پرورش ماهی قزل آلای رنگین کمان ـ رودبار فرومد

پرورش ماهی قزل آلای رنگین کمان ـ رودبار فرومد

 مهدی کلانتری

« مهدی کلانتری » متولّد 1 / 1 / 1355 می ­باشد . در پایه سوم و چهارم دبیرستان [ در سال تحصیلی 1376 ـ 1377 و 1377 ـ 1378 ] در دبیرستان ابن یمین دانش ­آموز من بود . او دیپلمِ علوم انسانی دارد و در زادگاهش فرومد ساکن است . تجربه گاوداری ، دامداری ، مرغداری ، پرورشِ زنبورِ عسل دارد و اکنون پرورشِ ماهی را تجربه می­ کند .

« الهه کلانتری » که در همان سالها در دبیرستان سمیّه دانش ­آموز من بود و اکنون کارشناسی حسابداری دارد مسئول اصلی استخرِ پرورشِ ماهی است . او با برادرانش « مهدی » و « بشیر » این مجموعه را می چرخانند .

« شرکتِ تعاونی تولید ابن ­یمین فرومد » با موافقتِ « مالکانِ رودبار » ، ( در سال 1378 ) استخرِ پرورشِ ماهی سردآبی با ظرفیّت 5 تُن در سال ، ساخته است .

استخر پرورش ماهی ـ کنار نهر رودبار

آنها اوّلین بار است که در این استخر ، ماهی ریخته اند ، ماهیهای 3 تا 5 گرمی که اکنون وزنِ 10000 قطعه مرحله اوّل ، حدوداً به 700 گرم و 20000 قطعه مرحله دوم به 150 گرم رسیده است .

این استخر را « شرکتِ تعاونی تولیدِ ابن ­یمین فرومد » به عنوانِ اشتغالزایی در اختیارشان قرار داده و با « مالکانِ رودبار » هم با مبلغی به توافق رسیده­ اند .

 مهدی کلانتری در حال تغذیه آبزیان / ماهیان

« مهدی » می­ گوید : باید علمی کار کرد و با متخصّصانِ شیلات در ارتباط بود و باید از نوعِ غذا و مقدارِ آن و دمای آب و ... اطّلاع داشت . ماهیها در این استخر از دو حادثه جانِ سالم به در بُرده­اند ، یکی ؛ یخبندانِ زمستان ، دیگری سیل که آبِ رودبار را قطع کرده است .

« مهدی » در عینِ شرایط ویژه جسمانی ؛ سختکوش ، پُرتلاش ، امیدوار و به کارِ تولیدی علاقه ­مند است . او در پیِ یافتنِ بازارِ فروشِ مناسبِ می­ گردد ، می ­گوید حتّی از آزادشهر هم مشتری پیدا کرده است . واحدهای پذیرایی [ رستورانهای ] بین جادّه شاهرود و سبزوار هم محلّ مناسبی می­ تواند برایش باشد . جای دوری نرویم مردم فرومد و روستاهای اطراف هم باید به سمتِ استفاده از ماهی رو بیاورند .

« وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا ... وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ . » ، ( نحل ، 16 / ١٤ )

و اوست آن که دریا را [ برای شما ] رام کرد تا گوشتی تازه از آن بخورید ... و شاید سپاسگزاری کنید .

با آرزوی بالندگی برای « مهدی » ، « الهه » ، « بشیر » و ماهی هایشان !!

اخلاق و ادب

اخلاق و ادب

اخلاق و ادب

برگرفته از کتاب مواعظ بحار الانوار ( مجلّدات 71 و 72 )

تألیف : علّامه محمّدباقر مجلسی

گزینش و ترجمه : رضا رجب­زاده

انتشارات رستاخیز اندیشه

چاپ اوّل 1390

مقدّمه

کتاب مواعظ بحار الانوار در چاپهای جدید ، مجلّدات 71 و 72 را شامل می­شود که شماره صفحات قید شده ، مربوط به این دو مجلّد است .

تایپ و حروفچینی این کتاب ، حاصل تلاش سرکار خانم حُسنی یاقوتیان بوده است . خداوند به ایشان در دنیا و آخِرت « حَسَنَه » ارزانی دارد .

ویراستاری این کتاب ، با دوست گرامی آقای مهدی یاقوتیان بوده است . ایشان که از دبیران فاضل هستند علاوه بر ویراستاری ادبی ، نکات سودمندی را در باب مطالب کتاب یادآوری نموده که مورد استفاده قرار گرفته است .

در پایان از خدای متعال خواستارم که به خوانندگان و دست اندرکاران نشر این اثر ، توفیق عمل به توصیه­های پیشوایان دینی عنایت کند و عاقبت امر همه ما را ختمِ به خیر گرداند .

رضا رجب ­زاده

آقای رجب ­زاده تا کنون چندین کتاب تألیف یا ترجمه کرده است :

ـ نگاهی دوباره به سیمای پیامبر ( تألیف )

ـ اسرار الصّلوة میرزا جواد ملکی تبریزی ( ترجمه )

ـ ترجمان حیات امام علی (ع) از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ( ترجمه و تدوین )

ـ سیری در زندگانی امیرالمؤمنین (ع) برگرفته از دایرة المعارف الاسلامیّة الشّیعیّة ( تألیف سیّد حسن امین )

ـ راه سلوک عارفان ( رساله لقاء الله ـ میرزا جواد ملکی تبریزی )

ـ راه نجات ( کتاب منهاج النّجاة ـ ملّا محسن فیض کاشانی )

ـ غیبت و احکام آن ( کتاب کشف الرّیبة عن احکام الغیبة ـ شیخ زین الدّین علی / شهید ثانی )

ـ فقه سياسي در اسلام ( ترجمه كتاب الفقه السياسي في الاسلام ـ شيخ جعفر ظالمي )

ـ آداب كسب و معاش ( برگرفته از كتاب محجّة البيضاء فيض كاشاني )

ـ ره توشه عابدان ( ترجمه كتاب المراقبات ـ ميرزا جواد آقا ملكي )

ـ ترجمه تفسير سوره سجده از ملّا صدرا

ـ ترجمه تفسير سوره اعلي و زلزال از ملّا صدرا

مهدی یاقوتیان ـ رضا رجب زاده

مهدی یاقوتیان ـ رضا رجب زاده

تاریخ عکس ، انتشارات امام ، 30 / 6 / 1390

« اَنجیر » و « اِنجیل »

در ديه فريومد انجير سُرخ و انجير زرد خيزد چُنانكه خشك كنند ، و در كتابِ قانون آورده است كه بهترينِ انجيرها و موافق ‏تر با طبعِ مردم انجيرى بود كه اوصاف آن در انجيرِ فريومد موجود است ، و آنجا كاريزهاى آب بسيار است ، و هواى سهلى و جبلى دارد ، ميوه آن به غايت موافق بود ، و از تناولِ آن امراض كم ­تر تولّد كند . [ بیهقی ، تاریخ بیهق ، ص 280 ]

روز شنبه 1 / 5 / 1390 در انتشاراتِ امام ، کلمه « انجیر » را در 7 مجلّد کتاب « قانون » ابن سینا به دقّت برای مرتبه دوم بر اساس فهرست مجلّد هشتم ، از نظر گذراندم . امّا مطلبی را که در کتابِ تاریخِ بیهق به استنادِ کتابِ قانون آمده نیافتم . در حینِ جستجو علی ­آقا پسرِ ارشدِ آقای رضا رجب­ زاده یک بُشقاب انجیرِ تَر و تازه دستش بود و تعارف کرد . انجیر در لا به لای کتابِ قانون نبود . در دستانِ شفابخش آقایانِ رجب­ زاده بود . در قفسه کتابفروشی آقای رجب ­زاده « اِنجیل » و در دستانِ فرزندانش « اَنجیر » است .

یک بار به آقای رجب ­زاده گفتم : اینکه در قرآن « اهل الکتاب » می­ گوید منظورش شما و امثال شماست که اهلِ کتابید ! خندید .

یک بار هم گفتم : اینکه در حدیث می ­گوید : الکُتُبُ بَساتینُ العُلماءِ ؛ گویا اشاره به این دارد که کتابهایتان را بَساط می­ کنید ! خندید و گفت : شاید !

آقای رجب ­زاده خودش یک « کتاب » است ، وَرَق وَرَق صبوری .

آن قدر که من از آقای رجب ­زاده کتاب امانت گرفته ­ام خودم دیگر شرمنده شده ­ام امّا چهره او و فرزندانش همچُنان گُشاده است .

« وبلاگ خطّه فریومد / فرومد » رونقِ خود را مرهونِ مهربانیهای دوستانی گرانقدر می ­داند ، یکی از آن دوستان جنابِ آقای رضا رجب ­زاده است که در ترجمه متونِ عربی و امانت دادنِ کتاب ، بی ­مُزد و منّت گُشاده دست بوده است .

در اینجا از جنابِ آقای رجب زاده و فرزندانِ گرامی ­اش قدردانی و سپاسگزاری می ­نمایم .

سیّد رئيس عزّالدّین ابویعلی زید فریومدی

                                      سیّد رئيس عزّالدّین ابویعلی زید فریومدی

 

« فرومد » اکنون در تقسیماتِ کشوری ، جزوِ استانِ سمنان است ولی به استنادِ کتابِ « تاریخِ بیهق » ، « فَریومَد از تومان / نواحی بیهق بوده است . » به گونه ­ای که بعضاً دانشمندانِ « فریومدی » مشهور به « بیهقی » یا « سبزواری » هستند .

فرهنگِ مردمِ فریومد / فرومد هم با فرهنگِ مردمِ روستاهای سبزوار شبیه­ تر و ارتباطِ مردم جز در کارهای اداری با سبزوار بیشتر است . قبل از آنکه فرومد سرویسِ مسافربری برای شاهرود و تهران داشته باشد ، سرویسِ مسافربری برای سبزوار داشته و هر روز جمعی از مردمِ روستا برای کارهای روزمره با اتوبوس یا مینی ­بوس یا وسایلِ شخصی به سبزوار می ­روند . گفتنی است که مردمانِ مَنیدر و فیروزآباد و شفیع آباد و ... هم برای رفتن به سبزوار از فرومد می ­گذرند . می ­توان گفت : همه فرومدیها چند بار به سبزوار رفته ­اند یا از سبزوار گذشته اند ، اینکه یک فرومدی در طولِ عُمرِ چندین ساله خود به سبزوار نرفته باشد جزو نوادر و استثناهاست !

« دکتر علی شریعتی » در باره « بیهق و منارِ آن » نوشته است :

منار خسرو گرد 

خسروگرد

« بيهق » ، شهري است كه اكنون « سبزوار » جاي آن را گرفته و در چند كيلومتري مغربِ سبزوار قرار داشته است . « بيهق » را صاحبِ كتابِ « تاريخ بيهق » ساخته بهمن‌ بن اسفنديار مي ‌داند و پيش از قرنِ هفتم ، مركزِ ولايتِ بيهق بوده و سبزوار قصبه كوچكي بوده است در مشرقِ آن . از اين شهر امروزه تنها مناره ‌اي بر جا مانده است و چون مردم ، ديگر بيهق را فراموش كرده‌ اند ، آن را به نام نزديك ‌ترين دهي كه در آنجاست مَنارِ خسروگِرد مي ‌نامند . منارِ خسروگِرد سي ‌متر ارتفاع دارد و سكّوي پاي منار ، مكعبي است كه هر ضلعش پنج متر است . پيرامونِ منار در دو جا كتيبه ‌اي به خطّ كوفي دارد و چُنين مي ‌نمايد كه متعلّق به مسجدي بوده است . ناصرالدّين شاه در بازگشت از خراسان دستور داده است آن را مرمّت كنند .

هِرتسفِلد مُستَشرِقِ آلماني مي ‌گويد : « اين مناره در 505 هجري يعني در اَواخرِ دوراني كه خسروگِرد مركز و پايتختِ بيهق بوده است به توسّط يكي از اُمراء سلطان سَنجرِ سلجوقي ساخته شده و احتمال مي ‌رود كه متعلّق به مسجد يا مدرسه بوده است . »

منارِ خسروگرد يكي از زيباترين مناره ‌هاي ايران است . كتيبه منار را خانيكف [ روسی ] در سال 1858 توانسته است بهتر بخواند . عبارتِ كتيبه اين است « به پايان رسيد در سال 505 هجري » و اين زماني است كه سلطان سنجر فرمانرواي خراسان بود .

[ مجموعه آثار 36 ( آثار جوانی ) ، دکتر علی شریعتی ، بنیاد فرهنگی دکتر شریعتی با همکاری انتشارات چاپخش ، چاپ اوّل ، 1385 ، صص 368 ـ 369 ] ، [ راهنمای خراسان ، دکتر علی شریعتی ، انتشارات الفبا ، چاپ دوم ، زمستان 1362 ، صص 163 ـ 164 ]

                               برای اطّلاع بیشتر اینجا را کلیک کنید . میل خسروگرد سبزوار 

 

در ضلعِ شمالِ شرقی آن مَنار با فاصله نزدیکی ، آرامگاهی است که آن هم مربوط به قرنِ ششم است .

آیا « فرومدیها » می ­دانند در آنجا چه کسانی مدفونند ؟

 

آستانه متبرّکه امامزادگان خسروگرد

سیّد رئيس عزّالدّین ابویعلی زید فریومدی

 

     « ابویعلی زید » حدوداً 8 سال زودتر از پدرش « فخرالدّين ابوالقاسم فریومدی » وفات یافته است . و نام و کُنیه­ اش مشابه نام و کُنیه پدر بزرگش که از « فریومد » به « اصفهان » رفته و در آنجا وفات یافته می ­باشد .

در تاریخِ بیهق دو گزارش درباره درگذشتِ « عزّالدّين ابويعلى زيد » آمده است :

یکم : در بروغن ، روز شنبه 11شعبان سال 514 وفات یافته است . [ تاريخ بيهق ، ص 60 ]

آرامگاه بروغن

آرامگاه منسوب به سیّد اجلّ عزّالدّین ابویعلی زید ـ بروغن 

دوم : در خسروجرد ، در جوار آرامگاه شهید سیّد حسین بن محمّد دفن شده است . [ تاريخ بيهق ، ص 284 ـ 285 ]

آرامگاه خسروگرد

ذكر ساداتى كه در خسروجرد ... مدفونند .

1 ـ شهید سیّد حسین بن محمّد

2 ـ سيّد ابراهيم بن عبيداللّه بن ابراهيم

3 ـ سيّد حسين بن على بن محمّد ( برادر سيّد اجلّ ركن ­الدّين ابومنصور )

4 ـ سيّد اجلّ عزّالدّين زيد بن السّيّد الاجلّ الزّاهد فخرالدّين ابى ­القاسم على بن ابى يعلى زيد

[ تاريخ بيهق ، ص 284 ـ 285 ]

آرامگاه خسروجرد

آرامگاه سادات خسروگرد / خسروجرد

طبقِ گزارش ابوالحسن علیّ بن زید بیهقی ( ابن فُندُق ) ؛ « سیّد رئيس عزّالدّین ابویعلی زید فریومدی » در « بروغن » وفات یافته و در « خسروگرد » دفن شده است  .

( واقعه )        

غارت كردنِ قصبه و تخريبِ شاه ديوارِ قصبه [ سبزوار ] به فرمانِ مَلِك عضدالدّين ارسلان ارغو بن آلب ارسلان فى محرم سنة تسعين و اربعمائة .

و سبب اين ، آن بود كه « سيّد اجلّ زاهد فخرالدّين ابوالقاسم الفريومدى » از « قصبه » برفت تا به « فريومد » رود ، نمازِ خُفتن به « خسروجرد » رسيد ، جوانى چند مست بر راه نشسته بودند ، حاجِب خواست كه ايشان را چون به خَمر خوردن مشغول بودند از راه برانگيزد ، برنخاستند و خصومت كردند و سنک در « فخرالدّين » انداختند .

ديگر روز « فخرالدّين » با « قصبه » آمد ، پسرش « سيّد رئيس عزّالدّين زيد » و ديگر سادات حشر برگرفتند و به « خسروجرد » رفتند و جنگ كردند ، و دروازه خسروجرد بسوختند و يك محلّه غارت كردند ، پس مَلِك ارغو از جهت تأديب را بيامد و يك محلّه سبزوار [ را ] غارت كرد ، و شاه ديوار و قلعه خراب كرد ، جنك خسروجرد بود فى شهور سنة ثمان و ثمانين و اربعمائة [ سال 488 ] .

[ ابوالحسن علیّ بن زید بیهقی ( ابن فُندُق ) ، تاریخ بیهق ، کتابفروشی فروغی/ چاپخانه اسلامیّه ، چاپ دوم ، ص 269 ]

رئیس ؛ سرور و سالار و رهبر ، کدخدای ده ، در دوره سلجوقیان یکی از مقاماتِ بالا محسوب می­ شده است . رئیس در واقع رابطی بین دولت و مردم به شمار می­ رفته و یکی از افراد متنفّذ محلّی بوده است .

[ قیام شیعی سربداران ، یعقوب آژند ، نشر گُستره ، چاپ اوّل ، 1363 ، ص 259 ]

برای تهیّه عکس دو بار سفر به بروغن انجام شد . در تاریخ 20 / 8 / 1390 که یک کلیددار ضریح در حجّ بود ، و در تاریخ 14 / 9 / 1390  که یک کلیددار برای تعزیه به روستای اطراف رفته بود . ( ضریح دو قفل داشت و در دست دو نفر بود که سوء تفاهمی پیش نیاید . ) « خطّه فریومد / فرومد » سپاسگزار بروغنی ­های بزرگواری است که هم نهایت همکاری را نمودند و هم عکس گرفتن از سنگ قبر را به عهده گرفته و از طریق صندوق الکترونیکی فرستادند .

نامه به استاندار سمنان

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

استاندار محترم سمنان ـ سلام علیکم                                                    29 / 1 / 1392

موضوع : درخواستِ تجدیدِ نظر در اعلامِ آمار سرشماری فرومد

مرکز

سال

تعداد خانوار

تعداد جمعیّت

سازمان آمار ایران

1385

618

2063

سازمان آمار ایران

1390

529

1479

سرشماری مرکز بهداشت

1390

 

1910

سرشماری مرکز بهداشت

اسفند 1391

558

1710

در سرشماری سالِ 1390 آمارِ جمعیّت فرومد 1479 نفر اعلام شده که با فاصله 21 نفر فرومد را از داشتنِ شورای 5 نفره به 3 نفره تقلیل می­ دهد . این آمار و اَرقام نزولِ وحی نیست که بتوان روی آن سوگند یاد کرد ولی طبقِ قانون باید آن را پذیرفت امّا منطق و عقلانیّت هم می­ گوید سرشماری مرکزِ بهداشت که سلامتی مردم را در نظر دارد نباید نادیده انگاشته شود . چون این آمار جمعیّتِ فرومد را 210 نفر بیشتر از حدِّ نصابِ داشتنِ شورای 5 نفره می­ داند . اگر این اختلافِ آماری تک رقمی بود ، شاید قابلِ پیگیری هم نبود امّا با داشتنِ جمعیّتی 210 نفر بیش از حدِّ نصاب ، از داشتنِ شورای 5 نفره محروم ماندن ، گمان می ­رود اِنصاف نباشد .

البتّه ماندگاری فرومد در جایگاهِ واقعی خود ، در راستای عملی شدنِ سیاستها و خواسته مسئولانِ استان نیز می ­باشد . [ شهرستان شدنِ میامی و بخش شدنِ فرومد ]

از نامه ­ای که با انشای ابن یمین فریومدی به جای مانده ، روشن است که علاءالدّین محمّد ـ وزیرِ خراسان ـ در باره مردمِ قَصَبه فَریومَد ( أحسَنَ اللهُ أحوالَهم ) بذلّ توجّه کرده و رعایا و اربابّ آن قصبه را از مالیاتِ میوه ها و دامهای شیرده ، معاف کرده است .

در نامه ­ای دیگر به جهتِ تربیت و تقویتِ حُفّاظِ قرآنِ کریم در فریومد آمده است : این مکتوب صادر شد تا نوّاب و متصرّفان فریومد ـ اَحسَنَ اللهُ اَحوالَهُم وَ اَدامَ عَلَی المَبرّاتِ وَ الخَیراتِ اَعمالَهُم ـ جماعتی حفّاظ را از تکالیف و مؤناتِ دیوانی و عوارضات و ... معاف دارند .

استاندار محترم ؛ از این خیرخواهی ­ها در حقّ مردم فریومد ، قرنها گذشته امّا شیرینی آن در ذائقه­ ها به جای مانده است ، مهمّ­ تر از همه آنکه عمل خیر در نزدِ خداوند ماندگار است . پس شما هم به عنوانِ بنده خدا در حقّ بندگانش خیرخواهی کنید .

به اهلِ خطّه فریومد از طریقِ رضا

مگر به عینِ عنایت نظر فکند خدا

 

دیوان ابن ­یمین فریومدی ، ص 314

رونوشت :

ـ نماینده محترم مردم شاهرود در مجلس شورای اسلامی

 

استـانـداری سمنان ، طیّ نامه شماره  100515 / 51 / د 50  مورّخ  8 / 2 / 1392 به فـرمـانـداری میـامـی نوشته که « مدیر کلّ دفتر آمار و اطّلاعات » جمعیّت روستای فرومد را 1535 نفر اعلام کرده است .

بنابر این اعضای شورای اسلامی روستای فرومد کما کان پنج نفر می باشد .

ردّ صلاحیّت

در زمستانِ 1377 انتخاباتِ شوراهای اسلامی شهر و روستا برای اوّلین بار به صورتِ سراسری برگزار شد . به استنادِ نامه شماره 3206 مورّخ 28 / 11 / 1377 بخشداری میامی ، بیست و هفت نفر از افرادِ روستای فرومد نامزدِ انتخاباتی شورای اسلامی روستا شده بودند که 5 نفر انتخاب شوند .

از میانِ آن افراد ، پایین ­ترین سطحِ سواد مربوط به آقای سیّداحمد حسنی بود ، که به علّت نداشتنِ سوادِ خواندن و نوشتن ردِّ صلاحیّت و بعد تأیید صلاحیّت شد و بالاترین سطحِ سواد مربوط به نگارنده بود که مهدی یاقوتیان باشم ، با داشتنِ دانشنامه کارشناسی ارشد در رشته علومِ قرآن و حدیث ( مُعادل دکتری ـ جانبازی ) و پژوهشهای قرآنی و حدودِ یک سال و نیم جبهه و دبیرِ رسمی آموزش و پرورش و تدریس دینی و قرآن در دبیرستان ردِّ صلاحیّت و بعد تأیید صلاحیّت شدم !

جالب آنکه هر دو نفر ردّ صلاحیّت شده ! به عنوانِ 5 نفر اصلی رأی آوردند یعنی موردِ خواست و اعتمادِ اکثریّت مردم بودند !    

دلیلی که برای ردِّ صلاحیّت من اعلام شد ، چه بود ؟

وزارت کشور ـ اُستانداری سمنان ـ فرمانداری شاهرود ـ بخشداری میامی

باسمه تعالی

شماره 299 / م  ـ تاریخ 8 / 11 / 1377

آقای مهدی یاقوتیان فرزند حسن

سلام علیکم

در اجرای مادّه 54 آیین­نامه اجرای انتخابات شوراهای اسلامی روستا و بخش ، بدین وسیله به آگاهی می ­رساند که در جریان رسیدگی به صلاحیّتِ داوطلبانِ عضویّت در شورای اسلامی روستای فرومد صلاحیّتِ شما برای عضویّت در شورای اسلامی روستای مزبور به استنادِ مادّه 29 قانون ، موردِ تأییدِ هیأتهای اجرایی و نظارت قرار نگرفته است ، بنابر این مراتب به شما ابلاغ می ­گردد تا چُنانچه نسبت به ردِّ صلاحیّتِ خود مُعترض باشید به استنادِ تبصره 1 ذیلِ مادّه 50 قانونِ انتخابات ظرفِ مدّتِ 4 روز از تاریخِ وصولِ این نامه ، شکایتِ خود را به هیأتِ نظارتِ شهرستان تسلیم نمایید . 

بخشدارِ میامی

مادّه 29 ـ اشخاصِ زیر از داوطلب شدن برای عضویّت در شوراها محرومند .

الف ـ کسانی که در جهتِ تحکیمِ مبانی رژیمِ سابق نقشِ مؤثّر و فعّال داشته ­اند به تشخیص مراجع ذی­ صلاح .

ب ـ کسانی که به جُرمِ غَصبِ اموالِ عمومی محکوم شده ­اند .

ج ـ وابستگانِ تشکیلاتی به احزاب ، سازمانها و گروههایی که غیرِقانونی بودنِ آنها از طرفِ مراجعِ صالحه اعلام شده باشد .

د ـ کسانی که به جُرمِ اقدام بر ضدِّ جمهوری اسلامی ایران محکوم شده باشند .

ه ـ مَحکومین به اِرتداد به حُکمِ مَراجعِ قضایی .

و ـ مَحکومین به حُدودِ شرعی .

ز ـ مَحکومین به خیانت و کلاهبرداری و غصبِ اموالِ دیگران به حُکمِ مَحاکمِ صالحِ قضایی .

ح ـ مشهوران به فساد و مُتجاهرانِ به فِسق .

ط ـ قاچاقچیانِ موادّ مُخدِّر و مُعتادانِ به این موادّ .

ی ـ مَحجوران و کسانی که به حُکمِ دادگاه مَشمولِ اصلِ ( 49 ) قانونِ اساسی باشند .

ک ـ وابستگانِ به رژیمِ گذشته از قبیلِ ( اعضای انجمنهای دِه ، شهر ، شهرستان و اُستان و خانه ­های اِنصاف ، رؤسای کانونهای حزبِ رستاخیز و حزبِ ایرانِ نوین و نمایندگانِ مجلسِ سنا و شورای ملّی سابق ، کَدخدایان و خَوانینِ وابسته به رژیمِ گذشته ) .

تماسّ تلفنی

از فرمانداری شاهرود تماسّ گرفتم ، گفتم : کدام بندِ مادّه 29 در موردِ من صادق است که به استنادِ آن ردِّ صلاحیّت شده ­ام ؟

من در سالِ 1357 کلاسِ پنجم ابتدایی یعنی ؛ ده ساله بوده­ ام . پس عضوِ مجلسِ سنا و شورای ملّی نبوده ­ام ! و در تحکیمِ مبانی رژیمِ گذشته نقشی نداشته ­ام ! شش بندِ مادّه 29 هم باید مستندِ به رأی دادگاه باشد که من تا کنون در هیچ دادگاهی هیچ گونه مَحکومیّتی نداشته ­ام ! آیا معلّم دینی شما مشهور به فساد و قاچاقچی موادّ مُخدِّر است ؟

گفت : از هوادارانِ احزابِ مُنحلّه نبوده­ ای ؟

گفتم : چرا ، چند ماهی هوادارِ حزبِ کومله و دُمکرات بودم ، مرتبه اوّلی که به جبهه رفتم ، در یکی از روستاهای بانه کردستان بودم ، در آنجا شبها نگهبانی می ­دادیم و روزها برای تأمینِ جادّه می­ رفتیم ، باید کاملاً هوایِ کومله و دُمکرات را می­ داشتیم که به بچّه­ ها و ماشینها حمله نکنند ، غیر از همان چند ماه ، دیگر هوادار آنها نبودم ، یعنی مرتبه ­های دیگر به جبهه جنوب رفتم ، مِهران و اندیمشک و جادّه خندق و هورالعظیم و عملیّاتِ کربلای چهار و پنج !

گفت : وقتی این طور صحبت می­ کنی معلوم است ردِّ صلاحیّت می­ شوی !

گفتم : چطور صحبت می ­کنم ؟

گفت : چرا جبهه را هواداری از کومله و دُمکرات قَلمداد می ­کنی ؟

گفتم : یکی ظاهراً در روزنامه اطّلاعات مقاله ­ای نوشته بود تحتِ عنوانِ « گناهانِ امیرالمؤمنین » و از جمله گناهانِ ایشان مثلاً « عدالت » را نام بُرده بود و توضیح داده بود . بعضی مُعترض شده بودند که چرا گفته ؛ « گناهانِ امیرالمؤمنین » بعد رهبری در خطبه­ های نماز جمعه توضیح داد که منظورِ نویسنده [ آقای محقّق داماد ] چه بوده است ؟ این کنایه است ! یعنی ؛ کسانی که تابِ عدالت ­ورزی علی را نداشتند ، این را برای او « جُرم و گناه » می­پنداشتند .

سخن شناس نئی جانم ! خطا اینجاست !     

کارت عضویت شورا

پاداشِ تلاش

حالا که این « استقبال » را دیدید ، « بدرقه » مرا هم ببینید ، تاریخِ فریومد / فرومد که همه ­اش مربوط به قرنِ هفتم و هشتم نیست !

گزارش کار مرا در مدّتی که عضو شورا بودم خواندید ، اگر گزارش داده بودند که برای عضویّت در شورا و انجام دادنِ آن کارها صلاحیّت ندارم ! وقتی هم که از فرومد رفتم ، پیشاپیش پاداش ِ آن تلاشها را برایم « هدیه » فرستاده بودند . من با داشتنِ امتیازِ بالا از یک حقِّ طبیعی در آموزش و پرورش محروم شدم . بعد از پیگیریهای بسیار به من گفته شد یک سری گزارش از روستای فرومد برایت آمده است ، خانواده شهدا هم طوماری نوشته اند که از شما ناراضی بوده ­اند .

من در قوچان و مشهد و تهران و فرومد معلّم بوده ­ام . چرا فقط این گزارشها از فرومد آمده است ؟!

دو نمونه از گزارش را می ­نویسم تا نوع گزارشها روشن شود .

ـ شما در فرومد جلسه تفسیر قرآن داشته ­اید و گفته ­اید : قرائتِ قرآن اصل نیست ، ترجمه قرآن اصل است . توضیح دهید .

نوشتم : من جلسه تفسیر نداشته­ ام . عمل به قرآن اصل است که باید به فرامینِ قرآن عمل شود و آن هم مقدور نیست مگر آنکه قرآن خوب فهمیده شود و برای فهمِ خوبِ قرآن باید از دانشمندان و تفاسیر و اهل بیت علیهم السّلام کمک گرفت و البتّه برای فهمِ خوب اوّل باید آن مطلب خوب فهمیده شود .

ـ شما گفته­ اید که « روزه » را لازم نیست حتماً در روز گرفت ، در شب هم می­ شود روزه گرفت ، توضیح دهید.

گفتم : مرا مسخره کرده ­اید ؟! اینها چه سؤالی است که از من می­ پرسید ؟

ـ گفت : نه ، اینها گزارشهایی است که برای شما شده است و باید رسیدگی شود .

نوشتم : اگر این واژه را از لحاظ فارسی بررسی کنیم ؛ گفته شده « روزه » نه « شبه » ! و از نظر عربی ، واژه « صوم » نظرِ صریح قرآن همان است که مسلمانان بدان عمل می ­کنند ، اصل سؤال هم یاوه است ... .

و ... .

نامه خانواده شهدا

به نام خدا     

حراستِ محترمِ سازمانِ آموزش و پرورش خراسان                                  5 / 1 / 1382

سلام علیکم

با خبر شدیم نامه ­ای مُنتسَب به خانواده شُهدای فرومد علیهِ برادرِ رزمنده و جانباز آقای مهدی یاقوتیان و همسرِ ایشان گزارش شده است . محتوایِ آن گزارش موردِ تأییدِ ما خانواده شُهدا نیست . اینکه از نامِ خانواده شُهدا علیهِ یک جانباز سوءِ استفاده شده ابرازِ تأسّف می ­نماییم . شکایت و شِکوه ­ای از نامبُرده و همسرش نداریم . بلکه موردِ تأییدِ ما بوده ، موفّقیّتِ آنها را از خداوند می­ خواهیم .

با مُهر ، اثرِ انگشت یا امضای ؛

حاج محمّد اکبریان (پدرشهید حسن اکبریان).......حاج نعمت خرّمی (پدرشهید علی خرّمی)

حاج علی حبیبی (پدرشهید عبّاس حبیبی)  ......حسن براتی (پدرشهید غلامرضا براتی)

حسین خیروی (پدرشهید محمود خیروی)....قربانعلی اسکندری (پدرشهید حسن اسکندری)

حسین شکوهی (پدرشهید علی­اکبر شکوهی)...علی ­اصغر شکوهی (برادرشهید شکوهی)

غلامرضا معینی (پدرشهید اسماعیل معینی).......علی ­اکبر معینی (برادرشهید معینی)

مهدی معینی (برادرشهید اسماعیل معینی)........سعید معینی (برادرشهید معینی)

باسمه تعالی ـ متن مندرج و امضاهای فوق که خانواده محترم شهدای فرومد هستند مورد تأیید است . عبّاس مهربانی عضو شورای فرومد 5 / 1 / 1382 

امضاهای فوق قابل قبول شورای اسلامی است .

                                                     نایب رئیس شورای اسلامی فرومد ـ سیّداحمد حسنی

 مُهر شورای اسلامی روستای فرومد 

نامه خانواده شهدا

بقیّه ­اش با ما !

سالها پیش زمانی که شوراها زیرِ نظرِ « جهادِ سازندگی » بود ، حسن فولادی ( که آن موقع فرمانده پایگاهِ بسیج بود ) یک روز به من و یک نفرِ دیگر گفت : دو نفر بازرس از شاهرود آمده ­اند ، نشانی بعضی افراد را می ­خواهند ، با اینها بروید و کمکشان کنید . ما آن دو بازرس را پیشِ امضاکنندگان که می ­­بُردیم غیر از یک نفر ( مرحومِ اصغر عربیون ) که آن هم امضایش را پس گرفت ، بقیه امضاکنندگان که با این پرسش مواجه می ­شدند :

اعتراضِ شما به حاجی رزّازان [ جهاد سازندگی شاهرود ] که انتخاباتِ شورای اسلامی فرومد را برگزار کرده و چند نفر رأی آورده­ اند ، چیست ؟

در پاسخ می­ گفتند : « ما اعتراضی نداریم ! فلانی این نامه را آورد گفت : شما موافقید که برادرِ من در کارخانه برق باشد ؟ گفتیم : باشد . گفت : پس این نامه را امضا کنید . ما هم امضا کردیم . »

حالا در روزِ جمعه 30 بهمن 1377 که انتخاباتِ شوراهای اسلامی شهر و روستا برای اوّلین بار به صورتِ سراسری برگزار شده ، وقتی عبّاس مهربانی به داخلِ حسینیّه برای رأی دادن رفته بود ، کفشِ مهربانی را برداشته بودند ! سیّدکریم هاشمی به من گفت : بعد از ظهر من خواب بودم ، خواب دیدم که کفش عبّاس را پشتِ دربِ حسینیّه قایم کرده­ اند .

عبّاس مهربانی می ­گفت : شب که معلوم شد من رأی آورده­ ام همان فرد ترسیده ، آمده بود پیشِ من ، عُذرخواهی می ­کرد و هی دست به کُتِ من می ­زد ، می ­گفت : ببین از این کُت چقدر گَرد بلند می ­شود . تو اهلِ تلاش و مردانگی هستی !  

دخترش که دانش­ آموزم بود با خواهرِ شهید شکوهی به منزلِ ما آمده بود می ­گفت : پدرم با فلانی به اصرار از من می­ خواهند که به عنوانِ دانش ­آموز علیه شما گزارشی بنویسم تا آنها بر آن مَبنا اقدام کنند . می ­گویند تو فقط یک چیزی بنویس ، بقیّه ­اش با ما ! می­ گفت : به پدرم می ­گویم : این همسایه ما که نیازمندند ، چرا تأیید نمی­ کنی که تحتِ پوششِ کمیته امداد دربیایند . فُحش می ­دهد ، می­ گوید : اینها باید جانشان دربیاید !

نه گمان بَرید هر که همنامِ پیامبر گرامی است ، بویی از آن بزرگوار بُرده است .

شیر را بچّه همی ماند بدو .......... تو به پیغامبر به چه ­مانی ، بگو ؟!

مثنوی معنوی ، دفتر دوم ، مولوی ، ص 267

از اینکه با صبر و حوصله تا آخِر داستان مرا همراهی کردید سپاسگزارم ،

دشمـــــنِ مـا را سعــــادت يـــار بــاد .......... روز و شب با عـزّ و شأنش كــار باد

هر كه كــافــر خـوانـد ما را گـو بخـوان ..........او ميــانِ مـردمـــــــان ، دينــــدار باد

هر كه خــــــاري مـي­ نهـــد در راهِ مـا .......... بـار الهــــا ؛ راهِ او گُـلــــــــــــزار بـاد

هر كه چـــاهـــي مي ­كَنَــد در راهِ مـا .......... راهِ او خـواهــم همـي همــــــوار باد

هر كه علـمِ و فضـلِ ما را منكـر است .......... ملك و مالـش در جهــان بسيــار باد

هر كه گويد: « بُرقعي » ديوانه است .......... گو كه ما ديـوانه ، او هــوشيــار باد!

ما نه اهـلِ جنگ و ني ظلـم و نه زور .......... دادخـواهِ ما به عُقبي ، قادرِ جبّـار باد

بُرقعي

گزارشی از پنج ماه کار در شورا

گزارش مختصری از پنج ماه کارِ من در شورا

سرو بیزه

طبقِ قانون ، روستاهایی که جمعیّتِ کمتر از 1500 نفر دارد ، اعضای شورای اسلامی آنها 3 نفر می­ باشد . همچُنین روستاهایی که بیشتر از 200 خانوار جمعیّت دارد ، حدّاقلّ مدرکِ علمی آنها باید دیپلم متوسّطه باشد . بنابر این به علّتِ کاهشِ جمعیّت ، تعدادِ اعضای شورای اسلامی روستای فرومد از 5 نفر به 3 نفر کاهش یافته است .

اکنون که همه اعضای شورای اسلامی فرومد باید حدّاقلّ مدرکِ علمی آنها دیپلم متوسّطه باشد جا دارد به عنوانِ مطالبه مردمی و منطقی در آینده به صورتِ مستقلّ یا با مشارکتِ دهیاری روستا ، وبلاگی داشته باشند و طرحها و خدماتی که انجام می ­دهند به اطّلاع مردم برسانند . مردم هم در جریانِ آنها قرار گیرند و نظرِ خودشان را بیان کنند . در واقع تبادلِ نظر و تعاملِ بینِ اعضای شورا و دهیاری با مردم بیشتر شود .

شاید بعضی از خواندنِ این گزارشِ مختصر حوصله ­شان سر برود و بگویند : خُب که چی ؟

از انتشارِ این گزارش چند هدف دارم ، یکی از آن اهداف ، پاسخ به کسانی است که این روزها زبان به اعتراض از اعضای شورای اسلامی گُشوده­ اند . اینکه کارِ اعضای شورای اسلامی قابلِ نقد و بررسی است ، یک حرفِ منطقی است . ولی نادانسته و بی ­مورد حرف زدن و گفتنِ اینکه اعضای شورا هیچ کاری انجام نداده ­اند ، حرف منطقی نیست . تا به حال از اعضای شورای کدام دوره سپاسگزاری شده است ؟ از زحماتِ کدامشان قدردانی شده است ؟ عضو شورایی که در روستا بی ­مُزد و منّت کار می ­کند و از آنچه فکرش می ­رسد و توانایی دارد دریغ نمی ­کند . لُغاز خواندن دارد ؟ نمی­ خواهم بگویم ؛ اعضای شوراها تا کنون بی ­عیب و اِشکال بوده­ اند ، می ­گویم : آیا ما در برابرِ حدّاقل کاری که انجام داده ­اند ، سپاسگزار بوده ­ایم ؟ تشویق و تشکّر داشته ­ایم ؟ یا طلبکار بوده ­ایم ؟

افرادِ عضوِ شورا ، ناشناخته که نبوده ­اند ، مردم میزانِ توانایی آنها را می ­دانسته ­اند و به آنها رأی داده­ اند ، اعتراض وقتی است که آنها وَعده­ ای داده باشند و شرایط هم برای عملی شدنِ وعده از بین نرفته باشد و آنها کوتاهی کرده باشند یا ... .

یک بار برادرم کتابی اخلاقی از مرحومِ مجتبی موسوی لاری می­ خواند در آنجا متنی بدین مَضمون آمده بود : « به شرکتِ برق تلفنی تماسّ گرفتم ، گفتند : بفرمایید . گفتم : برق قطع شده بود ، زحمت کشیدید وَصل کردید ، خواستم از شما تشکّر و قدردانی کنم . اگر تلاشِ شما نبود ما الآن در تاریکی بودیم . تعجّب کرده بودند که ؛ این اوّلین بار است یک نفر تشکّر می ­کند ، تلفنها همیشه اعتراض و بد و بیراه است که چرا برق قطع شده است ؟ »

یک بار از عبّاس مهربانی پرسیدم : در مدّتی که مسئول آبرسانی فرومد بودی و آب با مشکل مواجه می ­شد بعد تلاش می ­کردی یا با شاهرود تماسّ می­ گرفتی که بیایند مشکل را رَفع کنند هرگز کسی تماسّ گرفت و تشکّر کرد ؟ گفت : نه بابا ؛ فقط از بس فحش و بَد و بیراه می ­دادند مجبور بودم گاهی تلفنِ خانه را قطع کنم .

در سالِ 1377 که انتخاباتِ شوراهای اسلامی شهر و روستا برای اوّلین بار به صورتِ سراسری برگزار شد من هم به عنوانِ عضوِ شورای اسلامی فرومد انتخاب شدم و کار رسمی شورا از نُهم اردیبهشت 1378 آغاز شد . من از مهرِ 1376 به عنوانِ دبیرِ آموزش و پرورش به ( صورتِ انتقالِ موقّت به آموزش و پرورش سمنان ـ میامی ) فرومد آمده بودم ، در مهرِ 1378 با درخواستِ انتقالِ موقّتِ من از طرفِ آموزش و پرورش میامی موافقت نشد پس مجبور به بازگشت به محلِّ دایمی خدمتم شدم .

بر روی سرو بیزه

در اینجا گزارش مختصری از کارهای انجام گرفته از 9 / 2 / 1378 تا 31 / 6 / 1378 را می­ بینید .

پنجشنبه 9 / 2 / 1378 ـ اوّلین جلسه شورا در دهداری ( انتخابِ هیئت رئیسه ) و افتتاحِ دفترِ شورا

جمعه 10 / 2 / 1378 ـ با مهربانی پیش مقیمی رفتیم که به فرومد روزنامه بیاورد .

یکشنبه 12 / 2 / 1378 ـ رفتن به بخشداری و کمیته امداد در میامی ، صحبت با امینی متصّدی حمّام عمومی در دفتر شورا

دوشنبه 13 / 2 / 1378 ـ قرارداد بستن با مرتضی بازیار برای حمّام عمومی ( تهیّه هفتاد و پنج هزار تومان برای سوخت اوّلیّه )

سه­شنبه 14 / 2 / 1378 ـ اخطار به یکی از نانواها ، به جهتِ ندادنِ نان به یک مسافرِ غیرفرومدی

چهارشنبه 15 / 2 / 1378 ـ جلسه با شورای اسلامی و شهردار جُغتای در دفترِ شورا ـ بازدید از جادّه و مسیل ـ تحویلِ آیین ­نامه شوراها با فرمهای سربرگ­دار

پنجشنبه 16 / 2 / 1378 ـ بازدید از مسیلِ اصلی روستا ( با برزگر ، نجّاری ، قربانِ نصیری ، عبّاسِ اعتمادی ، حاجّ علی حبیبی ) . ناظر بر کار بلدوزر در اتّصال جادّه منیدر به فرومد ، بازرسی از حمّام

جمعه 17 / 2 / 1378 ـ حضور در محلّ خرابی لوله آب که بلدوزر کَنده است . با مهربانی ، صحرایی و نجّاری از ترکیدگی لوله حمّام بازرسی شد و 20 عدد لامپ جهت روشنایی حمّام تهیّه شد .

شنبه 18 / 2 / 1378 ـ بررسی مَفادی از آیین­ نامه اجرایی شوراهای اسلامی روستا

دوشنبه 20 / 2 / 1378 ـ با مهربانی و چند نفر پیگیرِ رفعِ شکستگی لوله آب  

سه­شنبه 21 / 2 / 1378 ـ نوشتنِ قراردادِ مکانِ جدیدِ شورا ، درست کردنِ سماورگازی ، جلسه برای رفعِ مشکل ( صادقی ، اخوین ، اکبرحیدری ، طباطبایی )

جمعه 24 / 2 / 1378 ـ بازدید از سیل ­بند با جواد نجّاری و مهربانی

شنبه 25 / 2 / 1378 ـ رفتن به محلِّ سیل­ بند با هادی و راننده بلوزر جهتِ ایجادِ بریدگی لازم در سیل­ بند ، جلسه با امینی و دهدار .

یکشنبه 26 / 2 / 1378 ـ پیگیری تخته و میل ­گِرد و نبشی جهتِ نیمکت برای حمّام

دوشنبه 27 / 2 / 1378 ـ پیگیری جهتِ رَفعِ مشکلِ استعلامِ بانک ( نامه شماره 49 ـ 27 / 2 / 1378 )

چهارشنبه 29 / 2 / 1378 ـ جلسه در دهداری برای شورای بخش

پنجشنبه 30 / 2 / 1378 ـ رفتنِ به میامی و شرکت در انتخاباتِ شورای بخش ( منتخبین ؛ طالع­ زاری ، حسینی ، محمّدی ­راد ، گودرزی ، میرخانی ) ، بعد از ظهر حضور در دفترِ شورا .

­شنبه 1 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، تماسّ تلفنی با بُنیادِ مسکن و فَکس نامه نصیری .

­یکشنبه 2 / 3 / 1378 ـ تهران ، همایش سراسری شوراهای اسلامی در ورزشگاهِ آزادی ( سخنرانی آقای موسوی لاری ؛ وزیر کشور و آقای سیّد محمّد خاتمی ؛ رئیس جمهور )

­چهارشنبه 5 / 3 / 1378 ـ جلسه در شورا و گرفتنِ تصمیمات در موردِ وضعِ عوارض و مسئله مکانِ شورا

پنج­شنبه 6 / 3 / 1378 ـ رفتن به مکانِ بنّایی شورا ، جلسه در شورا جهتِ تسویه حساب با صالح ، پیگیری مسئله قلیچ ، صحبت با گندمی در موردِ نانوایی .

جمعه 7 / 3 / 1378 ـ رفتن به مکانِ بنّایی شورا ، پیگیری مسئله قلیچ ( با عبّاس مهربانی )

­شنبه 8 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، تماسّ تلفنی با آقای مقدّس در موردِ دهداری .

­یکشنبه 9 / 3 / 1378 ـ رفتن به میامی ، تایپ و تکثیر فرمهای شورا ، بعد از ظهر شرکت در جلسه شورا .

­سه­شنبه 11 / 3 / 1378 ـ پیگیری نامه صالحی در موردِ دهداری

­چهارشنبه 12 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، تماسّ تلفنی با بُنیادِ مسکن در جلوگیری از ساخت و سازهای غیرقانونی ، جلسه بهداشتِ محیط در دهداری ( مهندس معمار ، آقای علیجان ، محسن برزگر )

­پنجشنبه 13 / 3 / 1378 ـ بُردنِ ترانس به دفترِ شورا برای جوشکاری ، حضور در محلِّ چاهِ عمیق ( از سازمان آب آمده بودند . ) ، رفتن جهتِ حلِّ اختلاف زمینِ اعتمادی در صحرای رودبار ، شرکت در جلسه اطعامِ کمیته امداد .

جمعه 14 / 3 / 1378 ـ پیگیری جوشکاری در دفتر شورا ، پیگیری مشکلِ قلیچ ، حلِّ مشکلِ آب با اسکندری در پاسگاه .

­­شنبه 15 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

­یکشنبه 16 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، پیگیری در موردِ رنگ شدنِ دربِ دفترِ شورا ، اطّلاع به حسینی در موردِ نمره انضباط دانش­آموزان .

چهارشنبه 19 / 3 / 1378 ـ تصمیم گیری در مورد فرمهای معرّفی جهتِ دریافتِ وام

­پنجشنبه 20 / 3 / 1378 ـ پیگیری نامه اولیای دانش ­آموزان ، پیگیری در موردِ نانوایی

شنبه 22 / 3 / 1378 ـ حسابرسی شورای اسلامی سابق ( مادّه 93 قانونِ تشکیلات ، وظایف و انتخاباتِ شوراهای اسلامی سراسرِ کشور )

­سه­شنبه 25 / 3 / 1378 ـ نامه کمیته امداد ، با مهربانی و مهندّس فاضلی صحبت شد . 

­چهارشنبه 26 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

­پنجشنبه 27 / 3 / 1378 ـ پیگیری جهتِ رفتن به مزینان

­­شنبه 29 / 3 / 1378 ـ رفتن به مزینان ( با حسین همّتی ، عبّاس مهربانی ، محمّد فیضی ) ، نامه به مهاجرانی و خاتمی ، حضور در جلسه فیروزآباد ( فرماندار ، نماینده مجلس و سایرِ مسئولین شاهرود )

­یکشنبه 30 / 3 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، نوشتنِ نامه­ های متعدّد

­چهارشنبه 9 / 4 / 1378 ـ توزیعِ کالا برگِ / کوپن مرحله یازدهم ؛ در شرکتِ تعاونی روستایی

جمعه 11 / 4 / 1378 ـ توزیعِ کالا برگِ / کوپن مرحله یازدهم ؛ در شرکتِ تعاونی روستایی

­شنبه 12 / 4 / 1378 ـ توزیعِ کالا برگِ / کوپن مرحله یازدهم ؛ در شرکتِ تعاونی روستایی

­یکشنبه 13 / 4 / 1378 ـ توزیعِ کالا برگِ / کوپن مرحله یازدهم ؛ در شرکتِ تعاونی روستایی

­سه­شنبه 22 / 4 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، بررسی نامه ­ها ، هیچ کدام فرستاده نشده است .

­چهارشنبه 24 / 4 / 1378 ـ تکمیلِ نامه

جمعه 25 / 4 / 1378 ـ حضور در منزلِ نصیری و بررسی مشکل ، نامه تعریض پُل ، ارسالِ نامه­ ها

­شنبه 26 / 4 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، با همّتی جهتِ بررسی وضعیّت مدرسه رفتیم کسی نبود .

­یکشنبه 27 / 4 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، تماسّ با اسماعیلی اداره ارشادِ شاهرود برای کتابخانه

­سه­شنبه 29 / 4 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، نامه برای آسفالتِ جادّه و ... .

­چهار­شنبه 30 / 4 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، بحث در موردِ چاهِ عمیق ، پاسگاه ( آرد )

پنجشنبه 31 / 4 / 1378 ـ بازید از آسفالتِ جادّه ( با مدّاحی ، مهربانی ، فردوسی )

­شنبه 2 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، حضور و اعتراضِ مالکینِ قَنَوات برای چاهِ عمیق

­یکشنبه 3 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، نامه پاسگاه ( زمینِ صادقی ) ، بازدید از جادّه

سه­شنبه 5 / 5 / 1378 ـ توزیعِ کالا برگِ / کوپن مرحله یازدهم ؛ در شرکتِ تعاونی روستایی ، رسیدنِ نامه وزارتِ ارشاد ( مجموعه آثارِ دکتر شریعتی )

­چهار­شنبه 6 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، بازدید از مَسیلِ شهرستان و آبِ ادارات

پنجشنبه 7 / 5 / 1378 ـ تماسّ با نصرتی برای فروشگاه ( کارخانه برق ) و پارکِ روستا

جمعه 8 / 5 / 1378 ـ نامه به اُستاندار در موردِ آرد و نان ، نامه به وزیرِ کشور ( پیشنهادِ نشریّه برای شوراها ) ، بازدید از حمّام با مهربانی و پیگیری مهدِ کودک ، صحبت با شهردارِ جُغتای

­­شنبه 9 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

­یکشنبه 10 / 5 / 1378 ـ حضور در دبیرستانِ سمیّه ( با صحرایی و همّتی ) و پیگیری مشکلِ دانش آموزان

­چهار­شنبه 13 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، بازدید از حمّام با نصرتی و نجّاری

پنجشنبه 14 / 5 / 1378 ـ میامی و شاهرود ، با بخشدار صحبت شد قرار شد دوشنبه آینده با حراست فرمانداری به فرومد بیایند . برگه ­های شورا زیراکس شد . دستگیره پشتِ دربهای حمّام خریداری شد ( 30 عدد ) .

­­شنبه 16 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، چند عدد نامه نوشته شد ،کسری دستگیره پشتِ دربهای حمّام تک تک بررسی شد .

یکشنبه 17 / 5 / 1378 ـ حضور در جلسه دهداری ( بررسی مشکلِ درمانگاه با حضورِ ؛ دکتر نجفی ، کلانتری ، سعادت و معتمدین ) ، جلسه در جهادِ سازندگی با علی ­آبادی در موردِ آسفالت

سه­شنبه 19 / 5 / 1378 ـ جلسه با بخشدار و کمیته امداد در دهداری

­چهار­شنبه 20 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، جلد کردنِ کتابهای دکتر شریعتی

پنجشنبه 21 / 5 / 1378 ـ جلد کردنِ باقیمانده کتابهای دکتر شریعتی

شنبه 23 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

یکشنبه 24 / 5 / 1378 ـ نامه کتابخانه و پمپِ بنزین ( تماسّ تلفنی ) ، نامه مدرسه ( 3 مورد )

­چهار­شنبه 27 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، جلسه انتخاب دهیار  ( مجتبی معینی ) ، بُردن کتابها به دفترِ شورا ، جلسه در موردِ نانوایی اسدیان ، بازدید از سیمِ برقِ کَنده شده رو به­ روی مسجد نبیّ اکرم

شنبه 30 / 5 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

دوشنبه 1 / 6 / 1378 ـ حسینیه ( آیت الله واعظی )

چهار­شنبه 3 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا ، تعویضِ متصدّی کتابخانه

پنجشنبه 4 / 6 / 1378 ـ پیگیری کتابخانه ، میل­گِرد حمّام و شورا ، انتقالِ صندلیهای کتابخانه قبلی به شورا

جمعه 5 / 6 / 1378 ـ پیگیری چند نامه در موردِ برق و ... .

شنبه 6 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

چهار­شنبه 10 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

پنجشنبه 11 / 6 / 1378 ـ تلفن به بخشداری ( در موردِ مجتبی معینی )

شنبه 13 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

چهار­شنبه 17 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

شنبه 20 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

چهار­شنبه 24 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

پنجشنبه 25 / 6 / 1378 ـ رفتن به معدن و صحبت با رحیمی مدیر عامل ( با مجتبی معینی ، رضا نصرتی ، عبّاس مهربانی ) ، حضور در منزلِ یوسفیان ، اَخوین و هاشمیانپور برای بررسی و رفعِ مشکل

چهار­شنبه 31 / 6 / 1378 ـ حضور در دفترِ شورا

در نگاه من

این مطلب را باید در نظر داشت که در آن موقع دهیار در کار نبود ، دهدار هم زیرِ نظر بخشداری بود نه شورا ، از شورای حلِّ اختلاف هم خبری نبود . شرکت نکردنِ در مجلسِ ترحیمِ کسی هم در محیطِ روستا به عنوانِ بی ­اعتنایی عضوِ شورا تلّقی می ­شد . شاید بعضی گمان کنند چند مورد بازرسی از حمّام صحّت نداشته باشد ! در این مورد باید گفت : با روی کار آمدنِ شورا ، امینی متصدّی حمّام ( دو باب حمّام عمومی مردانه و زنانه و دو باب حمّام خصوصی جمعاً حدود 30 دوش ) ، کنار کشیده و حمّام تعطیل شده بود ، صالح متصدّی قبلی حمّام قسمتِ رختکنِ حمّامِ عمومی زنانه و دو اُتاق را منزلِ مسکونی کرده و تخلیه نکرده بود ، یکی از مغازه­ های حمّام در دستِ یک نفر به عنوانِ تعمیرِ رادیو و وسایلِ الکترونیکی بود و هیچ هزینه ­­ای پرداخت نمی ­کرد ، یکی از مغازه های دیگر را یکی از مدیرانِ مدارس ، لوازم ­التّحریر فروشی کرده بود و او هم هیچ اجاره ­ای نمی ­داد ، اوضاع داخلی حمّام به هم ریخته بود . یک کلیدِ حمّام در دست ... بود . دستگیره ، لامپ ، نیمکت و ... لازم داشت ، بازیار برای شروعِ کار می ­گفت : یک تانکرِ سوخت برای حمّام هفتاد و پنج هزار تومان می­ شود ، به من بدهید وقتی پولش از مردم به دستِ من رسید به شما می­دهم . ( ۶۵۰۰۰ تومان این مبلغ را من و ۱۰۰۰۰ تومانش را رضا نصرتی داد . )

تعداد زیادی از مردم هر روز جهتِ تأیید و معرّفی به بانکِ ملّت و کشاورزی برای گرفتنِ وام می ­آمدند .

برای آنکه بتوانم نامه ­ها را بنویسم ، 21 کلمه تکراری نامه ­ها را تایپ و تکثیر کرده بودم و در نوشتنِ هر نامه 21 کلمه جلو بودم ! بعد از رفتنِ از فرومد تا زمانی که عضوِ عَلی البَدَل به جای من بیاید ، بعضی وقتها به فرومد می آمدم و در جلسات شرکت می ­کردم یا نامه­ ها را می ­نوشتم و ... .

کسانی که از خواندن این موارد خسته می ­شوند با انجام دادنِ آن چه کار می ­کنند ؟

شاید خیلی ­ها ندانند که در مدّتِ پنج ماه این کارها انجام گرفته ، ولی وقتی اطّلاع ­رسانی شود ، نگاهشان فَرق کند . راستی مُزدِ این خدمات و پاداشِ این تلاش چه بود ؟