تا ریاح اندر کلام الله ، بود خوش ­تر ز ریح

 

کهـفِ خـویـش الّا غیـــاثِ ملّـت و دیـن را مـدان

آن که همچون عقلِ کلّ ، نامد در افعالش قبیح

در جهــــــــــان بــادا ریـــاح دولــتِ او را هُبــوب

تـا ریــاح انــدر کلـام الله ، بُـوَد خـوش­ تـر ز ریـح

دیوان ابن ­یمین ، ص 361

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

1 ـ ابن ابی ­حاتم و دیگران از اُبیّ بن کعب آورده ­اند که گفت : هر چه در قرآن از بابِ « الرّیاح » آمده رحمت و هر آنچه « الرّیح » آمده به معنی عذاب است .

 [ الاتقان فی علوم القرآن ، 1 / 501 ، جلال ­الدّین عبدالرّحمن سیوطی ، برگردان ؛ سیّد مهدی حائری قزوینی ، انتشارات امیرکبیر ، چاپ دوم ، 1376 ]

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

2 ـ اَللّهمَّ انّی اَسئَلُکَ مِن خَیرٍ ما تَجئُ بِهِ الرّیاحُ ، وَ اَعوذُ بِکَ مِن شَرِّ ما تَجئُ بِهِ الرّیحُ .

( خداوندا ! از تو خواستار آن نیکی هستم که « بادها » می ­آورند . و به تو پناه می ­برم از گَزَند آنچه در « باد » نهفته است . )

 [ نیایشهای پیامبر (ص) ، گزینش ؛ دکتر محمود مهدوی دامغانی ، برگردان ؛ کمال­الدّین غراب ، انتشارات جهاد دانشگاهی ، چاپ اوّل ، 1385 ، صفحۀ 100 ، به نقل از الجامع الصّغیر فی احادیث البشیر النّذیر ، 1 / 226 ، الامام عبدالرّحمن جلال­ الدّین السّیوطی ، دارالفکر للطّباعة و النّشر و التّوزیع ، بیروت ]

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

3 ـ اَللّهمّ اجعَلهُ لَنا ریاحاً وَ لا تَجعَلهُ لَنا ریحاً . ( خدایا باد را برای ما « ریاح » قرار بده نه « ریح » )

[ آشنایی با قرآن ، 4 / 201 ، شهید استاد مرتضی مطهّری ، انتشارات صدرا ، چاپ چهارم ، بهار 1374 ، به نقل از ؛ جامع الصّغیر ، 2 / 111 ]

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

4 ـ آقای بازرگان که خداوند او را طولِ عُمر بدهد و من خیلی او را دعا می­ کنم مثلِ مجتهدین ، زحمت کشیده و آن کتابِ « باد و باران در قرآن » را نوشته است . نوشتنِ این مطالب که کارِ یک مجتهد نیست . این مباحث در فهمِ قرآن خیلی مؤثّر است . من با اینکه بیش از چهل سال است با قرآن سر و کار دارم ، اصلاً کارم و تخصّص ­ام کار کردن و فهمیدنِ قرآن است . ولی با این وصف من نمی ­توانستم این را درک بکنم که خداوند چرا یک وقت در قرآن کلمۀ « ریح » ( به صورتِ مفرد ) گفته و گاهی وقتها « ریاح » ( به صورتِ جمع ) .

... آقای مهندس بازرگان می­ گوید : علّت اینکه در آن موارد کلمۀ « ریاح » به کار رفته ، به خاطر این است که باران ممکن نیست از یک باد حاصل شود و برای آمدنِ باران احتیاج به چند باد وجود دارد . و در آن کتاب بحث کرده ­اند که کدام بادها باران ­زاست و کدام باران­ زا نیست . پس وقتی چند باد برای باران لازم باشد ، باید « ریاح » گفته شود . امّا وقتی بحث از نابودی قومی باشد یک نوعِ باد لازم است . لذا در آنجا باد را به صورتِ مفرد آورده است .

[ مرحوم آیت الله شیخ مرتضی شبستری (ره) ، فصلنامۀ تخصصی بیّنات ، 5 / 40 ـ 41 ]  

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

5 ـ ... من مخصوصاً آقایان وبالخصوص طبقۀ دانشجو را توصیه می ‏کنم که کتابیرا که چند سال پیش منتشرشده است به نام « باد و باران در قرآن » در این زمینهمطالعه کنند . این‏کتاب دارای دو بخش است : در یک بخش جَرَیان حَرَکَتِ بادها وتشکیلِ ابرهاو ریزشِ باران و پیدایشِ تگرگ و اینجور چیزها را بر اساسِ آخریننظریّات علمی امروز بیان می ‏کند ، و در بخشِ دوم آیاتِ قرآن در این زمینه را یک‏یک ذکر می ‏کند ، و وقتی انسان مطالعه می‏ کند به حقیقت دچارِ اِعجاب وشگفتیمی ‏شود و به قولِ آن کتاب ، شخص احساس می‏ کند که این تعبیرات به طورِقطع از یکمنبعِ آگاهی دیگری [ است ] که نه فقط پیغمبر به عنوانِ یک فردِبشر امکان نداشتهبه این مسائل آگاه باشد ، اصلاً بشرِ گذشته تا نیم قرنِ‏اخیر از این جور مسائلاطّلاع نداشته است ، و به هر حال تعبیراتِ قرآن‏تعبیراتِ خاصّی است . ما دو آیه درقرآن داریم که این دو آیه خیلی به هم‏نزدیک است ، یعنی مثلِ این است که دو آیهمجموعاً یک آیه باشند بااندکِ اختلافی . یکی همین آیه 43 سورۀ نور است کهمی ‏فرماید :

« أ لَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ یُزْجِی سَحَابًا ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُکَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ ... . » ، ( نور ، 24 / 43 ) ،

یکی هم آیۀ چهل و هفتم از سورۀ روم است که می ‏فرماید :

« اللهُ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَیَبْسُطُهُ فِی السَّمَاءِ کَیْفَ یَشَاءُ وَ یَجْعَلُهُ کِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ ... . » ، ( روم ، 30 / ٤8 )

حال من هر دو آیه را یک‏ترجمۀ ظاهری می ‏کنم .آیۀ سوره روم می ‏گوید : خداست ، ذاتِ حقّ است آن که بادها را می ‏فرستد .اولاً یکی از نکاتی که گفته‏ اند این است که قرآن در بعضی موارد تعبیر می ‏کندبه ریح )باد ) و در بعضی موارد تعبیر می‏ کند به ریاح ( بادها ) . به حسبِ‏استقصایی کهکرده ‏اند هر جا که [ این ] کلمه ، مفرد آمده است آنجابادهایی ذکر شده که آنبادها منشأ خرابی و هلاکت و عذاب بوده است ، مثلِ ؛ « وَ  فِی عَادٍ إِذْ أرْسَلْنَا عَلَیْهِمُ الرِّیحَ الْعَقِیمَ . » ، ( ذاریات ، 51 / ٤١ ) و هر جا که قرآن باد را به‏عنوانِ یک مبشّرِ رحمت بیان کرده است، به صورتِ جمع ذکر کرده : ریاح‏  ( بادها ) ، و علمِ امروز ثابت کرده است کهبادهایی که منشأ بارانهامی‏ شوند یک جبهه نیست ، جبهه‏ های مختلفی است که به شکلِخاصّی دست به‏دست یکدیگر می ‏دهند و فقط در آن وقت است [ که منشأ باران می ‏شوند[ .وعجیب ‏تر این است که این نکته ‏ای که از خود قرآن استفاده می ‏شود در حدیث‏تصریح شده است ، در یکی از دعاها وارد شده است که ؛ « اَللّهمَّ اجعَلهُ لَناریاحاً وَ لا تَجعَلهُ  لَنا ریحاً » ، ( جامع الصغیر ، ج / 2 ص 111 ) خدایا باد را برای ما « ریاح»قراربده نه « ریح » ، یعنی وقتی که می‏ وزد ، به آن شکلش باشد چون تنهابه آن شکلرحمت است . و حتّی از ائمّه سؤال کرده‏ اند که مگر چه فرق است‏میانِ « ریح » و »ریاح » ؟ عین همین جواب را داده ‏اند ، گفته‏ اند که ؛‏هر وقت باد یک جناحی باشدعذاباست و هر وقت چند جبهه ‏ای باشد رحمت است . و باز در حدیثِ دیگری‏امیرالمؤمنینعلی ( علیه ­السّلام ) باد را تشبیه کرده است به یک پرنده‏ ای‏که دارای سری هست وجناحهایی ، عین این تعبیر را علمای فرنگی امروز [ به‏کار بُرده ‏اند و ] حدودِپنجاه سال بیشتر از عُمرش نمی ‏گذرد ، ثابت کرده‏ اند که گاهی حَرَکَتِ باد به این شکلاست ، یعنی اگر کسی جناحهای مختلف و وضعِ‏حَرَکَت را ببیند خیال می ‏کند یک پرندۀعظیمی روی دنیا را گرفته است .اینجا هم قرآن چون بادهای رحمت را بیان می ‏کندکلمۀ « ریاح » دارد .  عرض کردم اگر کسی بخواهد این مطلب را بیشتر درک کند کتابِ «  باد و باران‏در قرآن » را مطالعه کند و مخصوصاً کسانی که با علومِ طبیعی امروزآشنا هستندو تا اندازه ‏ای فرمولها را می ‏توانند درک کنند بهتر می ‏تواننداستفاده کنند .

  [ آشنایی با قرآن ، 4 / 200 ـ 202 ، شهید استاد مرتضی مطهّری ، انتشارات صدرا ، چاپ چهارم ، بهار 1374 ، به نقل از ؛ جامع الصّغیر ، 2 / 111 ]

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

6 ـ  یَا مَنْ یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ .

دعای جوشن کبیر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 تا ریاح اندر کلام الله ، بود خوش ­تر ز ریح

 دیوان ابن ­یمین ، ص 361

البتّه نمی توان گفت : هر آنچه « الرّیح » آمده به معنی عذاب است بلکه بیشتر آنچه « الرّیح » آمده به معنی عذاب است .