این نیز بُگذرد !

ای دل ! غَمِ جَهان مَخور ، این نیز بُگذرد
دنیا چو هست بر گُذر ، این نیز بُگذرد
گر بَد کند زمانه ، تو نیکوخِصال باش
بُگذشت از این بَسی به سَر ، این نیز بُگذرد
ور دورِ روزگار نَه بر وِفقِ رایِ توست
اَندُه مَخور که بی خَبَر ، این نیز بُگذرد
یک حَمله پای دار ، که مردانِ مرد را
بُگذشت از این بَسی بِتَر ، این نیز بُگذرد
مِنَّت خُدای را که شبِ دیرپایِ غَم
اُفتاد با دَمِ سَحَر ، این نیز بُگذرد
ابن یَمین زِ موجِ حَوادِث مَترس از آنک
هر چند هست باخطر ، این نیز بُگذرد
تَشویشِ خاطر است ولی شُکر چون نکرد
ایزد قَضا جُز این قَدَر ، این نیز بُگذرد
دیوان ابن یمین ، ص 370
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۱ ساعت 7:5 توسط مهدی یاقوتیان
|
myaghoutian@yahoo.com