كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ
اَخیراً گُزارشی صوتی و تصویری در بارۀ کَمبودها و مُشکِلاتِ فُرومَد در فَضایِ مَجازی دَرج شُده است . در این گُزارِش مَردُم از آسفالت نَشُدنِ جادّۀ فُرومَد به شَفیع آباد ، باز نَبودنِ درمانگاه و نَبودِ پزشک در نوبَتِ عَصر ، مُشکلِ آبِ شُرب ، اِقدام نَشدن در موردِ سولۀ ورزشی و ... شِکوِه و شِکایَت دارند .
اینکه آبِ لولِه کِشی قابلِ شُرب نیست و مردم به زَحمت از قَناتها برای آشامیدن و چای ، آب می آورند واقعاً مُعضَلی است که باید حَلّ شود اَلبتّه در این مورد چند کار انجام شده ولی نتیجه نداده است .
کارِ اوّلیه تعویضِ لولِه ها بود . دیگری مَنبعِ جدیدی است که بالاتر از کارخانۀ شن شویی تَعبیه شد ، در موردِ اَملاحِ مَعدَنی آسیب زا ، سه دستگاه تصفیۀ آب نَصب شد ولی استقبال نشد و غیر استفاده ماند و در نَهایَت جَمع شد . الآن هم که در شرقِ روستا شُروع به نَقبِ چاه عَمیق کرده اند تا مُشکلِ اَملاحِ مَعدنی آبِ آشامیدنی برطرف شود . گویا آبِ آن منطقه سالم تر است .
مُشکلِ اَساسی که امسال مردم در بَحثِ آبِ آشامیدنی و آبِ کشاورزی داشتند مربوط به قَطعِ بَرق بود که قَطعِ آب را در پِی داشت و مَدارِ آبیاری کشاورزی را به هم ریخته بود و به کشاورزی خُردِه پای مردمِ روستا آسیب وارد کرد . قبل از پاییز ، چِهرۀ درختان را خَزان گِرفت و درختان روی زَرد کردند که این مُعضَل فَراگیر بود و شهر و روستا نمی شناخت .
در موردِ پزشک در نوبتِ عَصر یا روزهای تعطیل تَجرِبه نشان داده ، بَعید است این مُعضَل با اعتراض حَلّ شود ، بهتر است اِقدام عملی کرد ؛ یا مانندِ بعضی اوقات از پزشکان فُرومَدی کُمک گرفت یا با پزشکی قَرارداد بَست که در فُرومَد ساکِن شود و مَثلاً در اوقاتِ تعطیلی درمانگاه ، از اِمکاناتِ درمانگاه به جای مَطَبِ شخصی استفاده کند و در اِزای آن هزینۀ ویزیت را کاهش دهد یا طَرحی دیگر که به نَفعِ مردم و عملی باشد .
و امّا سولِۀ ورزشی ، همانطور که می دانید تا کُنون سه ساختمانِ دولتی در فُرومَد فُروخته شده ( پُستخانه ، ساختمانِ جهادِ کشاورزی ، ساختمانِ فَنّی و حِرفِه ای ) تازه گاهی زمزِمۀ فُروشِ مدرسه که بینِ کتابخانه و مَحوطِۀ آرامگاهِ ابن یمین واقِع است هم می شد ، مکانی که خاطراتِ تحصیلی بسیاری از فُرومَدیها در آنجاست و باید پابرجا بِماند ، آن هم زمینی که وَقف است . بهتر است که دیوارِ بینِ کتابخانه و آنجا برداشته شود و به مَحوطۀ ابن یمین مُتَّصِل گردد تا مکانی با قابلیّتِ استفادۀ فَرهنگی بهتری فَراهم شود . با این پیشینه ، یک وَقت هَوَسِ فُروشِ باشگاهِ ورزشی را نکنند ، ساختَنِ سولۀ وَرزشی پیشکِش !
می ماند اینکه چِرا این کارها ( مثلِ آسفالتِ جادِّه ) را با تأخیر اَنجام می دهند ؟ کُدام کار به موقِع اَنجام می شود که در اَنجام شدنِ این کارها تَعَلُّل نشود ؟!
قَبل از برگُزاری هَمایِش ابن یمین در جَلَسه ای چند پیشنهاد دادم . یکی از آنها برداشتَنِ تابلوِ بینِ تیر بَرق و تیرِ سیمِ تلفن در نَبشِ کوچۀ دروازه ، کنارِ مسجد نَبیّ اکرم (ص) بود و اینکه چند قِطعِه سنگِ باقیماندۀ آن نَبش ، مُرَتّب شود ! تا رَفعِ سَدِّ مَعبَر شود . پاسُخی که به من داده شد این بود که : آن که کارِ جُزئی است که مَطرح می کنی ؟!
الآن یک سال از آن جَلَسه گُذَشته و آن کارِ جُزئی هنوز بر زمین مانده است ! یا مُرَتَّب و مُسَطَّح کردَنِ جُلوِ دبیرستانِ عِصمَت و سُمیّه که دارد مِهر از راه می رسد آیا نیاز به تَذکار و یادآوری دارد ؟! رَفعِ به مُوقع این مُشکلاتِ جُزئی که دیگر کارِ بَخشدار و فَرماندار و اُستاندار نیست ! پس چِرا به سرنوشتِ جادّۀ فُرومَد ـ شَفیع آباد دُچار می شود ؟ اگر فِکر می کنید مسئولانِ اَمر که باید این کارهایِ جُزئی را اَنجام دهند از این نوشتِه خوشحال می شوند این خوش گُمانی را برای اَنجام دادنِ آن کارهای بُزرگ از مسئولانِ بالادَستی داشته باشید . من آن قَدر برای عیدِ نوروز یادآوری کردم : بَنِرهایی که برای هَمایشِ ابن یمین هَزینه و آمادِه شد در اَیّامِ عیدِ نوروز در مکانهای مُناسِب مثلِ مسجد جامع با رعایتِ مَوازینِ قانونی نَصب شود و شنیده نشد که یادآوری آن را برای شهریورماه بی فایدِه دیدم . وقتی مسئولِ فُرومَدی از اَنجام دادنِ کاری که هزینۀ چَندانی ندارد دریغ می کند از غَریبِه ها چه تَوَقّعی باید داشت ؟ مردُمِ روستا هم وَقت دارند و هم توانایی که درختانِ بُلوار و قَبرستان و ... را هَرَس کنند امّا نمی کنند ! من از یکی پُرسیدم : چِرا خارهای کوچه باغتان را نمی زنید ؟ گفت : چِرا من بِزنم ؟! کسی که از زَدنِ خارهای کوچِه باغِ خودش دریغ می کند ، حرفِ حِسابَش چیست ؟ یعنی ما وَظایفِ خودمان را اَنجام نمی دهیم ولی مُعتَرضیم که چِرا دیگَران وَظایفشان را اَنجام نمی دهند ؟ نَقل است که نِگهبانی دُنبالِ سارقی می دَوید ولی به او نرسید ، مالکِ ساختمان از نِگهبان پُرسید : چِرا به دُزد نرسیدی و او را نَگِرفتی ؟ تو هم می دَویدی ، او هم می دَوید ؟ نِگهبان گفت : او برای خودش می دَوید و من برای شما می دَویدم .
ما فُرومدیها می خواهیم برای خودمان بِدَویم امّا مسئولان می خواهند برای ما بِدَوَند معلوم است با این طَرزِ دَویدن یا نِظارِه گَرِ دَویدنِ دیگران بودن ، نَتیجه اش چیست ؟
راستَش من گُمان می کنم که طَرحِ این مُشکِلات در این موقِع ، ادامۀ همان بَداَخلاقیهای برنامه ریزی شده است و قَضیّه از جایی دیگَر آب می خورَد ، مُلتَهِب کردنِ فَضا برای دولَتِ نوپایِ پزشکیان ، خدا همۀ بیماران را شِفا دهد .
myaghoutian@yahoo.com