امروز سه شنبه

سلام مخاطبان بزرگوار ـ به جهتِ ایّام انتخابات مطلب دو روز رودتر درج شد .

گاه احسان است و وقتِ لُطف و روزِ مهربانی

گاه احسان است و وقتِ لُطف و روزِ مهربانی

عبّاس مهربانی

فرزندِ حسنقُلی فرزندِ لُطفعلی فرزندِ غلام فرزندِ حسن فرزندِ عبدالله فرزندِ علی اکبر

متولّد 1339 در روستای فرومد است ، تا کلاسِ ششمِ ابتدایی درس خوانده و خاطراتِ زیادی هم از همین دورانِ دبستانش دارد . مدّتی ( حدود هجده سال ) در تهران بنّایی کرده و گواهینامۀ مهارت در گَچکاری هم گرفته است ، وقتی کارِ ساختمانی را به عُهده می ­گیرد سعی می ­کند از صفر تا صدش را خودش انجام دهد ،

از دیوارچینی تا سَقف ­زنی و گَچکاری و جوشکاری و لوله­ کشی آب و برق­کشی ساختمان و ... او در کارهای مختلف دستی دارد و سعی می ­کند تا آنجا که امکان دارد در انجام دادنِ کارها استقلال خودش را حفظ کند ، مدّتی موزاییک ­سازی داشت و بعد کشاورزی ،

در ادامه گاوداری ، مغازه­ داری ، مسافرکشی و ...

هجده سال در امورِ آب روستایی بود ، می­ توان گفت : همۀ مردم فرومد را می ­شناسد . چون دربِ حیاطِ تک­ تکِ آنها را زده تا شمارۀ کنتورِ آبشان را یادداشت کند .

اهلِ سلامٌ علیک با کوچک و بزرگ است .

جزوِ هیئت اُمنای مسجدِ نبیّ اکرم است ،

در اغلبِ کارهای عمومی و اجتماعی حضور دارد ، گاه مردم برای شِکوِه و شکایتی یا بیانِ دردی و حکایتی به او مراجعه می ­کنند ،

وصلتِ بعضی پسران و دخترانِ روستا به همّت او صورت گرفته ، حتّی بعضی مردان و زنانِ تنها را ،  او سر و سامان داده است . ( حدودِ 50 ـ 60 مورد ) بسیاری برای پاسخ گرفتن از کمیتۀ امداد و بهزیستی و ... از او کمک و راهنمایی جُسته ­اند .

رَتق و فَتق آبِ قناتِ شهرستان ( نمایندگی قنات ) هم با اوست ، جلساتِ عروسی و عَزای بستگان را مدیریت می ­کند ، سُفره­ دار هم هست ، یعنی تا کنون دربِ خانه ­اش به روی بسیاری از میهمانان باز بوده است . گاهی راهنمای گردشگران هم بوده است .

شما که مطالبِ وبلاگ و کانالِ « خطّۀ فریومد / فرومد » را می ­خوانید ، آماده شدنِ بسیاری از مطالبِ آن مرهونِ تلاشِ ایشان بوده است ، او مدیر وبلاگ را در مصاحبه­ ها و مسافرتها همراهی کرده است ،

 1ـ  سفر به روستاهای اطراف ( مانندِ استربند ، کلاته سادات ، فیروزآباد ، منیدر ، نهالدان ، مور ، علی ­آباد ، کاهک ، میامی ، عبّاس ­آباد ، بکران و ... )

2ـ سفر به کلاته­ های اطراف ( مانندِ کموج ، سُلطان ­آباد ، پَهنستان ، میرمحمود ، اَمجدیّه ، نُصرتیّه ، کلاتۀ آقا ، کلاتۀ خان ، باشتباز ، سیّدآباد ، صالح ­آباد ، ... )

3ـ رفتن به خانۀ افراد و مصاحبه با آنها و ... .

او « مَدرکِ علمی » ندارد امّا « دَرکِ خوبی » دارد ، از تجربه ­های مفیدِ او چهار دوره عضویّت در شورای اسلامی روستای فرومد است . یعنی مردم چهار بار او را چه قبل از انتخاباتِ سراسری شوراهای اسلامی شهر و روستا و چه بعد از آن به نمایندگیِ خود در شورای اسلامی روستا انتخاب کرده ­اند . مردم عملاً گفته­ اند :

چه خوش بی ، مهربانی از دو سر بی ....... که یک سر مهربانی ، دردِ سر بی

عبّاس مهربانی اکنونِ نامزدِ انتخاباتِ پنجمین دورۀ شوراهای اسلامی شهر و روستاست ، اِن شاءَ الله مردمِ فرومد بارِ دیگر او را به نمایندگیِ خود انتخاب خواهند کرد چون ؛

سزایِ مهربانان ، مهربانی است .

 

ابن یمین و انتخابات !

قسمتی از حجّت بیع در کتاب حدائق الوثائق

این ذکری است که از وضوحِ حُجّت و ظهورِ مِلکیّت و ثُبوتِ بَیِّنَت بر اثباتِ راجح و بر یقین غالب است . مُنبی [ خبردهنده ] از وقوعِ امری و مَبنی بر حدوثِ شَأنی ،


یعنی بخرید فُلان از فُلان از آنچه به حُجَجِ قاطعه و بَراهینِ واضحه و شُهود عُدول نمود که حقّ و مِلکِ او بود و تا روزِ بَیع مَشاربِ تصرّفِ او از قاذوراتِ مُداخلاتِ غیری مُصَفّی بود و مَناهجِ تَمَلُّکِ او از مُمانعت و مُنازعاتِ دیگری خالی و مُعَرّی [ برهنه و عُریان ] ،


جُمله باغی که در نُزهت ثانیِ اِرَم و در طیبِِ مَغارس بی­ نظیرِ عالَم است در کِشتزارِ قصبۀ فریومد که رَشک­ نمایِ بَلَدَۀ طیِّبَه بَل خِجلَت­فزایِ جَنَّتِ عالیه است ،

مُحدِّدِ جِهاتِ او شرقاً فُلان و جُمله پنجاه استاخ آب از دو کاریزِ « جِنان » و « تَشتَنداب » که در این قَصَبۀ مذکوره جاری است و عبارت از آن هر دو قنات به « هر دو آب » باشد و در لطافت با کَوثر در مُجارات و با فُرات در مُبارات [ ادّعای برابری ] آید ،
[ همان گونه که رودِ دجله و فُرات به هم می­ پیوندند ، قناتِ ( جنان / بازار ) و ( تشتنداب / کوشک ) هم به هم می­ پیوندند و « هر دو آب » می­ شوند . ] ...

ساعتِ قدیم یا ساعتِ جدید ؟

ساعتِ قدیم یا ساعتِ جدید ؟

مردم تلاش می ­کنند برای پیشرفت ، خود را با زمانه وفق دهند . به قانون آشنا شوند ، حقوق خود را بدانند ، برنامه داشته باشند . آگاهی خود را افزایش دهند . از تکنولوژی استفاده کنند و ...

از وقتی پدرم مرحوم شد و بحثِ آبیاری و کارهای باغ بر عهدۀ من قرار گرفت گاهی مسائلی فکر مرا درگیر می ­کند . مسائلی که کشاورزان را آزار می ­دهد و گویا راه برون رفتی از آن ندارند !

آب هدر می ­رود ، زمان از دست می­ رود ، برنامۀ مکتوب و منسجمِ آبیاری در کار نیست ، دریافتِ هزینه ­ها شفّاف نیست ، ... .

در مقابلِ هر نو­آوری مخالفت می ­شود مثلاً نمی­ خواهند برنامۀ آبیاری مکتوب شود ؟! با اینکه مکتوب شدن برنامۀ آبیاری موجبِ شفّافیت می ­شود ؛ یکسری آبهای گُمشده پیدا می ­شود ، آبهای وقفی مشخّص می ­شود ، در برنامۀ آبیاری کم­تر اختلال به وجود می ­آید .

اگر سودِ بعضی در « بی­ برنامه بودن » نبود تا بتوانند از این آبِ گِل ­آلود ماهی بگیرند تا به حال این اوضاع به سامان می ­شد . شنیده شده بعضی افراد هیچ گاه سهمِ آبیاری خود را پرداخت نکرده ­اند ، مسلّماً اگر برنامه­ و حساب و کتابی باشد ، جلو سوء استفادۀ آنها گرفته می ­شود .

شما به یک موضوع کوچک در آبیاری دقّت کنید . ساعتِ رسمی کشور ، هر سال در اوّل فروردین ماه یک ساعت به جلو بُرده می­ شود و در اوّل مهر ماه دوباره به جای قبلی خود بر می­ گردد .

به مدار افتادنِ آب هم معمولاً همان اوّل فروردین است گاهی یک هفته جلوتر و گاهی چهاردهم فروردین . به اصطلاح آب در این ایّام خیلی قُرب و منزلتی ندارد چون بارندگی است و زمینها نیازِ مُبرَم به آب ندارند ، اوجِ نیازمندی زمینها به آب در ماههای خُرداد و تیر و مرداد است .

پس عملاً وقتی آب به مدار می ­آید ساعتها تغییر کرده و می ­توان با همین ساعتِ رسمی کشور برنامۀ آبیاری را تنظیم کرد . حتّی اگر از نیمۀ اسفند هم آب به مدار بیاید هیچ مشکلی به وجود نمی ­آید چون مثلاً کسی که ساعت یازدۀ شب شروع آبیاری­ اش هست و باید سه ساعت آب ببرد ، عملاً سه ساعت آب می ­بَرد ولی به جای اینکه تا ساعت دو صبح آب ببرد ، تا ساعت سه آب می­ بَرد ، یعنی ساعتِ صفر ( 24 یا 12 شب )  ساعت یک شده و ساعت سه صبح ، پایانِ آبیاری آن فرد است و برای بقیّۀ افراد چُنین اتّفاقی نمی ­افتد . این هم مثلِ تمام کسانی که کار دارند ، نگهبان هستند و پُستی دارند اتّفاق می ­افتد و مشکلی به وجود نمی­ آید .

با این سادگی چرا در روستا درگیر « ساعتِ قدیم » یا « ساعتِ جدید » هستیم ؟!

در اینجا فقط یک حرف گفتۀ می­ شود : ما سرمان گیج می­ شود !

آیا شما برای کارهای اداری که با ساعتِ جدید کار می ­کنید سرتان گیج می ­رود ؟! برای انجام دادنِ عبادات مثلِ نماز و روزه که نیاز به ساعت و اَذان دارد سرتان گیج می ­رود ؟!

مسلّماً در اینجاها سرتان گیج نمی ­رود ، فرض بگیریم که تعدادِ معدودی سرشان گیج برود ، همه که سرشان گیج نمی ­شود . اتّفاقا وقتی دو ساعتِ قدیم و جدید باشد مشکل به وجود می ­آید و همیشه باید این ترجیع بند ( ساعتِ قدیم یا جدید ؟ ) بیان شود ولی وقتی همه بر مبنای ساعتِ رسمی کارِ اداری و کشاورزی و ... را انجام دهند گیج شدنی در کار نیست .

آیا از مردمی که نتوانند خودشان را با ساعتِ رسمی کشور تطبیق دهند ، توقّع نوآوری و خلّاقیّت و پیشرفت دارید ؟

شما فکر نمی ­کنید کاسه ­ای زیر نیم کاسه است ؟! مثل نبودنِ برنامۀ مکتوبِ آبیاری ؟!