مُکاتِبات و مُراسِلاتِ ابن یَمین فَریُومَدی

دیوانِ اَشعارِ ابن یَمین فَریُومَدی چاپ شده و کم و بیش او را به شاعِری می شناسَند اَمّا روی مُکاتِبات و مُراسلاتِ او به صورَتِ مُستَقِل کار نشده است اَلبَتّه خودش هم در مُقَدَّمِۀ دیوانَش می گوید : « کَلِماتِ مُهَذَّب و عِباراتِ مُستَعذَب را به دو قِسمِ مَنثور و مَنظوم مُنقَسِم گَردانیده هر چند سُخَنِ مَنثور در طَراوَت و حَلاوت کَالوَردِ المَمطور [ مانند گُلی است که شَبنَم روی آن است ] و دُراری مَنثور است فَامّا مَرعی و لا کَسَعدان . [ چَراگاهی است اَمّا نه چُنان که بابِ طَبعِ شُتُر باشد . مَرعی و لا کَالسَّعدان ؛ در حَقِّ شَخصی گویند که به کَمتر چیزی قَناعَت کند . ]
دُرّ دانِه ها اگر چه پَراکنده هم نِکوست
اَمّا کُجا به گوهَرِ مَنظوم می رسد ؟!
او به فَرزندِ اَرشَدَش مُحَمُد می گوید :
فَرزَند و نورِ دیدِۀ من ای که در سُخَن
دانَد خِرَد که مَرتَبۀ مِهتَری تو راست
خورشید دُرِّ نَظمِ تو در گوش می کِشَد
چون آفتابِ مُلکِ سُخَن گُستَری تو راست
میدانِ نَظم و نَثر مرا بُود پیش از این
پا نِه در این بَساط کُنون سَروَری تو راست
آن کَس که از مَبانیِ اَشعار واقِف است
دانَد یَقین که مَرتَبِۀ شاعِری تو راست
ابن یَمین تو را چو نَظَر می کند به مِهر
مَحمود باش عاقِبَتِ عُنصری تو راست
دیوان ابن یمین ، ص143
پس جا دارد آنچُنان که دیوانِ اَشعارش « میدانِ نَظمِ » اوست ، این کتاب هم « میدانِ نَثرِ » او باشد گر چه فَقَط دَه اَثَرِ مَنثور از او بیشتر به دست نیامد ولی همین هم مِقداری رَفعِ تَشنگی می کُند ، دیوانِ اَشعارَش که در 23 صَفَر 743 در جَنگِ وَجیه الدّین مَسعود سَر به داری با مَلِک مُعِزّالدّین حُسین کَرت به غارَت رفت :
به چَنگالِ غارَتگَران اوفتـاد
وزآن پس کَسی زو نِشانی نیافت
ولی دیوانِ دِگَر ترتیب داد .
دیری است که اندیشة آن دارَم باز
گَر دورِ فَلَک ندارَد از کارَم باز
که اَشعارِ پَراکَنده چو هَفت اورَنگم
مانَندۀ پَروین به نِظام آرَم باز
دیوان ابن یمین ، ص5
او بر این کار هِمَّت گُماشت و در عیدِ فِطرِ 753 نَویدِ اِتمامِ آن را داد . کاش دَفتَرِ یادداشتها و نامِه هایش ( یا همان مُکاتِبات و مُراسِلاتَش ) که هر کُدام را به گوشه ای فِرستاده و به دَستِ دوستی یا صاحِب مَنصبی رسیده مانَندِ دیوانِ اَشعارَش به نِظام می آورد یا اگر به نِظام آورده به دَستِ ما می رسید .
او آنقَدر به شِعر شیفتِه و دِلبَسته است که از مَجموعِ دَه مَتنِ مَنثورَش در این دَفتَر ، نُه مَتنِ آن به شِعر آراسته است . همچُنین نُه متنِ آن به آیاتِ قُرآن مُزَیَّن است و از حُدود 34 آیۀ قُرآن بَهره بُرده است . گرچه دربارۀ خواجه عَلاءالدّین مُحَمَّد ، مَمدوحِ ابن یمین و وزیرِ دانِشمَندِ فَریُومَدی و خاندانِ زَنگی فَریُومَدی باید کتابی مُستَقِل نوشت امّا از همین چند نامه هم شَفَقَتِ او بر مَردُم خُصوصاً فَریُومَدیها نَمایان است .
ـ از مُقَرَّراتی که برای رِفاهِ حالِ قاریان و حافِظانِ قُرآنِ فَریُومَد وَضع کرده
ـ تا درخواستِ بَخشِشِ مالیات از میوه ها و چارپایانِ شیردِهِ فَریُومَدیها ، از پادِشاه اَرپاخان
ـ و نوشتَنِ نامه به سُلطان مِصر برای در نَظَر داشتنِ رِفاهِ کارَوانی که بِدانجا می رَوَد و ... .
نُکته های دیگری هم می توان از این نامِه ها دریافت که به بَرخی از آنها اِشاره شده است .
myaghoutian@yahoo.com