گزارشی از یادوارۀ شهدا 6 / 6 / 1393

گزارشی از برگزاری یادوارۀ شهدای فرومد ( 6 / 6 / 1393 )

از طریقِ وبسایت آقای رضا حاجی ­سلیمی آگاهی یافتم که یادوارۀ شهدای منطقۀ فرومد در تاریخ ششم شهریور 1393 برگزار می ­شود . من که قبلاً مطالبی را دربارۀ بعضی شهدای فرومد در این خطّه درج کرده بودم و در پی آن بودم که همۀ عکسها و وصیتنامه ­ها و زندگینامه و خاطراتِ مربوط به شهدای فرومد / شهدای فرومدی را جمع نمایم تا در وبلاگ یا به صورتِ مکتوب منتشر شود ، فرصت را مغتنم دانستم و در حدودِ ده روز باقی­مانده آنچه را داشتم ویرایش و آماده کردم و یک نسخه رونوشت گرفتم . با دهیار هم تماسّ گرفتم و در موردِ موضوع صحبت کردم و گفتم که از بچّه ­های رزمنده و جانباز و همرزمِ شهدا دعوت کنید . سه­ شنبه چهارم شهریور به فرومد رفتم و روز چهارشنبه با یکی از افرادِ مسئول که آنجا را آذین ­بندی می­ کرد صحبت کردم گفت : شما بعد از ظهر که افتتاحیّه است بیایید و خاطره یا وصیتنامه شهدا را بخوانید . در جلسۀ افتتاحیّه آقای آدینه مدّاحی کرد و من شعری از یمین الدّین طُغرایی ( پدر ابن یمین ) که در آن اشاره به شهدا داشت خواندم ، بعد هم خاطره ­ای در موردِ شهید حسن اسکندری و وصیتنامۀ شهید حسن دهقانپور را خواندم . بعد از آن یکی از مسئولان ، گزارشی از نحوۀ برگزاری یادوارۀ فردا بیان کرد .

پنج ­شنبه که به حسینیّه ( محلّ برگزاری یادواره ) رفتیم ، یک نفر سخنرانی می ­کرد ، قسمتی از موضوع سخنرانی ­اش دربارۀ حضرتِ سلیمان بود البتّه هیچ نتیجه­ گیری بین موضوع سخنرانی و یادوارۀ شهدا نشد ، آقای حسن آدینه مطلبی را که نوشته بود خواند و مدّاحی کرد و بعد همان مسئولِ دیروز سخنانی بیان کرد و توضیحاتی در موردِ لوح فشرده­ ای که در اختیار مردم قرار گرفته بود داد .

این لوحِ فشرده حاوی عکسها ، نامه­ ها ، زندگینامه ، وصیّتنامه ، خاطره و ... شهدای منطقۀ فرومد بود البتّه به صورتِ خام و اوّلیّه یعنی ؛ عکسها بازسازی نشده یا نامه ­ها دستنویس است و تایپ نگردیده است .

بعد سخنرانِ اصلی پای تریبون رفت و مطالبی بیان کرد و وصیتنامۀ یکی از شهدای لبنان را قرائت کرد و نتیجه­ گیری کرد .

یکی از معلّمان روستا که آمد کنارِ من نشست گفت : تمامِ این مطالبی که گفته شد برای همین نتیجه ­گیری بود و گرنه مجلس در موردِ شهدای فرومد است و باید وصیتنامۀ شهدای فرومد خوانده شود نه آنکه هیچ مطلبی در بارۀ شهدای روستا بیان نمی ­شود .

من جلسه را ورندازی کردم مسئولان بالای مجلس نشسته بودند و خانوادۀ شهدایی که حضور داشتند کنار و گوشه بودند مثلاً من که تقریباً در وسطِ حسینیّه در قسمتِ انتهای جلسه بودم پدر شهید شکوهی هم در قسمتِ راستِ من تکیّه به دیوار نشسته بود ، یکی دو پدر شهید دیگر را که دیدم به همین منوال بود .

از جلسه بیرون آمدم با چند نفر صحبت و احوالپرسی کردم . آقای قدرتی گفت : شما با آقای فلانی مصاحبه می کنی تا من از شما فیلمبرداری کنم ؟ گفتم : نه ،  من در جلسه مطلبی دربارۀ شهدای فرومد نشنیدم که مصاحبه کنم . برادرِ یکی از شهدا آمد احوالپرسی کرد و به جهتِ مرحومِ پدرم تسلیت گفت و اضافه کرد : می ­خواهند یک چیزی گفته باشند و بگذرد و گرنه داستانِ حضرتِ سلیمان چه ربطی به این جلسه دارد ؟!   

البتّه عکس شهدا در فضای داخل ، صحن حسینیّه و بیرون حسینیّه و مسجد نصب بود و ماکتی از جبهه هم ساخته بودند .

 

به نظر من دو کار مفیدی که انجام گرفت نصبِ حدودِ 30 تابلو از عکسهای شهدا در ورودی روستا و دیگری توزیعِ همین لوح فشرده بود ، این دو کار نسبتاً ماندگار است ، عکسها خاطرۀ شهدا را زنده می ­کند و لوحِ فشرده هم برای کار بر روی زندگی شهدا مفید است و هم یادآور خاطرۀ شهداست .

 

نباید مزایای این یادواره یا کارهایی از این دست را در همین دو مورد خلاصه کرد ، گاه مزایا فردی و گاه جمعی است ، رضایتِ خاطری که برای مادرِ یک شهید دست می ­دهد و از تهران به فرومد می ­آید تا عکس فرزندِ شهیدش را به یادواره برساند نباید دستِ کم گرفت و ... .

در شهریور 1376 که کنگرۀ ابن ­یمین برگزار شد و یک روزِ آن در شاهرود و روز دیگرش در فرومد بود ، می ­شود گفت : مهمّ ­ترین کاری که در فرومد انجام گرفت این بود که از شرکت کنندگان پذیرایی شکمی شد ، نه پذیرایی فکری ! من البّته دیر متوجّه برگزاری آن کُنگره شدم ، شاید اگر آن سال در فرومد نمی ­بودم اصلاً متوجّه نمی­ شدم ، اصرار کردم مطلبی با عنوانِ « فریومد در آثار دکتر علی شریعتی » ارائه دهم که موافقت نشد و نهایتاً چند دو بیتی با گویشِ فرومدی خواندم .

این یادواره مرا به یادِ آن کنگره انداخت که چرا ؟

چرا از رزمندگانِ فرومد و همرزمانِ شهدای فرومد دعوت نشده و از آنها خواسته نشده که خاطراتِ جبهه و شهدا را بیان کنند ؟ چرا از همان کسانی که آنجا بودند استفاده نشد ؟ چرا حدّاقل آقای علی اکبریان که عضو شورا و برادرِ شهید و خودش حدودِ هشت سال در اسارت بوده است ، در برنامۀ یادواره نبود که خاطراتِ دورانِ اسارتش را بیان کند یا وصیّتنامۀ شهید حسن اکبریان را بخواند یا ... ؟

البتّه اینها مانع نمی­ شود که از دست ­اندرکارانِ برگزاری این یادواره تشکّر و قدردانی نکرد چون به میزانِ وُسعِ خود تلاش کرده ­اند . بلکه این مطالب بیان شد که در آینده این گونه یادواره­ ها غنی­ تر چه از نظرِ عُمق ( که با محتوای بیشتری ) و چه از نظرِ سطح ( که محدود به شهدا نباشد و در موردِ دانشمندان و مفُسّران و شاعران و حکیمان و خیّران و ... فرومد ) برگزار شود .

خدا به همۀ آنهایی که تلاش کردند یادِ شهدا را زنده بدارند حُسنِ عاقبت ارزانی دارد .