پاسُخ به مسئول کتابخانه و عُضو شورا
برای مطلبِ قبلی مسئول محترم کتابخانه و عُضو شورایِ فُرومَد نوشته بود :
سلام
اوّلا اینکه تعدادِ پاکتها کم بود و در چاپ و تهیّۀ پاکَت مُحاسبه اشتباه داشتیم و برای تَعدادی از مِهمانان از پاکَتِ معمولی استفاده کردیم ، بَنده میخواستم نمونه ای برای خودم به یادگار از مَراسم نگه دارم ولی آن را هم به یکی از مهمانان دادم ، انتظار می رفت شما هم آبروداری می کردید و درخواستِ شَخصی را در فَضای مَجازی مطرح نمی کردید .
و اینکه یک پاکتِ خالی ارزشِ آن را ندارد که به عُنوانِ گِلایه از شورا در گُروهِ دوستدارانِ کتاب از طرفِ پَژوهشگر و نویسنده مَطرح شود .
بهادری
.......................................................
پاسخ آن :
سلام بر شما
من این درخواست را پارسال ، چند روز بعد از پایانِ هَمایش ، هم از شما و هم از رئیسِ شورا داشتم ، هر دو پاسخِ مُثبت دادید ، صُحبَت از تمام شُدنِ پاکتها نبود ! تازه متوجّه شدید که پاکتها تَمام شده بود !
ـ تمام شد ؟ خُب ، سِفارش می دادید چند نسخۀ دیگر چاپ کنند ، تا نمونۀ کارِ خودمان را داشته باشیم ، یک نمونه هم در کتابخانۀ به عُنوانِ کارِ فرهنگی می ماند .
خودتان می دانید که بحثِ پاکَت فَرعِ موضوع است ، اَصلِ قَضیّه رفتارِ ناصَوابی است که اَنجام گرفته است .
وانگَهی کدام درخواستِ شَخصی ؟! هم در متن گفته شده و هم شَخصِ شما می دانید که من برای چه می خواهم .
اینکه شما گُفته ای : « بنده میخواستم نمونه ای برای خودم به یادگار از مَراسم نگه دارم ... » این درخواستِ شخصی است ولی اینکه بخواهید یک نمونه برای کتابخانه نِگَه دارید ، این که درخواستِ شَخصی نیست و می دانید که خواستۀ من هم از این مَقوله است . یعنی من اَصلاً این پاکتها را ندیدم و حَتّی عَکس آن را نداشتم که در اینجا دَرج کنم . مگر شما به عُنوانِ عُضوِ شورا ، در جَلَسۀ فَرمانداری مَیامی که با حُضورِ مُدیر کُلِّ ارشاد و فَرماندار و امام جُمعه و ... برگُزار شد نَشنیدید که مُدیرِ کُلِّ ارشاد گفت : آقای یاقوتیان نمایندۀ ماست ، کارها را با ایشان هماهنگ کنید . این چطور هماهنگی بود که من نه از طَرّاحی پاکتها با خَبَر شدم ، نه از تَعداد و نه از نَحوۀ توزیعِ آنها ؟!
یعنی به رئیسِ شورا هم که پیشنهاد دادم : حالا که می خواهید یک طَرَفِ پاکَت را عَکسِ آرامگاه ابن یمین حَکّ کنید طرفِ دیگر را عکسِ مسجد جامِع بزنید . هنوز نمی دانم که آیا این کار شد یا نه ؟!
به قولِ یکی از بُزرگان ؛ برای یک کارِ اشتباه اگر هزار دَلیل بیاورید می شود هزار و یک اشتباه !
بفرمایید آبروداری یعنی چه ؟ به هر حال به این کارهایِ اشتباه کُجا باید پَرداخت تا نَقصها برطرف شود ؟ می فرمایید در گروهِ دوستدارِ کتاب ؛ طَرح نشود لابُد جایِ طرحِ آن در گروهِ شیپورِ فُرومَد است ؟!
چرا کارها به سامان نمی شود ؟ چون به جایِ پَذیرشِ اشتباه و عُذرخواهی و اِصلاح ، اداره کُلّ هم می آید همین گونه توجیه می کند ! با سَبُک کردنِ موضوع که ؛ یک پاکتِ خالی اَرزِشِ آن را ندارد ! مُشکِل حَلّ نمی شود ، ما به همان پاکتِ خالی نرسیدیم ، پاکتِ پُر پیشکشِ علاقِه مَندانش !
اگر بگویم : چِرا شورا به تَعدادِ مهمانها از کتابهایِ من نخرید تا به مهمانها سوغات بدهد که می گویید : وقتی اداره کُلّ که بانیِ هَمایش است هَزینه نمی کند شورا از کُجا بیاورد ؟!
خُب ؛ خریدِ کتاب را که از شما نخواهیم ، پاکتِ خالی را هم به شما نگوییم !
به قولِ سُهرابِ سِپِهری ، من چقدر باید نَرم و آهَسته گام بردارم که یک وقت چینی نازُکِ آبرویِ شما تَرَک برندارد ؟!
عَجَب ! عَجَب ! بعد از یک سال که من گفته ام : بالایِ چَشمِ شورا اَبرو است ! آبروداری نکرده ام !
یکی از دوستان که برای خَریدِ کتاب به دَربِ حَیاط آمد گفت : خُب ، من اگر چیزی بگویم ، فِکر می کنند برای غَذا و شِکَم بوده است ، خُب ، درست است که ما فُرومَدی هستیم ولی ما هم که فَقَط برای هَمایش از شاهرود به فُرومَد آمدیم ، مُجَرّدی هم آمدیم ، درگیرِ هَمایش هم بودیم ، ظُهر برای ناهار باید کُجا برویم ؟ خُب ، هَزینۀ غَذا را از ما می گرفتند و فِکرِ غَذایِ ما را هم می کردند . اگر ما به دَعوت پاسُخ ندهیم ناراحت می شوند که چِرا اعتنا نکردند ، خُب ، وقتی ما اعتنا می کنیم ، چِرا شما بی اعتنایی می کنید ؟!
می بینید که نَقص هست ، با نَگُفتن هم برطرف نمی شود ، تَکرار می شود .
من برای کارهای اِجرایی و هَزینۀ بَنِرها و نَصبِ بَنِرِ آرامگاه ابنیمین و ... با شورا هَماهَنگ کردم ، اگر رئیسِ شورا هم در این مورد با من هَماهنگ می کرد ، اِشکالی داشت ؟ نه ، وَظیفه اش بود . مگر شما که در موردِ « دیوار نوشته ها » با من هَماهنگ کردید ، ضَرر کردید ؟! خُب ، برای طَرّاحی پاکَت و تَعدادِ آنها و ... شورا هماهنگ می کرد ، چه بَسا برای مُحتوایِ داخِلِ پاکَت ، شِعر مُناسبِ هر سوغاتی از دیوانِ ابن یمین انتخاب می شد . نه اینکه من نفهمیدم اَصلاً سوغاتیها چی بود ؟ مگر اَساسِ کارِ شورا بر مَشورَت نیست ؟!
شما که هم عُضو شورا هستی و هم مسئولِ کتابخانه ، چِرا داخلِ این پاکَتِ سوغاتی یک کتاب نَگُذاشتید تا کتابهایی که من چاپ کرده ام رویِ دَستم نَمانَد ؟ مثلاً کتابِ « مُکاتبات و مُراسلاتِ ابن یمین فَریُومَدی » که برای اوّلین بار چاپ شد ، از یک بستۀ فِلفِل کَم می آورد ؟!
برای آقای شَهنما نانِ حَویجی و یک کتاب هدیه بُرده بودم در پاسُخ یک مَثنوی برایم فرستاده بود ، آغازِ آن چُنین است :
نانِ فِلفِل رسید ، « مَهدیجان »
با کِتابی که بود هَمرَهِ آن
مَثَلِ فِلفِل و فُرومَدِتان
مَثَلِ زیرِه است با کِرمان

می شد چُنین کرد ، نکردید !
myaghoutian@yahoo.com