امروز 31 فروردین 1397
سالروز درگذشت استاد محمّدتقی شریعتی مزینانی ـ مفسّر قرآن
سالروز درگذشت استاد محمّدتقی شریعتی مزینانی ـ مفسّر قرآن

قابل توجّه اعضای محترم شورای اسلامی
دهیار محترم
ماشین / خودرو داران محترم فرومدی




دوستان تقویم فریومد / فرومد آماده شد تا کنون 50 مناسبت که اختصاصاً مرتبط با فرومد است در این تقویم درج شده است ، مانند :
فوت خان فرومد 1359 ، وفات سیّد عزّالدّین ابویعلی زید 514 ، کُشته شدن علاء الدّین محمّد فریومدی 742 ، اتمامِ نوشتنِ « التّلخيص في التّفسير » در مدرسۀ عمادیّۀ فریومد 715 ، جمع مجدّد دیوان ابن یمین 753 ، وقف نمودنِ عمادالدّین محمد فریومدی خانقاه سلطانیّه را 708 ، وفات شیخ محمّد عزیزی / مفسر 1409 ، وفات شیخ صدرالدّین حموی 722 ، فوت طاهر بن اسحق بن یحیی 751 ، فوت ناصح الدّین ابراهیم بن علی 542 ، شهادتِ شیخ حسن جوری 743 ـ اسارتِ ابن یمین و به یَغما رفتنِ دیوانش ، وفات سیّد فخرالدّین ابوالقاسم علی 522 ، وفات ابن یمین فریومدی 769 ، وفات یمین الدین طغرایی 722 ، شهادت شهدای فرومد
مناسبتهایی هم هست که عمومی است ولی مرتبط با فرومد هم هست . مانند :
درگذشت استاد محمدتقی شریعتی مزینانی 1366 ، روز شوراها ، روز جهانی کار و کارگر ، روز اسناد ملّی و میراث مکتوب ، روز جهانی موزه و میراث فرهنگی ، روز صنایع دستی ، روز جهاد کشاورزی ، روز صنعت و معدن ، درگذشت دکتر علی شریعتی مزینانی 1356 ، روز شهرداری و دهیاری ، روز تجلیل از امامزادگان و بقاع متبرکه ، روز کارآفرینی و آموزشهای فنّی و حرفه ای ، روز تعاون ـ روز مردم شناسی ، روز شعر و ادب فارسی ، روز دامپزشکی ، روز روستا و عشایر ، روز کتاب ، کتابخوانی ، کتابدار ، روز درختکاری
البتّه مناسبتهای ملّی و مذهبی و تعطیلاتِ رسمی هم در این تقویم هست .
قابل توجّه فرومدیهای عزیز ، اعضای محترم شورای اسلامی ، دهیار محترم ، مالکانِ محترم قناتها
در تاریخ 26 تیر ماه 1391 که به مزینان رفتم قنات مزینان به این شکل بود .


و در تاریخ 2 فروردین 1397 که به مزینان رفتم قنات به این شکل در آمده بود .


آیا فرومد نباید این کار خوب را از مزینان یاد بگیرد ؟
روستاي محبوب من ! مزينان !
اي گُرسنۀ ژنده پوشِ مغموم که بر حاشيۀ خشک و تشنۀ کوير افتاده اي ،
اي نجيب زادۀ بزرگواري که قرباني ستمِ ايّامي و رنجورِ فقر و محکومِ ويراني و فراموشي و شَرَفِ تبار و شُکوهِ تاريخت مستمندي را بر تو روا نمي دارد .
اي کوه و کوير و اَرگ و بازار و مدرسه و رِباط و سرچشمه و قبرستاني که همه از اَجداد من سخن مي گویيد و يادگارِ عصمتِ اَعصاريد ، اعصارِ سرشار از ايمان و لبريز از آرامش و يقين و طهارتي که در زيرِ منجلاب اين تمدّن کثيفي که در آن ، تنها وقاحت و حقارت و نيرنگ و قساوت خوب مي پرورند ، براي هميشه مدفون شدند و عصري آمد که خورشيدش از مغرب مي تابد و اشعۀ سياهش همچون چنگالِ هول آور ديو بر سرزمينِ اهورایي ما سايه افکنده است و قنديلهایي را که در آن عصير زيتونِ شرقي مي سوخت و از آن خدا تابان بود خاموش کرد .
اي در و ديوارهاي شکسته ، خانه هاي گِلين ، مزرعه هاي غُبارگرفته و کوچه باغهای اندوهبارِ هميشه پایيزي و شما مردمِ نيرومند و هوشيار و مغروري که اينک گُرسنگي آواره تان کرده است و به بَردگي شهرهاي روسپي خُسب تهران و گرگان و ... تان برده است !
و تو اي مسينان !
اي نامِ اهورایي که از بزرگي عصر مَزداپرستي حکايت مي کني و اکنون ، پيرانِ شکسته و زنانِ چشم به راه و کودکانِ بي پناهي را در خود داري که پدران ، شوهران و پسرانشان به جُستجوي نان ، تو را که تهيدست مانده اي تَرک کرده اند . چقدر شما را دوست مي داشتم و شما مي دانيد که علي رَغمِ زندگي ، چه تعصّبي داشتم که يک روستایي راستين بمانم و به شما وفادار باشم .
[ دکتر علی شریعتی ، مجموعه آثار 35 ، بخش 1 ، انتشارات آگاه ، چاپ دوم ، 1372 ، ص 437 ]