حکیمِ ملّت و دین را زِ من پیام برید

که دوستان حقِ صحبت نگاه داشته­ اند

زِ بی­ عنایتی تو شکایتی است مرا

که بر ضمیرم از آن فکرها گُماشته ­اند

به من رسید زِ گفتِ رضیّ دین سخنی

که رایتش زِ عُلوّ بر فَلَک فراشته ­اند

کُنون به صورتِ تضمین اَدا کنم سخنش

که عاقلان رَقَمش بر روان نگاشته ­اند

تو نیز کِشتۀ خود بدرَوی که در حقِّ من

دروده­ اند بزرگان هر آنچه کاشته ­اند

دیوان ابن ­یمین ، ص 380

 

تو هر چه کاری هم بدروی که در حقِّ من

دروده­ اند بزرگان هر آنچه کاشته ­اند

دیوان رضی­ الدّین نیشابوری ، ص 183