هندوانه های جُوِین و عبّاس آباد

اقتصادِ سبزوار بر اساسِ زراعت بود و چون در آن وقت محصولِ تَریاکِ سبزوار نسبتاً زیاد بود و همچُنین « زیرۀ سبز » که در اصطلاحِ تجاری « کَراویه » خوانده می ­شد و این هر دو از اَرقامِ صادراتی بود ، رویِ هم گَردشِ پول در سبزوار به صورتی بود که یکی از مَراکزِ مُعتَبَرِ تجاری خُراسان محسوب می ­شد .

آبادترین بخشِ سبزوار جُوِین است که مرکزِ آن جُغَتای می ­باشد که نامِ این قَصَبه با نامِ پسرِ چَنگیز یکی است و همچُنین نام هِلالی جُغَتایی شاعرِ اَوایلِ دورنِ صَفَوی را به خاطر می ­آوَرَد که ظاهراً اهلِ استرآباد بوده است . جُوِین به صورتِ یک درّۀ طولانی است که آب فراوان دارد و زمینِ آن حاصلخیز است ؛ از جُمله هندوانه ­های بسیار بزرگی در آن به عمل می ­آید که در فصلِ هندوانه زنان پوستِ یک نصفِ هندوانه را به جای طشتِ رَختشویی استفاده می­ کنند و گاه هندوانه ­هایی را از آن حُدود به عُنوانِ تُحفه می ­آورند که عَجیب بُزرگ است و در عینِ حال شیرین و مَطبوع .

مرحومِ صاحب اختیار ( غُلامحُسین غَفّاری ) که از رِجالِ دورۀ ناصرالدّین ­شاه بود و تا این اَواخر یعنی بعد از رضاشاه حیات داشت ، نَقل می­ کرد وقتی به سِمَتِ والی خُراسان مَنصوب شدم و به آن صَوب می ­رفتم در عبّاس­ آباد که ابتدایِ سبزوار است برای صَرفِ چای و عَصرانه تَوَقُّف کردم . چادری زده بودند و من به داخلِ چادر رفتم و نشستم . هندوانه ­ای بسیار بزرگ داخلِ چادر بود که من چُنان هندوانه ­ای را نه دیده بودم و نه شنیده بودم . به یاد می ­آورم که شخصی با شمشیر آمده بود که هندوانه را پاره کند . آن طَرَفِ هندوانه نشست و من که این طَرَفِ هندوانه نشسته بودم نه او و نه شمشیرش را نمی­ دیدم ؛ هر چند آن شخص قَدری کوچک­ اَندام بود . سپس اَفزود که تحقیق کردم معلوم شد که در آن حُدود رَسم است که برایِ تربیتِ هندوانه­ ای چُنین بزرگ ، دورِ گَوَن را می ­کَنند تا به ریشۀ گَوَن که معمولاً در عُمق زمین است برسند ، ساقۀ گَوَن را قطع می ­کُنند و بالای ریشه را چهار قاچ می ­بُرَّند و یک تُخمِ هندوانۀ مَرغوب در وَسَطِ آن می ­گُذارَند و قَدری خاک می ­پاشند و پس از آنکه بوتۀ هندوانه سبز شد بِه تَدریج پایِ آن خاک می ­دهند تا بوته به رویِ زمین برسد . هندوانه­ ای که از پیوَندِ بوته با گَوَن به دست می ­آید چُنین بزرگ می ­شود .

دیده­ ها و شنیده ­ها ( ناشنیده­ هایی از تاریخِ مُعاصر ) ، محمّد فضایلی ، به اهتمامِ سودابه فضایلی ، نشر قَطره ، چاپ اوّل ، 1398 ، ص 179 ـ 180     

چه بگویم ؟ ـ محمّد یاقوتیان ـ شاعر فرومدی

 

چه بگویم که بدونِ تو دلم غُوغایی است ؟!

بی تو هر شب دلِ من زِمزمه اش تنهایی است

قایقی خَسته که در ساحلِ غَم اُفتاده

نازنینا دلِ من تاب و تَبش دریایی است

موجِ گیسویِ تو شد قافیۀ اَشعارم

بی جهت نیست که اینگونه به این زیبایی است !

منِ دیوانه و این حالِ پَریشان هر شب

کوچه پس کوچۀ این شهر چقدر لیلایی است

من و مَهتاب و لبِ حوض و تو در آینه ای

وای این لحظه برایِ دلِ من رؤیایی است

شَهرزادِ دلِ آشفته و شوریدۀ من

یک نگاهِ تو برایِ غَمِ من دنیایی است

گفته بودم : � غمِ دل با تو بگویم از دور �

چه بگویم که بدونِ تو دلم غوغایی است ؟!

میزانِ خِرَد

بیایید شادی­هایمان را قسمت کنیم .

بنی ­آدم اعضایِ یکدیگرند

که در آفرینش زِ یک گوهرند

چو عضوی به درد آوَرَد روزگار

دگر عضوها را « نشاید » قرار

در سیاهیِ شب آنچه چشم را می­ نوازد دستهایِ نورانی ماه است که روشناییِ خود را به ستارگان می­ بخشد و زندگی تیرۀ آنان را در دلِ شب به روشنی روز می ­کند .

بیایید ما هم بخشندگی را از ماه بیاموزیم و با دستهای مهربان خویش بارِ دیگر بهارِ شادی را همراه با بهارِ طبیعت برای قلبهای شکسته و بی­ پناه به ارمغان بیاوریم .

وعدۀ دیدار پنجشنبه 21 / 12 / 1376 ـ ساعت 9 ـ 30 : 8

دبیرستان سمیّۀ فرومد

......................................................................................

ببینید در یک دعوتنامۀ کوتاه ، مدیر دبیرستان که لیسانس جامعه ­شناسی داشته ، چه نوشته است :

ـ در شعر معروف سعدی کلمۀ « نماند » را « نشاید » نوشته است .

ـ نورِ ستارگان را از خودشان نمی ­داند بلکه از ماه می­ داند ، در صورتی که ستارگان از خود نور دارند و ماه از خود نور ندارد و نورش را از خورشید می­ گیرد .

ـ هم شعر سعدی در کتابهای فارسی و هم فرقِ ستاره و سیّاره در کتابهای علوم دورۀ ابتدایی هست .

 ......................................................................................

قال علیٌّ ( عَلَیهِ السَّلامُ ) : رَسولُکَ تَرجُمانُ عَقلِکَ وَ کِتابُکَ اَبلَغُ ما یَنطِقُ عَنکَ .    

فرستادۀ تو میزان خِرَد تو را رساند و نوشته ­ات رساتر چیزی است که از سوی تو سخن رانَد .   

( نهج البلاغه ، کلمات قصار 301 )

......................................................................................

بزرگداشت مقام معلّم !

بزرگداشتِ مَقامِ مُعَلّم

قسمتی از بخشنامه 4681 / 1 / 10 ـ 7 / 2 / 1377

به مصداقِ لَم یَشکُر المَخلوق لَم یَشکُر الخالِق و از آنجا که در آستانۀ 12 اردی بهشت سالروز شهادتِ شهید استاد مطهّری و هفتۀ بزرگداشتِ مقامِ معلّم می ­باشیم ، این اداره در نظر دارد جلسۀ تقدیر و سپاس با حضور کلیّۀ معلّمین محترم در تاریخهای زیر برگُزار نماید ، از عُموم همکارانِ گرامی دعوت می­ گردد در این جلسه که ضروری و الزامی است شرکت نمایند .

1ـ کلیّۀ برادران همکار در تاریخ 12 / 2 / 1377

2ـ کلیّۀ خواهران همکار در تاریخ 15 / 2 / 1377

مکانِ تشکیل جلسه : خانۀ معلّم میامی

ساعت جلسه : 5 / 8 صبح

خُدامی ـ رئیس ادارۀ آموزش و پرورش منطقۀ میامی

................................................................................................

شمارۀ 110 / 6505 / 3 / 10 ـ تاریخ 21 / 2 / 1377

به برادر یاقوتیان ( ابن ­یمین )

از ادارۀ آموزش و پرورش منطقۀ میامی

با عنایت به بخشنامۀ 4681 / 1 / 10 ـ 7 / 2 / 1377 و لزومِ حضور حضرت عالی در جلسۀ مورخۀ 15 / 2 / 1377 و از آنجایی که این گِردهمایی به خاطرِ گرامیداشتِ هفتۀ مقامِ معلّم برگُزار گردیده است و بر اساسِ بررسی به عمل آمده جناب عالی نه تنها در جلسه بلکه در محلّ کار نیز حضور نداشته ­اید لذا شایسته است علّت عدمِ حضورِ خود را کتباً توضیح داده و حدّاکثر تا تاریخ 2 / 3 / 1377 به این اداره ارسال نمایید . در غیر این صورت برابر مقرّرات با شما رفتار و در نمرۀ ارزشیابی پایان دورۀ جناب عالی تأثیر منفی خواهد داشت .

خُدامی ـ رئیس ادارۀ آموزش و پرورش منطقۀ میامی

گیرندۀ رونوشت : ارزشیابی

................................................................................................

باسمه تعالی

با اهدای سلام

ادارۀ آموزش و پرورش منطقۀ میامی

دایرۀ محترم ارزشیابی

در پاسخ به نامۀ شمارۀ 110 / 6505 / 3 / 10 ـ مورخ 21 / 2 / 1377 آن ادارۀ محترم ، نظر آن دایره محترم را به نامۀ دبیرستان سمیّه به شمارۀ 816 مورخ 23 / 2 / 1377 و نامۀ دبیرستان ابن­ یمین به شمارۀ 765 مورخ 23 / 2 / 1377 که به پیوست تقدیم شده است جلب می ­نماید . شایسته است آن دایرۀ محترم در محتوای بخشنامۀ 4681 / 1 / 10 ـ مورخ 7 / 2 / 1377 با نامۀ ارسالی برای اینجانب تأمّل بیشتری نماید .

مهدی یاقوتیان ـ 29 / 2 / 1377

................................................................................................

شمارۀ 735 ـ 23 / 2 / 1377

باسمه تعالی

به : ادارۀ آموزش و پرورش منطقۀ میامی

از : دبیرستان ابن ­یمین فرومد

با احترام ، بنا به درخواستِ برادر مهدی یاقوتیان در پاسخ به نامۀ شمارۀ 110 / 6505 / 3 / 10 ـ 21 / 2 / 1377 آن ادارۀ محترم ، ایشان در تاریخ 15 / 2 / 1377 روز سه­ شنبه در این آموزشگاه تدریس نداشته ­اند و ضمناً در تاریخ 12 / 2 / 1377 روز شنبه به علّت حضورِ کلیّۀ همکاران در جلسۀ بزرگداشتِ مقامِ معلّم آموزشگاه تعطیل بوده است .

مدیر آموزشگاه ـ محمّدرضا تیموری

................................................................................................

شمارۀ 816 ـ تاریخ 23 / 2 / 1377

باسمه تعالی

به : ادارۀ آموزش و پرورش میامی

از : دبیرستان سمیّه

احتراماً به استحضار می ­رساند که مبنی بر پاسخ نامۀ 110 / 6505 / 3 / 10 ـ 21 / 2 / 1377 آن ادارۀ محترم آقای مهدی یاقوتیان در مورخۀ 15 / 2 / 1377 در محلّ آموزشگاه سمیّه حضور داشته ­اند .

با تقدیم احترام ـ از طرف خان بیکی

................................................................................................

نتیجه :

ـ شما به عُنوانِ معلّم مُلزَم هستید از فرومد به میامی بیایید و در جلسه شرکت کنید تا ما از شما تشکّر کنیم .

ـ از شما به عُنوانِ دبیرِ مرد می ­پرسیم که : چرا در روز 15 / 2 / 1377 که باید دبیرانِ خانم در جلسه شرکت می ­کرده ­اند شرکت نکرده ­اید !

ـ ما بررسی کرده ­ایم شما علاوه بر اینکه در جلسه شرکت نکرده­ اید تا از شما تشکّر کنیم ، در محلّ کار هم نبوده ­اید !

ـ مدیر یک دبیرستان گفته : ما برای شرکت در جلسۀ الزامی ، مدرسه را تعطیل کردیم و دربِ مدرسه قفل بوده ، در نتیجه ایشان نمی­ توانسته به مدرسه بیاید .

ـ مدیر مدرسۀ دیگر هم گفته : ایشان در محلّ کار حضور داشته است .

ـ اداره گفته است : « بر اساسِ بررسی به عمل آمده ! » مگر غیر از این است که ادارۀ باید از مدیر مدرسه بپرسد که آیا منِ معلّم در محلّ کار بوده ­ام یا نه ؟ مدیر هر دو مدرسه که خلافِ بررسی اداره نظر داده ­اند ؟!

ـ شما تا به حال دیده ­اید که معلّمی را مجبور به حضور در جلسه ­ای کنند تا از او تشکّر نمایند ؟

ـ شما تا به حال دیده ­اید که از معلّم مرد بپرسند : چرا در جلسۀ مختصّ خانمها شرکت نکرده ­اید ؟

ـ شما تا به حال دیده ­اید که از معلّمی که در محلّ کارش حضور داشته ، کتباً بپرسند : چرا در محلّ کار حضور نداشته ­اید ؟

ـ شما تا به حال دیده ­اید که علی ­رغم تعطیل کردنِ مدرسه و قفل بودنِ دربِ مدرسه از معلّمی بپرسند : چرا در مدرسه حاضر نشده ­اید ؟

ـ شما تا به حال دیده ­اید که بابتِ این رفتارها از معلّمی عُذرخواهی کرده باشند ؟