سَنَد را نمی ­نویسند یا بخشی کوتاهی از آن را می نویسند که گویندۀ اصلی است .