باغ علا

 

باغِ عَلا

نزدیکیهای بُرج و حوض سعید در « صحرای کلاته نُوْ » باغی هست که به « باغِ عَلا » معروف است . تا به حال در بارۀ علّت این نامگذاری فکر کرده­ اید ؟ شاید بعضی بگویند : ما اصلاً نشنیده بودیم که بخواهیم فکر کنیم . خوب ؛ حالا که شنیدید فکر می ­کنید علّت این نامگذاری چیست ؟

من خودم فکر می ­کردم مربوط به « علاءالدّین محمّد وزیر » باشد یا چیزی در این مایه . یک روز که با آقای اکبریان ( رئیس شورای اسلامی دورۀ چهارم ) صحبت شد ایشان توضیحی داد که کاملاً بجا و به جا بود .

گفت : منظور از « علا » ، « علاو » است یعنی « بعلاوه » آن هم وقتی است که آب دو قنات به هم می ­خورند و بعلاوه تشکیل می ­دهند ، در فرومد می­ گویند : « اُوْ دِ عَلانِه ! » یعنی آب بعلاوه شده .

من وقتی از نزدیک باغِ عَلا را دیدم و پرسیدم ، صحبت آقای اکبریان تأیید می ­شد چون آنجا محلّ تلاقی آبِ قناتِ « هر دو آب » که از شمال به جنوب می ­رود و آبِ قناتِ « کلاته نُوْ » که از شرق به غرب می­ رود هست و بعضی از روزها در هفته آب این دو قنات حالت بعلاوه تشکیل می­ داده یعنی مجبور بودند با نیم تنۀ درختی که داخلِ آن را خالی کرده ­اند پُلی بسازند تا آبِ یک قنات از روی آبِ قناتِ دیگر ردّ شود و مشکلی در آبیاری پیش نیاید . این مسئلۀ مختصّ آن نقطه نیست در هر جایی که آب دو قنات با هم تلاقی پیدا کند گفته می­ شود : « اُوْ دِ عَلانِه ! »

 

راه پلّۀ کوشک

راه پلّۀ کوشک

رو به روی ساختمان بانک کشاورزی فرومد کوچه ­ای است که « کوشک » نام دارد ، کوشک به معنای « کاخ و قصر » است ، به استناد کارنامۀ فریومد در دیوان ابن یمین این کوشک یا کاخ مربوط به قرن هشتم هجری است پس آثار باقیماندۀ از آن میراثِ فرهنگی ماست . ما تا جایی که توانسته­ ایم این میراث فرهنگی را مثل جاهای دیگر قلع و قمع کرده ­ایم !

کودک که بودم دیوارها پا برجا بود و اندازۀ خانه­ ها مشخّص بود به مرور زمان دیوارها خراب شد تا جای موتورخانه درست شود ! برای همین با پُتک بر سنگهای ساروج کوبیده شد ! تا به این حال و روز درآمد .

قبل از اینکه فرومد لوله­ کشی آب شود ، رفت و آمد از این کوچه زیاد بود چون بسیاری از مردم برای برداشتنِ آب از قنات به آنجا می ­رفتند . من تقریباً هر روز برای آوردن آب مسیر سنگی آنجا را طی می­ کردم . برای ما که کودک بودیم بالا آمدن از پلّه­ های سنگی سخت نبود چون پایمان کوچک بود و در قلوه سنگها جا می ­گرفت امّا برای بزرگترها سخت بود چون جاپای مناسب نداشت . یک بار یک سنگ تراش مقداری سنگها را تراشیده بود و وضعیّت بهتر شده بود . برای افرادی که می ­خواستند به مدرسه یا حمّام بروند آنجا راه میانبُر بود .

اخیراً پلّه­ های آنجا را درست کرده ­اند و من به این فکر افتادم که آیا در این پنجاه سال هیچ خیّری یا هیچ همّتی نبود تا این پلّه­ ها درست شود ؟!   

 

 

 

 

 

سکّه

این سکّه در یکی از باغهای « حصار شهرستان فریومد » پیدا شده بود ،

عبارت « بسم الله الرّحمن الرّحیم » در یک روی آن کاملاً مشخّص است . 

 

کانال � شوق زندگی �

 

 

شوق زندگی

https://t.me/shooghzendegi