آبان ماه 1395 در « خطّۀ فریومد / فرومد » مقاله­ای با عنوانِِ « حسینیّه­ ها در فرومد » نوشتم که حاوی نقدها و پیشنهادهایی بود ، یکی از آن موارد این بود که ؛ چرا باید برای روضه خوانی که آن را در ادامۀ کار پیامبری می دانند هزینه دریافت کنند و ...

همان وقت یکی از خوانندگانِ محترم چند پرسش داشت که بر حسبِ اولویت پاسخِ اوّلین پرسشِ آن را در همین خطّه با عنوان  « پاسخ به یک پرسش » نوشتم :

یکی از خوانندگانِ محترمِ وبلاگ و کانال خطّۀ فریومد / فرومد در بارۀ موضوع قبلی که درج شده ، چند مطلب از من پرسیده است یکی از پرسشهای ایشان این است :

ـ شما بفرمایید واسه یک روحانی اگر حقوقی جمع نشود از کجا زندگیش را تأمین نماید ؟

در یادداشتهای استاد مطهّری ، ج 1 و ‏6 ، در این موضوع رفرنسهایی ( ارجاعهایی ) داده شده است .و به این پرسش ، پاسخ داده است ، یعنی هم خودِ شهید مطهّری چُنین دیدگاهی دارد و هم برای دیدگاهِ خودش از سخنانِ « محدّث نوری » و « شهید بهشتی » استفاده کرده است . من هم در پاسخ از همان سخنانِ شهید مطهّری بهره جُستم .

پاسخ این پرسش را از زبانِ شهید مطهّری بشنویم :

در یادداشتهای استاد مطهّری ، ج 1 و ‏6 ، در این موضوع رفرنسهایی ( ارجاعهایی ) داده شده است .

اُجرتِ مؤذّن را از اقسامِ سُحت شُمرند ... و  روضه خوان ...

لؤلؤ و مرجان ، میرزا حسین نوری طبرسی ، ( محدّث نوری ) ، انتشارات فراهانی ، چاپ اوّل ، 1391 ، ص 32 ـ 33

چرا در رسالتِ اُجرت نیست ؟

اساساً بزرگترین اشكالِ روحانیّت یا یكی از بزرگترین اشكالات این است كه منبر شغل و حِرفه و كاسبی است و در نتیجه افرادی كه واقعاً علاقۀ معنوی به دین ندارند و اخلاصی در كارشان نیست به حُكمِ اینكه از عهدۀ صنعت و هنرنمایی منبری بر می ­آیند این شغل را در میانِ مشاغل انتخاب می ­كنند و بدیهی است كه كاسب دنبال این است كه طوری معامله كند كه سودِ بیشتر ببرد و كاری ندارد به اینكه نتیجه برای دین و برای مصلحتِ مردم چیست ؟

یادداشتهای استاد مطهّری جلد یك‏

مشکلِ اساسی در سازمان روحانیّت

ده گفتار ، شهید مرتضی مطهّری ، انتشارات صدرا ، چاپ چهارم ، پاییز 1367 ، ص 278 ـ 315

روحانیّت در اسلام و در میانِ مسلمانان

این مقاله در کتابِ « بحثی درباره مرجعیّت و روحانیّت » به قلمِ جمعی از دانشمندان در سالِ 1341 بعد از وفاتِ حضرت آیت الله العظمی بروجردی توسط شرکت سهامی انتشار ، به چاپ رسید

بحثی در بارۀ مرجعیّت و روحانیّت ، به قلم جمعی از نویسندگان ، شرکت سهامی انتشار ، 1341 ، ص 129 ـ 161

بعد از آن چند نمونۀ دیگر با عنوانِ « چند نمونۀ عملی برای مواردِ قبلی » از کتابهای شهید مطهّری و دیگر علما که در این زمینه بود ، بر این مطلب افزودم با این عنوانها :

 کار و  احساس شخصیّت

تعلیم و تربیت در اسلام ، شهید مطهّری ، انتشارات الزّهرا ، 1366 ، ص 270 ـ 271

قسمتی از  شرح حال حاج آخوند ملّا عبّاس تربتی

فضیلتهای فراموش شده ، ( شرح حال حاج آخوند ملّا عبّاس تربتی ) ، حسینعلی راشد ، انتشارات اطّلاعات ، چاپ هجدهم ، 1382 ، ص 103 ـ 104 

 وضع‌ تحمّل ‌و بردباري ‌علاّمه‌ در شدائد و گرفتاريها

مهر تابان ـ آیة الله سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی

در ادامۀ مطلبِ قبلی ـ مسئلۀ ارتزاقِ اهلِ عِلم

خاتمیّت ، شهید مطهّری ، انتشارات صدرا ، چاپ 34 ، 1394 ، ص 102 ـ 105

قسمتی از  زندگینامۀ آقا نجفی قوچانی

سیاحت شرق یا زندگینامۀ آقا نجفی قوچانی ، تصحیح ؛ رمضانعلی شاکری ، انتشارات امیرکبیر ، چاپ ششم ، 1378 ، ص 44 و ص  74 ـ 76 و  ص 530 ـ 531 و ص 534 ـ 535

یک تجربۀ عینی ـ حاج شیخ احمد نجف ­آبادی

 آشنایی با قرآن / 9 ، شهید مطهّری ، انتشارات صدرا ، چاپ اوّل ، 1380 ، ص 163 ـ 165

🌴شهید مطهّری در سال 1341 یعنی بیش از پنجاه سالِ پیش گفته است :

🌺 « در قدیم سطحِ فکرِ مردم پایین بود ، کم تر در مردم شکّ و تردید و سؤال پیدا می  شد ، حالا بیشتر پیدا می  شود . طبیعی است وقتی که فکر ، کمی بالا آمد سؤالاتی برایش طرح می  شود که قبلاً مطرح نبود . باید شکّ و تردیدش را رفع کرد و به سؤالات و احتیاجاتِ فکری  اش پاسخ گفت . نمی  شود به او گفت : برگَرد به حالتِ عوامّ ، بلکه این خود زمینۀ مناسبی است برای آشنا شدنِ مردم با حقایق و معارفِ اسلامی . با یک جاهلِ بی  سواد که نمی  شود حقیقتی را به میان گذاشت .

بنابراین در هدایت و رهبری نسلِ قدیم که سطحِ فکرش پایین  تر بود ما احتیاج داشتیم به یک طرزِ خاصّ بیان و تبلیغ و یک جور کتابها . امّا امروز آن طرزِ بیان و آن طرزِ کتابها به درد نمی  خورد ، باید و لازم است رِفُرم و اصلاحِ عمیقی در این قسمتها به عمل آید ، باید با منطقِ روز و زبانِ روز و افکارِ روز آشنا شد و از همان راه به هدایت و رهبری مردم پرداخت .

 نسلِ قدیم اینقدر سطحِ فکرش پایین بود که اگر یک نفر در یک مجلس ضدّ و نقیض حرف می  زد کسی متوجّه نمی شد و اعتراض نمی  کرد ، امّا امروز یک بچّه که تا حدودِ کلاس 10 و 12 درس خوانده همین که برود پای منبرِ یک واعظ ، پنج شش تا و گاهی ده تا ایراد به نظرش می  رسد . باید متوجّه افکارِ او بود و نمی  شود گفت : خفه شو ، فضولی نکن . »

 ده گفتار ، انتشاراتِ صدرا ، چاپ چهارم ، 1367 ، ص 215  

در این میان یکی از فرومدیها که در فضای مجازی خود را با نامهای مستعار معرّفی می کند و ادّعا دارد که 20 سال درس دین خوانده و در علم کلام تخصّص دارد ( به جهتِ دیدگاه من و درج سخنان شهید مطهّری و شهید بهشتی و محدّث نوری و آقا نجفی قوچانی و ...  ) در تلگرام شخصی من نوشته است :