سَفَری به فُرومَد

روزِ یکشَنبه 11 / 6 / 1403 بود که همراهِ خانوادِه ، به قَصدِ زیارَت صَحن و سَرای مَلَکوتی امام هشتم حضرت امام رضا (ع) عازِم مشهد شدیم .

پس از گُذَشتَن از شهرهای : گَرمسار ، آرادان ، سُرخِه ، سِمنان ، دامغان و شاهرود ، تَصمیم گرفتیم که هم جَهَتِ استِراحَت و هم بازدید از جاذِبِه­ های تاریخی روستای فُرومَد که به دَعوَتِ یکی از اَهالی فَرهَنگ ­دوست این ناحیه ، جَنابِ آقای مهدی یاقوتیان ، توفیقِ آن حاصِل شد ؛ که جا دارد ایشان را « فَرهیختِه­ ای فُرومَدپَرَست » نامید ، سَفَر کنیم .

این دِهِستان که واقِع در ۱۱۰ کیلومتری شَهرِستان مَیامی می­ باشد دارایِ چند مَکان تاریخیِ دیدَنی است .

اَوَّلین چیزی که قَبل از ورود به روستا جَذّابیَّتِ آن را برایمان بیشتر می ­کرد ، فاصِلِۀ چند کیلومتری آن با جادِّۀ اَصلی بود که اَلحَقِّ و الاِنصاف دَقایِقی ذِهنِ ما را از سَر و صدا ، هَمهَمِه و به قولِ امروزیها آلودِگیِ صوتیِ شَهرها ، دور می­ کرد .

ورود به مَنزِل اختِصاصی جَنابِ یاقوتیان که بسیار هُنَرمَندانِه و به قولِ خودِشان « ویراستارانِه » ساخته شده بود و از فَضایِ آن به بهترین صورَتِ مُمکِن استِفادِه شده بود ، ما را با روحیّاتِ ایشان خیلی بیشتر آشنا کرد و اینکه بَندِه در ابتدایِ صُحبَتهایَم ایشان را « فُرومَدپَرَست » نامیدِه­ ام ، سُخَن گزافی نَگُفتِه ­ام ، چِرا که عِشق به فُرومَد و ابن ­یمین ، در سَرتاسَر مَنزِلِ ایشان موج می ­زَد از کتابخانِۀ اختِصاصیِ ایشان و تَألیفِ چَندین جِلد کتاب دربارۀ ابن ­یمین و فُرومَد گِرِفته ، تا تَصاویرِ نَصب­ شُده بر در و دیوار و حَتّی تَصاویرِ چاپ شُدۀ فُرومَد بر رویِ لیوانها و ... ایشان خود ، گُواهِ این مُدَّعاست .

پس از چند ساعَت استِراحَت و تَجدیدِ قُوا ، ابتِدا به زیارَتِ « آرامگاهِ امامزادِه سُلطان سَیِّد احمد » که از فَرزَندانِ حضرتِ امام موسی بن جَعفَر (ع) است رفتیم و دَقایقی را در کنارِ ضَریحِ مُطَهَّرِ این امامزادِه به راز و نیاز با خُداوندِ یکتا پَرداختیم .

جاذِبِۀ تاریخیِ دیگَرِ روستا که شُهرَتِ جَهانی دارد و بَهانِۀ اَصلیِ ما برایِ دیدَنِ این روستا بود ، وجودِ آرامگاهِ شاعِر قِطعِه سرایِ بُزرگِ قَرنِ هشتُم هِجری ، « اِبنِ یَمینِ فَریُومَدی » است که پیشنهاد می ­کنم حَتماً جَهَتِ دیدَنِ آن به این مَکان سَفَر کُنید .

پس از بازدیدِ آرامگاهِ ابن یمین و به فاصِلِۀ حُدودِ صَد متری مَقبَرِه ، « مَسجدِ جامِع تاریخی فَریُومَد » به چَشم می­ خورَد . این مسجد که بَنا بر بَعضی اَقوالِ تاریخی مَربوط به دورۀ سَلجوقیان است ، از مَعدود مَساجِدی است که گَچبُریها و نَقّاشیهایِ آن بر سَقفها ، ایوانها ، دیوارها و طاقها و کَتیبِه ­های قُرآنیِ آن ، چَشمِ هر بینَندِۀ آگاه از تاریخ را می ­نَوازَد .

ضمناً در کنارِ این مسجد مَظهرِ آبِ زُلال و گُوارایی است که اگرچه تَمامی روستا مُجَهَّز به آبِ لولِه ­کِشی است اَمّا اَهالی آنجا گویا به دَلیلِ اَملاحِ زیادِ آن تَرجیح می ­دهند آبِ آشامیدنیِ خود را از این قَنات تَهَیِّه کُنند و با آوَردَن دَبِّه­ هایی از آنجا آب برمی­ دارند که ما هم در آن چند روز به این سُنّت پایبَند بودیم و فُرصَتِ خوبی شد تا کودَکانِ دِلبَندِمان تَنی به آب زَدِه و دَقایِقی به « آب بازی » بِپَردازَند که خاطرۀ آن برایِشان به یادماندَنی شده است .

از جاهایِ دیگَر روستا که هَنوز مَزِّۀ آن زیرِ دَندانِمان ماندِه و ما را به دورانِ کودَکیمان بُرد و مَزِّۀ اَنگورهایِ دَهِۀ شَصتِ باغِ پِدَربُزرگِمان را به یادِمان آوَرد ، باغِ اَنگور و اَنارِ جَنابِ یاقوتیان بود که به قولِ خودِشان بِدونِ اِستِفادِه از هیچ مادِّۀ شیمیایی و کامِلاً اُرگانیک تَوَسُّطِ مادَرِ بُزرگوارِ ایشان نِگَهداری می ­شود که جا دارد در اینجا از این مادرِ مِهربان ، شیرین ­سُخَن و خوش ­لَهجِه ، بابَتِ مِهمان ­نَوازی بی ­حَدِّ و حَصرِشان تَقدیر و تَشَکُّر نَماییم .

هرچند فُرومَد دارایِ جاذِبِه ­هایِ تاریخیِ دیگَری نیز هست اَمّا مُتَأَسِّفانِه ما به جَهَتِ ضیقِ وَقت نَتوانستیم به همۀ آنها سَر بِزَنیم

خُلاصِه هر چه از جَذّابیَّتهایِ فُرومَد بگوییم کَم گُفتِه­ ایم و پیشنَهاد می ­کنیم حَتماً به این روستایِ تاریخی سَفَر کُنید .

وَ السَّلام ـ سَعید روزبِه ـ تهران ۲۳ شَهریور ۱۴۰۳

ـ احتمالاً پَسوندِ « پرست » در تَرکیبِ « فُرومَدپَرَست » از ریشۀ « پرستار » باشد .