اربعین و چهل نکته

اربعین یعنی از عاشورا چهل روز گذشته است . پس چهل نکته در بابِ محرّم و عاشورای فرومد بخوانید .

فرومدیهای محترم سعی می ­کنند هر سال در هرجا هستند تا آنجا که مقدور است خودشان را به روستا برسانند و روزِ تاسوعا و عاشورا در فرومد باشند ، در واقع هر چند روز از محرّم که در تعطیلاتِ رسمی قرار گیرد ، تعدادِ روزهای ماندنِ در روستا بیشتر می­ شود .

آمدنِ به روستا موجبِ دیدار و رونقِ مراسمِ محلّه­ ها ( بالا ، پشند ، جنان ) و روزِ عاشورا هم موجبِ رونقِ مراسمِ کُلِّ روستاست .

امسال کوچۀ بالا و جنان روحانی نداشتند و دو نفر روحانی برای دهۀ اوّل محرّم دعوت شده بودند . من فقط توانستم یک شب پای منبر روحانی در کوچۀ بالا باشم ، یک شب به کوچۀ جنان رفتم که مراسم زود تمام شده بود .

کوچۀ پشند روحانی محترم همیشگی خودش را داشت ، البتّه در هیئتِ ابوالفضل مفتاباد هم شام و سخنرانی بود و بعد سخنرانی فرزندش و نوحه در حسینیّۀ سرحمّام ، جنبِ مسجد ، پای چنار .

من که از کودکی به پای منبر می­ رفته ­ام تا امسال که مستمع روضه­ ها بودم ، حرفِ تازه­ ای نشنیده­ ام ، یعنی یک کودکِ دبستانی ، یک نوجوان دورۀ راهنمایی ، یک جوانِ دبیرستانی ، یک دانشجوی کارشناسی ، یک دبیر معارف اسلامی ، یک دانشجوی کارشناسی ارشد ، یک پژوهشگر تاریخ محلّی ، یک قرآن ­پژوه و محقّق در زمینۀ علوم قرآنی و یک منتقد موضوعاتِ دینی و مذهبی و تاریخی باید همیشه همین روضه­ ها را گوش کنم !  

من تنها اینگونه نیستم ، پای منبر ، افرادی که تحصیلاتِ عالیه با مدرکِ دکتری دارند یا قاضی و ... و نهایت فرهیخته­ اند ، کم نیستند . آنها هم مثلِ من محکوم به شنیدنِ همین تکرارِ مکرّرات هستند . ( در اینجا قصدِ نقدِ محتوایی ندارم ، آن موضوع جدایی است و ان شاء الله برای موقعیّتِ خودش )

فرومدیهای محترم با شور و شـوق به روستا می­ آیند ، آنها برای برپاداشتنِ این مراسـم و پرداختِ هزینه­ هایش دریغ نمی­ کنند ، هر کسی در حدِّ توانِ خود کمک می ­کند . مراسم که تمام شد می ­روند تا سال آینده . 

در این دهۀ محرم در هر سه محلّه شام می دهند ، به طور طبیعی هر کسی هم برای شام به محلّۀ خودش می ­رود ، البتّه من یک شب را برای شام با همراهم به حسینیّۀ محلّۀ بالا رفتم . سه نکتۀ جالب توجّه برای من در آنجا اینها بود .

نصبِ عکس درگذشتگانِ سالِ گذشته که یادبودی از آنها شود . تهیّۀ جاکفشی که نظمِ خوبی داشت و لباسِ مخصوصِ خدمتکاران که شناخته شوند .

یک پیشنهاد که به فکر من رسید این بود . هر کوچه ، مردم محلّۀ دیگر را یک شب به شام دعوت کنند و ابتدا هم شام را به مهمانان بدهند . یعنی ؛

کوچۀ جنان یک شب مردمِ کوچۀ بالا و شبِ دیگری مردم کوچۀ پشند را دعوت کنند .

کوچۀ پشند یک شب مردمِ کوچۀ بالا و شبِ دیگری مردم کوچۀ جنان را دعوت کنند .

کوچۀ بالا یک شب مردمِ کوچۀ جنان و شبِ دیگری مردم کوچۀ پشند را دعوت کنند .

البتّه برنامه­ ریزی می ­خواهد که مشکل به وجود نیاید ، مثلاً تداخل نشود ، آیا یک شب مردها را دعوت کنند و یک شب هم زنها را یا ... . به هر حال رعایتِ آدابِ مهمانداری شود .

10ـ امسال در روزِ تاسوعا دسته­ های عزاداری از سه محلّ به سرسنگ رفتند و کنارِ مسجد جامع با هم نوحه خواندند و سینه یا زنجیر زدند . برای اوّلین بار خوب بود ولی برای سالهای بعد باید اشکالات و ناهماهنگیهایش برطرف شود .

11ـ آقای حسن آدینه مدّاحی می ­کند صدای گرمی هم دارد ، در روزِ تاسوعا و عاشورا هم خاموش نبود ، بهتر است این دوستِ عزیز در این فاصلۀ یک ساله دنبالِ مطالب و اشعارِ غنی باشد تا نتیجۀ مطلوبتری حاصل شود . البتّه بعضی شبها هم به حسینیّۀ محلّ پشند آمد .

12ـ فرومد افرادِ تحصیلکردۀ حوزوی و دانشگاهی و پژوهشگر اگر زیاد نداشته باشد ، کم هم ندارد . یعنی اینقدری هستند که بتوانند روستا را در زمینۀ امورِ لازم خودکفا کنند .

13ـ اگر برنامه­ ریزی باشد و کار برای آخِرین دقایق گذاشته نشود ، حوزویان و دانشگاهیان و پژوهشگران در موضوعاتِ مناسب مطلب برای ارائه در این شبها آماده کنند و در حسینیّه ­های هر سه محلّ بیان کنند .

14ـ خانمها هم به جای اینکه مستمعِ تنها باشند می ­توانند مطلب آماده کنند و حدّاقل در جمعِ خانمها بیان کنند .

15ـ اگر فرومدیها خودشان به فکر برخیزند و همانطور که تغذیّۀ جسم را در این ایّام بهاء می ­دهند در فکر تغذیّۀ جان هم باشند ، آیا نیازی به دعوتِ روحانی به عنوانِ مهمان هست ؟! دعوتِ سخنران به عنوانِ مهمان وقتی خوب است که از سرِ ضعف نباشد . گرچه وقتی سخنران نباشد چاره­ ای هم نیست .  

16ـ شبیه­ خوانی هم در روزِ عاشورا بحثِ خودش را دارد ، کسانی که نقش بازی می ­کنند با اینکه آموزش ندیده­ اند و به تجربه آموخته ­اند ، انصافاً خوب اجرا می ­کنند ، اگر کم و کاستی هم در اجرا داشته باشد ، قابلِ رفع است .

17ـ در موردِ متن تعزیه­ خوانی سخن فراوان است . از بازیگرانِ نقشها هم این توقّع نیست ، آنها هم داعیّۀ این را ندارند ، آنها بازیگرند ، اگر متنِ بهتری در اختیارِ آنها قرار گیرد ، طبیعتاً آن را می­ خوانند . بعضی از مطالبی که خوانده می ­شود در شأنِ آن پیشوایان و شُهدای راهِ حقّ و فضیلت نیست و چه بسا اهانت باشد فقط گویندگان قصدِ توهین ندارند و گرنه محتـوا شائبۀ توهین ­آمیز بودن دارد . ( نقـدِ محتـوایی آن فرصتِ خودش را می­ طلبد که اِن شاءَ الله برای موقعیّتِ خودش )

18ـ اصلاح و تهیّۀ متنِ بهتر کار آن تحصیلکرده ­هاست ! چه بسا باید گفت : وظیفه و تکلیفِ آنهاست ! فرض را بر آن بگیریم که یک نفر به متنی که خوانده می ­شود اشکالِ منطقی و بایسته می ­گیرد ، آن موقع از این تحصیلکرده­ ها پرسیده می ­شود که : اینها چیست که خوانده می ­شود و شما هر سال گوش می ­دهید و در پیِ اصلاح آن بر نمی آیید ؟ اینجاست که باید گفت : خداوندِ علم را چون به اسارت بَرند شرمساری بیش بَرد .

19ـ مکانِ شبیه هم اصلاً مناسب نیست باید جایی باشد که مردم راحت بنشینند و بتوانند ببینند و امکاناتِ خدمات دهی بهتری فراهم باشد .

20ـ هر سال سبزپوشان در مقابلِ سرخپو­شان رَجَز می ­خوانند که من دمار از روزگارتان در می ­آورم ، من به رستم گفته­ ام ؛ زکّی ! هنوز به میدان نیامده ، می ­افتد و فریادش بلند است که : ای عمو به فریادم برس ! در روی منبر گفته می ­شود که ابوالفضل دوازده هزار نفر را کُشت !!!! امّا واحسرتا از اینکه حتّی یک نفر از سرخپوشان کُشته شود . من که از دورۀ کودکی حتّی ندیده ­ام که یک بار یک نفر از سرخپوشان به قولِ ما فرومدیها « دِ کُوپ اُوفتِه » !

ـ چهل ستون که شنیده­ اید ، در واقع بیست ستون است ، بیست ستون هم در آب دیده می ­شود و چهل ستون می­ شود . شما این بیست نکتۀ مشفقانه را به روشنای آب ببینید و برایش چاره ­ای بیندیشید و هر کدام نکته ­ای بر آن بیفزایید تا چهل نکته شود !     

به نام ايزد دانا

20 ستون بر بيستون

متن بسيار جذّاب ، پر معني و پر مفهوم شما را خواندم و بسي لذّت بردم  . فرموديد : ( به روشناي آب ببينيد و برايش چاره اي بينديشيد ) ...  .  چشم . چارۀ كار اينجاست .

1. سالهاي سال فرومديهاي محترم از راههاي دور و نزديك خودشان را به وطن يعني فرومد مي رسانند . صلۀ ارحام ـ ديد و بازديد ـ برپايي مراسم مذهبي / مراسم شادي / خلاصه كلام هم فال و هم تماشا .

در هر جاي ايران كه باشيم افتخارمان فرومدي بودنمان است . پايمان به فرومد كه مي رسد اين محلّه و آن محلّه ورد زبانمان مي شود .

2. براي سال اوّل تجمع سه محلّه در عصر تاسوعا كنار مسجد جامع  ( سر سنگ ) بسيار پسنديده ، ولي اين نكته به ذهن كسي نمي رسد كه در كنار مسجدِ جامع يك حسينيّه / و يا زينبيّه اعظم جايش خالي است . ( مكانش مي تواند خريد باغچۀ ميرزا باشد ) . [ مکانش می تواند مسجد جامع باشد که هزینۀ ساخت هم نمی خواهد . ضلع غربی آن هم که حمّام عمومی بود ظاهراً حکم مسجد ندارد . مدیر وبلاگ ]

3. تجمّع سه محلّه در حسينيه هاي فرومد به صورت چرخشي و ميهمان تا شبِ نهم محرّم .

4. شروع مراسم صبح عاشورا از كنار مسجد جامع و تجمّع دسته هاي عزادار در زمين فوتبال دبيرستان ابن يمين سابق ( به دليل وسعت زياد / داشتن سرويس بهداشتي زياد به صورت مجزا در دو دبيرستان / سالن آمفي تأتر جهت سالن غذاخوري ظهر عاشورا / اطراف دبيرستان هم مكان مناسب جهت پارك خودرو احتمالي/ و نهايتاً مكان مناسب جهت برگزاري مراسم شبيه خواني . )

5. سهيم شدن و دخالتِ اعضاي محترم شورا در برپايي مراسم باشكوه و همفكري با صاحبنظران .

6. دعوت و جلسۀ هماهنگي با مدّاحان ، نوحه خوانان ، هيأت اُمناي حسينيّه ها قبل از شروع ماه محرم .

7. دعوت از فرهيختگان / اساتيد حوزوي ، دانشگاهي / صاحب نظران و ... آقاي فيضي و حاج حسين همتي و ...  .

8. مديريّت كردن نذورات ، هزينه ها ، شروع و خاتمه مراسم و ... .

9. دعوت از مسئولين ، مقامات و صدا و سيماي استان جهت شناساندن فرومد و چگونگي برگزاري مراسم .

10. پس مي توانيم با اجرايي كردن برخي امور و نهادينه كردن آنها ، فرومدي واحد داشته باشيم كه همه به فرومدي بودنشان افتخار بكنند . تا رسيدن به آن روز فقط يك گام داريم .  ... و آن همّت است .

به فرموده شما ؛ مطالب فوق را هم در روشناي آب ديده تا بيستون داستانِ ما هم كامل شود .

مهدي نصيري – فرومدي / 18 /  9 / 1393 ـ  16 صفر 1436

افزودنِ 10 ستون / نکته و تکمیل 40 ستون / نکته

در پاسخ به درخواستِ برادر بزرگوار و عالم خود جنابِ استاد ياقوتيان و در راستاي پايه‌ گذاري 10 ستون ديگر و تکميل 40 ستون ايشان ، برخي نکات دربارۀ مراسم عزاداري محرّم در فرومد به ذهن متبادر شد که به شرح زير تقديم مي ‌گردد ، البتّه شايد برخي موارد با گفته‌ هاي قبلي دوستان نزديک باشد ، امّا شايد چگونگي پرداختن به مطلب و زاويۀ نگاه به مسائل ، باعث ذکر آن شده است :

در محلّۀ پشند نوبتِ خوردن شام در حسینیّه و هیئت اباالفضلی مفتاباد همیشه جا به جا می ‌شود و نوبتی است . شاید مسئولان امر می‌ خواهند به خاطر اینکه هیئت اباالفضلی قدری دورتر است ، رعایتِ انصاف را میانِ زنان و مردان روا دارند ، خداوند اجرشان دهاد ، امّا همين امر هميشه باعث سردرگمي مردم مي شود که زنان و مردان براي صرف شام بايد به کدام مکان بروند . شايد بهتر است حداقل برنامه زمان‌بندي از قبل تهيه و اعلام شود .

بیشترین محلّه ‌ای که سینه و زنجیر می ‌زند ، محلّۀ پشند است . زیرا در شب‌ها از هیئت اباالفضلی تا سرپُل تا میدانِ محلّۀ بالا تا حسینیّۀ محلّۀ بالا تا سرسنگ تا حسینیّۀ محلّۀ پشند زنجیر می ‌زنند و روز عاشورا هم دسته ‌جات سینه و زنجیر‌زنی از هیئت اباالفضلی تا پی دروازه و تا سرپُل تا میدانِ محلّۀ بالا تا امامزاده و برگشت تا میدانِ شبیه امتداد می ‌یابد که مسیر طولانی است . همين امر باعث خستگي عزاداران مي ‌شود . به نظر مي ‌رسد تغيير مسير براي کوتاه کردن آن ( حدّاقلّ به جز روز عاشورا ) ، گامي درجهت رفع اين مشکل باشد .

برگزاری دسته‌ جات فرومد بسته به افراد است . مثلاً اگر برادران حلاجپور نباشند دستۀ زنجیرزنی پشند با مشکلات رو به رو می ‌شود . در همۀ دسته ‌جات محلّۀ بالا و جنان نیز تقريباً چُنین است . خداوند این افراد صالح را که جهتِ حفظِ سنّت‌های اصیل شیعی تلاش دارند ، زنده نگه داشته و حفظشان کند، امّا به نظر مي‌ رسد که اگر براي رفع اين مشکل راهکاري ديده نشود ، در صورتي که اين عزيزان به هر دليلي نتوانند در روز عاشورا در فرومد حضور يابند ، برپايي اين دسته ‌جات با مشکلات عديده ‌اي رو به رو مي‌ شود  .

در حقیقت چُنان که خود استاد ياقوتيان گفته‌ اند ، روز عاشورا براي فرومدي‌هايي که به روستا بر مي گردند ، تنها محض به پاداري سنّت حسنۀ احياي مراسم عزاداري محرّم نيست بلکه ، فرصتی برای انجام دادن صلۀ رحم و سرزدن به والدین و اقوام و دوستان است .  به طوري که گاه گمان مي ‌رود اگر روز عاشورا نباشد که 3 محلّه در يک مکان گِرد هم مي ‌آيند ، عملاً برخي  از دوستان قديمي که از ديگر محلّات بوده اند را تا سال‌هاي سال نتوان ديد . به خصوص ، دوستانِ قدیمی که فرومد را تَرک کرده و مهاجرت کرده ‌اند .

در روز عاشورا مردم به سر مزار اموات خود نیز می ‌روند‌ . محلّۀ بالا و جنان که در طول مراسم از گورستان خودشان که در کنار مزار امامزاده است عبور می کنند و برای شادی روح آنان فاتحه می‌ خوانند . محلّۀ پشندی‌ها پس از اتمام مراسم به پُشتِ قبرستان می‌ روند و برای اموات فاتحه می ‌خوانند . زيارت قبور و قرائت فاتحه براي اموات به خصوص در روز عاشورا نيز امر پسندیده ای است ، البتّه اين خود نيز فرصت ديگري براي صلۀ ارحام و ديدار از دوستان است  .

سنّت شبیه خوانی در فرومد موروثی است و از پدر به پسر به ارث می‌ رسد . شايد يکي از علل بقاي اين مراسم پُرشکوه ، همين امر بوده که بازيگرانِ تعزيه فرزندانِ خود را براي انجام دادنِ اين مراسم ، تربيت و آماده کرده‌ اند .

امسال بنده متوجّه شدم که یکی از بازیگران شبیه‌ خوانی در حین تعزیه از مردم خواست که برای شبیه‌ خوانان درگذشتۀ سال‌های قبل فاتحه بخوانند و حتّی نام آن‌ها را خواند . امر پسندیده‌ ای بود که يادمان باشد بزرگواراني را که در راستاي حفظِ مراسم بزرگداشتِ سيّد وسالار شهيدان ، تلاش کرده‌ اند .

بخش اعظم محلّۀ بالایی‌ها و تمامی محلّۀ جنانی‌ها تا آخِر شبیه ، می‌ ایستند و نگاه می ‌کنند . امّا محلّۀ پشندی‌ها می ‌روند . شاید زیرا نمایندگانی از خود در این مراسم ندارند و یا نمایندگانشان اندک هستند . شاید هم اینکه ناهار را در حسینیّۀ پشند می ‌دهند دلیلی برای ترکِ زودهنگام مراسم باشد . بايد براي رفع اين مشکل ، راهکاري ديده شود که همه براي تماشاي مراسم تعزيه که در فرومد تنها يک بار در سال انجام مي‌ شود ، بايستند و مراسم را دنبال کنند . زيرا تماشاي تعزيه خود نيز بخشي از عزاداري روز عاشورا است . شايد مختصر کردنِ زمانِ تعزيه و خلاصه کردن آن يکي از اين راهکارها باشد .

به نظر می ‌رسد مطالب و نحوۀ ارائه مراسم شبیه‌ خوانی باید بازبینی  شده و استنادِ تاريخي آنان بررسي شود . من خودم از کودکی راجع به مراسم شیر آمدن و آن پادشاه و وزیر و يا نقش کچکول به دست ( درويش شيعه ‌اي که در عاشورا شهيد مي ‌شود ) و استنادِ تاریخی آن برایم جای سؤال بوده است ، و اینکه چرا خیلی از مطالبِ مهمّ عاشورا گفته نمی ‌شود ، امّا این مطلب همیشه جزء لاینفکّ مراسم شبیه است .

حتّي برخی امور عزاداري محرّم در طیّ 20 و اندي سال که ما دنیا را فهمیده ‌ایم ، تغییری نکرده است . از این موارد می ‌توان به مطالب و طرز کار سینه زنی محلّۀ پشند و یا سینه‌ زنی بسیار زیبای محلّۀ جنان باشد که شیوۀ جالب و خاصّ خود را با اذکار ثابت دارند . اين يکي از ويژگي‌هاي سنّت است که بر خلافِ مُدّ ، ميزانِ تغييرات در آن بسيار اندک و نيز بسيار کُند است ، امّا اگر تغيير به جهتِ اصلاح و بهبود و رفع نقايص باشد ، نه تنها بدعت نيست بلکه خيلي خوب است .

یک سنّت نیکی که در مراسم روز شبیه است ، اینکه برخی برادرانِ محلّۀ بالا آش و شُله زرد و غيره درست می ‌کنند و از اعطای آن به دیگر همشهریان محلّات دیگر خودداری نمی ‌کنند . امری که در طول سال کمتر اتفاق می ‌افتد . این امر باعثِ ايجادِ وحدت ميانِ محلّات است و به نظر مي ‌رسد باید تقویت شود تا اين حالت تفرقه موجود ميانِ 3 محلّه از بين برود  .

10ـ در پايان ، هر سال که انسان برای احیای مراسم دهۀ اوّل محرّم و روز عاشورا به فرومد می ‌آید و می ‌‌رود ، می ‌بیند برخی که پارسال بوده ‌اند ، اکنون نیستند و برخی ازدواج کرده ‌اند و برخی بچّه‌ دار شده ‌اند و برخی و برخی ... انسان به یاد جوی آب و گذر عمر می ‌افتد . یعنی عمر می ‌رود ، ای انسان وقت را دریاب .

مهدی شاهرخ ـ 23 / 9 / 13923

سه مهدی دست به دست هم دادند و برایتان 40 ستون بنا کردند ! بقیّه اش را خود دانید !