مصاحبه با خود / سه سالگی وبلاگ
مصاحبه با خود ! ( عاشقِ خویش شد دلبرِ رَعنایی ! )
ـ آقای یاقوتیان به سوّمین سالِ شروع به کار وبلاگ « خطّۀ فریومد / فرومد » رسیدیم . چه حسّی داری ؟
ـ الحمدلله ، شروعِ کار و ادامه اش تا اینجا به مَددِ او بود .
ـ چی شد که به فکرِ وبلاگ « خطّۀ فریومد / فرومد » افتادی ؟
ـ من دانش آموزِ دبیرستان که بودم در فرومد به کتابخانه ای که در محوطۀ آرامگاهِ ابن یمین بود می رفتم و کتابِ « تاریخ بیهق » و « تاریخ قومس » و ... را امانت می گرفتم ، می خواندم و مطالبی که در بارۀ فریومد بود یادداشت می کردم . هر وقت مطلبی در بارۀ فرومد پیدا می کردم آن را ثبت می کردم . منظور علاقه به این مطلب داشتم . بعد دیدم در فضایِ مجازی در بارۀ فرومد که جستجو می کردی « لم یکن شیئاً » یا چیزی نبود ، یا « لم یکن َشیئاً مذکوراً » چیزِ قابلِ ذکری نبود . گفتم : باید کاری کرد .
ـ به اهدافتان رسیدید یا نزدیک شده اید ؟
ـ الحمدلله ، الآن که در فضایِ مجازی در بارۀ فرومد جستجو می کُنی آن تهیدستی قبلی نیست . بیش از دویست مقالۀ علمی و حدودِ ششصد عکس در این خطّه منتشر شده است . نوشتنِ مطالب غیرمستند در بارۀ فرومد پایان یافته ، آن افراد هم البتّه خیلی زود متوجّه اشتباه خودشان شدند و ادامه ندادند . افرادی هم که دنبالِ مطلب در بارۀ فرومد می گردند دیگر سراغِ مطالبِ غیرعلمی و غیرمستند نمی روند . من به سُراغِ بعضی فضاها رفتم و آنها را از غیرعلمی بودنِ مطالبشان دربارۀ فریومد / فرومد باخبر ساختم . اینها اثرِ خودش را داشته است . چند مطلب هم با عنوانِ « فریومد / فرومد چه چیز نیست ؟ » نوشتم که در آنها به اشتباهاتِ لغتنامه ها و کُتبِ دانشگاهی و مقالاتِ علمی در بارۀ فریومد / فرومد اشاره کردم .
این وبلاگ الحمدلله جایگاهِ خودش را پیدا کرده است . گر چه فرهنگِ نوشتاری هنوز در بینِ فرومدیها جا باز نکرده امّا حضوری که می بینند ، از وبلاگ و مطالبش اظهارِ خشنودی می کنند .
ـ تا کِی این خطّه ادامه دارد ؟
با خداست . رشتۀ تخصّصی من تاریخِ محلّی نیست ، یک دغدغه که دارم این است که پژوهش در این زمینه مرا از قرآن پژوهی که رشتۀ تخصّصی من است بازدارد . هر روزی که قصد کنم این خطّه به روز نشود مطالبش به گونه ای است که کُهنه نمی شود . اِن شاءَ الله دوستانِ دیگری بیایند و کارِ مفیدی انجام دهند .
ـ در فکرِ چاپ کتاب دربارۀ فرومد نیستید ؟
ـ چرا بعضی کارها در دستِ اقدام است . مثلاً مواردی که آماده یا تقریباً آماده است اینهاست :
« زندگینامه ، وصیّتنامه ، ... شهدای فرومد / فرومدی » ، « منشآتِ ابن یمین فریومدی » ، « ناز و نیار ابن یمین شبرغانی » ، « حدائق الوثائق ـ حکیم الدّین فریومدی » ، « الحکمة فی الأدعیّة و الموعظة للامّة ـ حکیم الدّین فریومدی » ، « فرومد در سفرنامه ها » ، « معرّفی کتابها و پایاننامه ها در موردِ فریومد / فرومد » ، « علاءالدّین محمّد فریومدی » ، « جامع المقدّمات و مقالات در مورد ابن یمین » ، « مجموعه مقالات در موردِ مسجدِ جامعِ فریومد » ، « مجموعۀ اشعار در بارۀ فریومد / فرومد » ، « از فریومد / فرومد تا مشهد » ، « دانشمندان فریومد / فرومد » ، « نصرت الله منوچهری ـ خانِ فرومد » ، « مزارات فریومد » و ... مطالبِ خودِ وبلاگ هم تحتِ عنوان خاطرات یا ... قابلِ انتشار است .
ـ اینقدر کتاب دربارۀ فرومد قابلِ چاپ است ؟
ـ من فقط چند نمونه را نام بُردم . « دیوانِ ابن یمین فریومدی » باید تصحیح شود . کتابِ « تُحفۀ جلالیّۀ حکیم الدّین فریومدی » باید منتشر شود . کار زیاد است .
ـ تا حالا کاری هم منتشر شده است ؟
ـ مقالۀ « از خانقاه فریومد تا خانقاه سلطانیّه » در « فرهنگِ قومس شمارۀ 50 ـ 53 » و « دو مزار فریومد / فرومد » در کتابِ « مزاراتِ ایران » دفتر اوّل منتشر شده است .
ـ در نوشتنِ مطالبِ وبلاگ با مشکل هم مواجه شده ای ؟
ـ از نظرِ تهیّۀ موضوع نه ، شاید از نظر اینکه کدام مطلب را بگذارم گاهی مُردّد شوم . من قبل از شروع به کار به اندازه ای که یکی ـ دو سال مطلب داشته باشم کار کردم بعد شروع به درجِ در وبلاگ کردم . شاید دو سالِ پیش بود یکی از دوستان می گفت : من هر هفته که مطلب می گذاری ، دغدغۀ هفتۀ آینده را دارم که باز هفتۀ آینده مهدی چه مطلبی دارد آیا می تواند تا هفتۀ آینده مطلب آماده کند ؟! ولی گویا حالا مطمئن شده که مطلب هست . البتّه نباید مغرور شد و از لُطفِ خدا نباید غافل شد که خدا در همۀ مراحل کمک می کند .
ـ با مشکلاتِ دیگری مواجه نشده ای ؟
ـ بعضی نظرّیات بی مورد می نویسند یا توقّع دارند طبقِ میلِ آنها مطلبی درج شود یا همان ناسزاهایی که در موردِ مطالبِ درج شده در موردِ خان بود و کار به مَحکمه کشید و هنوز ادامه دارد . واقعاً نمی شود که کتابی با نام « نصرت لشکر » نوشته شود و گُمان شود که آن شخص میرزا کوچک خان جَنگلی بوده امّا حقیقتِ مطلب گفته نشود در صورتی که اَسنادِ موجود چیز دیگری می گوید . در ذیلِ اَسنادِ رسمی نام و امضای حدودِ صد نفر از فرومدیها و ... است که از خـان و پـدرش شکایت کرده اند ( البتّه این فقط یافته های من تا کنون است . ) بحثِ خـانِ فرومـد یک واقعیّت است ، چه خوشمان بیاید چه خوشمان نیاید ، این بخشی از تاریخِ فرومد است که باید مکتوب شود . اگر ما آن را ثبت نکنیم ، پس چه کسی آن را باید ثبت کند . همانطور که ما می گوییم کاشکی گذشتگان تاریخِ فریومد را منسجم تر و شفّاف تر ثبت می کردند ، این حَسرت برای آیندگان هم پیش می آید که چرا ما اینها را ثبت نکرده ایم ؟ وانگهی چرا کسی که به مردم ظلم کرده ، خادم معرّفی شود ، ولی ما اگر بخواهیم از ظلمی که بر ما شده فریادی برآوریم حقّ نداشته باشیم ؟ آیا کسانی که مدّعی اند نباید پیشینۀ خانوادگی آنها را برمَلا کرد ، پاسخگوی کسانی که پیشینۀ خانوادگی شان سوخته ، هستند ؟! آیا آنها پاسخگوی آبروی هَدَر رفته دیگران هستند ؟ اگر این طور باشد هیچ گاه نباید از ظلمِ سمتگـرانِ تاریخ سخن گفت . چون هر وقت سخنی گفته شود به عدّه ای بر می خورد . اگر اینها تا وقتی وابستگان در قید حیات هستند مَکتوم بماند کسانی هم که می خواهند ثبت کنند بعد در قید حیات نیستند . سخن حقّ را باید گفت ، ابولهب عموی پیامبر است ، امّا قرآن خیلی درشت دربارۀ او و همسرش سخن گفته است و ... .
ـ شما با بیانِ بعضی ظلمهای خان به جای اینکه آبروی خان را ببرید ، آبروی فرومدیها را می بَرید ؟
ـ اصلاً این عنوان غلط است ، چون نه قصدِ آبرو بُردنِ خان در کار است ، نه قصدِ آبرو بُردن دیگران . فقط ثبتِ تاریخِ محلّی این منطقه است . احتمالاً این نوع پرسشها فرار به جلو است که بعضی حرفها گفته نشود چون احتمال می دهند که ادامۀ این مطالب دامنِ آنها را هم به جهتِ همکاری با خان بگیرد !
مظلوم بودن که بَد نیست ، ظالم بودن بَد است ، منظلم بودن ( ظلم پذیری ) بَد است . مگر هر سال شیعیان در محرّم فریادِ « یا حسین مظلوم » سر نمی دهند ؟! مگر از ظلم و جنایتی که بر او و خاندانش رفته سخن نمی گویند ؟! به اسارت رفتنِ خاندانِ امامت به دستِ حاکمیّت سرتا پا شقاوت چه معنا دارد ؟!
آیا نباید از مظلومیّتی که در طولِ تاریخ بر بیچارگان و محرومان شده سخن گفت ، چون وقتی نوعِ ظلمی که بر آنها رفته بیان شود موجبِ آبروریزی می شود ؟! به قولِ آقای دکتر معینی اینکه بگوییم : « بعضی مردم فرومد همداستان با خان بودهاند . » تُفِ سربالا است ولی واقعیّت است .
بعضی که می گویند : خان خودش خوب بوده اطرافیانش بد بوده اند یا او را به بد بودن کشانده اند . این هم حرفِ ناصوابی است . چون اگر کسی حرفش خریدار ندارد که خان نیست و اگر خان است که می تواند اطرافیانش را عوض کند .
در واقع طبقِ سخن امام علی (ع) هر کس با انتخابِ اطرافیانش خودش را می نمایاند ! انتخابِ والدین و عمو و دایی و ... دستِ افراد نیست امّا انتخابِ معاون و گُماشته و داروغه و ... دستِ افراد است و بر حسبِ حالِ خود ، آنها را انتخاب می کنند . نوعاً بیشتر اطرافیانِ آدمهای خوب هم خوب هستند که رستگار می شوند . پس نقشِ آن آدمهای خوب چیست ؟ آیا فقط این اطرافیان هستند که روی افراد مؤثّرند . اطرافیـانِ حسین بن علی خوب و اطرافیانِ یزید بَد بوده اند . پس تکلیفِ این دو امام حـقّ و باطـل چه می شود . آیا همۀ خوبیها و بدیها به پای اطرافیان نوشته می شود و افرادی که محور قرار گرفته اند پاداش و جزایی نمی گیرند ؟!
بعضی احکام که در مدینۀ پیامبر نازل شده به جهتِ آن است که آن گناه در مدینه رُخ می داده ، یعنی شهری که بر پایۀ وحی بنا شده یا بازسازی فرهنگی شده باز دچار نابسامانی است ، مهمّ این است که اکثریّت مردم اهل ایمان بوده اند . مگر فریومد / فرومد آرمانشهری است که نباید هیچ رُخدادِ ناگواری در آن اتّفاق افتاده باشد که بیانِ آن موجبِ آبروریزی نشود ؟! می بینید که طرحِ این پرسشها از طرف کسانی است که جُرأتِ آنکه نقاب از روی برگیرند ندارند ، در کمین نشسته اند تا مُچ بگیرند و این البتّه کارِ آدمهای بیمار است ! باز باید گفت : امام علی (ع) می گوید : نوشتۀ هر کس او را می نمایاند . لَحنِ گفته مهمّ است . « فِي لَحْنِ الْقَوْلِ » که قرآن می گوید برای چیست ؟ « ... وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ ... . » ، ( محمّد ، 47 / ٣٠ )
ـ آقای یاقوتیان شما چطور سه سالِ مُدام هر سه شنبه حدّاقل یک مطلب در وبلاگ درج کرده اید ؟ شما اینقدر منظّم هستید یا به خودتان فشار می آورید ؟ ببخشید ها ! این نظمِ زیاد نوعی وَسواسی نیست ؟!
ـ احتمالاً اگر منظّم نبود ، سؤال می شد چرا منظّم نیستید و حالا به منظّم بودن اِشکال می گیرید ؟
ـ ببخشید ، این نظم اینقدر زیاد است که در حقیقتِ شما خودتان از خودتان سؤال می کنید ؟!
ـ در واقع اینها سؤالاتِ مقدّر مخاطبان است . ببینید امام علی (ع) فرموده است : « اوصیکم بتقوی الله و نظمِ اَمرکم » پیامِ اینکه آن امامِ گرانمایه ، تقوی را همردیفِ نظم قرار داده و به هر دو سفارش کرده ، چیست ؟ کلمه که کم نیاورده است ؟! اگر این کار کمی به وسواسی تَنِه بزند ، آیا در بعضی جاها دقّت و مُراقبه داشتن بَد است ؟ کلمات که نباید ترسناک باشند ؟
گاهی مطالبِ چند هفته ، از قبل آماده است ، حتّی اگر روز سه شنبه برسد و مطلب آماده نباشد من نگرانی ندارم ، می دانم مطلب آماده و درج می شود . گاهی که به مسافرت می روم مطلب برای دو یا سه هفته آماده است و خودش به روز می شود . بدونِ نظم و برنامه کار نتیجه نمی دهد .
الآن که الحمدلله بازنشست شده ام ، قبل از بازنشستگی هم با برنامه کار می کردم ، مطالبِ علمی هم که نوشته ام چه آنهایی که منتشر شده ، چه آنهایی که هنوز منتشر نشده ، همزمان با شغل و زندگی است . آنهایی هم که تلاش کرده اند و خدمتی انجام داده اند ساعاتِ شبانه روزشان بیست و پنج ساعت نبوده ، تلاش و همّتشان بیشتر بوده است و فرصتها را غنیمت دانسته اند .
ـ به کدام نظریّه ها پاسخ می دهید ؟
ـ در سالِ اوّل تقریباً به همۀ نظریّه ها پاسخ دادم ولی بعد مبنا را این قرار دادم که به همۀ نظریّه ها پاسخ ندهم . کسانی که حرفهای بی مورد می زنند یا با نامِ مُستعار دنبالِ هدفِ خاصّی می گردند که جایش اینجا نیست . بعضی توقّع بی خود دارند . پشتِ پَرده مخفی شده و متوجّه نیستند که این روش درست نیست !
ـ چرا وبلاگهای فرومد را پیوند نمی کنید ؟
من از ابتدای ایجادِ وبلاگ از هیچ کس نخواسته ام که وبلاگِ « خطّۀ فریومد / فرومد » را پیوند کند غیر از وبلاگ « لینکستانِ فرومد » که مختصّ این کار است . در بعضی موارد در بعضی وبلاگهای فرومدی دیدم کسی از طرفِ من درخواست کرده که این وبلاگ را لینک کنید ! به نظرِ من لینک دادنِ یک وبلاگ به معنای تأییدِ آن است . وقتی مخاطبی می آید مطالبِ این وبلاگ را می خواند و من او را راهنمایی می کنم که وبلاگِ دیگری هم با این نام و نشان هست آن را هم اگر دوست دارید بخوانید وقتی به آنجا می رود می بیند ؛ یا چیزی ندارد ، یاچیزِ قابلِ ذکری ندارد . آن مخاطب می گوید : این چه جور راهنمایی کردن است ؟
ـ خُب شاید توانِ آن فرد بیش از این نیست ؟
وقتی کسی توانش نیست واردِ این کار نشود . مردم را که نباید سرِکار گذاشت . وقتی من تعمیرِ ماشین بلد نیستم حقّ ندارم تعمیرگاه ماشین باز کنم . البتّه یک وقت کسی مطلبِ شخصی می نویسد برای خودش ، یک وقت با نامِ یک مکان و یک موضوع . باز کسی که مطلبِ شخصی می نویسد نباید این توقّع را داشته باشد که برود به وبلاگهای دیگر پیام بگذارد که این وبلاگ را لینک نکنید یا از لینک حذف کنید یا بیاید به دروغ به نامِ مدیرِ یک وبلاگِ دیگر پیام بگذارد ، بعد هم که وبلاگش را پیوند کنی نه نظمی داشته باشد نه محتوایی ! الآن که دیگر این حرفها نیست . این ادّعاها قبلاً بود . فرومد نیاز به چند وبلاگ و وبسایتِ دقیق و قوی دارد . اگر این کار اتّفاق بیفتد یعنی وبلاگِ « خطّۀ فریومد / فرومد » به یک هدفش رسیده است .
ـ حالا چرا خودتان با خودتان مصاحبه می کنید ؟
ـ مطالب این وبلاگ را خودم تهیّه و تنظیم می کنم ، با دیگران مصاحبه می کنم ، مطالب را تایپ و ویراستاری می کنم ، عکس می گیرم و آنها را آماده می نمایم . پاسخ به نظریّه ها را خودم می نویسم . دفتر و دستکی که در کار نیست . مصاحبه را هم باید خودم با خودم انجام دهم . می توان پرسشها را حذف کرد و مطالب را پشتِ سرِ هم خواند ، وقتی پرسش هست از یکنواختی بیرون می آید . برای جذّابیّت و رفعِ یکنواختی باید نوشته ها را متنوّع کرد . خاطره نویسی جذّابیّت خودش را دارد . درجِ عکس جذّابیّت خودش را دارد . مصاحبه آن هم مصاحبۀ با خود خواندنی است .
به هر حال بعضی می گویند : این با خودش درگیر است !
بعضی هم می گویند : واقعاً که ؛ عاشقِ خویش شد دلبرِ رعنایی !
بعضی هم می گویند : اصلاً کی مطالبِ تو را می خواند که چیزی بگوید !!
بعضی هم می گویند : ما که چیزی نگفتیم ، چرا حرف تو دهانِ آدم می گذاری ؟!
بعضی هم می گویند : به جای دروغگویی ، صادقانه گفته : خودم با خودم مصاحبه کردم . می توانست بگوید : این پرسشها را یک مخاطبی فرستاده ، من به آنها پاسخ می دهم .
بعضی هم می گویند : یکی به نَعل می زند ، یکی به میخ !
بعضی هم می گویند : دلش خوش است ! بیکار است نشسته از این حرفها می نویسد !
بعضی هم می گویند : خودش را خیلی مهمّ می داند ! کسی که تحویلش نمی گیرد ، خودش ، خودش را تحویل گرفته است . بیچاره ، عقدۀ معروفیّت دارد !
بعضی هم می گویند : کسی را تحویل نمی گیرد ، کارِ خودش را می کند ! به خودش متّکی است . وبلاگی راه انداخته ، هم مطالبش متنوّع است و هم نحوۀ بیانِ آنها . مطالبش گاهی اشک در چشمها جمع می کند ، گاهی می خنداند ، گاهی به فکر فرو می بَرد ! گاهی تعجّب بر می انگیزد ! گاهی امید به وجود می آورد .
بعضی هم می گویند : خوب به همین بهانه ها از خودش تعریف می کند !
بعضی هم می گویند : هر چه هست خدا خیرش دهد . واقعاً این وبلاگ موجبِ خرسندی و خوشحالی ما شده و فرومد را زنده کرده ، ما قبلاً این آگاهیها را در بارۀ فرومد نداشتیم . حالا که واردِ این فضای مجازی ( اینترنت ) می شویم احساسِ خودمانی می کنیم ، ما هم برای خودمان جایی داریم ! همانطور که در هر عید و تعطیلی به فرومد می رویم ، ما به راحتی از این فضا واردِ روستایمان می شویم و ... .










myaghoutian@yahoo.com