شاعر فرومدی ـ آقای محمد یاقوتیان

 

 

ماه دی بود و زمستان ، برف بود و آرزو
عکس چشمان تو آنجا روی یک دیوار بود
گریه می کردی و من لبخند بر لب داشتم
آسمان عشق در عمق دلت بیدار بود
یک زمستان خاطره یک پنجره با یک اتاق
غم ز خوشحالی من در انزوا بیمار بود
آمدی ای جان من با آرزوهایی بلند
گریه ات لبخند شد شوق منم تکرار بود
ماه دی بود و زمستان سبز بودم چون بهار
تا که در چشم حسودان جنگلی از خار بود
برف بود و نرگس و شبگرد بود و آرزو
عکس چشمان تو آنجا روی یک دیوار بود

 

http://s9.picofile.com/file/8366813984/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86.mp3.html

 

گوهر به عُمان بردن در اشعار ابن یمین

سفوف

سفوف داروی کوبیده ­ای است که خُشک مصرف کنند . در فرومد از ترکیبِ پودرِ مَرزه ، زیرۀ سبز ، شیرین بادیان ( شبیه رازیانه ، غیر از شیرین بیان ) ، خُردی دانه ( دانۀ چیا ) ، گُل بومادران ، ... ، نبات درست می­ شود و برای درمان بعضی دردها مثلِ سردرد که به علّت تُرش کردن است به کار می ­رود . احتمالاً اسید معده را جمع می ­کند .

سفوف

شیخ الاسلام عبدالله انصاری قَدّس اللهُ روحَهُ با این خواجه تعصّب کردی و بارها قصد او کرد و کتب او بسوخت . و این تعصّبی بود دینی که هرویان در او اعتقاد کرده بودند که او مُرده زنده می ­کند ، و آن اعتقاد عوامّ را زیان می داشت . مگر شیخ بیمار شد و در میان مرض فواق [ آنچه محتضر را در وقت نزع دست دهد . ] پدید آمد . و هر چند اطبّا علاج کردند سودی نداشت ناامید شدند . آخر بعد از ناامیدی قارورۀ شیخ بدو فرستادند و از او علاج خواستند بر نام غیری . خواجه اسماعیل چون قاروره نگرید گفت : « این آب فلان است و فواقش پدید آمده است و در آن عاجز شده­ اند و او را بگویید تا یک استار پوست مغز پسته با یک استار شکر عسکری بکوبند و او را دهند تا باز رهد و بگویید که علم بباید آموخت و کتاب نباید سوخت . » پس از این دو سفوفی ساختند و بیمار بخورد و حالی فواق بنشست و بیمار برآسود .

 چهار مقاله ، نظامی عروضی سمرقندی ، به تصحیح ؛ علّامه محمّد قزوینی و دکتر محمّد معین ، انتشارات جامی ، چاپ هفتم ، 1387 ، ص 129

شُهرتِ اَشعارِ ابن یمین در ایران و توران

ابن ­یمین در قرن هشتم می ­گوید : اَشعار مرا در ایران و توران می­ خوانند و من به خاطر اَشعارم شناخته شده و مشهور هستم :

بقای جانِ فرزندانِ روحانی من بادا

که من ز ایشان شدم شُهره به ایران و به توران هم

دیوان ابن یمین ، ص 465

یک قرن بعد دولتشاه سمرقندی در موردِ اشعار ابن­ یمین می ­نویسد :

ذکر ملک الافاضل امیر محمود المشتهر بابن یمین رحمه الله

... الیوم در ایران و توران سخن او را می­ خوانند به تخصیص مقطّعات او که در مجالس سلاطین و حُکّام و صدور وزرا و فضلا قدر و قیمتی دارد ...

 تذکرة الشّعراء ، ص 275