نقد یک حدیث

مدّتی بود که به گروه تلگرامی « پاسخگویی به سئوالاتِ شرعی وشُبهاتِ فرومدیها » مراجعه نکرده بودم تا اینکه مطلبی از آن گروه در گروه تلگرامی « کتابخانۀ فرومد » به صورتِ forward درج شد .

چند روز گذشت که این متن توجّه مرا به خود جلب کرد و سؤالاتی برایم به وجود آورد .

اوّل متنِ درج شده را بخوانید ، بعد اصلِ آن را از « اصول کافی » مرور کنید . و بعد « نقدِ » مرا « نسیه » نگذارید بلکه دیدگاهتان را بنویسید .

 

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (ع) قَالَ ؛ قَالَ رَسُولُ اللهِ (ص)‏ : بَيْنَمَا مُوسَى (ع) جَالِساً إِذْ أَقْبَلَ إِبْلِيسُ وَ عَلَيْهِ بُرْنُسٌ ذُو أَلْوَانٍ فَلَمَّا دَنَا مِنْ مُوسَى (ع) خَلَعَ الْبُرْنُسَ وَ قَامَ إِلَى مُوسَى فَسَلَّمَ عَلَيْهِ .

فَقَالَ لَهُ مُوسَى :مَنْ أَنْتَ ؟

 فَقَالَ : أَنَا إِبْلِيسُ .

قَالَ : أَنْتَ فَلَا قَرَّبَ اللهُ دَارَكَ‏

قَالَ : إِنِّي إِنَّمَا جِئْتُ لِأُسَلِّمَ عَلَيْكَ لِمَكَانِكَ مِنَ اللهِ .

قَالَ : فَقَالَ لَهُ مُوسَى (ع) فَمَا هَذَا الْبُرْنُسُ ؟

قَالَ : بِهِ أَخْتَطِفُ قُلُوبَ بَنِي آدَمَ‏

فَقَالَ مُوسَى : فَأَخْبِرْنِي بِالذَّنْبِ الَّذِي إِذَا أَذْنَبَهُ ابْنُ آدَمَ اسْتَحْوَذْتَ عَلَيْهِ‏

قَالَ : إِذَا أَعْجَبَتْهُ نَفْسُهُ وَ اسْتَكْثَرَ عَمَلَهُ وَ صَغُرَ فِي عَيْنِهِ ذَنْبُهُ .

وَ قَالَ : قَالَ اللهُ ( عَزَّ وَ جَلَّ ) لِدَاوُدَ (ع) : يَا دَاوُدُ بَشِّرِ الْمُذْنِبِينَ وَ أَنْذِرِ الصِّدِّيقِينَ .

قَالَ : كَيْفَ أُبَشِّرُ الْمُذْنِبِينَ وَ أُنْذِرُ الصِّدِّيقِينَ ؟!

قَالَ : يَا دَاوُدُ بَشِّرِ الْمُذْنِبِينَ أَنِّي أَقْبَلُ التَّوْبَةَ وَ أَعْفُو عَنِ الذَّنْبِ وَ أَنْذِرِ الصِّدِّيقِينَ أَلَّا يُعْجَبُوا بِأَعْمَالِهِمْ فَإِنَّهُ لَيْسَ عَبْدٌ أَنْصِبُهُ لِلْحِسَابِ إِلَّا هَلَكَ .

الكافي ( ط ـ الإسلاميّة ) ؛ ج‏2 ؛ ص 314

رسولِ خدا ( صلّى اللهُ عليه و آله ) فرمود : زمانى موسى ( عليه السّلام ) نشسته بود كه ناگاه شيطان سوى او آمد و كُلاهِ درازِ رنگارنگى به سر داشت ، چون نزديكِ موسى ( عليه السّلام ) رسيد ، كُلاهش را برداشت و خدمتِ موسى بايستاد و به او سلام كرد .

موسى گفت : تو كيستى ؟

گفت : من شيطانم .

موسى گفت : شيطان تویى ؟! ( خدا آواره ‏ات كند )

شيطان گفت : من آمده ‏ام به تو سلام كنم به خاطرِ منزلتى كه نزدِ خدا دارى .

موسى ( عليه السّلام ) به او فرمود : اين كُلاه چيست ؟

گفت : به وسيلۀ اين كُلاه دلِ آدميزاد را مي­ رُبايم ( گويا رنگهاى مختلفِ كُلاه نمودارِ شهوات و زينتهاى دنيا و عقايدِ فاسد و اديانِ باطل بوده است ) .

موسى گفت : به من خبر ده از گناهى كه چون آدميزاد مرتكب شود بر او مسلّط شوى ؟

شيطان گفت : هنگامى كه او را از خود خوش آيد و عملش را زياد شُمارد و گناهش در نظرش كوچك شود .

و فرمود : خداى ( عزَّ و جلَّ ) به داود ( عليه السّلام ) فرمود : اى داود ! گُنهكاران را مُژده بده و صدّيقان ( راستگويان و درست كرداران ) را بترسان .

داود عرض كرد : چگونه گُنهكاران را مُژده دهم و صدّيقان را بترسانم ؟!

فرمود : اى داود ! گُنهكاران را مُژده بده كه من توبه را مي­ پذيرم و از گناه در مي گذرم و صدّيقان را بترسان كه به اعمالِ خويش خودبين نشوند ، زيرا بنده ­ای نيست كه به پاى حسابش كشم جُز آنكه هلاك باشد ( و سزاوارِ عذاب ، زيرا از نظرِ عدالت و حساب عبادات بنده با شُكر يكى از نعمتهاى او برابرى نكند ) .

أصول الكافي ، ترجمۀ مصطفوى ، ج‏3 ، ص 430

 

آیاتِ الهی یا آیاتِ شیطانی ؟

نقدِ یک حدیث

یک حدیث را از دو جهت می­ توان نقد کرد .

ـ از جهتِ سند و سلسلۀ افرادِ آن که مرتبط با علمِ رِجال است .

ـ از جهتِ متن و محتوای آن

بررسی سند خیلی حایزِ اهمّیّت نیست چون اگر سلسلۀ سند اِشکالی نداشته باشد و محتوای حدیث اِشکال داشته باشد باز هم پذیرفته نیست وانگهی کسانی که حدیث جعل کرده­ اند ، سعی کرده ­اند با سلسلۀ سندی حدیث جعل کنند که مورردِ پذیرش قرار گیرد ، یعنی علاوه بر جعلِ متن و محتوا ، جعلِ سند هم کرده ­اند .

علّآمۀ طباطبایی در تفسیر المیزان گفتگوهایی از شیطان با پیامبران نقل کرده از جمله نوشته است : و نيز در حديثى آمده كه موسى (عليه السّلام ) شيطان را ديد كه كُلاه بلندى بر سر دارد ، علّت آن را سؤال كرد گفت : با اين كُلاه دلهاى بنى ­آدم را صيد مى ­كنم ...  

البتّه اين روايات طورى نيست كه بتوان به يك يك آنها اعتماد نمود ، زيرا

اوّلاً ؛ سندِ همۀ آنها صحيح نيست .

و ثانياً ؛ آن رواياتى هم كه سندشان صحيح است رواياتى آحادند كه نمى ­توان در مثلِ اين مسئله كه يك مسئله اعتقادى و اصولى است به آن تمسّك جُست .

تفسير الميزان ، طباطبايي ـ سيّدمحمّدحسين ، برگردان ؛ موسوي همداني ـ سيّدمحمّدباقر ، دفتر انتشارات اسلامي ، چاپ پنجم ، 1374 . مجلّد 8 ، ص 79 و 81

در اینجا حدیثِ موردِ نظر از جنبۀ متن و محتوا موردِ بررسی قرار می ­گیرد .

1ـ کلمۀ ابلیس در قرآن 11 مورد بیان شده ، 9 موردِ آن مرتبط به داستانِ آفرینشِ آدم و دو موردِ آن مرتبط با قیامت است پس در قرآن از کلمۀ ابلیس برای دنیا استفاده نشده است .

ـ آنچه در دنیا مطرح شده ، کلمۀ « شیطان » و « شیاطین » است .

ـ بنا بر این به کار بُردنِ کلمۀ ابلیس در این متن اعتبارِ حدیث را زایل می­ کند . چون پیامبر با کاربُردِ واژۀ ابلیس و شیطان در مکانِ خود آشناست .

2ـ در متنِ حدیث ابلیس به موسی می ­گوید : من آمده­ ام به خاطرِ مقامي كه در پيشگاهِ خدا داري بر تو سلام كنم .

ـ امّا حدیث تقطیع شده ، به گونه ­ای که گُمان می ­رود هیچ سلامی نکرده فقط به پرسشِ موسی پاسخ داده است .

3ـ ابلیس می­ گوید : به جهتِ قُرب و منزلتی که در پیشگاهِ خدا داری آمده­ ام به تو سلام کنم ! در صورتی که خدا او را امر به سجده کرد امّا برای آدم سجده نکرد . تکبّر ورزید و کافر گردید . هیچ گزارشی از توبۀ ابلیس به ما نرسیده که او از کارش پشیمان شده و دست به هدایتگری زده است . پس این مطلب با آیاتِ قرآن سازگاری ندارد .

4 ـ در متن علّت سؤال کردنِ موسی از ابلیس بیان نشده است .

ـ اگر موسی از ابلیس سؤال کرده تا اطمینان حاصل کند او ابلیس است که متن گویای این نیست چون ابلیس راهنمایی کرده ، در صورتی که کارِ ابلیس گُمراهی است نه راهنمایی !

ـ در متن هم آمده که گفته با این کُلاه ، فریب می­دهم یعنی کارش گُمراهی است نه هدایت !

ـ و چرا در این صورت که موسی نمی­ دانسته او کیست ، پاسخِ سلامِ ابلیس را نداده است .

ـ و اگر موسی از ابلیس سؤال کرده تا بر معلوماتش افزوده شود و در واقع ابلیس معلّم موسی شده است ، باید گفت : پس اینها آیاتِ شیطانی است چون پیامبرِ خدا باید از طریقِ خدا و ملائکه آموزش ببیند نه از طریقِ ابلیس یا شیطان !

ـ آیا امام صادق (ع) و حضرت محمّد (ص) و حضرت موسی (ع) باید سخنِ خدا را برای هدایت به مردم بگویند یا سخنِ ابلیس ؟

5 ـ در پی ­نوشت آمده آست :  الکافی ، ج 2 ، ص 314 .

سلسله سند و متنِ اصلی حدیث که عربی است حذف شده و فقط ترجمۀ آن آمده است ، پس باید به کتابی که ترجمه شده ارجاع داد تا معلوم شود مترجم چه کسی بوده است . وانگهی این متن در فضای مجازی به وفور هست به همین صورت ، این نشان می دهد که مطلب از کتاب گرفته نشده بلکه از روی هم کُپی شده است . خصوصاً که در « اصول کافی » قسمتِ « سلام کردنِ ابلیس بر موسی » آمده ولی در این متن حذف شده است .

6ـ موسی به ابلیس می ­گوید : خدا تو را از ما و ديگران دور گرداند .

امّا به جای آنکه ابلیس دور شود با موسی به گفتگو می ­پردازد و موسی هم از ابلیس مطلبی می ­پرسد .

7 ـ ابلیس به موسی می ­گوید : من آمده ­ام که به تو سلام کنم .

یعنی حدیث می ­گوید : موسی در پیشگاهِ خدا چُنان مقامی دارد که ابلیس آمده تا به او سلام بکند و حدیث در واقع از فضیلتِ موسی سخن می­ گوید . در قرآن آمده است که :

« إِنَّ اللهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيمًا . » ،

( احزاب ، 33 / ٥٦ )

این آیه در بارۀ خاتم النّبین است امّا سؤال این است که موسی به عنوانِ پیامبرِ خدا شایستۀ صلوات یا درود و سلام خدا و مؤمنان است یا شایستۀ سلامِ ابلیس ؟

8 ـ قرآن شیطان را « عَدُوٌّ مُبِين » برای انسانها و «كَفُور » برای خدا معرّفی کرده است ، آیا اَخبار و اِخبار قرآن صادق نیست ؟

« ... وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ . » ،

( بقره ، 2 / ١٦٨ و 208 )

« قَالَ يَا بُنَيَّ لا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ . » ،

( یوسف ، 12 / ٥ )

« إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَ كَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا . » ،

( اسراء ، 17 / ٢٧ )

« وَ قُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإنْسَانِ عَدُوًّا مُبِينًا . » ،

( اسراء ، 17 / 53 )

قرآن می ­گوید : شیطان به پیامبران هم القا می ­کند .

« وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللهُ آيَاتِهِ وَ اللهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ . » ،

( حجّ ، 22 / ٥٢ )

و پیش از تو هیچ رسول و پیامبری نفرستادیم مگر اینکه وقتی آرزو می­ کرد [ که دینش را پیش ببرد ] شیطان در آرزویش [ مطالبی نادرست را ] القا می ­کرد ولی خدا آنچه را شیطان القا می­ کند از بین می ­بَرد . سپس آیاتِ خود را استوار می دارد و خدا دانای حکیم است .

ترجمۀ مرحوم  صالحی  نجف  آبادی

موسی کُشته شدنِ یکی از فرعونیان را از عملِ شیطان که « عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ » است می­ داند و در پاسخِ فرعون می ­گوید : من آن موقع که آن فرد را کُشتم از گُمراهان بودم ، در واقع اشاره به همان کارِ شیطان که گُمراهی است می­ کند .

« وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هَذَا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ : هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ . » ،

( قَصص ، 28 / ١٥ )

« قَالَ : أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَ لَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ * وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْكَافِرِينَ * قَالَ : فَعَلْتُهَا إِذًا وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ * فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ . » ،

( شعراء ، 26 / 18 ـ ٢١ )

پس اینکه ابلیس یا شیطان موسی را راهنمایی کرده ، بر خلافِ قرآن است و احادیث هم باید بر قرآن عرضه شود اگر موافق بود و مخالف نبود موردِ پذیرش قرار گیرد .

مرحوم سیّدمرتضی عسکری می ­گوید : « در میانِ احادیث ، چه تفسیری و چه غیرِ آن روایاتِ مخدوش و غیرِصحیح زیاد است و متأسّفانه پیروانِ مکتبِ اصول فقط بررسیِ متن و سندِ احادیث را در محدودۀ احادیثِ فقهی پیاده کردند و در موردِ سایرِ احادیث ، ابزارِ علمی­شان را فروگذاردند و با احادیثِ تفسیری همانندِ اخباریها عمل کردند ! هیچ بررسی نکردند و نمی ­کنند که آیا این حدیث صحیح است یا خیر ؟ معارض با قرآن است یا خیر ؟ با کمالِ تأسّف علمِ قرآن و علمِ سیره در حوزه بی ­آبرو است . »

کیهان اندیشه ، ( ویژه ­نامۀ قرآن ـ بهمن و اسفند 1368 ) شمارۀ 28 ، ص 45 .  

مرحوم آیت الله خویی دلایلِ زیادی آورده که نمی­ توان همۀ احادیثِ کُتب اربعه را قابلِ اعتبار و اعتماد دانست بلکه باید موردِ ارزیابی قرار گیرد ، یکی از دلایلِ او این است : شیخ صدوق « کتاب مَن لا یحضُرُهُ الفقیه » را در پاسخ به درخواستِ سیّد شریف ابوعبدالله معروف به « نعمت­ الله » نگاشته است . او از شیخ می ­طلبد که در فقه کتابی بنگارد که مرجع و تکیه­ گاهِ او باشد و در مقولۀ خود [ احادیثِ فقهی ] چون کتابِ مَن لا یحضُرُهُ الطّبیب اثرِ « محمّد بن زکریای رازی » در طبّ رسا و گویا باشد .

بی ­شکّ « کافی » از « مَن لا یحضُرُهُ الفقیه » گُسترده و فراگیرتر است پس اگر شیخِ صدوق تمامِ روایاتِ کافی را صحیح می ­دانست تا چه رسد که قاطع و معتقد به قطعیّت صدورِ همۀ روایاتِ کافی از معصومان (ع) باشد دیگر نیازی نمی­ دید که خود « مَن لا یحضُرُهُ الفقیه » را به رشتۀ تألیف کشد بلکه می ­بایست « ابوعبدالله » را به کافی رهنمون می ­کرد و می­ گفت : کتابِ کافی در بابِ خود ، با مَن لا یحضُرُهُ الطبیب در طبّ همپایه است و هم در معنای خود ، کافی و بَسنده . »     

در آمدی بر علم رجال ( ترجمة مقدمة معجم رجال الحدیث ) ، آیت الله العظمی ابوالقاسم خویی ، ترجمة عبدالهادی فقهی زاده ، انتشارات امیر کبیر ، چاپ اوّل ، 1376 ، ص 35 ـ 36 

شهيد مطهّري مي­ گويد :‌ در همين كتابِ كافي و كتابهاي ديگر روايتها هست كه اگر به مضمونِ اينها نگاه بكنيم ، مي ­فهميم كه مُزَخرَف است ، بعضيها هم سندشان ضعيف است .

( اسلام و مقـتضيات زمان ، انتشارات صدرا ، چاپ اوّل ،1362 . ص 81 )

حالا چه ضرورتی دارد که بدونِ ارزیابی از کتابهای حدیث ، نقلِ قول کنیم ؟

غزلی از یمین الدین طُغرایی

دیروز که 22 خرداد بود ، راهی سفر شدم ، صدای الله اکبر مکبّر که به گوش می رسید من به قبرستان فرومد رسیده بودم و بر لب دعای

رَبَّنَا اغْفِرْ لی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِلْمُؤْمِنینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسابُ ( ابراهیم ، 14 / 41 )

سومین سالگردِ کوچِ پدر بود .

هدیه ای به دوستان و علاقه مندان ، برای اوّلین بار ؛ غزلی از یمین الدّین طُغرایی

چون سبزۀ تر ، دمیده هر سو

تحسینِ فغانم از لبِ جو

در باغ نشسته‌ ام مُربّع

بلبل زده پیشِ من دو زانو

قُمری نکند به غیرِ اذنم

لب زمزمه ریزِ حرفِ : کوکو

بی زمزمه‌ ام تَذَرو دزدد

از نقشِ دو بالِ خویش پَهلو

کوک است به من کبوترِ مست

چون ساز کنم سرودِ یاهو

از آینۀ دلم خورَد آب

جویِ لبِ طوطی سخنگو

هُدهُد نشود زِ شانه خُرسند

بی زُلفِ تَرانه‌ ام سرِ مو

از باغِ دلم رُبوده طاووس

پشتارۀ داغ‌های خودرو

طُغرای شَهِ سریرِ فقرم

رنگین زِ من است نامۀ او

درب های چوبی

 

 

 

حجّ و عُمره

 

عرفات

قسمتي از دعاي عرفه زين العابدين (ع)

اَللَّهُمَّ هَذَا يَوْمُ عَرَفَةَ يَوْمٌ شَرَّفْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ عَظَّمْتَهُ ، نَشَرْتَ فِيهِ رَحْمَتَكَ ، وَ مَنَنْتَ فِيهِ بعَفْوِكَ ، وَ أَجْزَلْتَ فِيهِ عَطِيَّتَكَ ، وَ تَفَضَّلْتَ بهِ عَلَى عِبَادِكَ .

... وَ اجْعَلْ بَاقِيَ عُمُرِي فِي الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ ابْتِغَاءَ وَجْهِكَ ، يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ ، وَ صَلَّى اللهَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرِينَ ، وَ السَّلَامُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ أَبَدَ الْآبِدِينَ .

صحيفه سجّاديّه ، قسمتي از دعاي 47 ، عرفه

بارالها ، اين روزِ عرفه روزي است كه آن را تشريف بخشيده­ اي و گرامي داشته­ اي و عظمت داده ­اي ، رحمتت را در آن گُسترده ­اي ، و عفوت را در آن اِنعام فرموده­ اي و عطايت را در آن فراوان كرده ­اي و به وسيله آن بر بندگانت تفضّل نموده­ اي .

... و بازمانده عمرم را براي طلبِ خشنودي خود ، در حجّ و عُمره قرار ده . اي پروردگارِ جهانيان . و خداي رحمت فرستد بر محمّد و آلِ او كه پاكيزگان و پاكانند ، و جاودانه سلام بر او و ايشان باد .

 طواف

قسمتي از دعاي عيدِ قربان زين العابدين (ع)

اَللَّهُمَّ هَذَا يَوْمٌ مُبَارَكٌ مَيْمُونٌ وَ الْمُسْلِمُونَ فِيهِ مُجْتَمِعُونَ فِي أَقْطَارِ أَرْضِكَ يَشْهَدُ السَّائِلُ مِنْهُمْ وَ الطَّالِبُ وَ الرَّاغِبُ وَ الرَّاهِبُ‏ وَ أَنْتَ النَّاظِرُ فِي حَوَائِجِهِمْ فَأَسْأَلُكَ بجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَ هَوَانِ مَا سَأَلْتُكَ عَلَيْكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ...

  بار خدايا ، امروز روزى مبارك است و خجسته و مسلمانان در اقطار زمين تو گردهم آمده ‏اند . برخى سائلانِ آمرزش تواند ، برخى طالبانِ نعمت تو ، جمعى با دلى پر شوق و اميد و جمعى ترسان و لرزان‏ و تو در نيازمنديشان مى ‏نگرى . پس ، از تو مى ‏خواهم به جود و كرمت و آسان بودن خواهش من در نزد تو كه بر محمّد و خاندان او درود فرستى .

يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ‏ وَ اسْتَجِبْ لِي جَمِيعَ مَا سَأَلْتُكَ وَ طَلَبْتُ إِلَيْكَ وَ رَغِبْتُ فِيهِ إِلَيْكَ وَ أَرِدْهُ وَ قَدِّرْهُ وَ اقْضِهِ وَ أَمْضِهِ‏ وَ خِرْ لِي فِيمَا تَقْضِي مِنْهُ وَ بَارِكْ لِي فِي ذَلِكَ وَ تَفَضَّلْ عَلَيَّ بهِ وَ أَسْعِدْنِي بمَا تُعْطِينِي مِنْهُ‏ وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ وَ سَعَةِ مَا عِنْدَكَ فَإِنَّكَ وَاسِعٌ كَرِيمٌ وَ صِلْ ذَلِكَ بخَيْرِ الْآخِرَةِ وَ نَعِيمِهَا يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .

اى پروردگارِ من ، پروردگارِ من ، اى خداى مهربان ، اى خداى بخشنده ، اى صاحبِ جلالت و بزرگوارى ، بر محمّد و خاندانِ او درود بفرست و همه آنچه را از تو خواسته ‏ام و از تو طلبيده‏ ام و براى آن روى به تو آورده ‏ام اجابت كن . آن را براى من بخواه و مقدّر كن و حُكم كن و روا دار . و خيرِ مرا قرار ده در آنچه از خواسته‏ هايم بر مى ‏آورى و مرا در آن بَرَكَت دِه و بدان بر من تفضّل نماى و در آنچه مرا عطا مى ‏كنى نيكبختم گردان‏ و براى من در فضل و احسانِ خود بيفزاى ، كه تو توانگر و بخشاينده ‏اى ، و آن را به خير و نعمت آخرتم بپيوند ، يا ارحم الراحمين .

صحيفه سجّاديّه ، قسمتي از دعاي 48 ، عيد اَضحي

موج 

پاسخ امام علي (ع) در باره زيورِ كعبه

 

نهج البلاغه ، حکمت 270 :وَ رُوِيَ أَنَّهُ ذُكِرَ عِنْدَ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ فِى أَيَّامِهِ حَلْيُ الْكَعْبَةِ وَ كَثْرَتُهُ فَقَالَ قَوْمٌ لَوْ أَخَذْتَهُ فَجَهَّزْتَ بهِ جُيُوشَ الْمُسْلِمِينَ كَانَ أَعْظَمَ لِلْأَجْرِ وَ مَا تَصْنَعُ الْكَعْبَةُ بالْحَلْيِ فَهَمَّ عُمَرُ بِذَلِكَ وَ سَأَلَ عَنْهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ [ عليه السّلام ] فَقَالَ [ عليه السّلام ] :

إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ أُنْزِلَ عَلَى النَّبيِّ ص وَ الْأَمْوَالُ أَرْبَعَةٌ أَمْوَالُ الْمُسْلِمِينَ فَقَسَّمَهَا بَيْنَ الْوَرَثَةِ فِى الْفَرَائِضِ وَ الْفَيْ‏ءُ فَقَسَّمَهُ عَلَى مُسْتَحِقِّيهِ وَ الْخُمُسُ فَوَضَعَهُ اللهُ حَيْثُ وَضَعَهُ وَ الصَّدَقَاتُ فَجَعَلَهَا اللهُ حَيْثُ جَعَلَهَا وَ كَانَ حَلْيُ الْكَعْبَةِ فِيهَا يَوْمَئِذٍ فَتَرَكَهُ اللهُ عَلَى حَالِهِ وَ لَمْ يَتْرُكْهُ نِسْيَاناً وَ لَمْ يَخْفَ عَلَيْهِ مَكَاناً فَأَقِرَّهُ حَيْثُ أَقَرَّهُ اللهُ وَ رَسُولُهُ ، فَقَالَ لَهُ عُمَرُ : « لَوْلَاكَ لَافْتَضَحْنَا . » وَ تَرَكَ الْحَلْيَ بِحَالِهِ .

[ و گفته­ اند که در روزگارِ خلافتِ عُمَر بن خطّاب از زیورِ کعبه و فراوانی آن نزدِ وی سخن رفت ، گروهی گفتند : اگر آن را به فروش رسانی و به بهایش سپاهِ مسلمانان را آماده گردانی ثوابش بیشتر است . کعبه را چه نیاز به زیور است ؟ عُمَر قصدِ چُنین کار کرد و از امیرالمؤمنین پرسید : فرمود : ]

« قرآن بر پیامبر (ص) نازل گردید و مالها چهار قِسم بود :

ـ مالهای مسلمانان که آن را به سهم هر یک میان میراث ­بَران قِسمت نمود .

ـ و غنیمتِ جنگی که آن را بر مستحقّانش توزیع فرمود .

ـ و خُمس که آن را در جایی که باید نهاد .

ـ و صَدَقات که خدا آن را در مصرفهای مُعَیّن قرار داد .

در آن روز کعبه زیور داشت و خدا آن را بدان حال که بود گذاشت . آن را از روی فراموشی رها ننمود و جایش بر خدا پوشیده نبود . تو نیز آن را در جایی بنِه که خدا و پیامبر او مقرّر فرمود . عُمَر گفت : « اگر تو نبودی رسوا می شدیم . » و زیور را به حالِ خود گذارد . »

سفارش امام علي (ع) به فرزندانش

أُوصِيکُمَا بتَقْوَی اَللهَ ...

وَ صَلاَحِ ذَاتِ بَيْنِکُمْ فَإِنِّی سَمِعْتُ جَدَّکُمَا ص يَقُولُ صَلاَحُ ذَاتِ اَلْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ اَلصَّلاَةِ وَ اَلصِّيَامِ .

اَللهَ اَللهَ فِی اَلْأَيْتَامِ فَلاَ تُغِبُّوا أَفْوَاهَهُمْ وَ لاَ يَضِيعُوا بحَضْرَتِکُمْ .

وَ اَللهَ اَللهَ فِی جِيرَانِکُمْ فَإِنَّهُمْ وَصِيَّهُ نَبيِّکُمْ مَا زَالَ يُوصِی بهِمْ حَتَّی ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُوَرِّثُهُمْ .

وَ اَللهَ اَللهَ فِی اَلْقُرْآنِ لاَ يَسْبقُکُمْ بالْعَمَلِ بهِ غَيْرُکُمْ .

وَ اَللهَ اَللهَ فِی اَلصَّلاَةِ فَإِنَّهَا عَمُودُ دِينِکُمْ .

وَ اَللهَ اَللهَ فِی بَيْتِ رَبِّکُمْ لاَ تُخَلُّوهُ مَا بَقِيتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِکَ لَمْ تُنَاظَرُوا .

وَ اَللهَ اَللهَ فِی اَلْجهَادِ بأَمْوَالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ وَ أَلْسِنَتِکُمْ فِی سَبِيلِ اَللهِ . ...

وصيّتی از آن حضرت ( ع)به حسن و حسين عليهما السّلام هنگامی که ضربت خورد .

شما را سفارش مي­ كنم به ترسيدنِ از خدا ...

و آشتی با يكديگر که من از جدّ شما ( صلّی الله عليه و آله ) شنيدم که می ‏گفت : آشتی دادن ميانِ مردمان بهتر است از نماز و روزهساليان .

خدا را ! خدا را ! درباره يتيمان . آنان را گاه گرسنه و گاه سير مَداريد و نزدِ خود ضايعشان مگذاريد .

خدا را ! خدا را ! همسايگان را بپاييد كه ، سفارش شده پيامبر(صلّی الله عليه و آله ) شمايند . پيوسته درباره آنان سفارش می ­فرمود ، چُنانكه که گمان بُرديم براي آنان ارثي معيّن خواهد نمود .

خدا را ! خدا را ! درباره قرآن ، مبادا ديگري بر شما پيشي گيرد در رفتار به حُكم آن .

خدا را ! خدا را ! درباره نماز ، که نماز ستونِ دينِ شماست .

خدا را ! خدا را ! در حقِّ خانه پروردگارتان . آن را خالي مَگذاريد چَندانكه در اين جهان ماندگاريد كه اگر ( حُرمت ) آن را نگاه نداريد به عذابِ خدا گرفتاريد .

خدا را ، خدا را ، درباره جهاد در راهِ خدا به مالهاتان و جانهاتان و زبانهاتان .

[ نهج البلاغه ، ترجمه مرحوم شهیدی ، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، چاپ ششم ، 1373 ]

نكته :

ـ امام سجّاد عليه السّلام دعا كرده است كه مابقي عُمرش در حجّ و عُمره بگذرد .

ـ امام علي عليه السّلام فرموده است هر كدام از مواردِ زير ، حُكمي جداگانه دارد و نبايد يكي را فداي ديگري كرد . ( اِرث ، غنيمتِ جنگي ، خُمس ، صدقات ، زيورِ كعبه )

ـ امام علي عليه السّلام در باره مواردِ زير هُشدار داده است كه مبادا فرو نهاده شود . ( يتيمان ، همسايگان ، قرآن ، نماز ، خانه پروردگار ، جهاد در راهِ خدا به مال و جان و زبانِ خود )

پرسش : آيا حجّ يا عُمره فقط بايد يك بار انجام گيرد و هزينه آن را براي درماندگان صرف كرد يا هر كدام حُكم خود را دارند ؟

 

علی شاهرخ با مرحوم پدرش

گروه کشاورزان فرومد

یکی دو هفتۀ پیش با گروه کشاورزان فرومد آشنا و عضو شدم ، خوشحال شدم که ادارۀ کشاورزی فرومد در فضای مجازی گروه راه اندازی کرده ، عضو دارد و مطالبِ مفیدی درج می کند و تقریباً تخصصی است و مطالبِ دیگری درج نمی شود یا اندک است .

من هم سعی کردم مطالبی متناسب با گروه درج کنم . مدیرانِ گروه را خوش آمد یکی از آنها خواست تا به ادارۀ کشاورزی بروم و از نزدیک با هم صحبت کنیم .

روز اوّل خرداد به آنجا رفتم با آقای یزدانپور صحبت کردم مطالبی در بارۀ فرومد و قناتها و ... گفتم بعد هم خواستم تا از باغ که دارم بازدید و راهنمایی کند .

آقای مهندس یزدانپور گفت : رشتۀ تخصّصی من زراعت است ، صبر کنید همکارم که رشته اش باغداری است برسد با هم برویم ، یکی دو ساعت بعد با آقای مهربانی دوباره به اداره کشاورزی رفتیم . آقای مهندس باقری هم آمده بود .

آماده رفتن بودیم که سه نفر از فرومدیها آمدند و تقاضایی داشتند ، به آنها پاسخ دادند ، بعد به باغ آقای مهربانی رفتیم گفتند : درختهای گردو و زردآلو که در آذرماه سرما زده بالاتر از قسمتی که رُخ زده ببُر ، برای مزرعه ای که زیل / خارشتری زیاد دارد گفتند : بهترین راه این است که چند بار پشت سر هم آنها را تا جایی که امکان دارد از پایین ببُرید تا از طریقِ برگها و ساقه نور به ریشه نرسد ، ریشه ضعیف و خشک شود ، خواسته هایی هم آقای مهربانی داشت که گفتند : کتباً بنویس تا پیگیری و رسیدگی کنیم .  

بعد با هم به باغ ( صفرعلی ـ یاقوت ) رفتیم تشویق و راهنمایی کردند و در انتها آقای یزدانپور گفت : حالا ما برای شما چکار کنیم ؟ چه کاری از دستِ ما برای شما ساخته است ؟

گفتم : این جوی آبِ توی کوچه را به طولِ صد متر من و حسین فدایی هزینه کرده ایم که جدولبندی شده است جلوتر از این جوی مقداری مانده است آن را شما مساعدت کنید ، آن قسمت را نگاه کردند حدود صد و پنجاه تا صد و شصت متر بود گفتند : درخواست کتبی بنویسید تا پیگیری کنیم حیف است که در این قسمت آب هرز برود . درخواستِ ما آماده بود تحویل دادم و قرار شد آنها هم پیگیری کنند . آنها از آنجا رفتند تا زمینهای کشاورزی آن سه فرومدی دیگر را بازدید کنند .

دوستان عضو گروه کشاورزان فرومد شوید ، مطالبِ خوب آنها را بخوانید ، پرسشهایتان را طرح کنید و در رونقِ کشاورزی فرومد سهیم باشید .

گروه جدید کارمندانِ ادارۀ کشاورزی فرومد ، با نشاط ، پُر تلاش ، با حوصله هستند . مثلِ درختان ، آدمهای ریشه داری هستند .

گروه کشاورزان فرومد