جمعه بازار اَرکان

« اَرکان » روستایی است از بجنورد / خُراسانِ شُمالی . از « بجنورد » که به سَمتِ « بِش قارداش » بروی ، در میانۀ راه ، دَستِ راست ، راه را که به سَمتِ کوه کَج کُنی و دیمِه زارها را پُشتِ سر بِگُذاری ، « اَرکان » خودش را نِشان می دهد . آنجا که برسی ، می بینی « اَرکان » به کوه تَکیه داده است !
اگر یک صبحِ دِل اَنگیز در کوچه باغهای اَرکان قَدَم بزنی ، آن هنگام که چَشمِه سارها و پَرَندگان به تو خوشامد می گویند ، با خود می گویی : مَگَر ناصِر خُسرو قُبادیانی هم از این روستا عُبور کرده و این مَنظَره ها را دیده که سروده است :
هَمی تا در تَنم اَرکان و جان است
به نیکی کوشَد از من جان و اَرکان ؟!

نِگارَنده در تاریخ 17 شَهریور 1392 از نَزدیک اَرکان را دیده است .
شما هم اگر می خواهید « اَرکان » را از نَزدیک بِبِینید ، طوری بَرنامه ریزی کنید که یک روزِ جُمعِه آنجا باشید ، به اِصطلاح هم فال است و هم تَماشا ! هم اَرکان را می بینید ، هم جُمعه بازارش را ! آن که دیگر گُفتنی نیست ، دیدنی است !

دکتر موسی عُمرانی از دوستانِ من که چند سال در « دبیرخانۀ دینی » همکار بودیم چند عَکس و فیلم از جُمعِه بازارِ اَرکان برایِ من فرستاده است ، همین « خِطّۀ فَریُومَد / فُرومَد » موجِب شد که آقای عُمرانی هم به اَرکان شناسی مُشتاق تر شود و پایۀ وبلاگِ اَرکان شناسی را بِنَهد .
اَرکان گُهر است و ما نِگاریم همه
وز قَرن به قَرن یادگاریم همه
ناصِر خُسرو قُبادیانی




myaghoutian@yahoo.com