کال دروازه

یکی از کارهای خوبی که شورای اسلامی و دهیاری انجام دادند ، سنگ­ چینی دیوارۀ کال دروازه در کوچۀ پشند و کال حوض در کوچۀ بالاست .

این دیوارۀ سنگ ­چینی هم نمای زیبایی به روستا بخشیده و هم در آنجاهایی که امکان داشته مسیل و پیاده­ رو را از هم جدا کرده و جلو خسارات احتمالی را تا حدود زیادی گرفته است .

در ابتدای کار آقای حسن آدینه عضو شورای اسلامی با من تماس گرفت تا رضایت مرا برای قطع درختان جلو منزل پدری کسب کند ، من موافقت کردم . برای همین می ­توان گفت : گُشادترین جای مسیل جلو خانۀ پدری من است که از دیوارۀ شرقی تا دیوارۀ غربی حدود پانزده متر است . پایین تر از منزل پدری من که جا داشته ، مسیل و خیایان وسیع ­تر شود امّا رضایت نداده ­اند که درختان قطع شود ، مسیل به مراتب کوچک­ تر است . البته ما دوباره جلو حیاط در پیاده­ رو درخت کاشته ­ایم تا باز فضای سبز داشته باشیم .

برای کامل شدن باید کار را ادامه داد و رها نکرد ، الآن مدّتهاست که پیاده ­روها به حال خود رها شده­ اند خصوصاً جلو حیاطهایی که کسی ساکن نیست ، ناهموار است و رفت و آمد مشکل ، سنگ­ چینی پیاده­ روها پیشکش ! ریختن چند سرویس خاک و تخت کردنِ آن که چندان هزینه ­بَر نیست ، مادرِ من که برای نماز جماعت با عصا به مسجد نبیّ اکرم می­ رود خیلی وقتها از گودالهای پیاده ­رو بین منزل تا مسجد شکایت می ­کند ، در تاریکی شب و موقع بارندگی این وضعیّت بدتر می ­شود . از دهیاری محترم انتظار می ­رود به وضع پیاده ­رو برسد ، البته جلو منزل پدری من و دیگرانی که ساکن هستند خودشان خاک ریخته و هموار کرده ­اند ولی منازلی که خالی از سکنه است کسی به آنها رسیدگی نکرده و مشکلش برای عابرین پیاده­ روهاست . مشکل دیگر نصب تابلو « کوچۀ دروازه » بینِ دو تیر برق و مخابرات است که پیاده­ رو را برای آمد و شد ماشین در مواقع اضطراری مثل سیل و ... بسته است ، باید این تابلو از بین دو تیر برداشته شود و در جای مناسبی نصب گردد .

یک سؤالی که برای من باقی می ­ماند این است : ما که حاضر شدیم درختانِ شاداب توت قطع شود ، تا خیابان وسیع شود ، هر چند پارکینگ جلو حیاط از بین رفت و خوشحالیم که خیابان وسیع شده و رفت و آمد مردم راحت ­تر شده است ، پایین ­تر هم اگر وسیع ­تر نشده چون راضی نشده­ اند که درختان قطع شود ، چرا بالاتر که ورودی کال هست حدود سیزده متر است ، آنجا چه مانعی بوده که خیابان / مسیل وسیع ­تر نشده است ؟ تازه من شنیده­ ام که در همانجا بعضی حدود پنجاه متر زمین را به حیاطتشان افزوده ­اند یعنی بیشتر از آنچه بنیاد مسکن به آنها واگذار کرده است ، اگر اینطور باشد در سالهای آینده برای تعریض خیابان باید همین زمینهای اضافی از آنها خریداری شود ، بهتر است دهیار محترم زمینهای حریم­ دار شده را با اسناد واگذاری تطبیق دهد تا احیاناً پیاده ­رو­ تصرّف عدوانی نشود و در آینده مشکلی به وجود نیاید البته پیاده­ روهای همان بالاها هم نیاز به تسطیح دارد تا هموار گردد .

 

حریم کال شهرستان

 

حریم کال شهرستان

برگرفته از آیین نامۀ حریم رودخانه­ ها

حریم : آن قسمت از اراضی اطرافِ رودخانه ، مسیل ، نهر طبیعی یا سنّتی ، مُرداب و برکه طبیعی است که بلافاصله پس از بستر قرار دارد و به ‌عنوان حقّ ارتفاق برای کمال انتفاع و حفاظت آنها لازم است و طبق مقرّرات این آیین ‌نامه توسّط وزارت نیرو یا شرکتهای آب منطقه­ ای تعیین می‌ گردد .‌ حریم اَنهار طبیعی یا رودخانه‌ ها اعمّ از اینکه آب دایم یا فصلی داشته باشند ، از یک تا بیست متر خواهد بود که حسب مورد با توجّه به وضع رودخانه یا‌ نهر طبیعی یا مسیل از هر طرف بستر به وسیله وزارت نیرو تعیین می‌ گردد .

................................................................................

بلافاصله بعد از دهنۀ پُل شهرستان مسیل یا همان مسیر سیل که مستقیم بوده به طرفِ تپّۀ شهرستان منحرف شده ، این کار موجب شده به تپّۀ شهرستان که جزو میراث فرهنگی است آسیب وارد شود و علاوه بر آن بعضی گُمان کرده ­اند باید حریم کال را جزو حیاطشان قرار دهند ! این انحرافِ مسیل موجب می ­شود که به مرور حریم رودخانه از بین برود و به ساختمانهای اطراف هم آسیب جدّی وارد شود بعد هم آنها طلبکار شوند که سیل به ساختمانشان آسیب رسانده است در صورتی که ؛

از اوّل نباید در گذرگاه سیل خانه ساخت . وانگهی ؛ حریم مسیل و رودخانه را هم باید نگه داشت .

به دهیار محترم پیشنهاد می­ شود از شرکت آب منطقه ­ای درخواست کند که حریم قانونی مسیلهای فرومد را مشخّص کند و به مردم اعلان شود تا جلو خسارات گرفته شود و در صورت رعایت نکردن بعد مدّعی نباشند . ( علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد . )

بوته های بیابانی

بعضی از بوته هایی که در بیابانهای فرومد می روید .

عکسهای ارسالی از : دکتر مهدی شاهرخ 

 

مَشُوْ

 

مدّتهاست گاهی فکرم مشغول ریشه ­یابی بعضی از کلمات می ­گردد ، یکی از آنها کلمۀ « مَشُوْ » هست که در فرومد برای « آبکش » به کار بُرده می ­شود . واقعاً چرا به آبکش « مَشُوْ » می ­گویند ، وجه تسمیۀ آن چیست ؟ « مَشُوْ » به چه معناست ؟ 

تا اینکه دی ماه امسال ( 1398 ) که در فرومد بودم ، شبی مادرم بُشقاب غذا را که جلوم گذاشت گفت : بخور ببینم آیا این غذا برایت خوشمزه است ؟

من گفتم : این « عدسی » است دیگر ؟                                 

مادرم گفت : این « مَشی » است . مَشی با ماش درست کرده ­ام .

این کلمه گِره ­گُشای کلمۀ « مَشُوْ » شد ، پس گاهی به « ماش » ، « مَش » گفته می ­شود و به جای اینکه « ماشی » گفته شود ، « مَشی » می ­گویند . کلمۀ « مَشُوْ » در اصل « ماش شو » بوده است . یعنی وسیله و ابزارِ شستنِ ماش ، « ماش شوی » که مختصر شده و « مَشُوْ » شده است .

شما تا حالا فکر کرده ­اید چرا در فرومد به « عَدَس » ، « مِجُو » گفته می ­شود ؟

یک خاطرۀ زمستانی !

شیرۀ انگور

با خودم فکر می ­کردم ما قبلاً چقدر شیرۀ انگور استفاده می­ کردیم و حالا خودمان را محروم کرده ­ایم .

ـ ما شیرۀ انگور را مثلِ مُربّا برای صبحانه استفاده می ­کردیم .

ـ گاهی در مقداری شیرۀ انگور آب می­ ریختیم و شربت درست می ­کردیم .

ـ در زمستان که برف می ­آمد ، برف را با مقداری شیرۀ انگور می­ خوردیم .

ـ شلغمِ پُخته را پوست می ­کَندیم و با مقداری شیرۀ انگور می ­خوردیم .

ـ روی شیربرنج به جای شَکَر مقداری شیرۀ انگور می­ ریختیم .

ـ گاهی هم مقداری شیرۀ انگور را در یک ظرف ماست می ­ریختیم ، شیرۀ انگور تَه­ نشین می ­شد ، می ­گفتند : شیره شَرمش می ­آید باید هم بزنی ! ما این ترکیب ماست و شیره را به عنوان یک وعدۀ غذایی مصرف می­ کردیم .

از شیره برای بسیاری از غذاهایی که با شَکَر یا عَسل خورده می­ شود می ­توان استفاده کرد .

مصرف عمدۀ شیرۀ انگور در پاییز و زمستان بود و معمولاً شیرۀ سیاه انگور با مادّۀ سفید خوراکی دیگر ترکیب و استفاده می ­شد . شاید دیگران از شیرۀ انگور به گونۀ دیگر استفاده می ­کردند امّا تا آنجا که در خاطرم مانده است ما از شیرۀ انگور به همین نحو که گفته شد استفاده می­ کردیم .