به مناسبت درگذشت حاج علی نصیری ( 8 / 9 / 1399 ) [ خدا رحمتش کند ] این متن دوباره درج می شود . 

ساحتِ مقدّس مجلسِ شورای ملّی

در سبیلِ انصاف و مَعدلت و با التجاه به پیشگاهِ عزیزِ خداوندی بدین وسیله از گوشۀ سلولهای مرگبارِ فقر گِلی­ مان دستِ توسّل و یاری به دامانِ پُر عطوفتِ آن جنابِ معظّم و با شهامت افکنده و از آنجایی که ضامنِ حقوقِ افراد و خانواده­ هایی را در یدِ قدرتِ قلم دارید مسئولیّت وجدانی دارید که به ناله ­های مظلومانۀ افرادِ بی ­گناهی رسیدگی واقعی و عادلانه مبذول داشته و عدالتِ واقعی اجتماعی را به مرحلۀ اجراء بگذارید . اینک برای روشن شدنِ جریان واقعه به شرحِ مختصرِ جریانِ زیرین مبادرت می­ ورزیم .

جانثاران امضاء کنندگان زیرین کارگرانِ سرگردان و بدبختِ معدنِ دولتی فرومد شاهرود که هر یک مدّت ده سال با سخت­ ترین شرایط و نبودنِ وسایلِ لازمه سابقۀ کار داریم ، مشغولِ کارگری بوده­ ایم . با کشیدنِ زحمت و ریختنِ عَرَق در وسطِ بیابان و آفتابِ سوزان و گرفتنِ مبلغی ناچیزی حقوق ، امرار معاش عائله ­مان را اداره با کشیدنِ زحمتِ صادقانه در بیابانهای دورافتاده و زیرِ آفتاب سوزانِ تابستان جوانی و شادابی خود را از دست داده و هر یک از ما کارگران بیچارۀ محروم در اثرِ گرد و غبار به مرضی که باعثِ از بین رفتن سلامتی و شادابی و فرتوتگی جانمان می باشد گرفتار گشته و از تمامِ مزایای انسانی و بشری محروم گردیده ­ایم به جای تشویق و امیدواری به آتیۀ کارگری بر عکس عمل نموده­ اند و کارفرما به جای اینکه از زحماتِ صادقانۀ ما کارگرانِ زحمتکش جانبداری و حمایت نماید بر عکس رفتار نموده ، به جای دادن پاداش و تشویق و تقدیر بدونِ اطّلاع ما کارگران ، جلسه و کمیسیونی سرّی تشکیل داده ، لیستی به میل و رغبتِ خود در نبودنِ نمایندۀ ما کارگران ، ریاستِ محترمِ معدنِ فرومد تهیّه نموده و هر کسی را که مایل بوده به کار گُمارده ، بلی ؛ نورچشمان و سرسپردگانِ خودش را و هر کسی را که مایل نبوده ، یعنی ؛ کارگرانی را که کارهای خصوصی و نوکری او را اجراء نکرده ­اند بایستی به زور و جبر بازخرید نمایند . آن هم چه بازخریدی ؟! که به زور و پارتی ­بازی و رشوه باشد نه قانونی است و نه اینکه مطابقِ قوانینِ بیمه­ های اجتماعی کارگران وزارتِ کار و خدماتِ اجتماعی می­ باشد .

بله ؛ به دلخواه و میلِ کارفرما می ­باشد نه ما ، بلکه کارگرِ تازه وارد هم آن را قبول نداشته و نسبت به عملیّات خلاف کارفرما اعتراض می ­نماید چه رسد به ما کارگرانِ بدبخت که مدّت ده سال در سرما و گرما به کار مشغول بوده­ ایم . بلی ؛ این است کارهای غیرقانونی و خلافِ بشریّت ریاستِ معدن فرومد .

آیا کجای قانون نوشته شده که کارفرما هر کسی را که پولدار و شرور باشد به کار بگمارد و کسی که بدبخت و بی زبان و زحمتکش و عائله­ دار باشد بازخرید نماید . آن هم بازخریدِ مِن غیرالحقّ ! وَ الله که این عملیّات شرم آور و خنده­ دار و مسخره است . به خدای لایزال قَسَم که این آقایان هدف و کارشان جزچکیدنِ خونِ یک مشت کارگرِ بی ­گناهِ بدبختِ زحمتکش و محروم از اجتماع چیز دیگری نیست .

کارفرما بی ­شرمی و رسوایی را به جایی رسانیده است که دیگر قلم از تحریرِ آنها عاجز است و قادر نیستیم کلیّات دردِ دلان را به رشتۀ تحریر درآوریم فقط به بعضی نکاتِ جالب و شنیدنی آن که این آقایانِ کارفرمایان نسبت به ما کارگرانِ بدبختِ بینوا می ­نمایند اکتفا می ­نماییم .

بلی ؛ این کارفرمایان از 213 نفر کارگر کُلّ معدن که بایستی 115 نفر از کارگران را بازخرید بنمایند فقط 99 نفر کارگر بدبخت و رنجورِ زحمتکش را می­ خواهند بازخرید نمایند در صورتی که عدّه ­ای از همان کارگرانی که نورچشمی بوده و بندۀ کارفرما می ­باشند معتاد به افیون بوده یا سرِ کارشان حاضر نیستند و یا اینکه پُشتِ بساط ننگ ­آور شیره کشی می ­باشند . چطور می ­شود که آنها سرِ کار باشند و ما بازخرید بشویم در صورتی که طبقِ قوانینِ جاریّه آنها را بایستی از کار برکنار و بازخرید بنمایند نه اینکه کارگرِ سالم و زحمتکش را بازخرید کنند ؟ بلی ؛ این است یک گوشه و یک نمونه از کارهای خلافِ قانونِ کارگری کارفرما و این جانثاران کارگرانِ سرگردان تا این تاریخ عریضه ­های مکرّری جهتِ رسیدگی و تعیینِ تکلیفمان به اداره ­های مربوطۀ شهرستانِ شاهرود تقدیم داشته ­ایم ، متأسّفانه کوچکترین رسیدگی به عمل نیاورده­ اند و جوابی مثبت یا منفی به این جانثاران نداده و از آنجایی که تنها سرپرستِ یک خانوادۀ کارگری می ­باشیم و عائله ­مان در منتهای عُسرت و پریشانی دست به گریبانند اینک عاجزانه و استرحاماً تقاضا داریم اوامرِ مقتضی در موردِ رسیدگی به پروندۀ متشکّلۀ بازخریدی و تعیینِ تکلیفمان صادرفرموده و خانوادۀ ما کارگرانِ بدبخت و بیچاره را از سراشیبی سقوط و نیستی رهایی و نجات بخشید .

آیا شما از قانون اجازه دارید به مستدعیّات مظلومانۀ افرادی بی ­گناه پاسخِ مثبت گویید ؟

در خاتمه ؛ رجاءِ واثق داریم که رسیدگی عاجلی مبذول خواهید فرمود . دستورِ برگشتِ به کارِ اوّلیّه این کارگرانِ زحمتکش بی ­خانمان را صادر و خانوادۀ ما کارگران را در سرسیایی [ سرسیاهی ] این زمستانِ سخت ، خُرسند فرمایند . ناچاراً متوسّل به آن مقامِ معظّم گردیده ، تقاضای عاجزانه داریم با چشمانِ بصیر و حقّ ­بین با توجّه به اینکه در اثرِ بازخرید نمودن و بیکاری ، شیرازۀ زندگی چندین ساله­ مان از هم گسیخته و عائله­ مان ویلان و سرگردان و بدونِ نان ­آور و سرپرست می ­باشند دستورِ رسیدگی به کارِ ما کارگرانِ بدبختِ سرگردان را صادر فرمایند که در تعیینِ تکلیف و رسیدگی واقعی به بیگناهی و پروندۀ ساختگی بازخریدی کارفرما سریعاً اقدام و خانوادۀ مضطرّ و پریشانی از سقوطِ حتمی نجات و رهایی یافته ، عمری به دعاگویی و سپاسگزاری اشتغال ورزیم .

در خاتمه ؛ امر را به وجدانِ پاک و بی ­آلایشتان واگذار نموده و تا روزِ حصولِ نتیجه و صدورِ اوامرِ مقتضی از طرفِ آن جنابِ معظّم در گوشۀ خیابانهای تهران ثانیه ­شماری می ­نماییم .

با تقدیم شایسته ­ترین احتراماتِ فائقه

دعاگویان ؛ کارگرانِ بلاتکلیف و سرگردانِ معدنِ کرومیت فرومد شاهرود

1ـ سیّد محمّد شهرت حسینی فرزند سیّد حسین ، اثر انگشت

2ـ حسین شهرت انوری فرزند محمّد ابراهیم ، اثر انگشت [ 1300 ـ 1 / 5 / 1352 ]

3ـ براتعلی شهرت رمضانی فرزند حسین ، امضا [ 2 / 3 / 1304 ـ 7 / 11 / 1376 ]

4ـ علی شهرت نصیری فرزند اسماعیل ، اثر انگشت

5ـ نصرت شهرت امینی فرزند امین ، اثر انگشت

1452 ـ 23 / 6 / 1344 ـ دبیر کمیسیون عرایض 24 / 6 / 1344

مجلس شورای ملّی ـ دفتر ثبتِ کُلّ ؛ شماره 33472 ـ تاریخ 2 / 7 / 1344