شاندل ؟!
اَلحَمدُلله بیش از دَه سال است که نگارنده به طورِ جِدّ در بارۀ فریومد / فرومد پژوهش و تحقیق می کنم . روز پنجشنبه 25 آذر 1400 که روز پژوهش نامیده شده ، دقّت کردم دیدم در دو کتابِ « ناز و نیاز » و « حَدائق الوَثائق » که نُسخۀ خَطّی بوده و منتشر کرده ام نُکتۀ زیبایی هست که گواهِ صِدقِ کارِ من است .
نسخۀ خَطّی « ناز و نیاز » را بر مبنای آنکه رویَش نوشته شده بود : « از ابن یمین فریومدی » از مرکز احیای میراث اسلامی قُم گرفتم امّا پس از خواندن و جُستَن به این نتیجه رسیدم که این کتاب از « ابن یمین شبرغانی » از ولایتِ جوزجانِ افغانستان است و از ابن یمین فریومدی نیست . نهایتاً این کتاب را با نام نویسنده اش یعنی ابن یمین شبرغانی منتشر کردم و دلایل خودم را در مُقَدّمّۀ کتاب آوردم .
و امّا نُسخۀ خَطّی « حَدائق الوثائق » که بر « خواری » بودن وی تأکید شده بود ، در مُقَدّمۀ کتاب دلایلِ مُتقَنی آوردم که ایشان فَریُومَدی است و آن را منتشر کردم .
یعنی حقیقت برای من دوست داشتنی تر بوده و آن را قُربانی مَصلحتی نکرده ام . این برداشتِ من است و خُدا کند در حاقِّ مطلب هم این گونه باشد .
اگر روحانی بزرگواری گفت : جایی که آن سیّد بزرگوار و امامزاده هست ، دنبالِ ابن یمین نباش . یا فرهیختۀ بزرگوارِ دیگری گفت : به امامزاده و شیخ بها نده . من با خود گفتم : اگر قرار است در بارۀ تاریخ فریومد / فرومد کار شود ، نباید گُزینش کنیم بلکه فرومد « همۀ فرومد » است نه آنچه مطلوبِ ماست .
و باز می دانیم که فریومد از قَدیم الایّام سه کوچه یا محلّه بوده و هر یک از محلّه ها اعتبارِ خود را دارد . یعنی فرومد به اعتبار هر سه محلّه اش فرومد است . هیچ محلّه ، فرومدتر از محلّۀ دیگر نیست ! به مُحاق بُردن یک محلّه یعنی به مُحاق بُردن قسمتی از فرومد . آیا سِزاوار است که یک پژوهشگرِ تاریخِ محلّی قسمتی از تاریخِ روستای خودش را بتَراشد یا به گونۀ دیگر جِلوه دهد ؟!
چند سالی است که بعضی از روی ناآگاهی بر این باورند که من قَصد بُزرگ کردن یک مکان و مَدفنِ تاریخی و کوچک کردنِ مکان و مدفنِ تاریخی دیگر را که از بُزرگان فریومد بوده اند دارم . این مطالب را من مستقیم و غیرمستقیم شنیده ام و پاسخِ من این بوده که تسلیمِ علم و آگاهی و حقیقت باشید نه نَفس و هَوَس .

روز یکشنبه 19 دی ماه 1400 که تلفنی با آقای ابراهیم رمضانی صحبت می کردم ، آقای رمضانی گفت : به من گفتند که شما در پِیِ بُزرگ کردنِ آن امامزاده و کوچک کردنِ این یکی هستید . من به آنها گفتم : شما اجازه بدهید تا من برایتان به صورتِ علمی ثابت نمایم چون مهدی یاقوتیان اهلِ تحقیق است و بدونِ دلیل حرف نمی زند . رفتم مشهد از بُنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قُدس رضوی پرسیدم . آنها کتابِ « مَزارات ایران ـ دفتر اوّل » را به من معرّفی کردند که در آن هر دو مزار فرومد معرّفی شده است . من هم دو نسخه خریدم یکی برای خودم و دیگری را به آنها دادم که داشته باشند و بدانند شما بدونِ دلیل حرف نمی زنید .
جا دارد که از رفتارِ مَنطقی و مُنصفانۀ آقای ابراهیم رمضانی قدردانی شود . واقعاً آفَرین بر ایشان و روشِ صحیحی که انتخاب کرده است .
بعد من برای آقای رمضانی نامۀ ذیل را خواندم :

بسم الله الرّحمن الرّحیم
شماره نامه 3846 / 840 پ ـ تاریخ 3 / 10 / 1392
ادارۀ محترم آموزش و پرورش ناحیۀ 6 مشهد
با سلام و احترام
به اطّلاع می رساند نویسندۀ مقالۀ مزار سادات از صفحۀ 240 تا 242 در کتاب مزارات ایران دفتر اوّل بنیاد پژوهشهای اسلامی ، چاپ اوّل ، سال 1392 آقای مهدی یاقوتیان بوده است که سَهواً به نامِ آقای سیّد حسن حسینی نوشته شده که در چاپ دوم اصلاح خواهد شد .
مقالۀ سلطان سیّد احمد از صفحۀ 239 تا 240 در کتاب مذکور را هم آقای مهدی یاقوتیان و آقای سیّد حسن حسینی با مشارکت هم نوشته اند .
این گُواهی جهت درخواست آقای یاقوتیان صادر شده و ارزش قانونی دیگر ندارد .
غلامرضا جلالی
معاون پژوهشی و برنامهریزی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قُدس رضوی
یعنی آنچه را شما از بنیاد پژوهشها گرفته اید تا این افراد را قانع کنید در واقع مُستَندات خودِ من بوده است ، آن مقاله به اسم آقای حسینی ثبت شده ولی در این نامه گفته شده که در چاپِ بعدی این اشتباهِ سَهوی اصلاح و به نامِ نویسندۀ اصلی « مهدی یاقوتیان » منتشر خواهد شد .
امروز که این مطلب را مُرور می کردم به یادِ دکتر علی شریعتی افتادم . ایشان چندین بار در سُخنرانیها و نوشته هایش از قولِ « شاندِل » مطلبی را نقل می کند یا به « دفترهایِ سَبز شاندِل » اِرجاع می دهد . در صورتی که شاندِل نامِ مُستَعارِ خودِ دکتر شریعتی است . شاندل به معنای « شَمع » یا « جا شَمعی » است و شمع هم نامِ اِختصاری « شریعتی مزینانی علی » است .
باید نام دیگر کرد تا قبول افتد !
یا به قولِ فرومدیها : مُرغِ همسایَه غازِه !
myaghoutian@yahoo.com