شاعر فرومدی ـ آقای محمد یاقوتیان

ماه دی بود و زمستان ، برف بود و آرزو
عکس چشمان تو آنجا روی یک دیوار بود
گریه می کردی و من لبخند بر لب داشتم
آسمان عشق در عمق دلت بیدار بود
یک زمستان خاطره یک پنجره با یک اتاق
غم ز خوشحالی من در انزوا بیمار بود
آمدی ای جان من با آرزوهایی بلند
گریه ات لبخند شد شوق منم تکرار بود
ماه دی بود و زمستان سبز بودم چون بهار
تا که در چشم حسودان جنگلی از خار بود
برف بود و نرگس و شبگرد بود و آرزو
عکس چشمان تو آنجا روی یک دیوار بود
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۸ ساعت 11:33 توسط مهدی یاقوتیان
|
myaghoutian@yahoo.com