این قطعه را با دانش­ آموزان بخوانیم .

وزارت آموزش و پرورش

سازمان پژوهش و برنامه­ ریزی­آموزشی

آرایه­ های ادبی ( قالب­ های شعر ، بیان و بدیع ) ـ 1 / 280

مؤلّف : دکتر روح­ الله هـادی

درس :  4   ( ص 29 تا 31 )

آرايه هاي ادبي

قطعه

گِلـــــــی خـوشبــو در حمّــام روزی .......... رسید از دستِ مخدومی به دستم

بدو گفتم که : مشکی یا عبیــری ؟ .......... کـه از بـــــویِ دلاویــــز تــو مستـــم؟

بگفتـا : من گِلــی نـاچیــــــز بـودم .......... و لیکـن مـدّتـی بـا گُـــــــل نشستم

کمــــالِ هم­نشیـن بر من اثــر کـرد .......... وگــرنه من همـان خاکـم که هستم

سعدی

به قافیه­ های شعری که خواندید ، دقّت کنید ؛ این شعر از نظر قافیه با قصیده چه تفاوتی دارد ؟ چُنان­ که می بینید ، قافیه تنها در پایان مصراع­ های زوج آن آمده است .

درون مایه ­ی شعری که خواندید ، چیست ؟ آیا در شعر به مطالب مختلفی اشاره شده است ؟ شعر از آغاز تا پایان درباره ­ی « تأثیر هم ­نشین نیکو » سخن می ­گوید ؛ یعنی ، وحدتِ موضوع دارد . شعری را که معمولاً قافیه­ هایی این گونه داشته باشد و در آن درباره ­ی یک موضوع خاصّ سخن گفته شود ، « قطعه » می ­نامیم . ابیات قطعه حداقل « دو بیت » است و قافیه ­ها معمولاً در پایان مصراع­ های زوج می­ آید .

نام ­گذاری قطعه به این نام بدان سبب است که گویا پاره ­ای از میان یک قصیده است . پیدایش قطعه به آغاز شعر فارسی باز می ­گردد ؛ زیرا در شعر رودکی ، پدر شعر فارسی ، قطعات زیبایی یافته می­ شود . پس از او این شعر ، میدانِ طبع ­آزمایی بسیاری از شاعران بوده است .

درون مایه ­ی قطعه معمولاً اخلاقی ، تعلیمی ، حکایت ، شکایت ، مدح ، هجو ، تقاضا و ... است . قطعه در دیوان شعر بسیاری از شاعران دیده می ­شود امّا شاعرانی که به قطعه­ سرایی شهرت یافته­ اند ، عبارتند از : انوری ( قرن ششم ) ، ابن ­یمین ( قرن هشتم ) و پروین اعتصامی ( قرن چهاردهم ) .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـ یادآوری : قطعه ­ی مُصَرَّع نیز در دیوان سنایی و ابن ­یمین دیده می­ شود .

نمونه ­هایی از قطعه

از پروین اعتصامی

شنیده ­اید که آسایش بزرگان چیست ؟ .......... برای خـاطــر بیچــارگـان نیـــاســــــودن

به کاخِ دهـــــر که آلایش است بنیادش .......... مقیـــم گشتن و دامـان خـود نیـالــــودن

همی ز عادت و کـردار زشت کم کردن .......... همـاره بر صفـت و خـــویِ نیـک افـــزودن

برون شدن ز خـرابـاتِ زندگی ، هشیار .......... ز خـــود نـرفتـن و پیمــانـه­ ای نپیمــــودن

رَهی که گمراهی ­اش در پی است،نسپردن .... دری که فتنه­اش از پس است،نگشودن

از ابن ­یمین

اهلِ دنیــا سه فرقه بیش نی ­اند .......... چو طعـام ­اند و همچـو دارو و درد

فرقـه‏ ای چـون طعـــام درخـوردند .......... که از ایشـــان گـزیـر نتــوان کــرد

بـاز جمعــــی چــــو داروی دردنـد .......... که بدان،گَه گَه است حاجتِ مرد

بـاز جمعـی چــو درد بـا ضــــررنـد .......... تـا تـوانـی بـه گِــــــرد دَرد مَگَــرد

از پروین اعتصامی

خَلیـد خــار درشتـی به پـای طفلی خُــــرد .......... به هـم برآمد و از پـویـه بـاز مـانـد و گـــــریست

بگفت مـادرش : این رنج اوّلین قـــدم است ....... ز خــار حـادثـه ، تیـه وجـــود خــــــالـی نیسـت

هنـوز نیک و بَــد زنـدگـی بـه دفتــر عُمــــر .......... نخوانده­ ای و به چشم تو راه و چاه،یکی است

نــدیــده زحمـت رفتـــــار ، ره نیـــامــــوزی .......... خطـا نکرده ، صـواب و خطا چه دانی چیست ؟

دلی که سخت ز هر غم تپید ، شاد نمـاند .......... کسـی کـه زود دل ­آزرده گشت ، دیــر نـزیست

ز عهـد کـودکـــی آمــــاده­ ی بزرگـی شــو ....... حجاب ضعف چو از هم گُسست،عزم قوی ­است

هـزار کـوه گـرت ســـــدّ راه شــــوند ، بـرو .......... هـــــــزار ره گــــــــــرت از پـا درافکننـد ، بایست

از ابنِ ­یمین

بهتـــرین مــراتـب آن بـاشــــــد .......... کان به فضل و هنر به دست آید

رُتبَتـی کـان نبـاشـد استحقـاق .......... زودش انــدر بنــا ، شکـست آید

از انوری

ای خواجه ، رسیده­ ست بلندیّت به جایی .......... کز اهــــل سماوات به گوشَت برسد صوت

گـر عُمــر تـو چـون قــدّ تـو باشـد به درازی .......... تـو زنــده بمـانـی و بمیــرد مَلَـک المــــوت

قطعه

مُصَرَّع : ... بیتی که هر دو مصراع آن قافیه داشته باشند ، « مُصَرَّع » نام دارد . ص 6