چهارشنبه شب 19 / 5 / 1401 جلسه ­ای در مسجد سرپلی دربارۀ قنات بازار بود ، از من هم تلفنی دعوت شد که شرکت کنم . من برای اوّلین بار در جلسه­ برای قنات شرکت کردم ، در واقع می ­دانستم که این جلسات بی ­حاصل است و آنچه رعایت نمی­ شود ادبِ گفتگو است و آنچه بر این جلسات حاکم است هَیَجان و احساس است نه عقل و منطق .

یک نفر نشسته بود و تکّه کلامش « گُش کو / گوش کُن » بود و حرفهای بی ­ارتباط با موضوع می ­زد ، بعد هم ادّعا کرد که ده روزه برای قنات برقِ مستقل فراهم می ­کند . دو نفر دیگر هم جیغ و داد می­ کردند و گاهی بلند می ­شدند راه می ­رفتند و فریاد می ­کشیدند . بیشترِ حرفهایشان هم تکراری و بی­ مورد بود . چند نفر هم گاهی با هم صحبت می­ کردند . چند نفری هم نشسته و سُکوت کرده بودند . من از یک نفر آنها خواستم که جلسه را ساکت کند تا دیگران هم حرفشان را بزنند یا به اعتراضشان پاسخ داده شود . او به من گفت : شما بینِ این جلسه و صدای ... که دَم غروب سر و صدا راه می ­اندازند تفاوتی قایلید ؟ اینها مگر حرف شنوی دارند ؟!

جلسه طولانی شد ، به دو نفری که باید پاسخ می ­دادند ، اجازۀ سخن گفتن ندادند . افرادی مثلِ من هم دلیلی برای سخن گفتن در آن هیاهو ندیدند .

آیا آن افرادی که به جای سخن گفتن ، هیاهو راه انداخته بودند ، نباید حقّ دیگران را رعایت کنند و اجازه دهند دیگران هم سخن بگویند ؟ مگر همۀ وقتِ جلسه به آنها می­ رسد که جیغ و داد کنند ؟!

آنها صورتجلسه ­ای نوشتند و فردایش رفتند آبِ قناتِ بازار را قطع کردند ولی ما موافق نیستیم و حرفمان به قرارِ ذیل است ( من با چندین نفر صحبت کردم و این متن را تأیید کردند . ) :

احیای مُجَدّدِ قناتِ بازار در روستای فرومد در ده سالۀ اخیر با استفاده از برقِ کارگاهِ شن ­شوییِ معدنِ کاریزشهر بوده است . در تابستانِ سالِ جاری ( 1401 ) به جهتِ نَوَساناتِ برق در سیستمِ آبیاری ، اختلالاتی به وجود آمده ، به گونه ­ای که بعضی از آب محروم شده ­اند چون ( آبِ قناتِ بازار + آبِ قناتِ کوشک = هر دو آب ) را به وجود می ­آورد ، امکانِ جُبران نیست مگر آنکه هر دو قنات همزمان خاموش باشد . بعضی مالکان از این موضوع ناراحت و معترضند و آبِ قنات را کُلّاً قطع کرده­ اند . برخی از آنها مُدّعی ­اند که می­ خواهند برقِ مستقل برای قنات فراهم کنند .

ما مالکانِ امضاکنندۀ ذیل بر آنیم که روشن و جاری بودنِ قنات در این گرمای تابستان مانعِ پیگیری و فراهم نمودنِ برقِ مستقل برای قنات نیست و گر چه در نوبتِ آبیاری ما هم گاهی آب قطع می ­شود ولی راضی به خاموشی و قطعِ آبِ قنات نیستیم . به فرمودۀ قرآن : « وَ مَنْ يَبْخَلْ فَاِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ » ، ( محمّد ، 47 / 38 ) هر کس بُخل بورزد فقط در حقّ خودش بُخل می ­ورزد . چِرا وقتی مشکلاتِ فنّی ، موجبِ قطعِ آب می­ شود ، در غیرِ آن ، مانعِ بهره­ برداری دیگران باشیم ؟ نقل شده که قطاری آمادۀ حَرَکَت بود ، به مَحضِ سوار شدنِ گاندی ، قطار حَرَکَت کرد ولی یک لنگۀ کفشِ گاندی از پایش اُفتاد ، بلافاصله گاندی لنگۀ دیگر را به سمتِ کفشِ اُفتاده پَرتاب کرد تا برای دیگری قابلِ استفاده باشد . ما به عُنوانِ مسلمان چرا باید از رفتارهای انسانی دریغ کنیم ؟!