گزارش مختصری از پنج ماه کارِ من در شورا

سرو بیزه

طبقِ قانون ، روستاهایی که جمعیّتِ کمتر از 1500 نفر دارد ، اعضای شورای اسلامی آنها 3 نفر می­ باشد . همچُنین روستاهایی که بیشتر از 200 خانوار جمعیّت دارد ، حدّاقلّ مدرکِ علمی آنها باید دیپلم متوسّطه باشد . بنابر این به علّتِ کاهشِ جمعیّت ، تعدادِ اعضای شورای اسلامی روستای فرومد از 5 نفر به 3 نفر کاهش یافته است .

اکنون که همه اعضای شورای اسلامی فرومد باید حدّاقلّ مدرکِ علمی آنها دیپلم متوسّطه باشد جا دارد به عنوانِ مطالبه مردمی و منطقی در آینده به صورتِ مستقلّ یا با مشارکتِ دهیاری روستا ، وبلاگی داشته باشند و طرحها و خدماتی که انجام می ­دهند به اطّلاع مردم برسانند . مردم هم در جریانِ آنها قرار گیرند و نظرِ خودشان را بیان کنند . در واقع تبادلِ نظر و تعاملِ بینِ اعضای شورا و دهیاری با مردم بیشتر شود .

شاید بعضی از خواندنِ این گزارشِ مختصر حوصله ­شان سر برود و بگویند : خُب که چی ؟

از انتشارِ این گزارش چند هدف دارم ، یکی از آن اهداف ، پاسخ به کسانی است که این روزها زبان به اعتراض از اعضای شورای اسلامی گُشوده­ اند . اینکه کارِ اعضای شورای اسلامی قابلِ نقد و بررسی است ، یک حرفِ منطقی است . ولی نادانسته و بی ­مورد حرف زدن و گفتنِ اینکه اعضای شورا هیچ کاری انجام نداده ­اند ، حرف منطقی نیست . تا به حال از اعضای شورای کدام دوره سپاسگزاری شده است ؟ از زحماتِ کدامشان قدردانی شده است ؟ عضو شورایی که در روستا بی ­مُزد و منّت کار می ­کند و از آنچه فکرش می ­رسد و توانایی دارد دریغ نمی ­کند . لُغاز خواندن دارد ؟ نمی­ خواهم بگویم ؛ اعضای شوراها تا کنون بی ­عیب و اِشکال بوده­ اند ، می ­گویم : آیا ما در برابرِ حدّاقل کاری که انجام داده ­اند ، سپاسگزار بوده ­ایم ؟ تشویق و تشکّر داشته ­ایم ؟ یا طلبکار بوده ­ایم ؟

افرادِ عضوِ شورا ، ناشناخته که نبوده ­اند ، مردم میزانِ توانایی آنها را می ­دانسته ­اند و به آنها رأی داده­ اند ، اعتراض وقتی است که آنها وَعده­ ای داده باشند و شرایط هم برای عملی شدنِ وعده از بین نرفته باشد و آنها کوتاهی کرده باشند یا ... .

یک بار برادرم کتابی اخلاقی از مرحومِ مجتبی موسوی لاری می­ خواند در آنجا متنی بدین مَضمون آمده بود : « به شرکتِ برق تلفنی تماسّ گرفتم ، گفتند : بفرمایید . گفتم : برق قطع شده بود ، زحمت کشیدید وَصل کردید ، خواستم از شما تشکّر و قدردانی کنم . اگر تلاشِ شما نبود ما الآن در تاریکی بودیم . تعجّب کرده بودند که ؛ این اوّلین بار است یک نفر تشکّر می ­کند ، تلفنها همیشه اعتراض و بد و بیراه است که چرا برق قطع شده است ؟ »

یک بار از عبّاس مهربانی پرسیدم : در مدّتی که مسئول آبرسانی فرومد بودی و آب با مشکل مواجه می ­شد بعد تلاش می ­کردی یا با شاهرود تماسّ می­ گرفتی که بیایند مشکل را رَفع کنند هرگز کسی تماسّ گرفت و تشکّر کرد ؟ گفت : نه بابا ؛ فقط از بس فحش و بَد و بیراه می ­دادند مجبور بودم گاهی تلفنِ خانه را قطع کنم .

در سالِ 1377 که انتخاباتِ شوراهای اسلامی شهر و روستا برای اوّلین بار به صورتِ سراسری برگزار شد من هم به عنوانِ عضوِ شورای اسلامی فرومد انتخاب شدم و کار رسمی شورا از نُهم اردیبهشت 1378 آغاز شد . من از مهرِ 1376 به عنوانِ دبیرِ آموزش و پرورش به ( صورتِ انتقالِ موقّت به آموزش و پرورش سمنان ـ میامی ) فرومد آمده بودم ، در مهرِ 1378 با درخواستِ انتقالِ موقّتِ من از طرفِ آموزش و پرورش میامی موافقت نشد پس مجبور به بازگشت به محلِّ دایمی خدمتم شدم .

بر روی سرو بیزه

در اینجا گزارش مختصری از کارهای انجام گرفته از 9 / 2 / 1378 تا 31 / 6 / 1378 را می­ بینید .

پنجشنبه 9 / 2 / 1378 ـ اوّلین جلسه شورا در دهداری ( انتخابِ هیئت رئیسه ) و افتتاحِ دفترِ شورا

جمعه 10 / 2 / 1378 ـ با مهربانی پیش مقیمی رفتیم که به فرومد روزنامه بیاورد .

یکشنبه 12 / 2 / 1378 ـ رفتن به بخشداری و کمیته امداد در میامی ، صحبت با امینی متصّدی حمّام عمومی در دفتر شورا

دوشنبه 13 / 2 / 1378 ـ قرارداد بستن با مرتضی بازیار برای حمّام عمومی ( تهیّه هفتاد و پنج هزار تومان برای سوخت اوّلیّه )

سه­شنبه 14 / 2 / 1378 ـ اخطار به یکی از نانواها ، به جهتِ ندادنِ نان به یک مسافرِ غیرفرومدی

چهارشنبه 15 / 2 / 1378 ـ جلسه با شورای اسلامی و شهردار جُغتای در دفترِ شورا ـ بازدید از جادّه و مسیل ـ تحویلِ آیین ­نامه شوراها با فرمهای سربرگ­دار

پنجشنبه 16 / 2 / 1378 ـ بازدید از مسیلِ اصلی روستا ( با برزگر ، نجّاری ، قربانِ نصیری ، عبّاسِ اعتمادی ، حاجّ علی حبیبی ) . ناظر بر کار بلدوزر در اتّصال جادّه منیدر به فرومد ، بازرسی از حمّام

جمعه 17 / 2 / 1378 ـ حضور در محلّ خرابی لوله آب که بلدوزر کَنده است . با مهربانی ، صحرایی و نجّاری از ترکیدگی لوله حمّام بازرسی شد و 20 عدد لامپ جهت روشنایی حمّام تهیّه شد .

شنبه 18 / 2 / 1378 ـ بررسی مَفادی از آیین­ نامه اجرایی شوراهای اسلامی روستا

دوشنبه 20 / 2 / 1378 ـ با مهربانی و چند نفر پیگیرِ رفعِ شکستگی لوله آب  

سه­شنبه 21 / 2 / 1378 ـ نوشتنِ قراردادِ مکانِ جدیدِ شورا ، درست کردنِ سماورگازی ، جلسه برای رفعِ مشکل ( صادقی ، اخوین ، اکبرحیدری ، طباطبایی )

جمعه 24 / 2 / 1378 ـ بازدید از سیل ­بند با جواد نجّاری و مهربانی

شنبه 25 / 2 / 1378 ـ رفتن به محلِّ سیل­ بند با هادی و راننده بلوزر جهتِ ایجادِ بریدگی لازم در سیل­ بند ، جلسه با امینی و دهدار .

یکشنبه 26 / 2 / 1378 ـ پیگیری تخته و میل ­گِرد و نبشی جهتِ نیمکت برای حمّام

دوشنبه 27 / 2 / 1378 ـ پیگیری جهتِ رَفعِ مشکلِ استعلامِ بانک ( نامه شماره 49 ـ 27 / 2 / 1378 )

چهارشنبه 29 / 2 / 1378 ـ جلسه در دهداری برای شورای بخش

پنجشنبه 30 / 2 / 1378 ـ رفتنِ به میامی و شرکت در انتخاباتِ شورای بخش ( منتخبین ؛ طالع­ زاری ، حسینی ، محمّدی ­راد ، گودرزی ، میرخانی ) ، بعد از ظهر حضور در دفترِ شورا .

­شنبه 1 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، تماسّ تلفنی با بُنیادِ مسکن و فَکس نامه نصیری .

­یکشنبه 2 / 3 / 1378 ـ تهران ، همایش سراسری شوراهای اسلامی در ورزشگاهِ آزادی ( سخنرانی آقای موسوی لاری ؛ وزیر کشور و آقای سیّد محمّد خاتمی ؛ رئیس جمهور )

­چهارشنبه 5 / 3 / 1378 ـ جلسه در شورا و گرفتنِ تصمیمات در موردِ وضعِ عوارض و مسئله مکانِ شورا

پنج­شنبه 6 / 3 / 1378 ـ رفتن به مکانِ بنّایی شورا ، جلسه در شورا جهتِ تسویه حساب با صالح ، پیگیری مسئله قلیچ ، صحبت با گندمی در موردِ نانوایی .

جمعه 7 / 3 / 1378 ـ رفتن به مکانِ بنّایی شورا ، پیگیری مسئله قلیچ ( با عبّاس مهربانی )

­شنبه 8 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، تماسّ تلفنی با آقای مقدّس در موردِ دهداری .

­یکشنبه 9 / 3 / 1378 ـ رفتن به میامی ، تایپ و تکثیر فرمهای شورا ، بعد از ظهر شرکت در جلسه شورا .

­سه­شنبه 11 / 3 / 1378 ـ پیگیری نامه صالحی در موردِ دهداری

­چهارشنبه 12 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، تماسّ تلفنی با بُنیادِ مسکن در جلوگیری از ساخت و سازهای غیرقانونی ، جلسه بهداشتِ محیط در دهداری ( مهندس معمار ، آقای علیجان ، محسن برزگر )

­پنجشنبه 13 / 3 / 1378 ـ بُردنِ ترانس به دفترِ شورا برای جوشکاری ، حضور در محلِّ چاهِ عمیق ( از سازمان آب آمده بودند . ) ، رفتن جهتِ حلِّ اختلاف زمینِ اعتمادی در صحرای رودبار ، شرکت در جلسه اطعامِ کمیته امداد .

جمعه 14 / 3 / 1378 ـ پیگیری جوشکاری در دفتر شورا ، پیگیری مشکلِ قلیچ ، حلِّ مشکلِ آب با اسکندری در پاسگاه .

­­شنبه 15 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

­یکشنبه 16 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، پیگیری در موردِ رنگ شدنِ دربِ دفترِ شورا ، اطّلاع به حسینی در موردِ نمره انضباط دانش­آموزان .

چهارشنبه 19 / 3 / 1378 ـ تصمیم گیری در مورد فرمهای معرّفی جهتِ دریافتِ وام

­پنجشنبه 20 / 3 / 1378 ـ پیگیری نامه اولیای دانش ­آموزان ، پیگیری در موردِ نانوایی

شنبه 22 / 3 / 1378 ـ حسابرسی شورای اسلامی سابق ( مادّه 93 قانونِ تشکیلات ، وظایف و انتخاباتِ شوراهای اسلامی سراسرِ کشور )

­سه­شنبه 25 / 3 / 1378 ـ نامه کمیته امداد ، با مهربانی و مهندّس فاضلی صحبت شد . 

­چهارشنبه 26 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

­پنجشنبه 27 / 3 / 1378 ـ پیگیری جهتِ رفتن به مزینان

­­شنبه 29 / 3 / 1378 ـ رفتن به مزینان ( با حسین همّتی ، عبّاس مهربانی ، محمّد فیضی ) ، نامه به مهاجرانی و خاتمی ، حضور در جلسه فیروزآباد ( فرماندار ، نماینده مجلس و سایرِ مسئولین شاهرود )

­یکشنبه 30 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، نوشتنِ نامه­ های متعدّد

­چهارشنبه 9 / 4 / 1378 ـ توزیعِ کالا برگِ / کوپن مرحله یازدهم ؛ در شرکتِ تعاونی روستایی

جمعه 11 / 4 / 1378 ـ توزیعِ کالا برگِ / کوپن مرحله یازدهم ؛ در شرکتِ تعاونی روستایی

­شنبه 12 / 4 / 1378 ـ توزیعِ کالا برگِ / کوپن مرحله یازدهم ؛ در شرکتِ تعاونی روستایی

­یکشنبه 13 / 4 / 1378 ـ توزیعِ کالا برگِ / کوپن مرحله یازدهم ؛ در شرکتِ تعاونی روستایی

­سه­شنبه 22 / 4 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، بررسی نامه ­ها ، هیچ کدام فرستاده نشده است .

­چهارشنبه 24 / 4 / 1378 ـ تکمیلِ نامه

جمعه 25 / 4 / 1378 ـ حضور در منزلِ نصیری و بررسی مشکل ، نامه تعریض پُل ، ارسالِ نامه­ ها

­شنبه 26 / 4 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، با همّتی جهتِ بررسی وضعیّت مدرسه رفتیم کسی نبود .

­یکشنبه 27 / 4 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، تماسّ با اسماعیلی اداره ارشادِ شاهرود برای کتابخانه

­سه­شنبه 29 / 4 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، نامه برای آسفالتِ جادّه و ... .

­چهار­شنبه 30 / 4 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، بحث در موردِ چاهِ عمیق ، پاسگاه ( آرد )

پنجشنبه 31 / 4 / 1378 ـ بازید از آسفالتِ جادّه ( با مدّاحی ، مهربانی ، فردوسی )

­شنبه 2 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، حضور و اعتراضِ مالکینِ قَنَوات برای چاهِ عمیق

­یکشنبه 3 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، نامه پاسگاه ( زمینِ صادقی ) ، بازدید از جادّه

سه­شنبه 5 / 5 / 1378 ـ توزیعِ کالا برگِ / کوپن مرحله یازدهم ؛ در شرکتِ تعاونی روستایی ، رسیدنِ نامه وزارتِ ارشاد ( مجموعه آثارِ دکتر شریعتی )

­چهار­شنبه 6 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، بازدید از مَسیلِ شهرستان و آبِ ادارات

پنجشنبه 7 / 5 / 1378 ـ تماسّ با نصرتی برای فروشگاه ( کارخانه برق ) و پارکِ روستا

جمعه 8 / 5 / 1378 ـ نامه به اُستاندار در موردِ آرد و نان ، نامه به وزیرِ کشور ( پیشنهادِ نشریّه برای شوراها ) ، بازدید از حمّام با مهربانی و پیگیری مهدِ کودک ، صحبت با شهردارِ جُغتای

­­شنبه 9 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

­یکشنبه 10 / 5 / 1378 ـ حضور در دبیرستانِ سمیّه ( با صحرایی و همّتی ) و پیگیری مشکلِ دانش آموزان

­چهار­شنبه 13 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، بازدید از حمّام با نصرتی و نجّاری

پنجشنبه 14 / 5 / 1378 ـ میامی و شاهرود ، با بخشدار صحبت شد قرار شد دوشنبه آینده با حراست فرمانداری به فرومد بیایند . برگه ­های شورا زیراکس شد . دستگیره پشتِ دربهای حمّام خریداری شد ( 30 عدد ) .

­­شنبه 16 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، چند عدد نامه نوشته شد ،کسری دستگیره پشتِ دربهای حمّام تک تک بررسی شد .

یکشنبه 17 / 5 / 1378 ـ حضور در جلسه دهداری ( بررسی مشکلِ درمانگاه با حضورِ ؛ دکتر نجفی ، کلانتری ، سعادت و معتمدین ) ، جلسه در جهادِ سازندگی با علی ­آبادی در موردِ آسفالت

سه­شنبه 19 / 5 / 1378 ـ جلسه با بخشدار و کمیته امداد در دهداری

­چهار­شنبه 20 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، جلد کردنِ کتابهای دکتر شریعتی

پنجشنبه 21 / 5 / 1378 ـ جلد کردنِ باقیمانده کتابهای دکتر شریعتی

شنبه 23 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

یکشنبه 24 / 5 / 1378 ـ نامه کتابخانه و پمپِ بنزین ( تماسّ تلفنی ) ، نامه مدرسه ( 3 مورد )

­چهار­شنبه 27 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، جلسه انتخاب دهیار  ( مجتبی معینی ) ، بُردن کتابها به دفترِ شورا ، جلسه در موردِ نانوایی اسدیان ، بازدید از سیمِ برقِ کَنده شده رو به­ روی مسجد نبیّ اکرم

شنبه 30 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

دوشنبه 1 / 6 / 1378 ـ حسینیه ( آیت الله واعظی )

چهار­شنبه 3 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، تعویضِ متصدّی کتابخانه

پنجشنبه 4 / 6 / 1378 ـ پیگیری کتابخانه ، میل­گِرد حمّام و شورا ، انتقالِ صندلیهای کتابخانه قبلی به شورا

جمعه 5 / 6 / 1378 ـ پیگیری چند نامه در موردِ برق و ... .

شنبه 6 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

چهار­شنبه 10 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

پنجشنبه 11 / 6 / 1378 ـ تلفن به بخشداری ( در موردِ مجتبی معینی )

شنبه 13 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

چهار­شنبه 17 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

شنبه 20 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

چهار­شنبه 24 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

پنجشنبه 25 / 6 / 1378 ـ رفتن به معدن و صحبت با رحیمی مدیر عامل ( با مجتبی معینی ، رضا نصرتی ، عبّاس مهربانی ) ، حضور در منزلِ یوسفیان ، اَخوین و هاشمیانپور برای بررسی و رفعِ مشکل

چهار­شنبه 31 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

در نگاه من

این مطلب را باید در نظر داشت که در آن موقع دهیار در کار نبود ، دهدار هم زیرِ نظر بخشداری بود نه شورا ، از شورای حلِّ اختلاف هم خبری نبود . شرکت نکردنِ در مجلسِ ترحیمِ کسی هم در محیطِ روستا به عنوانِ بی ­اعتنایی عضوِ شورا تلّقی می ­شد . شاید بعضی گمان کنند چند مورد بازرسی از حمّام صحّت نداشته باشد ! در این مورد باید گفت : با روی کار آمدنِ شورا ، امینی متصدّی حمّام ( دو باب حمّام عمومی مردانه و زنانه و دو باب حمّام خصوصی جمعاً حدود 30 دوش ) ، کنار کشیده و حمّام تعطیل شده بود ، صالح متصدّی قبلی حمّام قسمتِ رختکنِ حمّامِ عمومی زنانه و دو اُتاق را منزلِ مسکونی کرده و تخلیه نکرده بود ، یکی از مغازه­ های حمّام در دستِ یک نفر به عنوانِ تعمیرِ رادیو و وسایلِ الکترونیکی بود و هیچ هزینه ­­ای پرداخت نمی ­کرد ، یکی از مغازه های دیگر را یکی از مدیرانِ مدارس ، لوازم ­التّحریر فروشی کرده بود و او هم هیچ اجاره ­ای نمی ­داد ، اوضاع داخلی حمّام به هم ریخته بود . یک کلیدِ حمّام در دست ... بود . دستگیره ، لامپ ، نیمکت و ... لازم داشت ، بازیار برای شروعِ کار می ­گفت : یک تانکرِ سوخت برای حمّام هفتاد و پنج هزار تومان می­ شود ، به من بدهید وقتی پولش از مردم به دستِ من رسید به شما می­دهم . ( ۶۵۰۰۰ تومان این مبلغ را من و ۱۰۰۰۰ تومانش را رضا نصرتی داد . )

تعداد زیادی از مردم هر روز جهتِ تأیید و معرّفی به بانکِ ملّت و کشاورزی برای گرفتنِ وام می ­آمدند .

برای آنکه بتوانم نامه ­ها را بنویسم ، 21 کلمه تکراری نامه ­ها را تایپ و تکثیر کرده بودم و در نوشتنِ هر نامه 21 کلمه جلو بودم ! بعد از رفتنِ از فرومد تا زمانی که عضوِ عَلی البَدَل به جای من بیاید ، بعضی وقتها به فرومد می آمدم و در جلسات شرکت می ­کردم یا نامه­ ها را می ­نوشتم و ... .

کسانی که از خواندن این موارد خسته می ­شوند با انجام دادنِ آن چه کار می ­کنند ؟

شاید خیلی ­ها ندانند که در مدّتِ پنج ماه این کارها انجام گرفته ، ولی وقتی اطّلاع ­رسانی شود ، نگاهشان فَرق کند . راستی مُزدِ این خدمات و پاداشِ این تلاش چه بود ؟