سالهای تُرکمانی

وقتی مردم فرومد از گذشته ها سخن می گویند گاهی هم از « سالهای تُرکمانی » حرف می زنند از اینکه در آن سالها تُرکمنها به این نواحی حمله می کردند ، قتل و غارت می کردند ، گلّۀ گوسفندان را به یغما و زن و دخترِ مردم را به اسارت می بردند . از اینکه زنی یا دختری از « علی آباد » با خود بُرده اند ، از اینکه بعضی فرومدیها که سالیانِ بعد به سمتِ تُرکمان صحرا و ... برای تجارت و سودا رفته اند ، بعضی از آن زنها و دخترها را شناخته اند که آنجا تشکیل خانواده داده اند . از اینکه « نصرت لشکر » در « دَهنه » به تُرکمنها کَمین زده و یک نفر از آنها را کُشته است و آنها فرار کرده اند . « قبر تِرکِمو » در میانِ راه فرومد و علی آباد حکایت از همان دوران دارد ، هنگامی که ما بچّه بودیم یادم هست وقتی به علی آباد می رفتیم یا بر می گشتیم ، قبل از سوار شدن بر ماشین بعضی سنگ بر می داشتند تا به سمتِ « قبرِ تِرکمو » پَرت کنند ، در واقع کُپّه ای سنگ هم در آنجا جمع شده بود .
گیاهی بیابانی و خاردار به نامِ « کَغزیل » که محصولش گِرد و خارهایش شبیه جوجه تیغی و به اندازۀ توپ تنیسِ روی میز است در فرومد کلّه ترکمانی نام دارد ! به احتمالِ زیاد به جهتِ شباهتِ آن با کُلاه تُرکمنهاست .
در هر صورت حملۀ تُرکمنها به منطقۀ فرومد قسمتی از تاریخِ تلخِ فرومد است . شما در اینجا گهگاهی بعضی از این خاطراتِ تلخ را خواهید خواند . این را هم گفته باشم که این دزدی و چپاولِ گروهی از تُرکمنها در آن سالها به معنای رضایت همۀ تُرکمانها به این کار نیست . به هر حال در هر طایفه ای ممکن است عدّه ای کم یا زیاد از اَشرار هم باشند .
تُرکمانها و عبّاس آباد
اهالی و سکنۀ عبّاس آباد از گُرجیها هستند که پادشاهانِ صفویّه آنها را برای آبادی این نقطه آورده سُکنی داده اند . به قدرِ یک صد خانوار حالا باقی هستند و نسبت به سایرِ جاها اهالی آنجا مقبول و سفید هستند و سیورسات و نان و غیره هم رعایا خیلی حاضر کرده بودند و خودشان زراعت ندارند . از دو سه فرسخی می خرند می آورند برای زوّار و متردّدین حاضر می کنند . اوقاتی که طایفۀ تُرکمان به دستِ روسها گرفتار بودند و این صفحات امنیّت نداشت اکثرِ اوقات تُرکمانها اینها را تاخت و تاز می کردند و اسیر می نمودند . حالاها بحمدلله امنیّت حاصل است . و از وقتی که روسها به طرفِ آخال و عشق آباد آمده اند این جسارتهای تُرکمانها موقوف شده . و عبّاس آباد دو قلعه دارد یکی بزرگتر و یکی هم قلعۀ کوچکتر است که در آن تلگرافخانه ساخته بودند ، بعد موقوف شد که در مزینان و میاندشت دستگاه تلگراف گذاشته اند .
روزنامه سفر خراسان به همراه ناصرالدّین شاه ، میرزا قهرمان امین لشکر ، به کوشش ایرج افشار ـ محمّدرسول دریاگشت ، انتشارات اساطیر ، چاپ اوّل 1374 ، ص 206
myaghoutian@yahoo.com