خاطرات حَجّ / 1 ـ شیخ حسن نهضتی
عَقلانیّت ، پیش درآمَد تَبلیغ
رعایت نکردنِ عُنصُرِ زَمان و مَکان ، « دیوار چیدن » بر بُنیانِ سُست است .
روز یازدهم ذی الحَجّه در مَسیرِ بازگَشت از رَمیِ جَمَرات تَعدادِ کَمی حاجی که بیشتر آنها جَوان بودند را دیدم که شِعر در وَصفِ امام حُسین عليه السّلام می خواندند ( مثلِ روضه ) من سُؤال کردم : چِرا در خیابان صدا بُلَند می کنید ؟
در جواب گفت : دوست داریم ! چه اِشکالی دارد ؟
گفتم : بسیار خوب ؛ در دِل زِمزِمه کنید .
گفتم : آیا صدا بُلَند کردن ، لُزومی دارد ؟ آیا تَأثیر دارد ؟ این مَردُم با این سَبک و کارِ شما نه شناختی دارند و نه عَلاقهای ، اینها صدا بُلَند کردن در خیابان را شایسته نمی دانند . اَساساً شناختی از اِمامَت به مَعنایِ خاصّ ندارند و ممکن است مُفید نباشد که ضَرر هم داشته باشد . اگر قَصدِ تَبلیغِ امامت دارید این رَوِش ناکارآمد است . میوه محصولِ چندین سال مُواظبَت بر بُن مایۀ درختکاری است . تا زیر ساختِ فِکری آماده نشود ثَمَره ندارد .
گفت : می تَرسی مَشدی ؟
گفتم : بَله .
بَعد از مُدّتی شَخص خواننده که جَوانی حُدودِ ۳۵ سال داشت و در بُطری آب می خواند ، مَدّاحی را تَمام کرد .
به ایشان رو کردم و گفتم : چِرا بُلَند می خوانید ؟ اینجا ( عربستان ) صدا بُلندکردن در خیابان را خوب نمی دانند . آن هم در مسیرِ اَعمالِ حَجّ .
بِدونِ فاصله خِطاب به خودش یک کَلمه ای گفت از کَلَماتِ چاله میدانی و گفت : ما کُ... خولیم و دیگر قَطع کَلام کردم .
رفتم جُلوتر ، گُروهی را مُشاهده کردم که در مَدحِ حضرتِ مهدی شِعر می خواندند . باز همان پُرسشهایِ گُروه اَوّل را با آنها در میان گُذاشتم .
گفت : چه اِشکال دارد ؟
گفتم : ما شَرایطی و تَعَهُّداتی به عَرَبستان دادیم که باید پایبَند باشیم .
نمایندۀ رهبری در حَجّ آیت الله ریشَهری می فرمود : اینگونه رَفتارها باعِثِ مُزاحِمَت در مَسیرِ حَجّ است و برای مَردُمِ اینجا هم تأثیری ندارد . عَلاوه در مُذاکراتی که با مسئولینِ حَجّ عَرَبستان داریم ، گاهی عَکس و فیلمهایی به ما نِشان می دهند که در خیابان روضه خوانی می کنید و این خِلافِ تَعَهّدات است . قُرآن می فرماید : به عَهدِتان وَفا کنید .
من به آن حاجیانِ مُحتَرم گفتم : در این شَرایط اَنگُشت نَما می شویم . علاوه بسیاری یا اکثرِ این مَردُم اطّلاعات و باورهایِ ما را ندارند و آشنایی با فَرهنگ و عَقایدِ ما ندارند . این گونه کارها و شِعرخوانیها یا روضه ها بی نَتیجه است و ثَمَره ای هم برای مَکتب و شیعیان و ایرانیان ندارد . در کشورِ عَرَبستان این همه جَمعیّت میلیونی ، اَغلَبِ قَریب به اتّفاق ، اَذکار را در دِل می گویند .حتّی در نَماز و طَواف و سایرِ اَعمال سُکوت دارند و در فَرهنگِ شیعه هم داریم . مثلاً مَراجِعِ تقلید می فرمایند : « امام جَماعت در نماز ؛ بهتر است صَدایِ مأمومین را نَشنَود . » اگر قَصدِ تَبلیغ دارید این رَوش مُفید نیست .
با عَصبانیَّتِ تَمام به من گفت : بِرو دورِ خانۀ خُدا همان وَهّابیها را نَصیحَت کُن و با بی اِعتِناییِ مَحض ارتباط را قَطع و مَسیرش را تغییر داد .
تَعَصُّب اگر پشتوانۀ اَخلاق و تَفَکُّر نداشته باشد در مَواردي آسیب زا است .
اُدْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ . ( النحل ، 16 / ١٢٥ )
[ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ] ﺑﺎ ﺣِﻜﻤَﺖ ﻭ ﺍَﻧﺪَﺭﺯِ ﻧﻴﻜﻮ ﺑﻪ ﺭﺍﻩِ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺩَﻋﻮﺕ ﻛُﻦ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﻴﻜﻮﺗﺮﻳﻦ ﺷﻴﻮﻩ ﺑﻪ ﺑَﺤﺚ [ ﻭ ﻣُﺠﺎﺩﻟﻪ ] ﺑِﭙَﺮﺩﺍﺯ .
مَوعظه با قیدِ حَسَن آمده ، جایی که مُخاطَب تَوَجُّه ندارد یا عَلاقه ای به شنیدنِ پَند ندارد مَوعظه غیرِحَسَن است . ( آیت الله جَوادی آمُلی )
« یکی شُدن » چاقوکِشی ندارد !
همیشه با خودم می اَندیشیدم با این حَجم از زیادی جَمعیّت و فِشار و تَزاحُم برای همدیگر و گاه آسیب دیدن ، در طَوافِ حَجّ ( چَرخیدن دورِ خانۀ خُدا ) چِرا حَدِّ اَقَل جَرُّ و بَحث نمی شود ؟چِرا از همدیگر سِبقَت نمی گیرند ؟ چِرا دَعوا نمی کنند ؟ چِرا تَذَکُّر و اَمر و نَهی نمی کنند ؟ و بِالاَخره با این َحجم از اِختِلاطِ زَن و مَرد چِرا دَعوا و چاقوکِشی نمی شود ؟
تا اینکه روزی در طَوافِ کَعبه بودم که دَستَم مُحکَم خورد به چَشم و صورَتِ فَردی ، مُتَوَجّه شُدم چَشمِ آن طَواف کُنندۀ عَزیز دَردِ شَدیدی گرفت ، ناراحت شدم به خودم نَهیب زدم : ای بابا مثلِ بچّۀ آدَم ( حضرت ابراهیم ) طَواف کُن یا لا اَقَل مگر این نیست که مَسیرِ هاجَر آمده ای ، دِل به خُدا بِده آرامِش داشته باش ، از یک زَن عاقِله مثلِ هاجَر که تَمامِ وجودَش را خُدا پُر کرده ، طَواف و سَعی را یاد بگیر . آقایِ حَسَن ! نَه مثلِ اُلاغ لَگَد بِپرانی و چشم بندۀ خُدا را ناکار کُنی !
با خودم اَندیشیدم که خَطایِ غیرعَمدی ولی زشتی مُرتَکِب شدم ، نه زَبانش را می فَهمیدم که با کَلَماتِ مَحَبَّت آمیز جُبران کنم نه موجِ جَمعیّت اِجازه می داد . تنها به ذِهنم رسید که باید تَلاش کنم تا عُذرخواهی کنم . با اِشاره و حَرَکات عُذرخواهی فَراوان کردم . ناگَهان سَرَش را آورد جُلُوِ صورَتم ، خَیال کردم می گوید : براي اینکه تربیت بِشَوی سَرَم را بوسه بِزن . مُتَوَجّه شدم میگوید : با دَستی که به صورَت و چَشمَم آسیب زَدی با همان دَست رویِ سَرَم بِکِش تا سَرَم را مُتَبَرّک کُنی ! آنجا بود فَهمیدم ... اگر حالَتِ آرامش و حُسنِ ظَنّ نباشد در هر لَحظِه مُمکِن است چاقوکشیهایی بِشَوَد !
به اُمیدِ روزی که دَعواهایِ خیابانی خُصوصاً و اختلافاتِ خانوادگی نباشد و مَدینۀ فاضله باشد . خُدا همه جا هست .
به قولِ مولَوی : هَمدِلی از هَمزبانی بهتر است !
ای بَسا هِندو و تُرکِ هَمزَبان ـ وی بَسا دو تُرک چون بیگانگان
myaghoutian@yahoo.com