از هنگامی که اساسِ سلطنتِ صفویّه متزلزل گردید بازرگانان و زائران که از جنوب و مغربِ ایران از راهِ شاهرود متوجّه خُراسان بودند بیش از پیش سفر به مشهد را کاری خطرناک دیدند . فریزر ، ژنرال فریه و اودانوان مکرّر از خطرِ هُجومِ تُرکمانان و سایر راهزنانی که میانِ شاهرود و مزینان فعّال بودند سخن می­ گویند امّا جورج کرزن نخستین جهانگردِ بیگانه­ ای است که منازلِ چهارگانۀ بینِ شاهرود و مزینان را « چهار منزل وحشتناک » نامیده است . این چهار منزل حین سفر از شاهرود به سوی نیشابور به ترتیب عبارت از میاندشت ، اَلهاک ، عبّاس ­آباد ، صَدرآباد بود و فاصلۀ مزینان تا میاندشت از یازده فرسنگ تجاوز نمی­ کرد . در طول راه همیشه روز و شب ، در هر پیچ و خَمی و در پشتِ هر صَخره ­ای خطری در کمینِ کاروانیان نشسته بود و همیشه امکان داشت که در یک چشم بر هم زدن دزدانِ تُرکمان از کوه سرازیر شده مالِ کاروانیان بی ­گُناه را چپاول کنند و خودِ آنها را به اسارت دستگیر سازند . این خطر تا اَواخر دورانِ سلطنت ناصرالدّین شاه وجود داشت و چُنانکه جورج کرزن نوشته تا سال 1307 هـ و به احتمالِ قوی در طولِ بیست و پنج سال اوّل سدّۀ چهاردهم هجری « هر ماه دو بار گروهی از سربازانِ پیاده مجهّز به شمخال و دسته ­ای از سربازانِ سوار که یک عَرّاده توپِ قدیمی را با خود می­ کشیدند » در طولِ راه میانِ شاهرود و مزینان به گَشت و پاسداری مشغول بودند . چُنانکه بیشتر جهانگردانِ بیگانه اشاره کرده ­اند عاملی که در این راه پُر خطر از رنج سفرِ کاروانیان می ­کاست وجودِ کاروانسراهای بزرگ و مجهّزی بود که بعضی از آنها مانندِ کاروانسرای با شُکوه میاندشت گُنجایشِ صدها نفر مسافر را داشت . به گفتۀ مسافر جهاندیده ­ای این کاروانسراها برای مسافران در هر فصلی از سال به ویژه در زمستان به قدری مفید بود که هر چه از مزایایش می ­گفتند اغراق نبود .

در پنج فرسنگی میاندشت دهکده یا قلعۀ عبّاس­ آباد قرار داشت که برای نخستین بار به فرمانِ شاه عبّاس بزرگ بُنیاد نهاده شد و در عهدِ پادشاهی وی قرارگاهِ گروهی از مهاجران گُرجی گردید . دشواریهای زندگی در اقلیمی نامساعد ، سرزمینی دور اُفتاده ، بی ­آب و علف و خطرناک با مزاجِ این نوخُراسانیهای غیور سازگار نبود و به طوری که فریزر شرح می­ دهد در سالهای اوّل زمامداری فتحعلی شاه باقیماندۀ گُرجیان عبّاس ­آباد به سختی و تنگدستی روزگار می گذراندند و به یادِ سالهایی که پدرانشان در سرزمین گُرجستان در عین رفاه و شادمانی می ­زیستند حَسرت می ­خوردند . از عدّۀ ساکنانِ دهکدۀ عبّاس ­آباد اطّلاع دقیقی نداریم . پاره ­ای از محقّقان عدّۀ مهاجرانِ اصلی را چهل خانوار ضبط کرده­ اند .  

هنگام سفر از میاندشت به عبّاس ­آباد چشمانِ مسافر کراراً بر توده­ های بزرگی از سنگِ مِس می­ افتاد که به گواهی فریزر یادگار دورانِ استفاده از کانهای مس این ناحیه بود . ظاهراً استخراج مس از کانهای این ناحیه تا پایان عهدِ زمامداری اَفشاریّه رواج داشته است و این نکته را پرسی سایکس نیز تأیید می ­کند . دو فرسنگ پس از عبّاس­ آباد مسافر به قلعۀ صدرآباد می­ رسید که از بناهای میرزا آقاخان نوری بود و پس از طیّ سه فرسنگ و نیم قریۀ مزینان قرار داشت .

قلعۀ قدیمی مزینان به همّتِ « اللهیار خان قلیچی » مشهور به « اللهیار خان یاغی » ساخته شده بود و هنگامی که فریزر برای نخستین بار از این ناحیه عبور می ­کرد آنجا را آباد و صاحبِ بُرج و باروهایی محکم می ­دید . دَه سال بعد که بُنیادگذارِ شهرِ جدیدِ سبزوار به واسطۀ مخالفت با خطّ مشیِ فتحعلی شاه سر به شورش برداشت تمامی آبادیهای مزینان به ضربِ گلولۀ توپهای عبّاس میرزا با خاک یکسان گردید و اندکی پس از آن تاریخ ، سیلِ بزرگی نیز آثارِ خرابیهای وارده را از نظر پنهان ساخت . ناگفته نماند که چون در هُجوم لشکریانِ عبّاس میرزا سیل بندهای مزینان شکسته شده بود از آن پس دیگر هیچ دِژی در دِه مزبور دوام نیاورد چُنانکه قلعۀ نوبنیاد 1289 هـ را آب بُرد و بنایی که بعداً در آغازِ سدۀ چهاردهم هجری ساخته شده بود به همان سرنوشت دُچار گردید .   

جغرافیای تاریخی خُراسان از نظر جهانگردان ، تألیف ابوالقاسم طاهری ، انتشارات شورای مرکزی جشن شاهنشاهی ایران ، 1348 ، ص 163 ـ 164