کتابخانه ای در محوطۀ آرامگاه ابن یمین
اوایل انقلاب بود ، شاید تابستان 1358 که یک هیئت به فرومد آمده بود تا بر کاشت و برداشتِ خشخاش نظارت کند ، آنها در دو اتاقی که در محوطۀ آرامگاه ابن یمین است ، ساکن بودند و روزها از باغها سر می زدند ، یکی از آن افراد جوانی به نام آقای بابایی بود ، او کتابهایی آورده بود و به افراد امانت می داد تا بخوانند . من و برادرم هم از مشتریهای پر و پا قُرص ایشان بودیم ، کتاب می گرفتیم و می خواندیم ، وقتی کتاب را پس می دادیم ، از ما می خواست که در مورد آنچه خوانده ایم توضیح بدهیم ، او گاهی در ضمن آشپزی با ما صحبت می کرد و در بارۀ کتاب می پرسید . یادم هست یک کتابی با عنوان « اشرافزادۀ قهرمان » نوشتۀ محمود حکیمی از ایشان امانت گرفته بودم بعد گفتم : این کتاب عکس نداشت و نتوانستم بخوانم . وقتی از فرومد رفتند همۀ کتابها را به برادرم داده بود تا راه او را ادامه دهد و کتابها را به بچّه ها بدهد تا بخوانند . شاید کتابها که بیشترش برای کودکان و نوجوانان بود صد مجلّد می شد . من آن موقع باید به کلاس اوّل راهنمایی می رفتم .
ما بعدها آقای بابایی را در جبهه در گُردان کربلای شاهرود دیدیم .
آرامگاه ابن یمین خودش هم یک کتابخانه با دو یا سه قفسه کتاب داشت ، من در دورۀ دبیرستان به آنجا مراجعه می کردم ، بیشتر وقتها کسی نبود ، درب آنجا قفل نبود ، داخل می رفتم ، کتابها را ورنداز می کردم ، و بعضی را برای خواندن انتخاب می کردم و با خود به خانه می آوردم .
از جملۀ آنها این کتابها بود : تاریخ بیهق نوشتۀ ابوالحسن بیهقی ، تاریخ قومس نوشتۀ عبدالرفیع حقیقت ، دیوان ابن یمین ، ... آنها را می خواندم و مطالبی که در بارۀ فریومد / فرومد بود را برای خودم در دفتری یادداشت می کردم . در آن کتابخانه دفتری هم بود که بازدیدکنندگان یاداشت می نوشتند ، شاید اگر آن دفتر پیدا شود کمکی برای تحقیق و پژوهش در بارۀ فرومد شود .
بعدها آن کتابها را به شاهرود بردند . انگار برای فرومد حیف بود . ما از فروش پُستخانه و خانۀ بهداشت و ساختمان جهاد سازندگی و ساختمان مرکز فنّی و حرفهای ناراحتیم ولی از اینکه آن کتابخانه را از بین بردند هیچ سخنی به میان نمی آوریم . گویا هیچ اتّفاقی نیفتاده است . اگر کسی خواست در بارۀ این مصیبتها ، روضه ای بنویسد ، روضه ای هم در بارۀ سرنوشت این کتابخانه بنویسد !
..........................................................................................
به نام خدا
دوست عزیز ، آقای یاقوتیان
با سلام
در نوشتۀ خود به پیشینۀ کتابخانه آرامگاه ابن یمین اشاره کرده اید . بی مناسبت ندیدم برایت یادداشتی بنویسم ، اگر خواستید آن را به پروندۀ قطور فرهنگ فریومد سنجاق کنید . بحمدالله جنابعالی در این کار چربدست و شیرینکار هستید .
القصّه ، ماجرا مربوط به چهل سال پیش از این است . از متصدیان امور ساختمان آرامگاه خواستیم که کتابخانه را در اختیار ما بگذارند ، تا آن را با همکاری معلمان و اعضای انجمن اسلامی اداره کنیم . کتابخانه در ساعاتی از روز باز باشد و علاقه مندان از کتابهایش استفاده کنند .
گفتند این موضوع در اختیار فلان ادارۀ سبزوار است . این بنده با در دست داشتن درخواستِ کتبی و مشروح به اداره ای که نامش را به خاطر ندارم ، مراجعه کردم و با رئیس آن مفصلاً صحبت کرده و جزئیات طرح را توضیح دادم . متعاقب آن تلاشهای دیگری هم انجام شد اما نتیجه ای نبخشید و مرغ همچنان یک پا داشت .
موفّق باشید
محمّد یوسف شهنما
2 / 10 / 1399
myaghoutian@yahoo.com