در فرومد به « تُشک » ، « نَهلی » گفته می شود . این اصطلاح در متونِ ادبِ فارسی به صورتِ « نهالی » به کار رفته است .

 

خواجه ای شیخی را به مهمانی بُرد و بر سرِ نِهالی نشاند دیناری چند در زیر نهالی بود شیخ دست کرد و بدزدید . خواجه زر طلب کرد و نیافت .

شیخ گفت : « از حاضران به هر کس گُمان می بَری بگو تا از او طلب داریم » 

خواجه گفت : « ای شیخ من به حاضران گُمان می­ بَرم و به تو یقین »

رسالۀ دلگُشا ، عبید زاکانی ، تصحیح و ترجمۀ دکتر علی اصغر حلبی ، انتشارات اساطیر ، چاپ دوم ، 1387 ص 158

 

پس دوات خواست و قلم ، و بر پاره ­ای کاغذ بنوشت چیزی ، و در زیر نِهالی خلیفه بنهاد ... مأمون دست در زیر نهالی کرد و آن کاغذ برگرفت و بیرون آورد .

چهار مقاله ، نظامی عروضی سمرقندی ، به تصحیح ؛ علامه محمد قزوینی و دکتر محمّد معین ، انتشارات جامی ، چاپ هفتم ، 1387 ، ص 90