فریومد / فرومد چه چیز نیست ؟! ( 4 )
فریومد / فرومد چه چیز نیست ؟! ( 4 )
سه شنبه 11 تيرماه 1392 خورشيدي برابر با 23 شعبان 1434 هجري قمري است . 692 سال پيش در چُنين روزي ، وزير خراسان ، « خواجه علاءالدّين محمّد فريومدي » را به قول نايب فریومدی ، غیاث الدّین بن علی : سربدالان شهيد كردند يا به قول ابن يمين : علاءالدّين محمّد به سوی جنّت روان شد !
علاءالدّین محمّد ، علاءالدّین هندو نیست !
برخی خواجه علاءالدّین محمّد را با خواجه علاءالدّین هندو یکی دانسته اند . مثلاً دولتشاه سمرقندي نوشته است : « ... امّا وزیر خیّر مکرّم ، خواجه علاءالدّین محمّد اباً عن جدّ از صنادید خراسان است و در روزگار سلطان ابوسعیدخان ، وزیر به استقلال بوده و امور خراسان سالها بدو مفوّض بوده و در قصبه فریومد شهرستان را او بنا کرده و عمارتی عالی است . [ تذکرة الشّعراء ، صص 204 ـ 206 ]
حَبَّـذا شهـر علائیّـه و شهــــــرستـانش .......... خُـرَّمــا نُـزهَت بـاغِ خـوش و باغستانش
کیست بانیش؟ علاء دُوَل و دین که بُوَد؟ .......... ناوَرَد مثل به صد قَرن و به صد دورانش
دیوان ابن یمین ، ص438
و در مشهد مقدّسه رضویه ( علی ساکنها السّلامُ و التّحیّة ) ایوان و مناره و عمارت ساخته و بعد از وفات سلطان ابوسعیدخان خواست تا امور خراسان را مضبوط دارد و لشکر جمع کرد و سر به داران بر او خروج کردند و در شهور سنه سبع و ثلاثین و سبعمائة [ 737 ] از سر به داران هزیمت خورد و لشکر سر به داران او را در نواحی کوهسار استرآباد گرفته به قتل رسانیدند . » [ تذکرة الشّعراء ، صص 204 ـ 206 ]
مرحوم حسینعلی باستانی راد در مقدّمه دیوان ابن یمین [ مقدّمه دیوان ، ص کط ، لا ، م ] و نویسنده « قیام شیعی سربداران » [ یعقوب آژند ، ص 138 ] به این نکته اشاره کرده اند که اینها دو نفرند نه یک نفر .
« علاءالدّین محمّد که تاریخ تولّد او دانسته نیست ، در سال 727 وزارت سلطان ابوسعید بهادر را به اتّفاق غیاث الدّین محمّد پسر رشیدالدّین فضل الله بر عهده گرفت ، امّا شش یا هشت ماه بعد غیاث الدّین در وزارت مستقل شد و علاءالدّین محمّد ریاست دیوان استیفای سرتاسر ممالک ایلخانی را به عهده گرفت ( حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، 621 ؛ خواندمیر ، 3 / 216 ) . وی در سال 730 با تنزّل مقام به وزارت خراسان برگزیده شد ( خواندمیر ، 3 / 218 ) . » [ رودگر ؛ قنبر علی ، ص 163 ـ 179]
وزیر مشرق و مغرب علاء دولت و دین ......... که در فضایل از اعیـانِ دهـــــــر شد ممتاز
جهان پناه وزیــــــرا ! تویی که باز کنی ......... دری که هست زِ رحمت به رویِ خلق فراز
بگیر مُلک خراســان ولی به استقلال ......... ممـان کــه کـــوف شـــود همنشین با بــاز
زِ یُمن مَـــــدحِ تو اندر زمانه ابن یمین ......... نمـــــــود در صُحفِ نظـــم ، آیتِ اِعجــــــــاز
ابن یمین ، ص 111 ـ 112
بعد از مرگِ ابوسعید منصبِ وزارت خراسان از طرفِ طغاتیمورخان [ از ۷۳۶ تا ۷۵۳ ه . ق ] که در گرگان بر سریرِ خانیّت نشسته بود موردِ تأیید قرار گرفت . محلِّ استقرارِ خواجه علاءالدّین محمّد در قریه فریومد بیهق [ در قلعه / حصار شهرستان ] بوده است . [ حقیقت ، عبدالرّفیع ( رفیع ) ، ص 234 ]
طبق گزارش شبانکاره ای [ یا نایب فریومدی ] در هنگام وفات سلطان ابوسعيد [ سال 736 ] که خواجه علاءالدّين محمّد وزیر بوده ، امير حياطغا در پی به دست آوردن حكم يرليغ جهت اِمارت خراسان به نام خود و راه وزارت به نام ... خواجه علاءالدّين هندو و عزل خواجه علاءالدّين محمّد از وزارت بوده و گزارش داده است که خواجه علاءالدّين محمّد تا سال 739 زنده بوده که ديگرباره پادشاه طغاتيمور را در نيشابور به پادشاهى بنشاندند . در رجب همان سال به طرف عراق روانه شده ، در ذوالحجّه اين سال در حدود ساوه مقام نموده ، در غرّه محرم 740 در مقام كالپوش نزول فرموده است . و گفته است : خواجه علاءالدّين محمّد را در قلعه كملى كبودجامه سربدالان شهيد كردند . [ شهرستان مینودشت به کبودجامه معروف بوده است . ] ، [ شبانکاره ای ( یا نایب فریومدی ) / 2 ، ص 306 ]
محلّ كشته شدن علاءالدّين محمّد
دولتشاه : « در قریه دلآباد از حـدود کوهسار کبودجامه »
حبیب السّیر : « در حـدود شهـرک نو »
مجمل فصیح خوافی : « در حـدود مازندران »
ابن يمين : « سربيشه »
نایب فریومدی : « قلعه كملى كبودجامه »
ابن یمین هم واقعه قتل علاءالدّين محمّد وزیر را چهارشنبه 23 شعبان 742 گزارش کرده است :
زِ هجـرت هفتصـد بود و چهل و دو .......... سه بر عشـرین فزوده مـاه شعبان
به روز چهـــارشنبه در گَـهِ چاشت ......... زِ بَـد فعلـــی این گــردون گـــــردان
علاءالــدّین و الــدّنیــــــــا محمّـــد .......... وزیــر شـه نشــــــــان مُلـک ایـران
زِ سر بیشه سوی جنّت روان شد .......... که جانش تـازه باد از ابــر غُفــــران
جلال مُلک و دین زان گُلشن آمـــد ......... گُلی خُـــــرّم دل و شاداب و خنـدان
مبـــادا بی چُنین گُل گُلشن مُلک .......... که هست این یادگاری در گلستان
ابنیمین ، ص 571
حکیم الدّین فریومدی کتاب « الحِکمَةُ فِی الاَدعِیَّةِ وَ المَوعِظَةُ لِلأُمَّةِ » را به قول خودش به نام ؛
خـواجـــه دریــادلِ والا گُـهَـــــر .......... صاحب اَعظــم وَزیــر بَحـر و بَـرّ
( عَلاءُ الدِّین مُحَمّد بن عِمادُ الدِّین مُحَمّد بن تاجُ الدِّین محمودِ بنِ زَنکیِ بنِ طاهِرٍ الفَریوَمذیّ ) تألیف کرده است . همان که ابن یمین درباره اش می گوید :
محیطِ مـرکـزِ رَفعت ، سپهـرِ جــاه و جَلالت .......... علاء دولـــــت و ملّــت ، محمّـد بن محمّـد
وزیـــرِ شاه نشـان ، آن که دولت ابــدی را .......... جنـــاب او بود از کایِنـــات مـرجـع و مقصــد
سپهــرِ مهـرِ فتـوّت ، محیطِ مـرکـزِ جـــــود .......... علاء دولت و دین ، سَــروَرِ ستــوده خِصـال
محمّد بن محمّد که در فنـــــون هنــــــــــر .......... کمــال یــافت کــزو دور مــانـد عیـن کمــال
سپهرِ حشمت و رَفعت ، علاء دولت و دین .......... که گِـرد مرکـز مدحش ، بُــوَد مـــدار سخن
محمّد بن محمّد که در ممـــالک فضـــــــل .......... زِ فـــرّ مـدحــت او بینـــم ، اشتهـــار سخن
ابن یمین ، صص 59 ، 124 ، 145
« سعدالدّین کالونی » هم مانند « ابن یمین » از او به عنوان « محمّد بن محمّد » یاد کرده است .
خــدايگـــــان وزيــران علاء دولت و دين .......... عِـمـــــــــاد كعبـه اسلام و قبلــه زوّار
محمّد بن محمّد که يُمن همّت اوست .......... مُعيـن و مُظهِـــــرِ دينِ احمــد مختـــار
فرائد غياثي ، 2 / 46
نکته : خواجه وجيه الدّين مسعود دومین حاکم سربه دار از 738 تا 745 در سبزوار حکومت داشته ، ابن یمین حدّاقلّ 5 قصیده و یک قطعه در مدح او سروده است . در سالِ 743 در رکابِ او بوده که دیوانش گُم شده و به اسارت درآمده ، در این زمینه در مقدّمه دیوانش می گوید : « ناگاه از قضای آسمانی و تقدیر یزدانی در محاربه که شیخ الاِسلام سلطان اولیاء اللهِ العِظام مُرشد السّالکینَ اِلَی الثَّوابِ مُنقِذ الهالِکینَ مِنَ العِقابِ شیخ حسن قَدَّسَ اللهُ نَفسَهُ و جَعَلَ حَظیرَة القُدس رَمسه و سلطان اسلام شهنشاه هفت اقلیم المُؤیّد مِنَ السّماءِ المُظفَّر عَلَی الأعداءِ وَجیه الحقّ و الدّین مَسعود صَبَّ اللهُ عَلیهِ رجال رضوانه و اسکنه بحبوحه جنانه را با لشکر هراة در ولایت خواف در سیزدهم صفر سنة ثلاث و اربعین و سبعمأة واقع شد . »
و کارنامه در سالِ 741 سروده شده ، یعنی ابن یمین در این زمان در فریومد نبوده و نبودنش هم به درازا کشیده که غمگنانه آن اشعار را سروده ، در سبزوار هم نبوده ، چون می گوید :
که در غربت مرا تا چند مانید .......... به همّت با خراسانم رسانید
دیوانِ ابن یمین ، ص 588
بعد در همین سالهایی که دومین حاکم سر به دار را مدح می کند ، در « کارنامه » ، « علاءالدّین محمّد » را که در 13 شعبان 742 هجری به دستِ سر به داران کُشته شده ، مدح كرده است ، طُرفه آنکه « علاءالدّین محمّد » در سالِ 741 هنوز در فریومد در حصارِ « شهرستان » وزیر بوده ( و حکیم الدّین محمّدبن علی النّاموس الخواری الفریومدی که ابن یمین در ماه رجب سالِ 732 در فریومد به کتابخانه اش رفته است ، ) مشاور وزیر بوده است !
بـرو اوّل بـه شهـــرستـــــان خُـــرّم .......... که بادند اهل وی ، پیوسته بی غم
گُــذر کن سـوی درگــــــاهِ وزیــــری .......... که بـاشـد بنـــده او ، هــر امیـــری
عـلاءِ دولــت و ملّـــت محمّـــــــــــد .......... که زیــــرِ پـــای دارد فــرقِ فـرقــــد
پس آنگـه سـوی مـولانــای اعظـم .......... به دانـش ســــــــــــــــرورِ اولاد ِآدم
حکیـــم مُلـک ، استـــاد زمـــــــانـه .......... چــــو یک فن در همه فنّی یگــــانه
ولـی از راه اخـلاص این جســــارت .......... نمـــودم ای مُشیــــر انــــــدر وزارت
دیوانِ ابن یمین ، ص 576
* * * * * * *
علاءالدّین هندو ... مشهورترین پسر خواجه وجیه الدّین زنگی است ، قدیم ترین تاریخی که در منابع به زندگی او اشاره شده مربوط به حوادث سال 704 است . به نوشته وصّاف ، در این سال غازان خان ، علاءالدّین هندو پسر وجیه الدّین را که یک چند از امـور دنیـوی روی گردانده و در اندیشه آخـرت می بوده ، به وزارت منصوب کرد ( وصّاف ، 251) .
بنا بر نوشته فصیح خوافی در سال 710 علاءالدّین هندو به همراه چند تن از مقامات دستگاه حکومتی ایلخانان به سفارت به نزد ملک غیاث الدّین محمّد کرت به هرات فرستاده شد . وی پس از بازگشت از این سفر در گزارشی به اولجایتو پیش بینی کرد که به زودی پادشاه آل کرت بر ایلخان طغیان خواهد کرد ( فصیح خوافی ، 3 / 18 ) .
اطّلاع بعدی ما درباره وی مربوط است به انتصاب او به فرمانروایی کرمان و مناطق ساحلی آن در سال 713 ( کاشانی ، 154 ) . از این گزارش می توان دریافت که مدّت وزارت او نباید بیش از سه سال بوده باشد .
در كتاب فرماندهان كرمان ، فرمانروايي او سال 716 هجری ـ 1316 میلادی دانسته شده است . ( احمدي كرماني ، ص 268 )
حکیم الدّین فریومدی کتاب « تحفه جلالیه » را به نام « خواجه جلال الدّین ابویزید بن صاحب الشّهید وجیه الحقّ و الدّین زنگی بن الصّاحب السّعید خواجه عزّالحقّ و الدّین طاهر الفریومدی » نوشته است .
جلال الدّین ابویزید بر خلاف پدر و نیایَش آوازه ای مناسِب مناصَب خویش نیافت . [ رودگر ؛ قنبر علی ، ص 163 ـ 179]
شبانکاره ای [ یا نایب فریومدی ] گزارش داده است که « خواجه جلال الدّين بايزيد [ ابایزید / ابویزید ] برادر خواجه علاءالدّين هندو به وقت توجّه خراسان در سمنان وفات يافت . » [ مجمع الانساب / 2 ، ص 326 ] ابن یمین درباره علاءالدّين هندو می گوید :
وزیـــر شـــاه نشـان آصـفِ سلیمـــان فـــــــر .......... کـه آسمـــانش لقب مـالـک الـرّقـــاب دهــــد
علاء دولت و دین هنــدوی مبـــــــــــارک رأی .......... که تیــــغ او زِ رقـــاب عـــــدو قـــــراب دهــــد
روز جشن عــرب است ای مَه خوبـان عجــم .......... وقت شـــادی است مبــــاش از غـم ایّام دُژَم
آصــف عهــــد ، علاء دول و دیـــن هنــــــــدو .......... کـه بـــود تــارک تــــرک فلکـش زیـــر قــــــدم
مـــرا زِ خــدمت عــالــی جنـــاب آصفِ عهــد .......... علاء دولــت و دیـن هنـــدوی مبـــــــــارک رأی
ملامت آن نَفَس افزود و نفـرت آن دم خاست .......... کـه عـــزم ثــابت او بـرفـت پـــای از جــــــــای
ابن یمین ، ص 67 ، 132، 544
نتیجه گیری
ـ چُنانکه برخی پنداشته اند « علاءالدّین محمّد » و « علاءالدّین هندو » یک نفر نیست بلکه دو نفرند .
ـ در سال 736 که « علاءالدّین محمّد » ، وزیر بوده ، در پی عزل او و نصب « علاءالدّین هندو » بوده اند . [ شبانکاره ای ( یا نایب فریومدی ) / 2 ، ص 306 ]
ـ « علاءالدّین محمّد » نام پدرش هم « محمّد » است ( عمادالدّین محمّد واقفِ خانقاه سلطانیّه زنجان ) [ حکیم الدِین فریومدی ، نسخه خطّی حدائق الوثائق ]
ـ « علاءالدّین هندو » ، ( برادر خواجه جلال الدّين بايزيد واقفِ خانقاه فریومد ) لقب پدرش « وجیه الدّین زنگی » است . [ حکیم الدِین فریومدی ، نسخه خطّی حدائق الوثائق ؛ شبانکاره ای [ یا نایب فریومدی ] / 2 ، ص 326 ]
ـ « علاءالدّین محمّد » و « علاءالدّین هندو » هر دو از خاندان زنگی بن طاهر فریومدی ، هر دو وزیر و هر دو ممدوح ابن یمین بوده اند .
ـ حکیم الدّین فریومدی کتاب « الحِکمَةُ فِی الاَدعِیَّةِ وَ المَوعِظَةُ لِلأُمَّةِ » را به نام ؛ عَلاءُ الدِّین مُحَمّد بن عِمادُ الدِّین مُحَمّد و کتاب « تحفه جلالیه » را به نام « خواجه جلال الدّین ابویزید برادر علاءالدّین هندو » نوشته است .
* * * * * * *
نکته در مورد تشکیک نشانی مجمع الانساب و ذیل آن [ شبانکاره ای ( یا نایب فریومدی ) / 2 ، ص 306 ]
ـ کتاب مجمع الانساب و ذیل آن را میرهاشم محدّث تصحیح و چاپ کرده است . در این چاپ ، ذیل در پی کتاب مجمع الانساب و در صفحه 339 تا 349 جای داده شده که قطعاً اشتباه است چه با مطالعه کتاب و دقّت در تاریخ های ذکر شده معلوم می گردد که در واقع باید صفحات 306 تا 349 همه را جزو ذیل مجمع الانساب به شمار آورد . [ رودگر ؛ قنبر علی ، شماره 68 ، ص 163 ـ 179 و جعفری مذهب ؛ محسن ، شماره 30 و 31 ، ص 249 تا 255 ]
* * * * * * *
فهرست منابع
حذف شد .
وب سايت « جديد آنلاين » در تاريخ 29 خرداد 1391 مطلبي درج نموده كه در آن ، اين دو شخص يكي دانسته شده كه در 13 مهر 1391 بدان پاسخ داده شده است .
http://www.jadidonline.com/story/18062012/frnk/farumad_mosque_iran
وب سايت « اخبار جامع شهرستان ميامي » در 4 شهريور 1391 مطلبي درج نموده كه در آن ، اين دو شخص يكي دانسته شده كه در 13 مهر 1391 بدان پاسخ داده شده است .
وب سايت « دايرة المعارف طهور » مطلبي درج نموده كه در آن ، اين دو شخص يكي دانسته شده است .
myaghoutian@yahoo.com