یکشنبه هشتم جمادی الثّانیّة 1444

ششصد و هفتاد و پنجمین سالگردِ وفاتِ ابن­ یمین فَریُومَدی

برابر با 11 دی ماه 1401 خورشیدی

برابر با آغازِ سال 2023 میلادی

.............................................................

شَنیدم که عیسی ( علیه السّلام )

تَضَرُّع ­کُنان گفت که : « ای کردگار !

جَمالِ جهانِ فَریبَنده را

چُنانک آفریدی به چَشمَم درآر »

بر این آرزو چند گاهی گُذشت

همی­ کرد روزی به دَشتی گُذار

زَنی را در آن دَشت از دور دید

نه اَغیار با او رفیق و نه یار

بدو گفت عیسی که : « تو کیستی

چُنین دور مانده زِ یار و دیار ؟ »

چُنین داد پاسخ که : « من آن زنم

که بُردی مرا مُدّتی انتظار »

چو بشنید عیسی شِگِفت آمدش :

« مرا گفت با صحبتِ زن چه کار ؟ »

به پوزش درآمد زن آن گاه گفت :

« جهان است نامِ من ای نامدار ! »

مَسیحا بدو گفت : « بِنمای روی

که تا بر چه دلها تو را شد شِکار ؟ »

بِزَد دست و بُرقَع زِ رُخ برفِکَند

بر او کرد رازِ نهان آشکار

یکی گُنده ­پیری سِیَه­ روی دید

مُلَوَّث به صد گونه عیب و عَوار

به خون غَرقه گشته است یک دستِ او

دِگَر دست کرده به حَنّا نِگار

مَسیحَش بپرسید که : « این حال چیست ؟

بگو با من ای قَحبۀ نابه­کار ! »

چُنین گفت که : « این لحظه یک شوی را

بدین دست کُشتم به زاریِ زار

دِگَر دست حَنّا از آن بَسته­ام

که شویی دِگَر شد مرا خواستگار

چو بردارم این را به قَهر از میان

به لُطف آن دِگَر گیردم در کِنار

شِگِفت آنکه با این همه شوهران

هنوزم بِکارَت بُوَد برقَرار »

زِ راه تَعَجُّب مسیحاش گفت

که : « ای زِشت ­رو قَحبۀ خاکسار

چگونه بِکارَت نشد زایلَت

چو داری فزون شوهران از هِزار ؟ »

به پاسخ چُنین گفت آن گُنده ­پیر

که : « ای زُبدِه و قُدوِۀ روزگار

گروهی که کردند رَغبت به من

از ایشان ندیدم یکی مَردِ کار

کسانی که بودند مردانِ مَرد

نَگَشتَند گِردِ من از نَنگ و عار

چو حالم چُنین است با شوهران

اگر بِکر باشم شِگِفتی مَدار »

تو نیز ای برادر ! مر این قِصّه را

هَمی­دار زِ ابن ­یمین یادگار :

« زِ مَردیت هیچ ار نَصیبی بُوَد

بدین قَحبه رَغبَت مَکُن زینهار ! »

دیوانِ اَشعار ابن ­یمین فَریُومَدی ، ص 421 ـ 422