چنــــار یا درخت طـوبی
لطفاً نسخه مصوّر و pdf این متن را از اینجا دانلود کنید .
چـنــار یا طــوبـی ؟!
ابن یمین در « کارنامه » چند جا « جویبار » های فریومد را به « کوثر » و « درختان » کنار جویبارها را به « طوبی » تشبیه کرده است . و یک جا روشن کرده که منظور او از « درخت طوبی » ، « درختان چنار » است .
|
نشان خطّه فریومد آن است |
که پنداری بهشت جاودان است |
|
به هر سو جویباری همچو کوثر |
درختش را چو طوبی بر فلک سر |
|
|
دیوان ابن یمین ، ص 576 |
|
ز طرف جویبارش زود مگذر |
دمی در چار سوی او به سر بَر |
|
زِ نُزهت همچو مینو روحپَرور |
روان در پای طوبی آبِ کوثر |
|
|
دیوان ابن یمین ، ص583 |
|
بر اطـرافـش چـو کـوثـر جویبـاری |
چو طـوبی بر سر او هر چنـاری |
|
|
دیوان ابن یمین ، ص585 |
این اوضاع و احوال مربوط به زمانی بوده است که « آبِ کاریز بازار » جاری بوده و از داخل مسجد جامع تا پای بزرگ ترین و قدیمی ترین چنار کنونی فرومد که در « سرِ حمّام » قدیمی و « مسجد صاحب الزّمان » کنونی است ، میآمده و با پیوستن به « آبِ کوشک » ، « هر دو آب » می شدند .
( آبِ کاریز بازار + آبِ کوشک = هر دو آب )
این آب جاری چون آب کوثر بود و درختان اطرافش چون درخت طوبی ! من از درخت چناری که حدوداً با چنار سرِ حمام بیست متر فاصله داشت و در سالهای 1352تا 1354 که در دوره ابتدایی بودم آن درخت را بریدند ! یادم می آید .
البته چنارهایی که در کنار جویبار « هر دو آب » بوده هم جای خود را داشته است . که در حال حاضر هم ، چند چنار پابرجاست . چنار لب استخر شهرستان هم به قدری بزرگ بوده که در روز سیزدهم نوروز سایه اش را بر سر بسیاری از مردم می گسترانده است و ... .
بیایید این درختان چنار / طوبی را که موجب شادابی و خرّمی است شمارش کنیم :
بیش از شصت اصله در داخل روستا به غیر از کلاته ها
شمایی که در فکر چنارها هستید ، دعایی که گاهی بر زبان پیرترها جاری است نثارتان :
« الهی مثل چنار شاخ و بال باز کنید . »
|
شکرها می کنم در این ایّام |
که تهیدست گشته ام همچو چنار |
|
|
دیوان ابن یمین ، ص 424 |
10 / 5 / 1390
بستنِ آ ب به روی چنار !
این درختان با آب چقدر فاصله دارند که در حال جان کَندن هستند ؟! شنیده اید که حسین بن علی و فرزندان و یارانش کنار فرات بودند امّا آب را از آنها مضایقه/ دریغ کردند ؟! [ پس از پنجاه سال پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین علیه السّلام ، مرحوم دکتر شهیدی ، صفحه174 ]
شنیده اید که به جای آب دادن به کودکانِ حسین بن علی (ع) ، خیمه هـایشان را آتش زدند ؟ وقتی می شنوید دو جوان خـام برای تفریح و خوشگذرانی به یکی از کلاته های روستا رفته اند امّا هنگام بازگشت چناری را آتش زده و برگشته اند ، همین قصّه آتش زدن به جای آب دادن تداعی نمی شود ؟!
مرحوم دکتر شهیدی برای واقعۀ صفین و درگیری بر سر آب آورده است : « معاویه دستور داد نگذارند لشکر علی (ع) آب بردارند ... کار به درگیری کشید . لشکر علی (ع) سپاهیان معاویه را راندند و بر آب دست یافتند . امام فرمود : شامیان را از برداشتن آب مانع مشوید . » ، [ علی از زبان علی ، صفحه 119]
ویژگیهای حضرت علی (ع) این گونه گزارش شده است : « ... فراری را دنبال نمی کرد و شبیخون نمی زد و آب به روی دشمن نمی بست . » ، [ شیعه در اسلام ، مرحوم علامه طباطبایی ، صفحه 203 ]
مرحوم شهید مطهّری به استناد سخن علی ( علیه السّلام ) بستن آب به روی دشمن را ، دور از شهامت و فتوّت و مردانگی دانسته و آن را یک عمل ناجوانمردانه و کار غیرانسانی شمرده است . [ سیری در سیره نبوی ، صفحه 140 ؛ انسان کامل ، صفحه110 ؛ حماسه حسینی / 1 ، صفحه 117 ]
علی (ع) در جنگ آب را به روی دشمن نمی بست امّا ما آب را به روی درختی که دوست ماست بستیم !
این درختِ چنار ، سایه اش را از سر کدام یک از ما دریغ کرده بود که ما آب را از آن دریغ کردیم ؟! از کنارش جوانه زده ، یعنی نبض دارد و قلبش به کُندی می زند ! این درخت هنوز نمرده است به دادش برسیم !
کدام یک از ما به مرکز بهداشتی و درمانی مراجعه کردیم و در سایه درخت توت و چنار جلو درمانگاه نیاسودیم ؟ پاداش بخشندگی درخت ، خسّت ما بود ؟! یا پدران و نیاکان ما که بر لب هر جویباری ، درختانی نشانده بودند چنین سفارشی به ما کرده بودند ؟!
قرآن داستان صاحبان باغ را نقل می کند که سحرگاهان برای چیدن محصولات خود رفتند تا وقتی بر می گردند هنوز مردم خواب باشند و آنها مجبور به دادن « حقّ چشم » و پاسخ به « نگاه نیازمندان » نشوند ولی به جای باغ به داغ رسیدند ، انگار جلوتر چیده شده بود . ( قلم ، 68 / 17 ـ 25 )
نیاکان ما در کنار جویبارها ، درخت غَرس کرده بودند تا آن درختان از آبِ همین جویبارها سیراب شوند ، پرندگان بر شاخه هایشان لانه بسازند و از آب همین جویبارها بنوشند و گلّه ها نیز . نه تنها گلّه گوسفندان ، که گمار ؛ یعنی ، 100 یا 300 یا ... رأس گاو یا الاغ یکجا برای نوشیدن آب بر روی نهر آب حاضر می شدند و صاحبانِ آب ، خم به ابرو نمی آوردند . آسیابها با همین آبها می چرخید و حمّامها با همین آبها برقرار بود ، حوضها در میان راهها و باغها برای آشامیدن با همین آبها پُر می شد . نیاکان ما برای راحتی کار ، پایاب زده بودند و راه را برای برداشتن آّب نزدیک کرده بودند و معمولاً درب منازلی که چاهِ آب داشتند به روی مردم باز بود ، گاه چاه آب را مختصّ استفادة مردم حفر می کردند ؛ مثل چاه آبی که در جنب امامزاده سلطان سیّد احمد بود و گاه آب را وقف می کردند . با این همه ، محصولات باغهایشان دوچندان بود ، از وقتی ما نهرها را جدول بندی کردیم که آب به سرعت به باغهایمان برسد تا محصول بیشتری برداشت کنیم امّا آب را از پای درختان قطع کردیم و با نحوه کار گذاشتن جدولها ، آب را از گوسفندان منع کردیم حتّی فکر پرندگان را نکردیم . بَرَکت هم به سرعت رخت بربست !
گویا علی (ع) روی سخنش با ماست : « تَحتَفِرُونَ وَ لاَ تُمِیهُونَ ؛ چاه می کندید و به آبی نمی رسیدید. » ، [ نهج البلاغه ، خطبه 4 ، شهیدی ، صفحه12 ] زحمت می کشیم و رحمت نصیبمان نمی شود . آسمان و زمین بر ما تنگ گرفته اند !
« وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ الأرْضِ وَ لَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ . » ، ( اعراف ، 7 / ٩٦ )
اگر مردم قريه ها ايمان آورده و پرهيزكارى كرده بودند بَرَكت هايى از آسمان و زمين به روى ايشان مى گشوديم ، ولى تكذيب كردند ، و ما نيز ايشان را به اعمالى كه مى كردند مؤاخذه كرديم .
ما خسّت نشان دادیم که آسمان و زمین به ما خسّت نشان داد . خدایا ما را ببخش .
|
به اهل خطّه فریومد از طریق رضا |
مگر به عین عنایت نظر فکند خدا |
|
|
دیوان ابن یمین ، ص 314 |
* * * * * * *
آب ، آب
بابا آب
بابا آب داد .
درخت سبز شد .
ما آب ندادیم .
درخت خشک شد .
|
|
||
|
به دست خود درختی می نشانم |
|
به دست خود درختی می شکانم |
|
به پایش جوی آبی می كشانم |
|
به پایش جوی آب را قطع كنانم |
|
كمی تخم چمن بر روی خاكش |
|
كمی سمّ چمن بر روی خاكش |
|
برای یادگاری می فشانم |
|
زِ روی کینه ورزی می فشانم |
|
درختم كم كم آرد برگ و باری |
|
درختم كم كم افتد برگ و بارش |
|
بسازد بر سر خود شاخساری |
|
بسوزد بر سر خود شاخسارش |
|
چمن روید در آنجا سبز و خرّم |
|
نروید جز در آنجا خَس و خاشاک |
|
شود زیر درختم سبزه زاری |
|
شود زیر درختم شورهزارش |
|
به تابستان كه گرما رو نماید |
|
به تابستان كه گرما رو نماید |
|
درختم چتر خود را می گشاید |
|
درختم چتر ندارد تا گشاید |
|
خنك می سازد آنجا را زِ سایه |
|
خنك سازد آنجا را زِ سایه |
|
دل هر رهگذر را می رباید |
|
دل هر رهگذر را بِرُباید |
|
به پایش خسته ای بی حال و بی تاب |
|
به پایش خسته ای بی حال و بی تاب |
|
میان روزِ گرمی می رود خواب |
|
میان روزِ گرمی می رود خواب |
|
شود بیدار و گوید : ای كه اینجا |
|
شود بیدار و گوید : ای كه اینجا |
|
درختی كاشتی ، روح تو شاداب |
|
درختی سوختی ، روح تو مُرداب |
|
عبّاس يميني شريف |
|
نَه عبّاس نَه يميني نَه شريف / ابن سعد شِمالی ناشریف |
30 / 6 / 1390
لطفاً عکسها را در نسخه pdf ببینید .
myaghoutian@yahoo.com